یک سال می شود در آرزوی دیدار شهری بودم که “لیلا حاتمی” یک سال پیشترش “گوی بلورین” را در آن دریافت کرد. دو دهه پیشتر هم، مخملباف جایزه ویژه هیات داوران را به خاطر فیلم “ناصرالدین شاه آکتور سینما” در همین شهر دریافت کرد. این بود که امروز، به همراه چند نفر از همسفرانم به …
از دیدار کسی می آیم که روزی نالیده بود از “… روسپی نامردمان در کار …” نیست دیگر، نپرسید کیست. اما فردا عازم می شویم برای زیارت شهری که در خیالم فضایی دارد فراتر از واقعیت، و این نیست جز به خاطر صاحب قبری که در گورستان “ژیژکوف” Zizkov آرمیده. حرف “سوررئال” که به میان …
لطفا بر روی —-> richard کلیک کنید و بخوانید.
متن زیر توسط “سمیرا فلاح” برای بنده ایمیل شده. این متن مربوط می شود به سفر “سمیرا” و همسرش، “محمدرضا افشاری” (هر دو از اعضای انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران) به دور مرزهای ایران که با شعار “ایران، مرز مهمان نوازی” انجام گرفت. ……………………………………………….. خانواده آقای “جهانگیری” در هنگام سفر “ایران، مرز میهمان نوازی” …
در اتاق شماره ۲۲۶ هتل سناتور شهر “وین” بر روی تخت دراز کشیده ام. چند ساعتی هست که به دلیل سردرد و همچنین زانو درد ناشی از راه رفتن ها و ایستادن های بسیار در این ۲۰ روز اخیر، توان انجام هیچ کاری را ندارم. سردرد که همیشه با من هست، اما زانو درد گاهی …
این لوگو، نشانی مرتبط با تمامی مراکز گردشگری شهر نورنبرگ است. نشانی که در ذهن من تداعی کننده نوار الکترو کاردیوگرام است. اصولا ذهن یک یوزپلنگ توانایی آن را دارد که هرچیزی را شکل چیز دیگری ببیند. این توانایی حاصل زندگی پر مخاطره یوزپلنگ آسیایی است، همان چیزی که آنها را از یوزپلنگ های آفریقایی …
دیروز وقتی می خواستیم “رم” را ترک کنیم، متوجه شدیم که دزدها شب قبل آمده اند و در صندوق اتوبوس (مکان استقرار چمدان ها) را باز کرده اند و دو چمدان راننده را دزدیده اند. یعنی یک مرتبه نشد ما به ایتالیا بیاییم و رفقا راحتمان بگذارند. امروز هم با قایقران یک “گوندولا” بحث کردم. …
“رُم” بودیم و فردا به “ونیز” می رویم. بخشی از جاذبه های رمانتیک شهر در دست تعمیر است، از جمله چشمه عشاق و پله های اسپانیا. این شد که فرصت نشد شبی را در کنار fontana de trevi بنشینیم، دستی در گردن شهر بیندازیم و نگاه رد و بدل کنیم. “رُم” یک “مدیوم” است. فصلی …
در این دو روز که ننوشتم، از “نیس” به “فلورانس” رفتیم. یک شب ماندیم. حالا هم به رُم” آمده ایم. تازه رسیده ایم. سه شب هم می مانیم. در این دو روز حسابی خسته شدم. راهنمای تور بودن کار ساده ای نیست. هر چقدر بیشتر بخواهی وقت بگذازی برای همسفران، بیشتر توانت تحلیل می رود. …
این پنجره اتاق امشب هم باعث شده که بنویسم. پنجره است دیگر، خاصیتش همین است. می گویند “پنجره” استعاره ای است از “پنج رَه” و این خود به پنج حس آدمی اشاره دارد. یعنی همان طور که آدمی با پنج حس وجودش عالم را ادراک می کند، یک اتاق هم از راه پنجره عالم بیرون …
در “نیس” هستیم. هرچند که آدم انتظار دارد در “نیس” نباشد تا باشد. منظورم این است که “نیس” به “نیست” نزدیکتر است و بیشتر محتمل است به “نیستن” تا “هستن”. به هر حال، نمی دانم چه شده که ما هستیم. فعلا که هستیم در خدمتتان. بگذریم. عرض کنم که احساس می کنم، فقط احساس می …
ساعت ۱۴:۳۰ منزل “جکی” را ترک کردم که بروم سه خیابان آنطرف تر و سوار اتوبوس به مقصد فرودگاه “ژنو” بشوم. کوله پشتی بر دوش، چمدانم را بر روی زمین می کشیدم و راه می رفتم. آنجا بود که چند متر جلوتر، به پیاده رو نگاه کردم و دیدم دو جوان و یک پیرزن آنجا …
حدود ۶ ساعت دیگر “ژنو” را به مقصد “نیس” ترک می کنم تا با گروه دوم از همسفرانم برای اجرای تور ۲۹ روزه همراه شوم. گروه اول دیروز صبح زود به ایران برگشته اند. تقریبا تمام دیروز را (زیر نم نم باران) در کنار دریاچه و در کوچه های شهر “ژنو” قدم زدم. دیشب هم …