اودیپوس زیر صلیب ایستاده بود. همچنان که به بدن عریان مسیح نگاه میکرد، در فکر حل معمای جدیدی غیر از معمای ابوالهول بود. قضییه چهارپا و دوپا و سه پا را فهمیده بود، اما یک پای صلیب را نه. در همین حین سن جورج به تاخت از راه رسید و از اسبش پیاده شد. نیزه سرباز …
شب چله که شد با فال حافظ عزم سر کوی یار کرد. نار تهرانی از سفره برداشت و قدم در راه سفر نهاد. مقصد بلاد پهلویان بود. بر بلندای سبلان شد و زمزمه باد صبا را شنید. از آنجا به شیز رفت و در آتشخانه نماز کرد. به یاد رادمردی بابک به بَذ رفت و …
بامداد برخاست، کوزه را از بالای سرش برداشت و ثلاثه غسالهاش را نوشید. آنگاه دست در دسته کوزه به مسیری رفت نامعلوم چون فراری شدهای رفت بیسامان نَجُست راه هموار به نیمه روز درنگی کرد و خمسه هاضمه را درکشید. آهی کشید! چنان اندیشید که دیریست کس بر او نگران نیست و افتاده است از …
گفتهاند: “تنها صداست که میماند.” به نطرم این جمله همانند جملهی “هنر نزد ایرانیان است و بس”، قابل نقد است. اصولا هر جمله قصاری همچنان که از واژه خود “قصار” برمیآید دارای قصور و نقص است. من معانی و تفسیرهای مختلف هر دو جمله ذکر شده را میدانم، اما به نقص هر دوی آنها نیز واقفم. …
باد بیابان تار، صد و بیست روز سیستان را شلاق میزند. چه امید داری که در دشت ناامید، علف شور نروید؟!
از پادشاهی دماوند تا به جمهوری زاینده رود از چشم انداز آن گنبد مینا تا به جریان این جوی می، چه اسطورههای زمستانی به بهانهی بهارهای افسانهای شنیدیم. اما حالا دیگر میدانیم: نمایش خون سیاوش، حکایت آشنایی است از سایهی پیکرهای نصب شده بر سردر هفت شهر بیعشقی. حالا میدانیم: از زمان قماربازی مولانا، چنان …
حکیم حکم “۹۳” شاه را که دریافت کرد قدم زنان خودش را رساند به بیابانی در نزدیکی. در فکر کلاهی بود که به سرش رفته، که ناگهان نگاهش به سمت “کلاه میرحسن” که در آن بیابان روییده بود، چرخید. درنگی کرد و نشست. دستی پیش برد و به سَر گل کشید، که خاری دستش را …
واژه “نون” (منظور نان نیست) در فارسی همان است که در انگلیسی به آن میگوییم now که خودش ریشه new است و new میشود “نو” در فارسی. نو یعنی جدید، چیزی که تقریبا همین حالا به وجود آمده و نون یعنی اکنون، همین حالا از طرفی “نوز” در فارسی یعنی تا حالا، تا اکنون و …
“برای ایمان آوردن به کیشِ کیشْ باید به قشم قسم خورد.”
همیشه همسفران گرامی و دوستان محترم از من در رابطه با سفرهای آینده میپرسند. لطفا با کلیک بر روی فایل زیر، برنامه سفر نوروز ۹۸ با شرکت خدمات مسافرتی “ایوار” را دانلود کنید: European Imperial 25 – Detailed Itinerary این سفر به مقصد شهرهای بوداپست، براتیسلاوا (بدون اقامت)، وین، لدنیس (بدون اقامت)، پراگ و برلین …
۱- “سپس جنازه را آوردند. جنازه را در میان درختان ترنج و نارنج و لیمو قرار داده بودند، شاخهها پر از میوه بود و درختها را چند تن حرکت میدادند، چنان که تو گویی جنازه در میان باغی حرکت میکند.” ۲- “میوه در اصفهان فراوان است، از جمله زردآلوی بینظیری که قمرالدین نامیده میشود و …
“شایع است که چادر سال آینده از بین خواهد رفت. امیدوارم حقیقت نداشته باشد، زیرا کشور به هیچ وجه آماده چنین حادثهای نیست.” بخشی از سفرنامه خانم “مریت هاکس” در کتاب “ایران، افسانه و واقعیت” در سال ۱۹۳۵ میلادی، همزمان با پادشاهی رضاشاه
“دُژَم” در فارسی هم به معنی سرزمین بیگیاه و بیمردم، و زمین سوخته است و هم به معنی افسرده و غمگین و اندوهناک. گویی همین است که آب و باران در ایجاد روحیه شاد ایرانیان بسیار موثر است، و تعداد پرشماری از جنگها برای آب بوده. و همین است که داریوش در کتیبه معروفش میگوید: …