این بازتولید را نمی‌فهمم!

کتابی هست با عنوان: «هر بار که معنی زندگی را فهمیدم عوضش کردند» و من فکر می‌کنم آنقدر مفاهیم در طول سال‌ها و قرن‌ها تغییر کرده و جابه‌جا شده که مثلا اگر امروز کسی در فضای مجازی فعال باشد ولی استوری دیگران را که از او تعریف کرده‌اند استوری نکند، احتمالا یک صوفی و عارف …

ادبیات؛ مرهم درد

باور دارم که اگر قرار باشد کتابی در رابطه با «چگونگی تاب‌آوری مردمان ایران در طول تاریخ پر فراز و نشیب خود» نوشته شود، حتما «ادبیات» بخش مهمی را به خود اختصاص خواهد داد. ببینید در زمان حمله محمود افغان به ایران که به روایتی چنان اوضاغ فجیع بود که “اطفال خردسال را می‌دزدیدند، ذبح …

بهارانه

بهار است و بارها به راه است این آبِ رها از ابرها … بلبل‌ها از میان برگ‌ها می‌خوانند شعری که باران رویشان نوشته. … باران واژه به واژه بر سطر سطر زمین می‌نگارد. عنقریب با مجوز بهار کتاب گلستان منتشر می‌شود. هَزاران می‌خوانندش و هِزاران می‌شنوند.

آداب شگفت عروسی قنات

اهالی ده حسینچه از دهستان دِهَق استان اصفهان سالی یک بار برای قناتشان زن می‌گرفتند. هر سال که موعد زن گرفتن برای قناتشان فرا‌ می‌رسید، پیرزن‌های آبادی دور هم جمع می‌شدند تا یکی از بین خودشان را برای همسری قنات انتخاب کنند. وظیفه‌ی همسر قنات این بود که هفته‌ای یک بار در تابستان، خود را …

ابزارها و اندام‌ها، هنرها و احساس‌ها

ابزارها، ادامه‌ی اندام‌های انسانند و هنرها، تعالی احساس‌ها: ساز ادامه‌ی زبان است و موسیقی تعالی سخن آشپزخانه ادامه‌ی سیستم گوارش است و آشپزی تعالی خوردن قلم‌مو ادامه‌ی دست است و نقاشی تعالی آفرینش

خیال بهشت

تار و پود قالی مسیر پر پیچ و خمی بود که دخترک نه با پا، بلکه با دست می‌پیمودش تا صعود کند به اندیشه‌ی بالایش. ردّ گذر دستانش نگاهبانی می‌شد با چشمانش، که مبادا خطایی رخ دهد در مسیر رسیدن به باغِ باورش. در آن بیشه‌ی باورها، گاهی شیرِ نَری می‌غرّید و گاهی قد می‌کشید …