سرم درد می کند. سه شب متوالی است که درد دارم. موضوع جدیدی نیست، همیشه با من است. امشب کاشان هستیم. دیشب هم کاشان بودیم. فردا به اصفهان می رویم. دیروز غروب “خاله نصرت” را دیدم. اگر نمی شناسیدش، در همین سایت اسمش را جستجو کنید، خواهید یافت. بهتر است بشناسیدش. به هر حال دیدمش …
ماسوله هستیم. ساعت ٢٣ است. اینترنت ندارم. با موبایل وصل شده ام تا امر دوستان را برای نوشتن گزارش سفر اطاعت کنم. دیشب جواهرده بودیم. پروژه سختی است. خیلی فشرده است. مجبوریم برخی از شهرها و مکان ها را از برنامه خذف کنیم. کلا این پروژه قادر نیست حتی یک چهارم قصه ی نوشیدنی و …
با خودم فکر کرده بودم که این گزارش سفر (سفرنامه: سَفر سُفره) از ۰ شروع شود و با ۱ و ۲ و ۳ و … ادامه پیدا کند. اما دیدم انتهای این نوشتارها به هر عددی ختم شود در مقابل محبت دوستانی که نمره اشان همیشه ۱۰۰۰ است، ارزش چندانی نخواهد داشت. بنابراین شماره ۱۰۰۰ …
از فردا به مدت تقریبی ۴۰ روز با یک گروه استرالیایی به منظور آشنایی با خوراکی ها و نوشیدنی های ایران در سفر خواهم بود. این پروژه در دو مرحله ۱-تحقیق و ۲-فیلم برداری اجرا خواهد شد. دو نفر از گروه استرالیایی دیشب به تهران رسیدند و نفر سوم برای مرحله دوم به ما خواهد …
جالب است بدانید که “رامبرانت” دو طرح نقاشی از “مولانا” کشیده است.
جیغ می زند. جیغ می زند. جیغ می زند این کلاغ امشب. دلهره می پراکند.
نوشته بودم که می روم، رفتم. سه نفر بودیم که به کاشان رفتیم. سر مزار “سهراب” رفتیم. در “گلستانه” قدم زدیم. “چنار” را هم دیدیم. هیچ کدامشان آنطور نبود که می بایست باشد. از تهران مستقیم به “خانه نقلی” رفتیم. این خانه، پاتوق ماست. جایی است برای استراحت و آرامش. عکس خوبی گرفتم. دوستش دارم. …
استاد “عثمان رحمان زاده” را یادتان هست؟ همان کسی که لقب “پدر ژپتوی ایران” به او دادیم و در برج میلاد تهران برای ارائه کارهای چوبی اش، نمایشگاه برگزار کردیم. همزمان با برگزاری نمایشگاه استاد “رحمان زاده” در تهران، “حسین جندقی” از او و کارهای هنری اش فیلم برداری کرد. حالا “حسین” فیلم مستندی ساخته با …
مونپلیه Montpellier شهر زیبایی است. میدانی دارد به نام “پابلو پیکاسو”. خیابانی در نزدیکی این میدان هست به نام “شیرین عبادی” Shirin Ebadi.
۲۴ سپتامبر: بازدید از سایت ۷۷۷ نفر ۲۵ سپتامبر: بازدید از سایت ۳۹۳ نفر هرکه هرچه میخواهد فکر کند اما این مساله امروز برای بنده درد بزرگی بود.
کمتر از دو سال وقت داریم تا تابستان ۱۳۹۳، آنوقت “صدای پای آب” ۵۰ ساله خواهد شد. سهراب این شعر را در روستای “چنار” سرود. به این فکر میکنم که چه خوب خواهد شد اگر همزمان با ۵۰ سالگی این شعر ناب، موزهای برای شاعر در همین روستا ساخته شود. اگر مردم کاشان و شاید …
دوستی تلفن زد و گفت: “قهرمان هزار چهره را خواندهای؟” گفتم: “اثر ژوزف کمبل است، خواندهام.” گفت: “چه کتابی برایت بخرم؟” گفتم: “لازم نیست.” میدانستم که میخواهد برایم هدیه بخرد. اصرار کرد. گفتم: “هشت کتاب سهراب” گفت: “مطمئنی؟” گفتم: “بله” یک ساعت بعد با کتاب به محل کارم آمد. کتاب را داد و رفت. نیم …
هرچند که ممکن است این نوشته کوتاه برخی از دوستان و خوانندگان این سایت را ناراحت کند، با این حال باید بنویسم و پیشاپیش از کسان و مسافرانی که جزو این دسته نیستند، عذرخواهی می کنم. حدود سه سال پیش سفر به چین به عنوان راهنما را از برنامه های کاری ام حذف کردم، چون …