شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲
هر دوی این عکس ها را با موبایل در شهر تهران و در فصل بهار (یکی در فروردین و دیگری در اردیبهشت) گرفته ام. با خودم فکر می کردم چه ارتباطی می تواند میان این دو عکس وجود داشته باشد و آنها بیانگر چه مفاهیمی برای ما هستند.

هیچ امکانات ویژه ای ندارد جز غریزه و هدف. بهار است و وظیفه ی او روییدن و سبز بودن است. این همان گیاهی است که ما فضاهای طبیعی برای رشد را از او دریغ داشته ایم. اما ما خود چگونه شده ایم. جواب این سوال را در عکس زیر بیابید.

ما تبدیل به کسی است شده ایم که:
بالاتنه ندارذ. قلبی برای احساس ندارد. دستی برای انجام کار ندارد. سری برای اندیشیدن ندارد. از طرفی پایین تنه اش هم سیاه است. سیاه…
در حال انتظار است. ظاهرا گوش به فرمان هاتفی دارد. اما صدایی نیست و اگر هم باشد او گوشی برای شنیدن ندارد.
مرتبط با زير پوست شهر | ۵ نظر
چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲
یکی از ایده هایی که در پی برگزاری نکوداشت “استاد دکتر منوچهر ستوده” مورد نظرمان است، ایجاد “بنیاد ستوده” است. درواقع تمام فعالیت هایی که قرار است به منظور برگزاری این نکوداشت انجام دهیم، مقدمه و تمرینی است برای تشکیل آن بنیاد.
ماموریت این بنیاد رسیدن به دو هدف اصلی خواهد بود:
۱- قدردانی از افرادی همچون دکتر “منوچهر ستوده” که تحقیق را با سفرهای بسیار آمیخته اند و تنها به تحقیقات کتابخانه ای اکتفا نکرده اند.
۲- ایجاد صندوق کمک های مردمی برای حفظ و احیای میراث فرهنگی، میراث طبیعی و میراث معنوی ایران
همچنین اهداف دیگری همچون آموزش و پژوهش در ارتباط با دو هدف اصلی ذکر شده، مورد توجه خواهد بود.
مثل روز برایم روشن است که عملی کردن این تصمیم، به هیچ وجه ساده نخواهد بود و مشارکت بسیاری از علاقمندان را می طلبد. اما امیدواریم که بتوانیم به هدفمان برسیم.
مرتبط با جشن صد سالگی دکتر منوچهر ستوده | ۲ نظر
سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲
دو کتاب را همزمان خواندم و در این هنگام:
از لابهلای صفحات یکی، همواره غبار ناشی از تاخت اسبان جنگی در هوای اتاقم پراکنده بود و صدای پیدرپی چکاچک شمشیرها در گوشم میپیچید.
۱۱ سال تمام به همراه قهرمان کتاب از خراسان تا اصفهان تاختم و از جیحون تا سند رانده شدم و از گرجستان تا عراق کُشتم و از دهها حصار گریختم و به صدها قلعه وارد شدم.
در این میان به همان اندازه که رشادت ورزیدم، خیانت دیدم.
اما در سطرهای کتاب دیگر، همواره چشم نرگس پشت پنجرهی اتاقم به افسونگری مشغول بود و زلف بلند یار را به شراب ارغوانی آغشته میکرد و سینهام را چاک میداد.
چند سالی به همراه قهرمان کتاب در شیراز به بوی گیسوان مست شدم و به خال هندوان گرفتار گشتم و در محراب ابروان سجده کردم و چه خرقهها که دریدم.
در این میان به همان اندازه که غنا ورزیدم، فقیر گشتم.
قهرمان جنگاورم تنها به اندازهی نیمی از قهرمان عاشقم، زیست. دومی به دنیا که آمد ۱۰۰ سال از مرگ اولی میگذشت.
من اکنون مدهوشم.
در جهان اتاقم یک طرف به برق شمشیر “سلطان” روشن است و طرف دیگر از خاک کوی “رِند” تاریک.
از خودم میپرسم: “به کدام سو باید رقصید؟”
………………………………………………………………………………………………..
پینوشت: از آنجا که میدانم نام دو کتاب را خواهید پرسید، بهتر است زودتر بگویم:
- سلطان جلالالدین خوارزمشاه
- ماجرای پایان ناپذیر حافظ
مرتبط با روز نوشت | ۱۲ نظر
دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲
متن زیر، ترجمه صفحات آغازین ششمین ویرایش کتاب Lonely Planet Iran چاپ سال ۲۰۱۲ میلادی است:
به ایران خوش آمدید
*** به دنبال رد پای امپراطوری
قبل از اینکه به ایران بیایید، شاید فکر کنید دلیل اصلی بازدید از جمهوری اسلامی پرماجرایی آن و تعداد زیاد دیدنیهایی است که از سالهایی به جا ماندهاند که “پرشیا” یک قدرت بزرگ بود.
در برخی از سطوح حق باشماست. راه رفتن در اطراف گنبدها و منارههای مرتفع کاشی-فیروزهای میدان نقش جهان اصفهان، قدرت پر هیبت و زیبای پایتخت باستانی هخامنشیان در پرسپولیس، کوچهها و پشت بامهای خشت و گِلی یزد، و زیگورات عظیم و زیبای ایلامی چغازنبیل شما را در مسیر برخی از برجستهترین طرحهای تاریخی قرار میدهد. قطعا شما نمیتوانید خودتان را در انبوه این مناظر پیدا کنید و این سرگرم کننده است.
این ویژگیها، به همراه فضای چایخانهها، بازارهای شلوغ، بیابانهایی که با دشتهای تاریخی و رشته کوههای ناهموار نشانهگذاری شدهاند، به ایران سهمی بیش از سهم عادلانهی مکانهای فوقالعاده برای بازدید میدهد. اما فکر کردن تنها به مناظر ایران به معنی از دست دادن داستان واقعی این کشور است.
*** باز تعریف مهماننوازی
اگر مردم را دوست دارید، ایران را دوست خواهید داشت. ایرانیها، ملتی که از گروههای قومی فراوان تشکیل شدهاند و در طول هزارهها تحت نفوذ اشغالگران یونانی، عرب، ترک (تورانی) و مغول قرار گرفتهاند، پیوسته خوشآمد گویند.
برای کسیکه با تصویر ایران به عنوان یک مکان تاریک و خطرناک پر از بنیادگرایان متعصب، رشد کرده است کشف ایران بیشترین شگفتی و حیرت را بههمراه خواهد داشت. بهزودی از خودتان خواهید پرسید: چگونه جایی که ظاهرا خیلی بد است، میتواند چنین خوب باشد؟
فراتر از کلیشهها، ایران کشوری است که مایوسانه میکوشد چنان دیده شود که هست، نه طوریکه به تصویر کشیده شده. مطمئنا همهی ایرانیانی که ملاقات میکنید شما را به شام دعوت نمیکنند، اما اگر شما مشکلی با این موضوع نداشته باشید، احتمالا دعوت خواهید شد، و از این طریق فرهنگ دست اول، کهن و پیشرفته ایرانی را تجربه خواهید کرد.
*** سیاست و امنیت- آیا باید بروید؟
اگر مقصد سفرتان را بر اساس گفتههای دوستان و خانواده تعیین میکنید، احتمالا هرگز به ایران نخواهید رفت. این کشوری است که از سیاست آن نمیتوان فرار کرد. برای بیشتر مسافران (سیاست ایران) به مثابهی سوالات عقلانی قبل از سفر محسوب میشود، اما ممکن است برای گرفتن ویزا یک چالش باشد. به جز آمریکاییها که باید همراهی شوند، سفر مستقل در ایران راحت است، و بهواسطه مردمی که ملاقات میکنید، رضایتآمیز و سرراست خواهد بود. با اینکه شما تصمیم گرفتید سفرتان را برنامه ریزی کنید، سفر به ایران نحوهی نگرش شما به این بخش از دنیا را تغییر خواهد داد.
اگر رضایتبخشترین سفر، سفری لبریز از غافلگیری باشد، آنگاه به جرات میتوان ادعا کرد که ایران رضایتبخشترین مقصد است. اگر علاقمند هستید به جایی سفر کنید که نه شرق باشد و نه غرب، و عجیب و غریب و فریبنده باشد ولی کاملا راحت، پس بخوانید…
ترجمه: آرش نورآقایی
مرتبط با تحقیق - مقاله - نوشتار | ۱۰ نظر
شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲
سفرنامه “از نوازش اسب ایرانی تا شنیدن آوای بختیاری” http://nooraghayee.com/?p=20236 تکمیل شد.
مرتبط با روز نوشت | Comments Off
شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲
برگزاری دوره آموزشی راهنمایان ایران گردی و جهان گردی برای موسسه آموزشی، تحقیقاتی آوای طبیعت پایدار فرصتی مهیا کرده است تا شرکت کنندگان در این دوره ها را با مفاهیم و ارزش های فرهنگی و تاریخی ایران زمین آشنا سازد. از آنجایی که موضوعات مربوط به تاریخ و فرهنگ ایران از وسعت قابل ملاحظه ای برخوردار است، پرداختن به عمق مباحث و با جزییات بیشتر ضروری به نظر می رسد به این منظور موسسه آوای طبیعت پایدار با بهره گیری از مشاوره و همفکری اساتید مجرب این حوزه اقدام به برگزاری مجموعه کارگاه های آموزشی نموده است.
راهنمای گردشگری، شخصی است که با ارائه اطلاعات، سفر را برای گردشگران معنا میکند و به آنها کمک میکند تا در ازای زمانی که صرف میکنند، به اندیشههای نوین دست یابند. بنابراین راهنما در مقام آموزگار، نیازمند این است که کیفیت و کمیت اطلاعات خود را همواره افزایش دهد.آنچه در حال حاضر به راهنمایان گردشگری آموزش داده میشود، همهی آن مواردی را که او باید به آنها تسلط داشته باشد، شامل نمیشود.
در همین راستا، کلاس “آشنایی با میراث ایرانی بر مبنای شناخت اسطورهها”، قصد دارد تا بخشی از اطلاعات مورد نیاز راهنمایان گردشگری و سایر علاقمندان به فرهنگ و طبیعت ایران زمین را به آنها منتقل سازد.
این کارگاه در قالب ۴ جلسه ۳ ساعته برگزار می شود.
مباحث کارگاه عبارتند از:
- آشنایی با تعاریف و مفاهیم میراث جهانی و آشنایی با میراث جهانی ایران: میراث فرهنگی، میراث طبیعی، میراث ناملموس، حافظه جهانی و انواع دیگر میراث
- آشنایی با اسطورههای ایرانی: مفاهیم، خدایان، خدایبانوان، شخصیتها، زمان، مکان
- آشنایی با نمادهای به کار رفته در بناهای تاریخی ایران: انتزاعی (هندسی)، گیاهی، جانوری
- آشنایی با آیینها و مراسم ایرانی: مهرپرستی، جشن سده، مراسم پیر شالیار، نوروز، شب یلدا
-آشنایی با جاذبههای فرهنگی ایران با نمایش عکس و ارائه توضیحات
مدرس: آرش نورآقایی
تاریخ برگزاری: یکشنبه ها ۱۲، ۱۹، ۲۶ خرداد و ۹ تیر ماه
ساعت برگزاری: ۱۷ الی ۲۰
شهریه کارگاه: برای فراگیران موسسه و اعضای کانون گردشگری مسوولانه: ۷۰هزار تومان و برای سایر علاقمندان: ۸۰هزارتومان
* شرکت کنندگان در دوره لوح شرکت در کارگاه آموزشی دریافت خواهند کرد.
تلفن: ۸۸۵۲۱۶۸۲-۸۸۷۶۳۲۷۹
وب سایت: www.tabiatpaydar.com
مرتبط با اطلاعرساني و خبر | ۱۰ نظر
شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲
“خورراس” نامی است که مسافران اسپانیایی ام به من دادند. ظاهرا تلفظ نام “آرش” برایشان سخت است.
ادامه مطلب …
مرتبط با سفرنامههای دیگر | ۱۱ نظر
شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲
به مناسبت نکوداشت صدسالگی دکتر منوچهر ستوده انجام خواهد شد:
۱۰۰ چهره، ۱۰۰ تیشرت
رسم این است که برای اتفاقات ناخوشایند، کمکهای مالی سرازیر میشود و همدردی همه جانبه از خبررسانی تا کمکهای حضوری، صورت میگیرد.
اما این بار، دردی نیست که همدرد بخواهد، این دفعه نوبت شادی و برگزاری یک نکوداشت است تا شاید راهی باز شود برای شادیهای جمعی.
استاد منوچهر ستوده ایرانشناس و جغرافیدان برجسته، چهره ماندگار و استاد سابق دانشگاه تهران، در ۲۸ تیر ماه ۹۲، صد ساله میشود. او نمادی از ۱۰۰ سال سلامتی و تلاش است. تلاشی که ۵۲ جلد کتاب و ۲۸۶ مقاله از جمله ده جلد کتاب “از آستارا تا استارآباد” به ارمغان آورده است.
تعدادی از دوستداران فرهنگ و هنر، گرد هم آمدهاند تا با برگزاری یک جشن از این تلاش قدردانی کنند. ویژگی این جشن، برگزاری گروهی آن با همکاری و کمکهای مردمی است. در همین راستا آهنگساز، مجسمهساز، فیلمساز، دوچرخه سواران، طراحان گرافیک و … پا پیش گذاشتهاند و با انگیزهی تکریم ۱۰۰ سال زندگی ارزشمند، کار خود را پیش میبرند.
پروژهی “۱۰۰ چهره، ۱۰۰تیشرت” هم ایدهای با هدف جلب همکاری و توجه مردم است و برای انجام آن، نیازمند همکاری همگان.
قرار است ۹۹ تیشرت به امضای چهرههای مشهور و محبوب مردم، در یک برنامهی ویژه، به فروش برسند و درآمد حاصله، خرج پروژههای تجلیل از استاد ستوده می شود. ایجاد هر ارتباطی با هنرمندان، ورزشکاران و چهره های مشهور و محبوب، کمک بزرگی به پیشرفت این پروژه است.
لطفا برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ۰۹۱۹۱۶۸۰۲۳۳ تماس بگیرید.
مسعود شکرنیا
عضو گروه هنری برگزاری نکوداشت دکتر منوچهر ستوده
مرتبط با جشن صد سالگی دکتر منوچهر ستوده | ۴ نظر
پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲
تا به حال به عجیب بودن نوشتار “اصفهان” فکر کرده اید؟
این شهر، این “نگین آبی رنگ شرقی” چه تناسبی با “اصفهان” دارد؟
مرتبط با روز نوشت | ۶ نظر
دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲
امروز به همراه مسافران اسپانیایی ام از نقش رستم و تخت جمشید بازدید کردیم.
هنگامی که توضیح می دادم یکی شان در حالی که تحت تاثیر قرار گرفته بود، بر روی یکی از صندلی های چوبی محوطه تخت جمشید نشست و رو به من گفت:
This is our history
بعد که بیشتر توضیح داد دانستم منظورش این است که باور دارد تاریخ کشور آنها از اینجا شروع می شود.
چند ساعت بعدتر مسافرانم با سه گردشگر هلندی روبرو شدند و با هم گپ زدند. جالب این بود که عین جمله بالا از دهان یکی از هلندی ها هم بیرون آمد.
به هر حال شنیدن این جمله از زبان این دوستان خوشایند و غرور انگیز است، اما با خودم فکر کردم که آیا ما ایرانی های امروزی هرگز آنقدر متواضع خواهیم بود که بگوییم: “تاریخ ما از بین النهرین یا مصر آغاز می شود.”
توجه بفرمایید که بحث بر سر “آغاز تاریخ” نیست، موضوع “احترام به تاریخ” است.
مرتبط با روز نوشت | ۱۵ نظر