پاییز زودتر بیا ولی نه با زمستان

چهارشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۳

سه شنبه، ۱۴ مرداد، صبح زود به سفر می روم. سفری که تا ۲۲ شهریور طول می کشد. یعنی ۴۰ روز!

وقتی که برگردم از ۶ ماه اول سال، ۱۰۰ روزش را در سفر بوده ام. یعنی بیش از نیمی!

این روزها همه اش دوست دارم بخوابم. انگار توان بیدار ماندن ندارم. تعهدات (خودخواسته، که لعنت بر خودم باد) پرشمار (واقعا پرشمار) آزارم می دهد و به مرز کلافگی و واپس زدگی رسیده ام. هر تلفن، هر پیامک، هر ایمیل، هر جلسه، و … یک بار شدید عصبی برایم به همراه دارد و توانم را کاهش می دهد.

خودم می دانم که یک دوره افسردگی را طی می کنم ولی حتی بلد نیستم ژستش را بگیرم.

این است که دوست ندارم باشم. بهتر است بروم.

نامه ای از طرف “احسان عرب باقری”

سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۳

“احسان عرب باقری” هنوز در آلمان است و به سفرش ادامه می دهد. این دفعه نیز یک ایمیل و چند عکس ارسال کرده است که به ظرح زیر تقدیمتان می شود:

…………………………………………………………………………

سلام آقا آرش،

امیدوارم که حالتون خوب باشه و مثل همیشه پر انرژی باشید.

من یه جند روزی هست که در یکی از شهرهای نسبتا کوچک آلمان هستم. باید بگم که مهمان نوازی دوستانم در آلمان من رو شوکه کرده، چون بسیار مهربان هستند و از همه نظر تلاش می کنند به من خوش بگذره.

روز اول با همسایگان میزبان اولم در نزدیکی شهر هایدلبرگ آشنا شدم.

روز دوم با همسایگان دیگر و این روند ادامه داشت تا اینکه به خانه یکی دیگه از دوستان میزبانم در همون روستا رفتم. یکی از همسایگان میزبان جدیدم من رو بیرون از خانه دید و با من بیرون از خانه سر صحبت رو باز کرد. من هم برای او از ایران گفتم. سپس او به من پیشنهاد داد که به یک رستوران برویم و با دوستان او دور هم باشیم.

میزبانم که دید همسایه به من پیشنهاد داده با او به رستوران بروم، به من ۲۰ یورو داد که برای خودم در آنجا که دور هم هستیم پیتزا یا هر چیز دیگری سفارش بدم و پول خودم رو هم حساب کنم. بعد از کشمکش فراوان و تعارف های من، میزبانم از من خواهش کرد که پول رو بگیرم و به من گفت که تو مهمان منی و باید پول رو بگیری. و من هم گرفتم.

دور هم در رستوران غذا رو سفارش دادیم ولی آن همسایه که به من پیشنهاد داده بود به آنجا بیام، من رو مهمان کرد، چون تولدش هم بود.

سپس من با همه دوستان او در رستوران و سر میز آشنا شدم و این همسایه خیلی به ایران علاقه مند شده بود و مداوم به دوستاش اطلاعاتی رو که از من گرفته بود می داد. سپس با دوستانش شام خوردیم. چند تایی از دوستانش آلمانی و ۳ نفر هم نیز اهل اسپانیا بودند. سپس من پیراهن رو نشون دادم و همه با علاقه زیاد این پیراهن و گونه ها رو تماشا می کردند و صحبت گرمی در این میز درباره ایران بود.

موضوعاتی که براشون جالب بود:

همه خیال می کردند که ایران خیلی به آلمان دور هستش و می پرسیدند که آیا از آلمان حدود ۸ یا ۹ ساعت پرواز هستش تا ایران؟

در مورد گونه های در حال انقراض آلمان هم اطلاعاتی نداشتند. آن سه دوست آلمانی زبان اسپانیایی هم در مورد گونه ی در حال انقراض کشورشون اطلاعاتی نداشتن.

خیلی هاشون شگفت زده شده بودن که تهران بسیار بالاتر از سطح دریا قرار دارد و پیست اسکی داره. دلیل شگفتی آنها در مورد ارتفاع شهر تهران این بود که آنها در روستایی زندگی می کنند که ارتفاع از سطح دریا حدود ۱۰۰ متر است.

خیلی هاشون بازی ایران و آرژانتین رو دیده بودند و می گفتند که ایران خیلی بهتر از آرژانتین بود.

در ضمن باید بگم که زندگی در روستا یا شهر کوچک کاملا متفاوت از شهرهای بزرگ و مردم هم با مهمان بسیار دوستانه تر برخورد می کنند.

با تشکر، احسان

۱

۲

۳

۴

رویای روسی در آلمان

سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۳

من یعنی “چیتبال دلبر” و همسفرم “محمد آرمان یوسفی” الان تقریباً در نیمه دوم زمان سفر خود به “نورنبرگ” هستیم و تا به حال برنامه‌های زیبایی رو درآلمان داشتیم، اما دیشب یه اتفاق جالب در زندگی هر دوی ما افتاد. ما تونستیم شاهد یکی از زیباترین برنامه‌های موسیقی ارکستر فیلارمونیک ملی آلمان در نورنبرگ باشیم. قبلاً شنیده بودم که این ارکستر یکی از مهمترین ارکسترهای بزرگ جهان است. این ارکستر سالی دوبار و به فاصله دو هفته در فضای باز برنامه اجرا می کنه. اولین برنامه امسالش، دیشب یعنی ۲۷ جولای در شرایطی اجرا شد که بارندگی بسیار شدید بود، شبیه بارونهای موسمی. اما من و آرمان یه لحظه هم برای رفتن تردید نداشتیم به‌خصوص که آرمان عاشق موسیقی کلاسیک و به‌خصوص موتزارت است. خلاصه در شرایطی رفتیم که فکر می‌کردیم کمتر کسی ممکنه برای این اجرا بیاد، اجرا ساعت ۸ شب شروع شد و ما ساعت ۶ اونجا بودیم که جای بهتری پیدا کنیم. بارون سیل آسا می بارید اما فضای پارکی که موسیقی در اون اجرا شد در زیر همون بارون شدید مملو از جمعیت بود. حتی دیدن صحنه هزاران نفر از مردم شهرهای مختلف آلمان با چترهای رنگی زیبا، به تنهایی ارزش زیر بارون رفتن رو داشت. برنامه که شروع شد ۱۴ قطعه اجرا شد که ۱۱ قطعه اون رو دیدیم. نام این اجرا رؤیای روسی بود، چراکه قطعاتی که در آن اجرا شد به موسیقی دانان بزرگ روس تعلق داشت. رهبر ارکستر مارکوس بوش بود و قطعاتی از میخائیل ایوانوویچ گلینکا، مودست پتروویچ موسورگسکی و پیوتر ایلیچ چایکوفسکی را اجرا کردند. عکاسی در زیر این بارون خیلی سخت بود و ما فقط در چند دقیقه که بارون کمی کمتر شد، چند تا عکس گرفتیم. عکس‌ها رو در ادامه مطلب می بینید:

دلبر و آرمان و بارون در انتظار اجرای ارکستر فیلارمونیک

عشق به هنر

صحنه اجرا واقعاً با شکوه بود

نظم و سکو ت و احترام به هنر

غیر قابل وصف بود. جای شما خالی!

و باز هم همان صحنه‌های زیبا از عشق و احترام مردم

یک فرهنگ، یک موزه

دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۳

در حدود ۲۵ کیلومتری شهر “کی یف” موزه ای در فضای باز قرار گرفته به نام Pirogovo.

این موزه که می تواند در قالب یک گشت یک روزه یا نیم روزه برای گردشگرانی که به شهر “کی یف” سفر می کنند جای بگیرد، معماری و سبک زندگی مردم اوکراین را از لحاظ زمانی و مکانی نشان می دهد.

این موزه بسیار شبیه موزه میراث روستایی گیلان است که در “سراوان” و در نزدیکی شهر رشت واقع شده.

حدود ۳۰۰ سازه معماری شامل خانه، کلیسا، طویله، اصطبل، آسباد و … در فضایی معادل ۱/۵ کیلومتر مربع کنار هم قرار گرفته اند که در زیر عکس های آن ها را تماشا می کنید:

ادامه مطلب …

از طرف Tourism Leaders

دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۳
در چهارمین سفر سالانه فعالان گردشگری و هتلداری به اسپانیا و دیدار با مقامات سازمان جهانی جهانگردی ملل متحد (UNWTO) از ۲۷ شهریور تا ۹ مهر در  جزیره مایورکا، بارسلون و مادرید با ما همسفر شوید.
در سفر امسال از پرفروش ترین مقصد گردشگری اروپا می آموزیم چگونه خدمات خود را در دنیای مجازی و رسانه های اجتماعی بازاریابی کنیم.
مثل همیشه با حمایت UNWTO و امسال با همکاری شرکت آموزشی- پژوهشی مارکوپولو
اطلاعات بیشتر را در فایل ضمیمه و در www.tourismleaders.com بخوانید و درخواست ثبت نام خود را آنلاین ارسال کنید.
مهلت ارسال درخواست: ۹ مرداد
تلفن تماس: ۸۸۰۳۲۶۶۷ و ۸۸۵۴۳۴۸۲-۰۲۱
با احترام
Tourism Leaders
پی نوشت: کمک هزینهٔ سفر به متقاضیان برگزیده تعلق خواهد گرفت.

درهم و برهم و کوتاه

شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳

سفر ۶ روزه من و مجید به “کی یف” بیشتر در قدم زدن و عکس گرفتن و گفتگوهای دو نفره سپری شد. حتی علی رغم برنامه ریزی قبلی، وقت نکردیم در شب هایی که در اتاقمان هستیم، با هم فیلم ببینیم. آن زمان ها برای کار کردن با کامیپوتر و اینترنت سپری شد.

موضوعات قابل توجهی از “کی یف” درک کردیم که مجید بیشترش را در سایتش http://blog.majiderfanian.com نوشته و من دیگر به آن ها نمی پردازم.

شما را به گزارش تصویری “کی یف” دعوت می کنم:

نمایی از سالن اصلی اپرای شهر “کی یف”

یک شب من و مجید با پرداخت نفری ۲۵ دلار برای رزرو بهترین بخش سالن، شاهد یک باله دو ساعته بودیم.

انگار “قلیان” در هر کشوری یک جور خاص است. بد نیست به فکر موزه “قلیان” باشیم.

نمایی از ورودی استادیوم ورزشی “دینامو کی یف”

بدون شرح

دو دوربین از هم فیلم می گیرند؟

نمایی از ورودی یکی از ایستگاه های متروی “کی یف”

دیدار از این ساختمان که در نزدیکی محل اقامتمان قرار گرفته بود را مدیون “شهرام شهریار” هستیم. او در بخش کامنت ها دیدار از این ساختمان را توصییه کرد و ماهم در آخرین روز اقامتمان از آن بازدید کردیم. در زیر توصییه “شهرام” به ما را بخوانید:

سلام و سفرتان خوش
یک توصیه
معماری است به نام Władysław Horodecki که اوکراینی است و آثار فراوانی در اوکراین و اروپا دارد. که معروفترینش House with Chimaeras است . البته مهمتر آنکه این معمار در ایران دفن شده و ساختمان راه آهن تهران کار ایشان است و جالبتر آنکه ایشان شکارچی بوده و به شکار بیشتر علاقه داشته تا معماری و در آخرین شکار خود برای ببر در آمل ، با یک حادثه می میرد.
به نظر بد نباشد که از آثار ایشان تصویر برداری کنید. http://en.wikipedia.org/wiki/Vladislav_Gorodetsky

دو ساختمان زیبا با دو رنگ جذاب در کنار هم

کسانی که کتاب های دست دوم می فروشند، برای من جزو بهترین آدم های دنیا هستند. یک روز، یکی از همین ها، زندگی من را برای ابد تغییر داد. مدیون اویم.

تشخیص اینکه کدام مجید است و کدام من، سخت که نیست؟!

ادامه گزارش تصویری از اصفهان

شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳

اگر یادتان باشد چند وقت پیش گزارش فعالیت اصفهانی ها در رابطه با پروژه “کودک، محیط زیست، فوتبال” را در همین سایت و در آدرس http://nooraghayee.com/?p=26609 انعکاس دادیم.

حالا شما را به دیدار از بقیه عکس ها دعوت می کنیم:

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

۱۰

۱۱

۱۲

۱۳

۱۴

۱۵

جغرافیای چهل

شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳

چهل سالگی؛

یعنی پایان حماسه ی بلوغ،

یعنی پایان اسطوره هندسی خط عمود

“بر باد رفته”

شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳

احتمالا برای تو هم پیش می آید،

تا در زندگی به نقطه ای برسی،

که بفهمی زمان اندیشیدن به آرزوهای بزرگ به پایان رسیده.

این اما شاید دردناک ترین بخش تراژدی زندگی همه ما نباشد،

لحظه در هم شکستن آنجاست که بفهمی نه تنها در جستجوی زمان از دست رفته بودن دردی را دوا نمی کند بلکه بدانی روحت را هم فروخته ای.

فاجعه این است که حتی نمی دانی به چه قیمتی؟!

چیتبال در چین

پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۳

بر اساس آخرین اخبار:

چیتبال کوشکی راهی base camp قله موستاق آتا شد

صبح روز ۹۳/۵/۲به وقت محلی چین، چیتبال کوشکی، میلاد، آرمان و سایر کوهنوردان تیم ایران شهر کاشغر چین را به سمت جنوب غرب و به مقصد روستای سوباشی ترک کردند تا از آنجا به سمت base camp قله موستاق آتا که در ارتفاع ۴۵۰۰ متری واقع است عزیمت کنند. در زیر تعدادی عکس از آخرین دقایق حضور دوستانمان را در شهر کاشغر مشاهده می کنید:

میلاد و آرمان

گروهی از کوهنوردان ایرانیکه قصد دارند قله را صعود کنند.

“چیتبال کوشکی” به زودی به قله صعود خواهد کرد!