گردهمایی هشتم: ۱

دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۳

از شنبه به مشهد آمده ام به دو دلیل:

۱- برگزاری کارگاه “بررسی رویکرد به گردشگری خلاق در ایران” در “اولین همایش بین المللی علمی راهبردی توسعه گردشگری جمهوری اسلامی ایران؛ چالش ها و چشم اندازها”

۲- رایزنی برای برگزاری هشتمین گردهمایی راهنمایان گردشگری در استان خراسان

عکس ها و نوشته های زیر برای دلیل دوم است:

امروز به همراه “علی نبوی”، “توحید فروزانفر” و “فرامرز رضوی” در چندین جلسه شرکت کردیم تا موضوع برگزاری هشتمین گردهمایی در استان خراسان را به صورت رسمی و جدی پیگیری کنیم.

در یک کلام، اوضاع فعلا خوب پیش می رود، تا بعد چه پیش آید …

جلسه در اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری

حاضرین: آقای “موسوی”، معاون گردشگری - آقای “رکنی”، قائم مقام اداره کل - آقای “ولی زاده”، رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی خراسان - “توحید فروزانفر”، عضو هیات مدیره راهنمایان گردشگری خراسان رضوی - “علی نبوی”، رییس هیات مدیره راهنمایان گردشگری خراسان رضوی - آقای “رضوی”، راهنمای گردشگری و عکاس که قاعدتا در عکس ها (به غیر از عکس آخر) حضور ندارد.

جلسه با آقای “فرقانی”، دبیر انجمن دفاتر خدمات مسافرتی خراسان رضوی

جلسه با آقای “نعیمی”، عضو هیات مدیره اتحادیه هتل داران خراسان رضوی

جلسه با آقای “قانعی”، رییس اتحادیه هتل داران خراسان رضوی

جلسه در منزل “مهدی زارعی” از دوستان راهنمای گردشگری که قبلا هم برایش ایجاد زحمت کرده بودم. ضمنا این عکس را همسر مهدی گرفته، بنابراین “فرامرز رضوی” در عکس دیده می شود.

یک لیوان آب می خواهم

دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۳

می گوید تو به باورهایت باختی.

من باور می کنم!

لعنت بر این همه بلوف و دروغ و فریب

سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳

ما در مملکتی زندگی می کنیم که همه مردمانش شریف، همه مسوولینش خادم، همه پزشکانش متعهد، همه معلمانش آگاه، همه کارگرانش با عزت، همه مرزبانانش غیور و … هستند، اما نمی دانم چرا روز به روز بیشتر در لجن فرو می رویم؟

با هر که حرف میزنی، آخر مهارت و تخصص و دانش و بینش و اعتبار و کسوت و … است، اما نمی دانم چرا روز به روز بیشتر در گنداب فرو می رویم؟

هزار و یک فریم

دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳

اگر بخواهیم ساختار قصه های هزار و یک شب را به یک سازه معماری تبدیل کنیم، بی گمان به فضای مجموعه یک بازار خواهیم رسید که راسته اصلی و راسته های فرعی و دالان ها و چهارسو ها و تیمچه ها و حجره هایی دارد.

حال اگر هر یک از فنون بیسیک فیلمبرداری با دوربین را با عناصر بازار متناسب کنیم، یعنی اینکه توانسته ایم عناصر قصه های هزار و یک شب را با استفاده از مدیوم بازار به دوربین تحمیل کنیم.

به نظرم اینگونه ما به یک تکنیک خاص در فیلمبرداری و فیلم سازی دست خواهیم بافت که حتی می توان نام جدیدی برایش انتخاب کرد.

در ذهنم به سفر یک دوربین تنها در بازاری عاری از خریداران و فروشندگان می اندیشم. از دید دوربین که راسته ای را می پیماید هر حجره یک فریم با هویت کاملا مستقل است و در پی اش، حجره بعدی و بعدی و بعدی اتفاق می افتد. همین جا ما با نمایش این فریم ها به ایده اساسی سینما رسیده ایم. در ادامه، با پیمودن راسته های دیگر، دالان ها، تیمچه ها، کاروانسراها و چهارسو ها، دکوپاژها، میزانسن ها و قاب های تصویری متفاوت و مختلفی تجربه خواهد شد که حاصل آن یک فیلم خواهد بود با ویژگی های منحصر به فرد.

هرچند توضیحش برایم مشکل است ولی اگر بخواهم ایده ای که در ذهنم بال بال می زند را در بستر کلمات بیان کنم، اینطور باید بگویم که:

شاید بشود یکی از قصه های هزار و یک شب را در لوکیشن بازار به تصویر کشید تا با نمایش تصویر در تصویر به مفهوم روایت قصه در قصه نزدیک شد.

در پرانتز: نمی دانم توانسته ام منظورم را برسانم یا نه، به هر حال این موضوع شاید فقط یک متن کوچک برای دیگران باشد، ولی یک دریافت بزرگ است برای من.

پی نوشت: قبلا این ایده به ذهنم خطور کرده بود که شاید بشود مردم را در بستر خشک شده زاینده رود نشاند و آن ها را به تماشای یک انیمیشن دعوت کرد که هر یک از فریم هایش در یکی از بخش های ۳۳ پل شکل می گیرد.

حالا به این فکر می کنم که هر فریم و فریم بعدی از این انیمیشن باید یک مرحله و مرحله بعدی از حماقت ما برای خشکاندن این سرزمین را نشان بدهد.

فرصت شغلی

یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳

شرکت ایرانگردی مارکوپولو درصدد است به منظور توسعه اقدامات و فعالیت های خود در عرصه گردشگری بر اساس چارت سازمانی تعریف شده در این شرکت، افراد ذی صلاح را به صورت پاره وقت، تمام وقت یا دورکار استخدام نماید.

علاقمندان می توانند به آدرس http://www.iranmarcopolo.com/employment مراجعه کنند و فرم استخدام و درخواست همکاری که در ۱۳ بند تنظیم شده را پر نمایند.

فرصت های شغلی در بند ۱۲ و شرایط همکاری و استخدام در بند ۱۳ آدرس اینترنتی فوق توضیح داده شده است.

روش ساخت عروسک های خراسان جنوبی به عنوان میراث ملی ناملموس ثبت شد

یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳

همزمان با روز جهانی کودک عروسک های بومی دست ساز بانوان روستاهای محدوده پروژه بین المللی ترسیب کربن با حمایت دفتر پژوهش و آموزش کودکان و نوجوانان پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری ثبت ملی شد.

به دنبال اجرای پروژه “ایجاد کسب و کار پایدار از طریق صنایع دستی برای حفاظت ازمنابع طبیعی” که توسط تیم موسسه آوای طبیعت پایدار و با حمایت سازمان ملل متحد و سازمان جنگل ها و مراتع در سال ۹۲در روستاهای تاجمیر، نازدشت، کسراب، حجت آباد و همت آباد انجام شد، عروسک های دست ساز منطقه احیا، تولید و عرضه شد. در حال حاضر بیش ۱۵ خانوار در حال تولید عروسک های محلی خود هستند و از این طریق بخش مهمی از وام های مربوط به منابع طبیعی خود را پرداخت می کنند.

لیلا کفاش زاده کارشناس ثبت این پرونده گفت: از آذر ماه سال ۱۳۹۲ که پیشنهاد ثبت فن ساخت عروسک های بومی خراسان جنوبی مطرح شد فعالیت های بسیاری برای تکمیل پرونده صورت گرفته که تهیه برنامه های تلویزیونی، انتشار اخبار و مقالات در جراید، شرکت در جشنواره های متعدد درون مرزی و برون مرزی، برگزاری تور های ویژه عروسکی و برگزاری کارگاه های آموزشی از جمله این فعالیت ها بوده است.

به گفته افسانه احسانی رئیس هیات مدیره موسسه آوای طبیعت پایدار این محصولات سازگار با محیط زیست هستند و نشانه های فرهنگ غنی منطقه را با خود همراه دارند. بنابراین  نسل جوان با ساختن این عروسک ها نه تنها در روستاهای مذکور با فرهنگ خود آشتی می کنند بلکه با فروش آنها، وابستگی خود را به منابع طبیعی کاهش می دهند و از طرفی ارزشهای فرهنگی خود را به سایر مناطق صادر می کنند. وی افزود هر چند سازندگان اصلی این عروسک ها بانوان هستند ولی سایر اعضای خانواده نیز در ساخت آنها مشارکت دارند. سازندگان، داستانهای زندگی و آرزوهایشان را می نویسند و به عروسکهای خود نصب می کنند. حس سازندگی، تقویت خلاقیت و اعتماد به نفس و افزایش امید به زندگی علاوه بر ایجاد شغل و معیشت مکمل از مزایای تولید این محصولات به شمار می رود.

پوپک عظیم پور مدرس تیاتر عروسکی و عضو هیات علمی دانشگاه تهران نیز در سخنرانی که مراسم رونمایی این اثر ایراد نمود افزود در حین ساخت عروسک ها لالایی ها، شعرها و خاطرات زندگی روستایی عشایری که دانش بومی ارزشمندی در آن نهفته است نیز احیا می شود. همچنین وی نمونه های دیگری همچون لوپتو، لیلی، قورچوق و گلین که از عروسک های بومی دیگر استان های ایران است را معرفی نمود و یاد آور شد که ساخت عروسک به مثابه ساخت یک فرهنگ کوچک از جامعه محلی است چرا که یک عروسک با خود پوشاک، آرایه ها، داستان ها و دیگر آداب و رسوم بومی را نیز معرفی می نمایند.

دکتر فرهاد نظری مدیرکل دفتر ثبت آثار و حفظ و احیاء میراث معنوی و طبیعی در مراسم رونمایی این اثر که در مجموعه فرهنگی تاریخی سعد آباد انجام شد، ضمن تشریح قوانین و کنوانسیون های مربوط به ثبت آثار تاکید کرد که ثبت آثار ناملموس درفهرست یونسکو ازسال ۲۰۰۶  آغاز شده است که ایران تاکنون موفق به ثبت ده اثر در این فهرست گشته است. همچنین خاطر نشان کرد تا کنون آثار بسیاری در فهرست ملی میراث ناملموس ثبت شده که افزون بر فن ساخت عروسک بومی می توان به مراسم باران خواهی در خراسان جنوبی و مراسم  مراسم گل غلتان نوزاد در دامغان و تکم گردانی در اردبیل اشاره نمود.

در حال حاضر فقط ۱۰ اثر از میراث ناملموس کشورمان در یونسکو به ثبت رسیده است. مراسم جشن نوروز و ردیف های موسیقی ایرانی ازجمله این اثار هستند.

وزارت ورزش موافقت کرد!

شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳

امروز طی جلسه ای که با حضور دکتر احمدی (معاونت فرهنگی وزارت ورزش و جوانان)، محمد درویش (مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست)، آقای مولایی (مسوول مرکز آموزش وزارت ورزش و جوانان)، هومن باقری و مرتضی افجعی (از دوستان مرتبط با فدراسیون والیبال که در ابتدا پیشنهاد را با آنها در میان گذاشته بودم) و بنده تشکیل شد، کلیات طرح استفاده از بستر ورزش برای آگاه سازی و اطلاع رسانی چالش های محیط زیستی کشور مورد موافقت قرار گرفت. همچنین به طور ویژه موضوع استفاده از بستر فدراسیون و تیم ملی والیبال برای موضوع “تغییرات آب و هوایی” مورد توافق قرار گرفت.

قدم بعدی ایجاد کارگروه هایی برای ایده پردازی و تولید خروجی های فرهنگی و هنری برای موضوعات ذکر شده است.

قابل ذکر است که در روزهای گذشته نیز چندین جلسه با چند گروه مختلف برگزار کرده بودم تا بتوانیم از نقطه نظرهای متفاوت به موضوع والیبال و توجه به تغییرات آب و هوایی توجه کنیم.

از اینکه بعد از اتفاق “یوزپلنگ و فوتبال”، قرار است همکاری و همدلی بیشتری میان وزارت ورزش و جوانان و سازمان حفاظت محیط زیست اتفاق بیفتد، خوشحالم.

حالا این گوی و این میدان…

با کمال میل منتظر همکاری، همراهی، پیشنهادات و برنامه های علاقمندان هستیم.

پی نوشت ۱: از امروز یک بخش جدید با عنوان “ورزش و محیط زیست” در این سایت به وجود آوردم تا فعالیت های مرتبط با این موضوعات را مستندسازی و آرشیو کنم.

پی نوشت ۲: این هم متنی که توسط دوست گرامی “محمد درویش” در همین مورد نگاشته شده:

http://khabaronline.ir/detail/380114/weblog/darvish

چرا؟

جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳

چرا اینچنین سخت است برای انسان امروزی تا بر علیه خویش بیاشوبد و بشورد و بسوزد و آنگاه 

اسطوره بفروشیم!

چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳

شاید تا به حال کسی از واژه ی “اقتصاد کنجکاوی” استفاده نکرده باشد. با این حال، بنده باور دارم چنین اقتصادی در دنیا رایج است بدون این که چنین نامی داشته باشد.

اینکه ما یک مجله یا یک روزنامه می خریم به این خاطر است که کنجکاو هستیم بدانیم چه مطالبی در آن ها نوشته شده. این مورد را می توان “اقتصاد اطلاعات” هم نامگذاری کرد که با “اقتصاد کنجکاوی” بی ربط نیست.

این که ما به یک کشور خاص سفر می کنیم، بخشی به این خاطر است که در رابطه با سبک زندگی مردمان آن سرزمین کنجکاو هستیم. همین جا باید عرض کنم خیلی ها معتقدند، ایران به دلیل عدم ارتباط گسترده با کشورهای دیگر از آن کشورهایی است که کنجکاوی در مورد آن بسیار است.

پیشنهادم این است که در این رابطه ما از “اقتصاد کنجکاوی” بهره ببریم و ارضای حس کنجکاوی نسبت به ایران را به مردمان دیگر کشورها از راه های متنوعی که می توانند پیش رویمان قرار بگیرند، بفروشیم.

فرهنگ متنوع و طبیعت گوناگون این سرزمین ظرفیت های بسیاری را برای کنجکاوی، از نوع کنجکاوی های مورد پسند امروزی به وجود آورده که شاید هرگز به آن ها چنان که باید نیاندیشیده ایم.

به یک مورد خاص اشاره می کنم و آن هم ظرفیت پنداشت های اسطوره ای در ایران است که به دلیل شناخته نشدن، در هیچ هنری و در هیچ صحنه ای حضور بارز نیافته. و این موضوع تا جایی در تاریکی قرار دارد که هیچ حس کنجکاوی را هم برنیانگیخته.

حال اگر فقط برای شناساندن این باورهای اسطوره ای کمی تلاش کنیم، می توانیم به حس کنجکاوی مردمان جهان تلنگر بزنیم و با استفاده از هنرهای نمایشی همچون سینما، به اقتصادمان کمک کنیم.

عین همین فعالیت را می توان برای ادبیات ایران هم انجام داد.

به طور مثال، توجه بفرمایید چند قرن است که ادبیات هزار و یک شبی در دنیا تاثیر گذاشته و می گذارد. هر روز نیز برداشت های جدیدی از آن می شود که از این زمره می توان به ژانر رئالیسم جادویی اشاره کرد که هم در کتاب ها نقش ایفا می کند و هم در سینما. امیدوارم به اقتصاد ادبیات و اقتصاد سینما باور داشته باشید تا بتوانم بقیه صحبت هایم را ادامه دهم.

بنده معتقدم اگر بتوانیم ادبیات ایران و اسطوره های ایرانی را با تناسب هوشمندانه ترکیب کنیم، کیفیت و کمیت کنجکاوی که در دنیا برمی انگیزاند، حداقل ما را برای چندین سال در قله های اقتصادی فروش کنجکاوی خواهد نشاند.

آنچه که امروزه فروش بسیاری از فیلم های معروف را تضمین می کند، یگانگی با اسطوره هایی است که جهان شمول شده اند. یکی از اشخاصی که عمدتا فیلم هایش را بر مبنای اسطوره ها بنیان می نهد، “استیون اسپیلبرگ” است. اگر بخواهم از فیلم های اسطوره بنیان نام ببرم، باید مطلبی جداگانه بنویسم. اما بگذارید عجالتا یک ارتباط جذاب میان سفر و فیلم و اسطوره بیان کنم تا ببینیم چه می شود:

در New town Hall شهر پراگ مجسمه ای وجود دارد از شخصی به نام  Rabbi Loew. او یک معلم تلمود و فیلسوف بود (قرن ۱۶ میلادی) که اتفاقا در همان قبرستانی دفن است که کافکا هم در آن دفن شده.

مجسمه ی Judah Loew ben Bezalel معروف به Rabbi Loew

مقبره Rabbi Loew

طبق افسانه او برای حمایت از یهودیان یک عروسک گِلی می سازد به نام “گُلِم” Golem که همچون پینوکیو دارای جان می شود و ماجراهای خودش را دارد.

یکی از آدمک های گِلی منسوب به Golem

مجسمه Golem ساخته شده برای فیلم  ”The Emperor and the Golem”

جالب است بدانید که از کاراکتر “گلم” در فیلم “ارباب حلقه ها” با عنوان “گلوم” Gollum استفاده شده.

کاراکتر “گلوم” Gollum که در فیلم ارباب حلقه ها استفاده شد.

امروزه در اسطوره شناسی “گلم” را می توان آدمی دانست که ساخته ی دست بشر است در مقابل “کدمون” Kadmon که انسانی است ساخته ی دست خدا.

طرحی از آدم “کدمون”

“کدمون” را “انسان نخستین” معنا کرده اند. ترجمان دیگر آن “انسان کیهانی” است. این همان انسانی است که طرح انسان “ویترووین” قرار بوده او را نشان دهد. طرح لئوناردو داوینچی در این زمینه شهرت جهانی دارد. اما جالب است بدانید که یکی از بهترین نمونه های انسان کیهانی، “کیومرث” است که از ویژگی های فیزیکی و رفتاری آن اشاراتی در شاهنامه و کتاب ها و متون زرتشتی آمده است.

طراحی از مرد ویترووین توسط “لئوناردو داوینچی” که ویژگی های منحصر به فرد خودش را دارد.

درواقع می خواهم بگویم که شاید اگر سه گانه ی “ارباب حلقه ها” ادامه می یافت، می شد بر روی کاراکتر “کیومرث” کار کرد. و این تنها یک نمونه از شخصیت های اسطوره ای ایرانی است. شخصیت های اسطوره های ایرانی هر کدام کاراکتر ویژه دارند که متاسفانه فقط در حوزه نوشتاری اندکی مورد توجه قرار گرفته اند و هرگز در هنرهای نمایشی و رویکردهای نوین جایگاهی نیافته اند.

اما همه ی این ناشناخته ماندن ها شاید امروز به کمک ما بیاید و ما بتوانیم بر اساس حس کنجکاوی فعالیتی اقتصادی انجام دهیم.

همین.

http://www.iranshenasan.ir

سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۳

تعدادی جوان خوش فکر و علاقمند اقدام به راه اندازی سایت http://www.iranshenasan.ir کرده اند. به سهم خودم از این دوستان تشکر و قدردانی می کنم.

در زیر توجه شما را به معرفی این سایت از زبان خود دست اندرکاران جلب می کنم:

یک سایت و هزاران امید….

از ” دغدغه ” شروع شد! از “کمبود”، از “باید” … از روزهایی که تعریف نشده بودیم! “درباره” ای نداشتیم… از روزهایی که آن ور آبی ها تعریفمان می کردند …حالا اما چندسالی هست که ” هستیم…” !؛

ایران را چگونه بشناسیم و در پسش چگونه بشناسانیم؟ با کلامی دیگر، صدایی دیگر…با رنگی دیگر…لعابی دیگر…

گفتند؛ تعریف کن ایرانشناس را ! گشتیم و پرسیدیم و نیافتیم ! تو هم در پی تعریف چارچوب دار مباش که؛ یافت می نشود گشته ایم ما … دانستن همین ما را بس که رشته ای به نام “ایرانشناسی”، تنها یک هزارم این واژه ی “هزارتو” را دربرمی گیرد پس وظیفه ای فراتر از یدک کشیدن مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکترای این رشته، بر گردنمان است!.

اما بخش های مختلف ایران شناسان:

“تا سفر” را با هدفی متفاوت ساختیم. تفاوتی از جنس پا و راه…

در “با ایران شناسی” هدف شناختن دانش ایران شناسی و وسعت مطالعاتی این رشته با کمک اساتید این رشته است.

“حامیان وطن” را محفلی قرار دادیم برای معرفی ایران دوستانی که چه بصورت انفرادی و چه گروهی، برای جاودانگی ایران -در حرفه های گوناگون- تلاش می کنند. گوشه ای از تکاپویشان در راه وطن را، در قالب معرفی انجمن ها و بنیاد ها و افراد، گنجاندیم….

در “مباحث ویژه”، به ذکر موضوعات خاصی پرداختیم که جنبه مستقل و جذابی دارند. گاه، مربوط به مناسبت ها و رویداد ها و گاهی هم مربوط به اطلاعاتی ویژه…

در این مسیر پر پیچ و خم و مه آلود تنهایمان نگذاشتند صاحب نظرانی که زندگی و وجودشان مالامال از گام هایی بود که در راه پیشرفت و شناساندن ایران، نهاده بودند. عزیزانی که اگر نبود تجربیات و همکاریشان، شاید توان برپا ایستادن ما نیز نبود.