آرش نورآقایی | سایت شخصی

معلوم نیست درست گفته باشد!

یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۴

“ژان کلود کریر” Jean Claude Carriere معتقد است همانطور که میان خوانش متن در فارسی و انگلیسی تفاوت وجود دارد؛ یعنی در فارسی از راست به چپ می خوانیم و در انگلیسی برعکس، همین تفاوت در “تراولینگ” (حرکت دوربین در فیلم) هم دیده می شود. یعنی ما ایرانی ها بیشتر تراولینگ از راست به چپ داریم و غربی ها از چپ به راست.

طولانی ترین لغت در زبان انگلیسی

شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴

شاید شنیده باشید که antidisestablishmentarianism طولانی ترین واژه در زبان انگلیسی باشد، اما نیست.

طولانی ترین لغت این است: pneumonoultramicroscopicsilicovolcanoconiosis

این لغت، نام یک بیماری ریوی است که از گرد و غبار سیلیس حاصل می شود.

جلسه ۵ خرداد

شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۴

حضور محترم راهنمایان گردشگری؛

به عرض می رساند “کانون انجمن های صنفی راهنمایان گردشری سراسر کشور” در نظر دارد جلسه ای را برای تبیین موضوعات زیر در تاریخ ۵ خرداد ۱۳۹۴ برگزار نماید:

۱- جایگاه قانونی انجمن های صنفی و نقش آن ها در احقاق حقوق

۲- تعرفه کف حقوق

۳- بیمه

۴- آمادگی برای کنوانسیون ۲۰۱۷

۵- بررسی چالش ها و راهکارها

۶- پرسش و پاسخ

نشانی: خیابان مطهری، بعد از تقاطع شریعتی، خیابان پلیس، میدان پلیس، سالن آمفی تئاتر باغ موزه قصر

زمان: ۵ خرداد - ساعت ۱۸ تا ۲۰

با سپاس

هیات مدیره کانون انجمن های صنفی راهنمایان گردشگری سراسر کشور

جالبالو

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

تا حالا دقت کردید که در خیلی از میوه های ما، واژه “آلو” به کار رفته:

آلو (هُلو) - آلوچه - آلبالو (که ظاهرا در اصل “آلوبالو” بوده و “آلوبالو” هم از “آلوی بوعلی” گرفته شده) - زردآلو - شفتالو - خرمالو

پی نوشت: یک دسته با عنوان “زبان فارسی” در سایت درست کردم که بعد از این دانسته ها و دریافت های مربوط به زبان فارسی را در آن بنویسم. نوشته کوتاه امروز، پیش درآمدی بود برای نوشته های بعدی در این دسته.

مردی صاحب سبک

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیشب حال روحی ام خوب نبود. تا صبح نخوابیدم. یک شب لعنتی را سپری کردم.

اما پریشب فرصتی شد تا به لطف یک دوست دیداری داشته باشم با استاد “منوچهر طیاب”.

هم به خاطر فیلم هایش می شناسمش، هم به خاطر سفرهایش. کتاب (سفرنامه) “دریای پارس” ایشان را بسیار دوست دارم.

لحظه های خوبی را با ایشان سپری کردیم. با هم قهوه نوشیدیم.

دانستم که روزگاری شاگرد استاد منوچهر ستوده بوده اند. حتی دانستم در روزگار جوانی مدت کوتاهی در آمریکا به عنوان تورلیدر کار کرده.

شنبه عازم سفر هستند. قرار شد وقتی برگردند (حدود دو ماه دیگر) دعوتشان کنم به یک سخنرانی و نمایش فیلم در محل برگزاری جلسات انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران.

منوچهر طیاب در منزلش

رگه های امید

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیروز عصر، دوشنبه ۲۸ اردیبهشت در جلسه “هم اندیشی اولین همایش ورزش و محیط زیست” شرکت کردم.

این جلسه در ساختمان شماره یک وزارت ورزش و جوانان راس ساعت ۱۶ برگزار شد. سه سخنران این جلسه، آقایان مولایی (از وزارت ورزش و جوانان)، دکتر شجیع (از وزارت ورزش و جوانان) و محمد درویش (از سازمان حفاظت از محیط زیست) بودند.

این هم اندیشی با هدف مشارکت جامعه ورزشی و ارتقای فرهنگ حفاظت از محیط زیست برگزار شد و مخاطبین، نمایندگان فدراسیون های مختلف وزارت ورزش و جوانان بودند.

قرار است همایش دیگری در تاریخ ۷ خرداد با حضور خانم ابتکار و آقای گودرزی برگزار شود. بخشی از جلسه دیروز به منظور تبیین مفاد و اهداف آن همایش بود.

امضای تفاهم نامه میان وزارت ورزش و جوانان و سازمان حفاظت از محیط زیست - انتخاب سفیران حفاظت از محیط زیست از میان قهرمانان، پهلوانان و المپین ها و بررسی شرح وظایف سفیران - ایجاد برند “فدراسیون سبز” برای فدراسیون های ورزشی - ایجاد دفتر حفاظت از محیط زیست و توسعه پایدار در وزارت ورزش و جوانان - اهدای “نشان وزارت سبز” از طرف سازمان حفاظت از محیط زیست به وزارت ورزش و جوانان - و معرفی گونه های جانوری در معرض خطر توسط سازمان حفاظت محیط زیست و حمایت فدراسیون های ورزشی از این گونه ها، از جمله مواردی است که در همکاری میان وزارت ورزش و جوانان و سازمان حفاظت از محیط زیست لحاظ می شود و همچنین بخشی از آن ها در همایش ۷ خرداد انجام خواهد شد.

و اما عنوان برخی از گونه های در معرض خطر که توسط سازمان حفاظت از محیط زیست به فدراسیون های مختلف برای حمایت از آن گونه معرفی شده است، به شرح زیر است.

قابل ذکر است که: ۱- فهرست اصلی بلندتر از فهرست زیر است. ۲- هنوز فهرست گونه ها و حمایتشان توسط فدراسیون های مربوطه صد در صد قطعی نشده است.

- فدراسیون فوتبال: یوز ایرانی

- فدراسیون والیبال: دُرنا

- فدراسیون جودو: خرس سیاه

- فدراسیون چوگان: گورخر ایرانی

- فدراسیون کشتی: خرس قهوه ای

فدراسیون تیراندازی با کمان: تشی

فدراسیون بوکس: گربه وحشی

فدراسیون کبدی: مرال

فدراسیون ورزش های سه گانه: جَبیر

فدراسیون هاکی: سنجاب ایرانی

فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولین: فاخته

فدراسیون ورزش های پهلوانی و زروخانه ای: قوچ

فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی: کَل

پس چرا اینگونه ایم؟!!

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیروز به دفتر پستی منطقه X رفتم تا برای تعویض کارت ملی فعلی و گرفتن کارت ملی هوشمند جدید اقدام کنم.

همان ابتدای کار، متصدی باجه ای که قرار بود فرآیند تعویض کارت از آنجا آغاز شود از من خواست تا به باجه دیگری در چند متری اش بروم و تاییدیه کد پستی بگیرم.

در این باجه جدید بعد از اینکه حدود ۱۰ دقیقه معطل شدم تا نوبتم برسد، شماره تلفن خانه امان را گفتم. خانمی که متصدی این باجه بود برگه ای برایم پرینت گرفت و به دستم داد و تقاضای ۲۳۰۰ تومان کرد.

به او گفتم: “من خودم کد پستی امان را می دانستم، چرا برای سوالی که جوابش را می دانم باید پول بدهم؟”

جواب نداد.

به باجه قبلی برگشتم و همین سوال را تکرار کردم.

گفت: “شما می دانید، همه که نمی دانند.”

فقط نگاهش کردم!!!

قرار است کارت ملی هوشمند بدهند، ولی آن قدر سیستم خودشان هوشمند نیست که اطلاعات در یک شبکه کامپیوتری باشد و ارباب رجوع برای گرفتن جواب یک سوال به کامپیوتر دیگری رجوع نکند و زمانش را از دست ندهد.

به باجه دیگری رفتم و برای انجام کارها!!! مبلغ ۳۳۳۰۰ تومان درخواست کرد.

گفتم: “کارتخوان دارید؟”

نداشتند.

مسوول باجه گفت: “فقط پول نقد.”

یعنی اداره پست کارتخوان ندارد!!! جالب اینکه از قبل هم هیچ اطلاعی نمی دهند که چقدر باید پول نقد به همراه داشته باشیم.

همان مسوول گفت: “برو آنجا (اتاقکی در کنجی از اتاق)، عکس بگیر.”

گفتم: “عکس دارم.”

گفت: “قانونش این است که اینجا عکس بگیری.”

با خودم گفتم:

حتما قانونش این نیست که همه پشت میزشان باشند. حتما قانونش این نیست که کار مردم را درست راه بیندازند. و حتما قانونش این است وقتی من پشت باجه معطلم، همکار متصدی باجه بیاید تا جوک جدیدی را که همین الان برایش پیامک کرده اند، بخواند تا بخنندند و ک. ل. من که انجا ایستاده ام.

شنبه، ۲ خرداد

یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴

“نقش راهنمایان گردشگری در حفاظت از محیط زیست” عنوان سمیناری است که با همت “موسسه آوای ارسباران” برگزار می شود.

از آن زمانی که پیشنهاد نقش بستن یوزپلنگ آسیایی بر روی پیراهن تیم ملی فوتبال در عرصه جام جهانی مطرح شد تا به امروز اتفاقات بسیاری، خوشایند و ناخوشایند در عرصه محیط زیست رخ داده است و این داستان ادامه دارد. این است که به پیشنهاد دوست گرامی “علی شادلو”، قرار شد این فرآیند را بازبینی کنیم و نقش راهنمایان گردشگری در عرصه حفاظت از میراث طبیعی را مورد بررسی قرار دهیم.

ورود برای عموم، و به ویژه همه علاقمندان به محیط زیست و راهنمایان گردشگری آزاد است.

من نیز به نوبه خودم با کمال احترام از تمام همکاران، همراهان، دوستان، علاقمندان و منتقدان دعوت می کنم تا در این محفل حضور یابند.

لطفا برای دسترسی به اطلاعات بیشتر به آدرس http://arasbaran.org/news.cfm?id=1512 مراجعه کنید.

در انتظار فرهنگ!

شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴

۱-

یادم هست چند سال منتظر بودم تا هر پنج جلد کتاب “فرهنگ نمادها” ترجمه بانوی گرانقدر، سرکار خانم “سودابه فضائلی” منتشر شود.

روز اولی که با این کتاب آشنا شدم، فقط جلد اول چاپ شده بود. تا دو سه سال خبری از چاپ جلد دوم نبود.

انتظار خوبی نبود. فکر می کردم جلدهای بعدی چاپ نخواهد شد.

اما روزی که همه جلدها را از انتشارات “جیحون” خریدم، انگار گنج پیدا کرده بودم.

آن موقع در حال نگارش کتاب “عدد، نماد، اسطوره” بودم. بنابراین همه ۵ جلد را واو به واو خواندم تا به عنوان یکی از منابع مهم در نگارش کتابم از آن استفاده کنم.

وقتی برای اولین مرتبه خانم “سودابه فضائلی” را دیدم به ایشان گفتم که چقدر در حق من لطف کرده.

۲-

چند سال پیش جلد اول کتاب “فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی” تالیف دانشمند گرامی، جناب آقای “محمد حسن دوست” را از نشر “توس” خریدم. البته خود کتاب چاپ انتشارات “فرهنگستان زبان و ادب فارسی” است. جلد اول را واو به واو خواندم. قرار نبود کتابی بنویسم، اما از آنجا که علاقه شدیدی به ریشه ها و به ویژه ریشه لغات دارم، داشتن کتاب برایم اهمیت داشت.

بعد از آن هر دفعه سراغ جلدهای بعدی را می گرفتم جواب منفی می شنیدم. راستش دیگر ناامید شده بودم و فکر می کردم پروژه ای ناتمام خواهد بود.

تا این که دیشب در محفلی با حضور چند دوست عزیز، “شروین وکیلی” بی مقدمه و بدون اینکه اطلاعی از علاقه ام به این کتاب داشته باشد، گفت که هر پنج جلد کتاب چاپ شده. کلی هیجان زده شدم.

هیجانم آنقدر بود که امروز رفتم و پنج جلد را به قیمت ۱۹۰۰۰۰ تومان خریدم. از عجایب این که، در هنگام خرید کتاب مدیر نشر توس هم آنجا بود. قبلا بارها از او پرسیده بودم که این کتاب چه وقت منتشر می شود و او نمی دانست.

!

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴

گاهی،

شاید هم بیشتر،

پدیده های موقت و اتفاقات جزیی

سرنوشت را رقم می زنند.

مشق نقش!

پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴

هنرپیشه ها دوست دارند که روی صحنه بمیرند!

جلسه در سازمان

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴

امروز از من خواسته شد تا به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بروم و در رابطه با پیشنهاد “باغ ایرانی حقوق بشر” توضیح بدهم.

موضوع از این قرار بود که طرح توسط “امیر میری” (مدیر کلبه آقامیر) و مهندس وصالی (فرماندار پاسارگاد) به دست آقای “سلطانی فر” (معاون رییس جمهور و رییس سازمان) رسیده بود و ایشان ضمن استقبال از طرح، دستور داده بودند تا بررسی بیشتری در این مورد صورت بگیرد.

بنابراین ساعت ۱۵ امروز در جلسه ای که با حضور آقای نعمتی، مشاور ارشد معاون گردشگری - خانم هزارجریبی: کارشناس حوزه ریاست - آقای ثابت: مشاور معاون گردشگری و مسوول امور استان ها - خانم اژدری: رییس اداره گردشگری دفتر برنامه ریزی و توسعه - آقای پورحسینی: معاون کمیته ملی طبیعت گردی - خانم فاضلی: کارشناس کمیته ملی طبیعت گردی - خانم نجوان: مسول روابط عمومی معاونت گردشگری برگزار شد.

توضیحات لازم را بر روی وایت برد ارائه دادم و همگی از طرح استقبال کردند. البته سوالاتی هم مطرح شد که در ادامه پیشروی طرح باید مد نظر قرار گیرد.

به هر حال، فکر می کنم یک قدم جلوتر رفتیم.

راستش اگر این طرح به عنوان ایده ایران در سازمان ملل مطرح نشود، کیفی برایم ندارد. اگر همه هم مخالف باشند، از ته دل ایمان دارم که ارزش دارد در این سطح مطرح شود. این طرح با چالش هایی روبرو هست ولی به نظرم همه اش قابل حل است مگر اینکه نخواهیم اجرا بشود.

مش سفر

سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

دیشب با “مسیح شریف” و “علی اضغر شالبافیان” قدم میزدیم و ایده پردازی می کردیم برای گردشگری!

شالبافیان از شرکت مشاوره ای گردشگری حرف میزد که یک دفعه به ذهنم رسید و گفتم:

مش سفر” اسم خوبی است برای یک شرکت که کارش مشاوره سفر باشد.

چند خوبی دارد:

۱- باحال است و به حال و هوای سفر می خورد.

۲- مخفف “مشاوره سفر” است.

۳- مش، مشدی یا مشهدی به کسانی می گفتند که به سفر مشهد رفته اند و بازگشته اند. پس “مش سفر” کسی است که خودش سفر کرده و حالا قرار است مشاوره سفر بدهد.

۴- نوشتالژی دارد.