امشب گیر دادم به کتیبهی بیستون تا ببینم چه موضوعات تازهای میتوان از آن برداشت کرد. راستش برای نوشتن و گفتن حرفهای زیادی دارم که بعدا مینویسم، اما چند سوال اساسی برایم پیش آمد که در اینجا مطرح میکنم تا ببینم آیا کسی جوابشان را میداند؟
قبل از هر چیز به تصویر زیر نگاهی بیندازید:

فکر میکنم کاملا واضح باشد که ۱۳ نفر در این تصویر نقش شدهاند: داریوش با دو نفر پشتسرش در مقابل ۹ نفر دیگر و ۱ نفر هم که در زیر پای داریوش قرار گرفته.
حالا بگذارید به کتیبه داریوش نگاهی بیندازیم:
و داریوش شاه اعلام میکند: “من آنچه با ارادهی اورمزد کردم، من آن را در یکسال انجام دادم، پس از آنکه شاه شدم. من نوزده نبرد کردم: با ارادهی اورمزد، من آنها را در هم شکستم و من نُه شاه را گرفتم…” (سنگنبشتهی داریوش بزرگ در بیستون، ترجمه و تفسیر: فرانسواز سورینی، کلاریس هرن اشمیت، فلورنس ملبرن لابا، برگردان از فرانسه به فارسی: دکتر داریوش اکبرزاده)
اولین سوال من این است که چرا تعداد اسیران نقش شده در تصویر (۱۰ نفر) با عددی که داریوش در کتیبه ذکر میکند (۹ نفر) هماهنگی ندارد؟ نفر دهم کیست که نامش در کتیبه نیست؟
آیا نفر دهم بعدا به نقش اضافه شده؟ اگر جواب مثبت است، چرا؟ باز هم اگر جواب مثبت است کدام یک از نقوش بعدا اضاقه شده (اولین اسیر ایستاده یا آخرین اسیر ایستاده) و نامش چیست؟
سوال دیگر اینکه چرا قد و قوارهی همهی اسیران یکاندازه است (۱۲۶ سانتیمتر) و آخرین نفر قدش بلندتر از بقیه است (با کلاهش ۱۷۸ سانتیمتر)؟ چرا اصلا این یکی کلاه به سر دارد؟ چرا یکی از اسیران در زیر پا نقش شده و مابقی ایستادهاند؟ آن که در زیر پای داریوش افتاده کدام شورشگر است؟
در جلوی داریوش ۹ اسیر هستند که به گردن ۹ نفرشان طناب بسته شده و تنها نزدیکترین اسیر ایستاده به داریوش طناب بر گردن ندارد، چرا؟
سوال دیگر اینکه، آیا شما تا به حال شنیدهاید که دو نفر با نام «بردیا» در زمان داریوش سر به شورش بردارند؟ اگر شنیدهاید که هیچ، اما اگر نشنیدهاید به ادامهی کتیبه داریوش توجه کنید:
“یکی در نام، گئومات مغ - او به دروغ اعلام کرد من بردیا، پسر کوروش (هستم)، او پارسیان را شورشی کرد… یکی در نام Misdatta، پارسی - او به دروغ اعلام کرد من بردیا پسر کوروش (هستم) و پارسیان را شورشی کرد…” (سنگنبشتهی داریوش بزرگ در بیستون، ترجمه و تفسیر: فرانسواز سورینی، کلاریس هرن اشمیت، فلورنس ملبرن لابا، برگردان از فرانسه به فارسی: دکتر داریوش اکبرزاده)
به بخشهای دیگری از کتیبه داریوش دقت کنید:
“و پس بود مردی، گئومات مغ نام… او به مردم به دروغ اعلام کرد من بردیا، برادر کمبوجیه هستم… آنگاه من با ارادهی اورمزد به گاه دهمین روز از ماه Bagiyadis با مردانی کم، گئومات مغ با او، مردان وفاداری که پیروانش بودند، کشتم…” (سنگنبشتهی داریوش بزرگ در بیستون، ترجمه و تفسیر: فرانسواز سورینی، کلاریس هرن اشمیت، فلورنس ملبرن لابا، برگردان از فرانسه به فارسی: دکتر داریوش اکبرزاده)
و در جای دیگر آمده است:
“و اعلام میکند داریوش شاه: یک مردی در نام Misdatta، ساکن شهری در نام Turrauma، در ناحیهای در نام Iautias در پارس، او برای دومین بار در پارس شورید. او مردم را چنین گفت، با این گفتار: من بردیا پسر کوروش هستم…” (سنگنبشتهی داریوش بزرگ در بیستون، ترجمه و تفسیر: فرانسواز سورینی، کلاریس هرن اشمیت، فلورنس ملبرن لابا، برگردان از فرانسه به فارسی: دکتر داریوش اکبرزاده)
مطمئنا این فرد همان فرد قبلی نیست چراکه گئومات مغ قبلا توسط داریوش کشته شده بود و از طرفی این فرد دوم برای دومین مرتبه شورش کرده است و گفته است که من بردیا هستم. آیا این فرد در مرتبهی اول هم ادعا کرده بود که بردیا است؟ آیا در ظرف یکسال حداقل دو نفر ادعا کردهاند که بردیا هستند؟ اصولا در کتیبهی داریوش با این موضوع مواجه هستیم که کسانی (شورشیان) خود را به جای دیگری جا زدهاند (دو شورشی دیگر نیز خود را «نبوکدرچر» پسر «نبونید» جا زدهاند). سوال این است که چطور چنین اتفاقی میافتاده و امکانپذیر بوده است؟ آیا به این خاطر است که مردم عادی صورت شاهان و شاهزادگان را نمیدیدند؟