آرش نورآقایی | سایت شخصی

پراگ، کافکا، کنیسه

شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۵

قبلا و در سفرنامه‌های قبلی از پراگ نوشته‌ام.

امروز اما بخش مربوط به یهودیان این شهر را به همراه چند نفر از همسفرانم قدم زدیم که در گزارش زیر می‌بینید و می‌خوانید:

برای شروع، سوار خط A (خط سبز) مترو شدیم و به ایستگاه Zelivskeho رفتیم تا از قبرستان جدید یهودیان (به یک دلیل خاص) واقع در منطقه Zizkov بازدید کنیم.

آن دلیل خاص، دیدار قبر “فرانتس کافکا” بود. در تصویر مقبره خانوادگی او (به همراه پدر و مادرش) مشخص است.

بازدید بعدی، دیدار از کنیسه “اورشلیم” Jeruzalemska Synagoga در منطقه Zizkov بود. این کنیسه در سال ۱۸۹۰ به سبک نئو رنسانس ساخته شده است.

نمایی از داخل کنیسه

روز قبل به یک کتابفروشی رفته بودیم و با کتابی که در تصویر می‌بینید، آشنا شدیم. مطالب بسیار جالبی در رابطه با شهر پراگ در این کتاب موجود است که یک جستجوگر را در پی موضوعات کمتر شنیده شده‌های شهر وامی‌دارد.

با همین عنوان، کتاب‌ شهرهای دوبلین، لندن، رم، آمستردام، بروکسل و پاریس هم موجود است.

احساسم این است که جای چنین کتابی برای برخی از شهرهای ایران خالی است. این است که آرزو می‌کنم روزی که از مسوولیت‌هایم کناره گیری کنم، بخشی از وقتم را برای نوشتن آن‌چه در مورد ایران باید نوشته شود، صرف کنم.

مثلا یکی از مطالب کتاب Secret Prague این است که:

در بخشی از میدان قدیمی شهر Staromestske namesti اگر خوب دقت کنیم بر روی زمین ۲۷ صلیب سفید می‌بینیم که اشاره دارد به (یادمانی است از) اعدام ۲۷ نفر از افراد شاخص شهر در ۲۱ ژانویه سال ۱۶۲۱ میلادی که داستان خودش را دارد.

یکی دیگر از همان صلیب‌های سفید که می‌توان آن را زیر صندلی‌های یک کافه یافت.

کتاب پر است از چنین اشاراتی که خواندنش  و دانستنش لذت پراگ را بیشتر کرد. متاسفانه وقت نشد که مطالب بیشتری از این کتاب را در شهر دنبال کنم. شاید دفعه بعد …

در تصویر مجسمه‌های گلی Golem را می‌بینید. قبلا در رابطه با “گولم” در آدرس زیر مطلب نوشته‌ام:


http://nooraghayee.com/1393/07/arash/%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%D9%85/

به همراه همسفرانم بلیطی به قیمت معادل ۱۹ یورو تهیه کردیم تا از ۷ مکان مربوط به یهودیان در پراگ بازدید کنیم که عبارت بودند از:

کنیسه Maisel - کنیسه Pinkas - قبرستان قدیمی یهودیان (که در تصویر می‌بینید) - کنیسه Klausen - سالن مراسم یا همان Ceremonial Hall که مربوط بود به مراسم کفن و دفن - کنیسه اسپانیایی - کنیسه قدیمی - جدید Old-New Synagoge

نمایی از کنیسه Pinkas

در قبرستان، سنگ‌هایی (قبرهایی!) بود که مردم بر روی کاغذ متن می‌نوشتند و همانطور که می‌بینید در سوراخ‌ سنگ‌ها فرو می‌کردند. نمی‌دانم چه نوشته‌اند و چرا؟

این نوشته مربوط است به قبری در قبرستان قدیمی شهر، به نام Judah Loew ben Bezalel که قبلا در موردش در همان لینک بالا نوشته‌ام.

قبر Judah Loew ben Bezalel

مجسمه مربوط به کافکا اثر مجسمه‌ساز Jaroslav Róna که در نزدیکی کنیسه اسپانیایی قرار دارد.

نمایی از کنیسه اسپانیایی که از آن به عنوان زیباترین کنیسه اروپا یاد می‌کنند.

همان توضیح بالا

این‌ها هم از دارایی‌های کنیسه اسپانیایی هستند.

خدانگهدار، پراگ!

ننه قوربون قد و بالات گریه نکن خو. چیزیم نی ننه

پنجشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۵

در یک کلام، آرزو دارم دستان بانویی را ببوسم که تصویرش را در زیر می‌بینید. اگر لیاقت داشته باشم، به زودی این کار را خواهم کرد.

عکس‌ زیر، یک بانوی عشایر را نشان می‌دهد که به صورت کامل قطع نخاع شده و گردن و بسیاری از اندام بدنش شکسته.

همین چند شب پیش، این بانوی عشایر به خاطر گرمای هوا بیرون از چادر و زیر آسمان خوابیده بود. پسرش سوار اتومبیل می‌شود تا برای سرکشی به دام‌ها برود. در تاریکی مادر را نمی‌بیند و از رویش رد می‌شود.

چهار پسر این شیرزن، بعد از حادثه مادرشان را به بیمارستان می‌رسانند تا تحت مداوا قرار بگیرد. در بیمارستان، کوچکترین پسر (راننده اتومبیل) دستان مادر را در دست گرفته بود و با کمال شرمندگی گریه می‌کرد.

مادر در حالی‌که به سقف اتاق نگاه می‌کرد و بدون این‌که قادر به کوچکترین حرکتی باشد، پسر را دلداری می‌داد:

ننه قوربون قد و بالات گریه نکن خو. چیزیم نی ننه

صبح روز بعد، همین مادر از پزشک معالج درباره پسرانش پرسیده بود:

دیشب کجا خوابیدن؟ پشت در؟

این مادر، مثل همه مادران یک سوپر قهرمان است.

بالاتر از این حس مادرانه، چه چیزی هست در این دنیا؟

خانه شاهزاده ایرانی در شاهزاده نشین موناکو

یکشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۵

در تور ۲۹ روزه اروپا هستم.

امروز برای سومین مرتبه به همراه همسفرانم از “موناکو” بازدید کردم، ولی برای اولین مرتبه متوجه شدم که یک شاهزاده ایرانی در این کشور، ساختمانی ساخته است که هم زیباست و هم داستان جالبی دارد.

میرزا رضا خان ملقب به “ارفع‌الدوله” (شاهزاده ارفع) در سال ۱۸۳۵ میلادی (۱۲۳۲ هجری شمسی) در تبریز به دنیا آمد و در سال ۱۹۳۷ میلادی (۱۳۱۶ هجری شمسی) در موناکو (شاید هم ایران؟) از دنیا رفت.

او ۵ مرتبه در سال‌های ۱۹۰۴، ۱۹۳۳، ۱۹۳۵، ۱۹۳۶ و ۱۹۳۷ کاندیدای جایزه صلح نوبل شده است. یعنی برای اولین مرتبه در سن ۵۰ سالگی و برای آخرین مرتبه در آخرین سال زندگی‌اش کاندیدا شده است. برای درستی این مطلب می‌توانید مستقیم به لینک زیر (سایت جایزه نوبل) رجوع کنید:

http://www.nobelprize.org/nomination/archive/country-people.php?country=101

چند مطلب جالب در مورد “ارفع‌الدوله”:

- نماینده ایران در انجمن صلح لاهه بوده.

- در زمان رضا شاه نماینده ایران در سازمان ملل متحد (مجمع اتفاق ملل) بوده.

- ساختمانی که در موناکو ساخته به نام Villa Danesh یا Villa Danichgah شهرت دارد.

- ساختمان مذکور در همان ابتدای ورود به موناکو (مسیر نیس به موناکو) در بلوار Jardin Exotique قرار دارد.

- هر دو پسر او به نام‌های حسن و ابراهیم از نظامیان بلندپایه ایران شدند.

- او بدون هیچ نسبت خونی با خاندان سلطنتی، عنوان شاهزاده را از مظفرالدین شاه دریافت کرد.

*** با خواندن زندگی‌نامه او، به موارد بسیار جالبی آشنا خواهید شد. به نظرم ارزش این را دارد که یک فیلم مستند از زندگی او ساخته شود.

۱

۲

۳

متاسفانه به دلیلی شرایط ویژه نتوانستم خودم از ساختمانی که “پرنس ارفع” در موناکو ساخته عکس بگیرم، ولی این عکس‌ها را توانستم از اینترنت دانلود کنم.

*** خیلی دوست دارم محل قبر او را کشف کنم.

برای مطالعه بیشتر:


https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%B3_%D8%A7%D8%B1%D9%81%D8%B9

https://structurae.info/ouvrages/villa-danichgah/photos

http://iranian.com/EskandariQajar/2003/November/Arfa

http://iranian.com/History/2003/December/Danesh/index.html

http://www.iranicaonline.org/articles/danes-pen-name-of-moin-al-wezara-mirza-reza-khan-arfa-arfa-al-dawla-ca

۴۵:٠٠

یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵

در پاهایم احساس خستگی می‌کنم، در سرم احساس درد.

هر روز یک که نه، چند چالش دارم که نه پاهایم و نه سرم یاری نمی‌کنند برای هم‌آوردی.

در این میان، دوستانی دارم و همراهانی همچون کوه، همچون آب.

آن‌قدر در تناقضم هر روز، و آن‌قدر ناسزا بار خودم می‌کنم هر روز، و آن‌قدر پیر می‌شوم هر روز، و آن‌قدر پشیمان می‌شوم هر روز، که شب را کلا نمی‌فهمم.

فکر می‌کنم و وقت تلف می‌کنم و ادامه می‌دهم و نمی‌فهمم و باز …

وضعیت میراث جهانی در سال ۲۰۱۶

چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۵

به بهانه ثبت کویر لوت و برخی از قنات‌های ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو، در تاریخ ۳ آگوست ۲۰۱۶ تمامی آثار ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو را بررسی کردم و به نتایج زیر رسیدم.

تا این تاریخ، ایران ۲۱ میراث جهانی را به ثبت رسانده که تنها ۱ مورد آن میراث طبیعی محسوب می‌شود. ایران از لحاظ تعداد میراث جهانی ثبت شده در رده ۱۱ جهانی قرار دارد. در سال ۲۰۱۵ با ۱۹ اثر ثبتی نیز در ره ۱۱ جهان قرار داشته‌ایم.

- قابل ذکر است که قبلا هم یک دفعه در تاریخ ۳ ژولای ۲۰۱۴، یک دفعه در ۱ ژوئن سال ۲۰۱۰، و یک دفعه هم در ۱۱ ژولای ۲۰۱۵، شبیه این بررسی را انجام داده‌ام که در پی‌نوشت، آدرس آن بررسی‌ها تقدیم می‌شود.

*** تاکنون ۱۱۰۷ میراث شامل همه آثار Cultural, Natural, In Danger, Mix از ۱۶۵ کشور و مجموعه عضو “کنوانسیون میراث جهانی” به ثبت رسیده.

- بد نیست بدانید که در سال ۲۰۰۰ بیشترین آثار به فهرست یونسکو اضافه شدند. در این سال ۶۷ اثر ثبت شدند. دیگر هرگز از سال ۱۹۷۸ تاکنون این اتفاق تکرار نشده است. در سال ۲۰۱۵، ۲۴ اثر و در سال ۲۰۱۶، ۲۱ اثر به فهرست میراث جهانی اضافه شده‌اند.

*** اما از ۱۱۰۷ اثری که تاکنون ثبت شده، ۵۵ میراث در خطر، ۸۱۴ میراث فرهنگی و ۲۰۳ میراث طبیعی و ۳۵ میراث مختلط (Mix) دیده می‌شود. این بدان معنی است که:

- به طور متوسط هر عضو کنوانسیون میراث جهانی، دارای ۶/۷ اثر است. با توجه به پیوستن کشورهای بیشتر و تعداد آثار ثبتی بیشتر، این عدد از سال‌های قبل افزایش یافته است.

- تعداد میراث فرهنگی جهانی نسبت به میراث طبیعی جهانی ۴ برابر است. این ضریب چندین سال است که تغییر نکرده.

- از هر ۲۰ اثر، یکی در معرض خطر است.

- به طور کلی در چند سال گذشته تعداد “میراث در خطر” روند نزولی داشته و شاهد وضعیت بهتری هستیم.

- ایران در چند سال گذشته همیشه وضعیت خود را ارتقا داده. می‌توان گفت که “یک پنجاه و سوم” میراث جهانی دنیا در ایران ثبت شده است.

*** امسال به غیر از ایران، کشورهای چین و هند نیز دو میراث جهانی در فهرست یونسکو ثبت کردند.

جدول رتبه کشورها بر اساس تعداد میراث جهانی ثبت شده در یونسکو

برای بزرگنمایی بر روی جدول کلیک کنید.


http://nooraghayee.com/1394/04/arash/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AB%D8%A8%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B3%DA%A9%D9%88/


http://nooraghayee.com/1393/04/arash/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86/


http://nooraghayee.com/1389/03/arash/%D9%86%D8%B8%D8%B1%D9%8A-%D8%A7%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%8A-%D9%8A%D9%88%D9%86%D8%B3%D9%83/

رزومه کانون

چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۵

لطفا برای خواندن رزومه “کانون انجمن‌های صنفی راهنمایان گردشگری سراسر کشور” (IFTGA) به فایل زیر رجوع کنید.

iftga-last-update-mordad

در این بن بست

شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۵

غم غارغار کلاغ غروب، به پاییز وجودم راه نشئه زمستان سستی را نشان می دهد.

خوب، بد، زشت

پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۵

زندگی انگار ترکیبی از اتفاقات و آدم‌های خوب و بد و زشت است.

امروز روز تلخی است، اما روز شیرینی هم بود.

چکناوریان در دسته آن آدم‌های خوب جا می‌گیرد که دیدارش هم اتفاق خوشایندی بود. لحظاتی قبل از حضور ایشان در محل کارم، چند موضوع بد اتفاق افتاد که دنیا در نظرم بسیار زشت جلوه‌گر شد.

از تجربه ترکیب خوب، بد، زشت، برای دقایقی زمین‌گیر شدم.

حالا که می‌نویسم، همه‌ی آن تجربه درونم جا خوش کرده و احتمالا ته‌نشین خواهد شد. اما نمی‌دانم چه وقت و کجا، چه بلایی یا چه سودی برایم خواهد داشت.

نوشتم تا مستند کرده باشم؛ این حال امروز را، این ضعف امروز را، این درهم شکستن لعنتی را، این بودن پرنکبت و پر مکنت را، و البته اشاره‌ای کنم به بودن آدم‌های خوب و رفتارهای خوب.

احتمالا بیشتر بدی‌ها و زشتی‌ها از خود من است.

…………………………………………………………………………………….

حضور استاد “لوریس چکناوریان” در دفتر “کانون انجمن‌های صنفی راهنمایان گردشگری سراسر کشور”

با استاد برخی از فعالیت‌های راهنمایان گردشگری را بر روی پرده تماشا می‌کنیم.

با آرزوی روزهای عالی برای چوگان

سه شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۵

دیروز (دوشنبه، ۴ مرداد ۱۳۹۵) مراسم “معرفی چوگان با رویکرد گردشگری” در زمین چوگان قصر فیروزه (فرح آباد) برگزار شد.

در این مراسم علاوه بر ایراد چندین سخنرانی، اجرای نقالی و برگزاری بازی چوگان دو اتفاق مهم هم افتاد:

۱- رونمایی از کمپین با آرزوی “آغاز چوگان، ورزش ایران، در آوردگاه نقش جهان”

۲- عقد تفاهم‌نامه بین فدراسیون چوگان جمهوری اسلامی ایران با “کانون انجمن‌های صنفی راهنمایان گردشگری سراسر کشور” IFTGA

تفاهم‌نامه: صفحه ۱

تفاهم‌نامه: صفحه ۲

تفاهم‌نامه: صفحه ۳


http://mehrnews.com/news/3724437/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%87%D9%85-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D8%AF

پی نوشت: در متن خبر بالا چندین ایراد وجود دارد:

۱- عنوان درست: “کانون انجمن‌های صنفی راهنمایان گردشگری سراسر کشور” که این‌جانب (آرش نورآقایی) رییس هیات مدیره آن هستم.

۲- دکتر سروش تا جایی که من می‌دانم در جایی گفته بودند ما غر می‌زنیم و نکبت‌بارتر از گذشته به زندگی خود ادامه می‌دهیم. نه اینکه (چنان‌که در خبر آمده) نقد می‌کنیم و …

د. ب.

پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵

آن روز به عنوان آن کتاب جذب شدم و خریدمش: قربانی دیگرانیم و جلاد خویش

شروع کردم به خواندن، اما تمامش نکردم.

با خودم فکر می‌کنم این دفعه هم قربانی دیگران (نویسنده کتاب) شدم و برای جلادی خویش (ادب کردن افکارم) اقدام کرده بودم.

این داستان هر روز شکل می‌گیرد. برای من حداقل این‌طور است.

چرا راه دشوار را برای زندگی انتخاب می‌کنیم و در تلاش برای فهماندن هستیم، وقتی که نفهمیدن ارزشمندتر است. چرا باید بالاتر از سطحی حرف زد که افکار و کردارت سطحی! به نظر برسد. اساسا چرا فکر می‌کنیم باید بهتر بود، در حالی‌که بهتر بودن برتابیده نمی‌شود.

چرا مخ همه ما تاب دارد؟ به نظرم، مخ همه آدم‌ها تاب دارد انگار.

زیستن رنج سهمگینی است، در حالی‌که ظاهرا شانس بزرگی هم هست.

اصلا هیچی، بی‌خیال…

فقط بگو کی تمام می‌شود؟ کی این نیز بگذرد؟ همین را بگو. برای بقیه حرف‌ها، لطفا خفه!

چوگان و گردشگری

پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵

قصد داریم چوگان را به عنوان یک ورزش بین‌المللی که ریشه ایرانی دارد به جهانیان معرفی کنیم. یک راه این است که چوگان را به عرصه گردشگری بیاوریم.

“کانون انجمن‌های صنفی راهنمایان گردشگری سراسر کشور” (IFTGA) به فدراسیون چوگان پیشنهاد همکاری ارائه کرده است و به زودی تفاهم‌نامه همکاری منعقد خواهد شد.

دوستانی که همیشه از به یغما رفتن داشته‌های میهن شکایت می‌کنند، این بار آستین بالا بزنند و ما را یاری کنند.

ورود برای همه آزاد است.

پوری عزیز، واقعا متاسفم!

پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵

بدین‌وسیله صمیمانه مراتب ابراز همدردی و غمگینی خودمان را نسبت به از دست دادن پدر گرامی سرکار خانم “پوران زنگنه” اعلام می‌کنیم.

خانم زنگنه همواره در همه فعالیت‌هایی که مربوط به راهنمایان گردشگری بوده بدون هیچ چشمداشتی پیش قدم بوده، در کمال متانت و ادب بیشترین و بهترین تلاش‌ها را انجام داده.

برای این دوست گرامی، آرامش و صبر آرزو می‌کنیم و امیدوارم که تسلیت ما رو پذیرا باشند.

آرش نورآقایی

بی اعتقادی، ره آورد سفر

دوشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۵

وقتی فقط یک چیز یاد گرفته باشی، به همان اعتقاد داری.

وقتی فقط یک نوع غذا خورده باشی، به همان غذا اعتقاد داری.

وقتی فقط یک رفیق داشته باشی، به همان رفیق اعتقاد داری.

وقتی فقط یک کتاب خوانده باشی، به همان کتاب اعتقاد داری.

وقتی فقط یک شهر را دیده باشی، به همان شهر اعتقاد داری.

وقتی فقط یک آموزگار داشته باشی، به همان آموزگار اعتقاد داری.

وقتی فقط یک فکر داشته باشی، به همان فکر اعتقاد داری.

اگر این عدد “یک” در جمله‌های پایه بالا، دو یا سه یا بیشتر بشود، احتمالا جمله‌های پیرو بالا نیز، تغییراتی خواهند کرد.

این است که به این اندیشه رسیدم، “چرا اساسا باید اعتقاد داشته باشیم؟”

وقتی دنیای آدم وسعت می‌یابد، اعتقادش هم تغییر می‌کند.

اعتقاد می‌تواند متغیر باشد و به نظرم باید هم متغیر باشد. ویژگی اعتقاد این باید باشد، نه آن‌که امروز می‌پنداریم.

“اعتقاد” این روزها خوب است. در طول تاریخ خوب بوده. اما پیش بینی می‌کنم روزی خواهد رسید که اندیشه “اعتقاد” دچار تزلزل جدی بشود.

این‌که چه چیزی جایگزین آن خواهد شد را نمی‌دانم. اما بشر روزی آن را خواهد دانست.

شاید این اندیشه ربط داشته باشد به گالیله که این روزها هم محل تولدش را دیدم (پیزا)، هم محل دفنش را (فلورانس).

او اعتقاد را به سخره گرفت تا خودش مسخره نباشد.