آرش نورآقایی | سایت شخصی

بیانیه تغییر شعار کمپین کنوانسیون

دوشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۴

؛Iran

Friendly Faces, Open Arms

Ancient Cultures, Timeless Charms

همکاران محترم، دوستان گرامی؛

همان‌طور که در جریان هستید فرآیند انتخاب لوگو و شعار (کمپین) مرتبط با کنوانسیون فدراسیون جهانی راهنمایان گردشگری ۲۰۱۷، بر اساس مشارکت راهنمایان گردشگری و افراد علاقمند در طی چند هفته پیگیری و انتخاب شد.

خوشبختانه بعد از انتخاب لوگو و شعار کمپین، در بسیاری از استان‌ها فعالیت‌های معرفی کنوانسیون صورت گرفت. این موضوع مایه خشنودی و افتخار  است.

اما بعد از شروع فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، شعار Iran; Open Arms, Ancient Charms مورد بررسی اعضای هیات مدیره فدراسیون جهانی قرار گرفت و آن‌ها از روی حسن نیت متذکر شدند که شاید به خاطر شرایط ویژه ایران در نگاه جهانی، Open Arms به معنی “آغوش باز” گرفته نشود و معنی ضد صلح از آن برداشت شود.

این است که با هم‌فکری اعضای هیات مدیره فدراسیون جهانی و با حفظ اصالت شعار قبلی، شعار Iran; Friendly Faces, Open Arms, Ancient Cultures, Timeless Charms برای کمپین انتخاب شد.

توجه همکاران گرامی را به چند نکته جلب می‌کنم:

۱- در همه استان‌ها از این شعار جدید به عنوان شعار کمپین استفاده شود.

۲- به زودی ترجمه فارسی این شعار اعلام خواهد شد.

۳- احتمالا از طرف افرادی این شعار هم مورد نقد قرار خواهد گرفت، با این حال من مسوولیت اشتباه تاکتیکی شعار قبل و مسوولیت انتخاب این شعار را بر عهده می‌گیرم و لازم می‌دانم که در این مورد یک تصمیم مدیریتی گرفته شود. بنابراین دوستانی که با ما هستند این شعار را برای کمپین و معرفی کنوانسیون ۲۰۱۷ مورد توجه قرار دهند.

۴- هیچ تغییری در لوگو ایجاد نمی‌شود.

با سپاس از همکاری و همراهی همگی

آرش نورآقایی

رییس هیات مدیره کانون سراسری انجمن‌های صنفی راهنمایان گردشگری کشور

ما و کنوانسیون

یکشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۴

می‌دانم که کشورم زوال فرهنگی و طبیعی و اخلاقی را روز به روز بیشتر تجربه می‌کند. می‌دانم که همه‌ی منابع انسانی و طبیعی میهنم روز به روز با نادانی اتلاف می‌شود. می‌دانم که آب و هوا و منش وطن و مردم وطنم روز به روز آلوده‌تر می‌شود.

با این همه هنوز امید هست.

سهراب یک روز گفته بود: “تا شقایق هست زندگی باید کرد!” این را می‌دانم که، سهراب درست گفته.

این روزها به شدت و با تمام وجود درگیر فعالیت‌هایی هستم که نهایتا قرار است منجر بشود به میزبانی درخور توجه و شایسته از راهنمایان گردشگری دنیا در ژانویه ۲۰۱۷/ اما این وسط اتفاقاتی می‌افتد که لازم می‌دانم به برخی از آن‌ها اشاره کنم.

هر وقت از شدت کارها خسته یا به دلایلی عصبانی می‌شوم، یادم می‌آید چه دوستان نازنینی در کنارم هستند. همان‌هایی که هر روز به کنوانسیون و هرچه بهتر اجرا شدن آن می‌اندیشند و هر کاری می‌کنند تا هنوز امیدوار باقی بمانیم برای بقای شایسته میهن.

بعضی‌هایشان در حال تحقیق کردن هستند. برخی شبکه‌های اجتماعی را مدیریت و رصد می‌کنند. دیگرانی برنامه ریزی می‌کنند. کسانی ترجمه می‌کنند. گروهی می‌نویسند. چند نفری مطلب تولید می‌کنند. افرادی همه اتفاقات را مستند می‌کنند. چند ده نفر دیگر برای فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغاتی از وقت و جانشان مایه می‌گذارند. گروه کوچکی فعالیت‌های هنری را پیگیری می‌کنند. گروه دیگری هستند که فعالیت‌های خارج از کشور را رصد می‌کنند. عده‌ای فعالیت‌های آموزشی را سامان می‌دهند و …

در ابتدای کار حدود ۶۰ نفر، و خیلی زود ۲۰۰ نفر برای تشکیل اتاق فکر و مراحل اجرای کنوانسیون قدم پیش گذاشتند، حالا فکر می کنم که تعداشان خیلی بیشتر شده.

در این مدت دوستانی را دیدم که از تبریز و مشهد و همدان و اصفهان و قزوین و زنجان و … برای حضور در جلسات چندین بار به تهران سفر کردند، بدون این‌که از بازپرداخت هزینه‌هایشان حرف بزنند. کسانی را در جلسات دیدم که حتی اسمشان را نمی‌دانم و از راه و رسمشان خبر ندارم، اما آمده‌اند تا کاری انجام دهند. دوستانی را دیدم که بی سر و صدا برای افراد حاضر در جلسات خوراکی و نوشیدنی تهیه می‌کنند و هیچ توقعی ندارند.

همه این عزیزان، همه این دوستان گرانقدر می‌دانند که باید درد ایران را همه با هم درمان کنیم.

این همراهان را که می‌بینم جرات نمی‌کنم پا پس بکشم. هرچند با جیب خالی، وضعیت اسفناک مالی، عدم حمایت‌های شفاف دولتی و … روبرو شوم.

این همه اشتیاق و انرژی منبعی است که ایران هنوز از آن برخوردار است. و من هر روز به خودم نهیب می‌زنم آیا توان بهره‌مندی مناسب از این منبع بی‌نظیر را دارم؟ آیا اشتباه نمی‌کنم؟ و اگر اشتباه کنم چگونه پاسخگو باشم؟

این وسط اشتباهاتی هم صورت می‌گیرد که همه را می‌شود به حساب من نوشت. قطعا انتقادهایی هم هست، بعضی درست و به جا و بعضی از روی حسادت، کج فهمی یا بیکاری.

و در آخر؛

امیدوارم همراهان عزیز تا آخر مسیر همدل بمانند تا این بار را به سرمنزل مقصود برسانیم.

گیله بوم

پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴

یکی از اقامتگاه‌های بومگردی در “قاسم آباد سفلی”، حد فاصل میان “چابکسر” و “کلاچای” قرار گرفته.

“گیله بوم” نام این اقامتگاه است و من به همراه بخشی از اهالی اقامتگاه‌های بومگردی در تاریخ ۲۹ و ۳۰ مرداد مهمان این خانه فوق‌العاده بودیم.

لطفا برای آشنایی بیشتر به سایت http://www.gileboom.ir مراجعه کنید.

همچین به اطلاعات زیر احتمالا نیزا خواهید داشت:

اقامتگاه بومگردی گیله بوم
گیلان – چابکسر – روستای قاسم آباد سفلی – کوچه ابریشم ۱ – پلاک ۶۹
تلفن: ۴۲۶۵۶۵۹۵-۰۱۳
همراه: ۷۹۸۲۵۴۱-۰۹۱۲
ایمیل: info [at] gileboom [dot] ir

……………………………………………………..

فعالیت‌های “گیله بوم” از نقطه نظرات دیگری هم کم نظیر است. چند سطر زیر به قلم صاحیان “گیله بوم” نوشته شده که در زیر می‌خوانید:

بازیافت

کاربرد مصالح  و دانش بومی و نیز تجهیزات سنتی و بومی از استانداردهای یک اقامتگاه محلی و یا اکولوژ است. مدیریت و بازیافت زباله‌ها نیز معیاری است.

تفکیک از مبدا گامی نخستین و مهم در چرخه بازیافت است. تصور کنید بطری پلاستیکی، آغشته با چربی و پوست مرغی باشد که برای تهیه نهار از بازار خریده‌ایم. جدا کردن این دو از هم زمان بر است. وقتی انبوه آشغال‌ها را در سطح منطقه در نظر بگیریم، سختی کار بیشتر به چشم می‌خورد.

در گیله بوم ضایعات خیس به‌خوبی دفن می‌شوند. بطری های پلاستیکی و فلزی بعد از تفکیک در گونی بسته بندی می‌شوند و فروخته می‌شوند. این بطری‌ها حجم زیادی اشغال می‌کنند و وزن کمی دارند. برای اشغال فضای کمتر، بطری‌ها را مچاله می‌کنیم و سپس در آن‌ها را محکم می‌ببندیم. این‌گونه احتمال ورود آب گل آلود یا ضایعات دیگر به درون آن‌ها کمتر است. بخشی از بطری‌ها را نیز تبدیل به گلدان می‌کنیم.

بطری‌های شیشه‌ای خریداری نمی‌شوند و بازیافت آن در این‌جا ممکن نیست. بنابراین سعی می‌کنیم تا آن‌جا که ممکن است چیزی را نخریم که بسته‌بندی یا نگهداری آن در ظروف شیشه‌ای است. مسافری می‌گفت انگیزه برای ساخت چیزی هنری و کاربردی، انگیزه هدفمند اقامتگاه‌های بوم گردی است. در گیله بوم ساخت میز سماور، زیر سماوری، برخی لوسترها و تابلوها از مواد بازیافتی است. پولک‌های چوبی برای پولک کاری حاشیه آینه‌ها و چوب لباسی‌ها، چوب پرده‌ها، زیره غزال‌های تزیینی و گلدان نهال درخت برگ نو که به مسافران هدیه می‌شود همه از مواد بازیافتی ساخته شده است.

در شیشه مرباهایی که محصول زنان روستایی است با پارچه اضافه‌ها آذین بندی و دور دوزی می‌شوند و برای بسته‌بندی صابون‌های زیتون نیز از مشمع‌های اضافی که برای تولید سفره مصرف می‌شوند استفاده می‌شود.

تهیه کاهگل از مواد بازیافتی

گیلان خانه‌های قدیمی زیبایی داشت که حاصل فکر گیله مردان و زنان برای داشتن سرپناهی ایمن و محکم، به ویژه در برابر رطوبت و باد و باران بود. سقف خانه ها پوششی از دسته های گالی {نوعی گیاه پهن برگ مردابی که گلی زرد رنگ دارد} و شیب تندی داشت تا قطره‌های باران سریعتر به پایین بروند. سقف‌ها قسمت‌هایی از دیوارها را نیز محافظت می‌کردند تا باران به دیوارها برخورد نکند.
سالیانی است که کاهگل، چوب و گالی جای خود را به حلبی و ایزوگام داده اند. ایزوگام را به صورت عمودی به دیوارها نصب می‌کنند. حلب‌های قرمز رنگی و سربی رنگی جای سفال‌ها و گالی‌ها را گرفته است. ایرانیت به وفور برای سقف‌ها استفاده می‌شود.
ذهن هنر یاب و آشنا با معماری بومی و البته هرکسی که اهل سلیقه است این‌گونه تبدیل ناگهانی را نمی‌پسندد. معماری بومی وقتی تبدیل به سیمان و چیز درهمی از قیر و ایرانیت می‌شود دیگر زیبا نیست.

در گیله بوم برای کاهگل کاری اکوکلبه از ترکیب خاکستر چوب، پشم‌هایی که به مرور از نمدها جدا می‌شوند و درون پاکت جاروبرقی قرار می‌گیرند استفاده می‌شود. علف‌های هرز حیاط بعد از هر نوبت علف چینی، برش می‌خورند و در کاهگل کاری استفاده می‌شوند. در ساخت اکوکلبه از بطری‌های شیشه‌ای و پلاستیکی دور ریز برای آکوستیک کردن دیوار زیر شیروانی استفاده شده است.

اتحاد خوب نیست!

محصولاتی می­‌خریم که بسته بندی بازیافت پذیری دارند. بطری‌های شیشه­‌ای معضل بزرگی هستند. تنها راهکاری که به چشم می­خورد دفن آن به صورت نخاله در ساختمان سازی است. تنها در رشت کارخانه بازیافت شیشه وجود دارد.

بطری­‌ها وضعیت بهتری دارند. خوشبختانه خریدارانی هستند. اما چون وزن آن‌ها بسیار کم است و حجم بزرگی از آن‌ها معادل یک کیلو می­‌شود انگیزه‌­ای برای جمع کردن وجود ندارد. وزن هر بطری یک و نیم لیتری حدود ۵۰ گرم است. برخی ۳۰ گرم. هزینه­‌ای که صرف بسته بندی آب می‌­شود شاید اگر برای پالایش رودخانه‌­ها و پاکیزگی محیط شود، از شر بطری­‌ها رها شویم. ما بطری­‌ها و کیسه شیر را برای نشاء نهال استفاده می­‌کنیم.

از رودسر تا رامسر، حاشیه جاده­‌ها وضع خوبی ندارد. اگر تفکیک شده پرتاب می‌­شدند وضع بهتری بود. یعنی کاش وقتی کیسه پلاستیکی را باز می‌کنیم، دل و روده مرغ و دستمال کاغذی و پوست هندوانه و مشمع و قوطی کنسرو و غیره را مخلوط نبینیم. اتحاد، اینجا چیز خوبی نیست.

اینجا در گیله بوم، ضایعات خیس جدا دفن می­شوند. انبار کوچکی نیز محل تفکیک زباله­‌های خشک است تا سر فرصت فروخته شوند. همسایه‌های کوچه ما نیز به خوبی رعایت می­‌کنند.

کود کرمی

از همان آغاز کار در گیله بوم دانستیم کرم های قرمز در خاک گیله بوم فراوانند. این کرم‌ها خیلی چیزها می‌خورند. چیزی که می‌آفرینند مانند عسلی که از زنبور عسل به دست آید ارزشمند است.

زباله‌های خیس مثل ته مانده سبزی، پوست سیب زمینی و میوه‌ها، کاغذ و دستمال کاغذی، کارتن و برگ درخت غذای مناسبی برای این کرم‌ها است. بهترین بازدهی این کرم‌ها در دمای بین ۱۶ تا ۲۲ درجه است.

گودال‌هایی در حیاط پشت خانه کنده‌ایم. زباله‌های خیس را می‌ریزیم و یک لایه خاک هم روی آن. کرم‌ها در مدت شش ماه کود خوبی می‌دهند. کود را پای درختان می‌ریزیم و قسمتی را بسته‌بندی می‌کنیم و همراه نهال برگ نو به مسافران هدیه می‌کنیم.

محل چاله‌ها برای تولید کود کرمی
محل تولید کود کرمی
کود کرمی
استفاده از بطری به عنوان گلدان
محل تفکیک زباله در گیله بوم
محصولات بازیافتی در گیله بوم

جایگاه گردشگری ادبی؛ از تهران تا پِتِل پورت…

پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴

گردشگری ادبی در روسیه با قلم دوست عزیزم، سرکار خانم “فرشته درخشش” (صاحب وبلاگ کوله پشتی نارنجی http://orangebackpack.blogfa.com) تقدیم می‌شود:

……………………………………………………….

از طلوع گردشگری ادبی به طور عام  در سطح جهان، مدت مدیدی نمی‌گذرد. این شاخه از گردشگری که با مطالعه، ادبیات و فرهنگ نوشتاری هر کشور نسبت مستقیم دارد، می‌تواند با آموزش کافی، تفاوت عمیقی درسطح دیدگاه گردشگران ایجاد نماید.  به طور کلی، مکان‌ها و اشیایی که با اتفاقات مهم زندگی، آثار هنری یا مرگ یک شخصیت مشهور ادبی در ارتباط باشند، در این تقسیم‌بندی قرار می‌گیرند؛ مکان‌هایی مانند محل تولد و زندگی، مسیر ادبی، لوکیشن خلق یک اثر و آرامگاه‌ها از این دسته‌اند. از برجستهترین جاذبههای گردشگری این شاخه در سطح بین‌الملل، می‌توان به «خانه جین آستین»، «مسیر کد داوینچی»، «خانه خیالی شرلوک هولمز» و «آرامگاه شکسپیر» اشاره کرد.

ایران که از دیرباز مهد ادب بوده و از این نظر میان کشورهای جهان کمتر رقیبی دارد، قدردان این میراث هنگفت نیست؛ در حالی که کشورهای پیشرو در صنعت گردشگری پا را از دایره تقسیمات ابتدایی فراتر نهاده و فضاهای خیالی یا سمبلیک برای جذب گردشگر ادبی ایجاد می‌کنند، ‌ما برای پذیرایی از کسانی که با مطالعه و دانش کافی به جستجو می‌پردازند نیز، دستمان خالیست چه برسد به کسانی که به ادبیات علاقه چندانی ندارند و این سبک گردشگری، وظیفه آشنایی آنان را با این میراث فرهنگی  برعهده دارد. به جرأت می‌توان گفت در حال حاضر، ایران با وجود داشتن سرمایه‌های ارزشمند در این زمینه، حرف چندانی برای گفتن ندارد. بیشترین مکان‌هایی که بر جای مانده، آرامگاه شاعران و نویسندگان است. خانه و مایملک بسیاری از مفاخر ادبی یا تخریب شده یا اگر مختصری هست نیز، در خلال بی‌توجهی دارد از دست می‌رود و چه فاصله‌ بزرگیست میان ایران و روسیه؛ از داشته‌های «تهران» تا برداشت‌های «سنت‌ پترزبورگ»…

در این نوشته، تعمدا از توضیح در مورد دو آرامستان‌ معروف روسیه (نِوودویچی و نِوسکی) که مانند «آرامستان پرلاشز» شهرت جهانی دارند و مدفن شخصیت‌های مشهور بسیاری هستند، چشم‌پوشی کرده و تنها سه خانه - موزه از شهر سنت پترزبورگ به عنوان نمونه معرفی می‌گردند:

خانه داستایوفسکی؛ ­­خانه‌ای در خورد پیل

بی‌شک فئودور داستایوفسکی را می‌توان مشهورترین نویسنده روسی در میان ایرانیان لقب داد. «شب‌های روشن»، «قمارباز»، «جنایت و مکافات» و «برادران کارامازوف» از شاخص‌ترین آثار او هستند. خانه محل اقامت وی در سنت پترزبورگ، که محل نوشتن رمان «برادران کارامازوف» نیز بوده را، با توضیحات همسر و نزدیک‌ترین دوستانش به همان شکلی بازسازی کرده‌اند که نویسنده در آن سکونت داشته است ‌؛ در یکی از طبقات، موزه‌ای به فراخور شأن وی ساخته‌ شده تا گردشگران را با زندگی و آثار او آشنا سازد. موزه که از دو سالن تشکیل شده، عبارت است از مجموعه‌ای از تصاویر، دست‌نوشته‌ها، کتاب‌‌ها و سایر ملزومات متعلق به نویسنده که با راهنمای صوتی اطلاعات فوق‌العاده‌ای را در اختیار بازدیدکنندگان می‌گذارد. ورودی  آپارتمان را میزی تزئین کرده که «کلاه» نویسنده را در یک قاب شیشه‌ای محافظت می‌کند؛ تنها یادگار واقعی از لوازم شخصی وی. اتاق نشیمن، اتاق کار داستایوفسکی، اتاق کار همسرش، اتاق بچه‌ها ( که راهنمای صوتی و نوشته‌های راهنما قاطعانه بیان می‌کنند اطلاعاتی از آن در دسترس نبوده و اتاق بر طبق سنت آن بازه زمانی چیده شده است.) هرکدام شامل اطلاعات ریز و جذابی است که گردشگر را گوش به زنگ و مشتاق نگاه می‌دارد. عادات نویسنده، غذاهای مورد علاقه، مسیرپیاده‌روی و حتی تکیه کلام‌های او، نکاتی هستند که دیده و شنیده می‌شوند. بقایای کاغذ دیواری که زمان اقامت داستایوفسکی بر دیوار بوده، جایی در یک قاب شیشه‌ای قرار گرفته و نشان می‌دهد که جزئیات چه نقشی در برجسته‌سازی درک فضا ایفا می‌کنند.

خانه پوشکین؛ لمس یک حادثه

«الکساندر پوشکین» را بزرگ‌ترین شاعر زبان روسی می‌دانند. موزه پوشکین در سنت پترزبورگ، آپارتمانی است که در آن ساکن بوده و آخرین روزهای زندگی وی را در خود ثبت کرده است. پوشکین در پی شایعاتی که در مورد همسر زیبارویش «ناتالیا» بر سر زبان‌ها افتاده بود، برای اعاده حیثیت به «جرج دانتس»، افسر فرانسوی پیشنهاد دوئل داد و پایان زندگی خویش را با یک تراژدی رقم زد. گردشگرانی که به این خانه وارد می‌شوند، با یک روایت جذاب با پوشکین آشنا شده و نسبت به زندگی، آثار و مرگ او حساس می‌گردند؛ به طوری که  حتی اگر پیش از دیدن موزه، جز نام، چیز دیگری از وی نمی‌دانند، هنگام خروج، سرشار از احساس و با کنجکاوی و ولع به سراغ  آثار وی خواهند رفت. چیدمان اتاق‌ها، محل شروع و پایان روایت و جزئیات هر بخش، همه اصولی و حساب شده‌اند. بخش ابتدایی موزه، دست‌نوشته‌ها و نقاشی‌های پوشکین را نشان می‌دهد. دقیقا همان جا، هشدار عکاسی ممنوع  کنار یک نقاشی قرار دارد که او را بعد از دوئل، زخمی شده در محل حادثه نشان می‌دهد. یک اشاره سریع برای آن که بیننده بداند قرار است با چه چیزی روبرو شود! در سالن بعدی، اطلاعات کم‌کم در اختیار گردشگر قرار می‌گیرد. شوک خفیف بعدی، تماشای تپانچه‌ایست که در دوئل استفاده شده و از تمام موزه، تنها عکسبرداری از همین دو عنصر برجسته تاثیرگذار ممنوع است!  به آپارتمان که وارد شوید، ابتدا صندلی انتظار ناتالیا را خواهید یافت. راهنمای صوتی می‌گوید که ناتالیا دو روز بعد از دوئل را، در نگرانی از وضعیت پوشکین، در این اتاق سپری کرده است. اتاق بعدی، اتاق ناتالیاست. با پرتره معروف وی اثر «الکساندر برولوف»، گلدوزی و دست‌نوشته‌هایی که نگرانی از بی‌پولی و بدهکاری را دائم تکرار می‌کنند؛ از اتاق بچه‌ها که گذر کنید، به مهم‌ترین اتاق خانه می‌رسید: کتابخانه و اتاق کار شاعر؛ یک اتاق به شدت زیبا و باشکوه با میز کار و تخت کوچکی برای استراحت. پوشکین بعد از دوئل از این اتاق خارج نشد و دو روز آخر را در آن گذراند. راهنمای صوتی به بازدیدکننده خواهد گفت که شاعر، دو اثر معروفی که بعدها توسط «چایکوفسکی» به اپرا تبدیل شدند را، در این اتاق نگاشته است؛ اما تاثیرگذارترین جمله‌ای که گردشگر می‌شنود این است: “خداحافظ دوستان من!” جمله‌ای که پوشکین خطاب به کتاب‌هایش می‌گوید! در بخش آخر موزه، پرتره پوشکین اثر «پیوتر سکولوف»  و ماسک مرگ او را به نمایش گذاشته‌اند. حس و حال گردشگری که از این موزه بیرون می‌آید، قطعا با حالی که به آن قدم گذاشت فرق دارد و این همه، به یمن قدرت یک روایت تاثیرگذار است…

خانه آنا آخماتووا؛ تجربه تلخی ایام

این موزه که خانه مشترک «آنا آخماتووا» و «نیکلای پونین» است، به طرز گیرایی بازدیدکننده را دچار تجربه‌های نو می‌کند! راهنمای موزه بعد از تحویل راهنمای صوتی، شما را به خارج آپارتمان و طبقه پایین هدایت می‌کند تا لختی پشت پنجره بایستید و به باغی بنگرید که آنا روزی به آن می‌نگریسته… و باید همه تن چشم شد و «سایه زیباترین کاج را در آن سوی ممنوع‌ترین پنجره» یافت! بعد باید پله‌ها را از نو بالا رفت و پشت در ورودی ایستاد. جایی روی دیوار، پنجره کوچکی به چشم می‌خورد؛ راهنمای صوتی می‌گوید  که  در روزهای خفقان حکومت استالین، اهل خانه با شنیدن زنگ در، از پشت پنجره به شخص تازه ‌وارد نگاه می‌کنند. بعد از لمس این ترس و دلهره، می‌شنوید که باید زنگ قدیمی در را بزنید ولی منتظر باز شدن آن نمانید؛ در را بگشایید و وارد شوید:  در بدو ورود، بارانی نیکلای پونین را آویخته بر دیوار خواهید یافت. آنا در روز بازداشت وی، آن را به جالباسی آویخت و بعد از این همه سال هنوز همانجاست… در راهروی منزل، انبوهی از وسایل قدیمی و چمدان‌های خاک خورده شما را از تونل زمان عبور می‌دهند. به اتاق نشیمن که وارد شوید، با تعداد زیادی از عکس‌های خانوادگی آویخته بر دیوار احاطه می‌شوید؛ بهترین قسمت ماجرا اما، میز ناهارخوری وسط اتاق است با یک آباژور قرمز قدیمی و زیبا؛ طرح این آباژور را در سایت موزه «آنا آخماتووا» نیز خواهید یافت. کنار درب ورودی، پرتره‌ای از«الکساندر پوشکین» وجود دارد که  یادآوری می‌کند  بانوی شاعر، علاقه خاصی به وی داشته  و عضو آکادمی علوم در پوشکین شناسی بوده است. تجربه بی‌نظیر این اتاق، اجازه نشستن سر میز ناهارخوری و ورق زدن یکی از کتاب‌های شعر آناست. دو اتاق بعدی، اتاق‌های او را  در طی دو مرحله اقامت در این خانه تشکیل می‌دهند. وسایل شخصی، اشارپ وی، دست‌نوشته‌ها و پرتره‌اش که اثر آمادئو مودیلیانی است، قابل مشاهده‌اند. در بخش موزه، دست‌نوشته‌های آنا، به همراه تصاویر متعددی از دوره‌های مختلف زندگیش در معرض دید بازدیدکنندگان قرار دارد. اطلاعات بسیاری از رنج‌های زندگی این شاعر و تنها فرزندش «لف» که تحت تاثیر حکومت استالین قرار داشت، در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد. آنا آخماتووا که دکترای افتخاری دانشگاه آکسفورد را دریافت کرد، بعد از مرگ بزرگ‌ترین شاعر زن روسیه لقب گرفت…

و اینک: خرده هوشی، سر سوزن ذوقی:

شکی نیست که فاصله بسیاری میان گردشگری ایران و جهان وجود دارد. سوال تامل‌برانگیز آن است که از کدام راه می‌توان این فاصله را کاهش داد؟ غنای ادبی این سرزمین، می‌تواند کلید چنین پرسشی باشد. می‌توان هنگام مرمت خانه‌های ثبت شده، از خاطرات بستگان مشاهیر برای خلق فضای با کیفیت بهره گرفت؛ می‌شود برای اشیایی که غالبا سر از انبارهای متروک درمی‌آورند، ارزش قائل شد؛ شاید بتوان به جای سرازیر کردن اشیای یادگاری به سطل‌های زباله، برای روایت تاریخ از آنها کمک گرفت؛ ثبت ملی شدن ساختمان‌ها به هیچ وجه کافی نیست؛ می‌توان از خانه چند تکه شده پروین اعتصامی، درنگ‌جایی برای شعر و ادب آفرید؛ می‌شود برای خانه جلال و سیمین نقشه‌های خوبی کشید؛ سایه درخت ارغوان ابتهاج هنوز پابرجاست؛ و شاید که با همت ما، خانه  «نادر ابراهیمی» تبدیل به موزه شود… که نه «آتش بدون دود» او کم از «برادران کارامازوف» دارد و نه سوگنامه «گالان اوجای ترکمن» کم از قصه «پوشکین».

بزرگ‌ترین درس سفر به روسیه، دریافت سطح بالای کتابخوانی مردم عادی در زندگی روزمره است. اگر سرانه مطالعه افراد جامعه را با کیفیت گردشگری ادبی آن کشور یک رابطه دوطرفه تلقی کنیم، می‌توان امیدوار بود با بهره‌گیری از این شاخه گردشگری، مردم ایران نیز به مطالعه بیشتر تشویق شوند و با شعر و ادب دوباره آشتی کنند…

فرشته درخشش

عذرخواهی

یکشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۴

از خوانندگان گرامی پوزش می‌خواهم که به دلیل فشار سنگین فعالیت‌های روزانه، چند وقتی هست که نتوانستم این سایت را به‌روز کنم.

این روزها ماموریت مهم‌تری به عهده گرفته‌ام. ولی امیدوارم خیلی زود باز بتوانم بنویسم.

سپاس از همراهی همگی‌تان

انتشار اخبار

سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴

“آیین تجلیل از پهلوانان طبیعت” در تاریخ ۲۶ مرداد ماه ۱۳۹۴ برگزار شد. آرشیو خبرهای منتشر شده در این زمینه دز ادامه خواهد آمد:

http://www.irna.ir/tehran/fa/Photo/2904572

http://nasimonline.ir/detail/News/1020337/177


http://www.bornanews.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-4/309004-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA


http://www.tirpress.ir/%D9%85%D9%87%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%8C-%D9%88/273877

http://news.parseek.com/Url/?id=11086068


http://tadbirvaomid.ir/fa/news/58930/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%A8%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA

http://www.ion.ir/News/9237.html

http://www.dolat.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=9&Id=266080

http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=13940526001458

http://jplus.jamaran.ir/community/?p=17999#prettyphoto[group]/2


http://tadbirvaomid.ir/fa/news/58935/%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%DA%AF%D9%88%D8%AF%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA

http://www.iribnews.ir/PhotoAlbums/SpecialAlbums.aspx?Albumid=1543

http://www.hamshahriphoto.ir/detail/photo/2670/26

http://jplus.jamaran.ir/sport/?p=32863


http://zistboom.com/fa/news/29221/%D8%A2%D8%A6%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C


http://www.tamashagar.com/fa/newsagency/4404/%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D9%87%D8%A7

http://tnews.ir/news/388646573780.html


http://www.ghatreh.com/news/nn26999152/%D8%AE%DB%8C%D8%B2%D8%B4-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86


http://www.tadbir-o-omid.ir/index.php/news/91-2014-06-20-06-11-44/7879-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA%D8%9B-%D8%AA%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B3-%D8%A8%D9%88%D9%85-%D9%BE%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%86%D8%B1%D8%8C-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA

رونمایی از لوگو و شعار کنوانسیون ۲۰۱۷

دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴

شما را به خواندن متن زیر که توسط سرکار خانم “پرتو حسنی زاده” نوشته شده دعوت می‌کنم:

روند انتخاب شعار و لوگوی کنوانسیون راهنمایان گردشگری تهران

زمستان ۱۳۹۳ هنگامی که دوستان‌‌مان در پراگ در رقابت انتخاباتی شانزدهمین کنوانسیون راهنمایان گردشگری پیروز شدند، بیم و امید هیجان‌انگیزی در میان راهنمایان گردشگری ایجاد شد. رویدادی عظیم در حوزه گردشگری و حرکتی روی لبه‌ای باریک که گردشگری کشور را متحول می‌سازد. اگر گام‌ها درست برداشته شود و بخش‌های دست‌اندرکار به موقع همگام شوند گردشگری اوج می‌گیرد و در غیر این صورت سربرنیامده رو به افول می‌گذارد.

زمان را باید مد نظر داشت، شاید دور به نظر برسد اما کار کم نیست. روز اول تیر ۱۳۹۴ فعالیت‌ها به طور رسمی آغاز شد. جلسه‌ای با حضور بیش از ۷۰ داوطلب در موسسه ارسباران تشکیل شد. کمیته‌هایی شکل گرفت و تقسیم کار شد. در این میان دو کار لازم بود زودتر به نتیجه برسد؛ لوگوی کنوانسیون تهران برای رسمیت یافتن سایر فعالیت‌ها و شعار کمپین دعوت به ایران.

برای انجام این کارها جلسات متعددی تشکیل شد و بحث‌های زیادی در گروه‌های فضای مجازی ادامه داشت.

شعارهای مختلفی پیشنهاد ‌شد که دوستان از جنبه‌های مختلف نقد ‌کردند. به تدریج شاخص‌ها برای جمع‌بندی  واضح‌تر شد. به عنوان مثال بین دو کلمه “Persia” و “Iran” نظر بر ایران قرار گرفت. بیش از ۱۰۰ شعار طبقه‌بندی شد. گروه انتخاب نهایی شعار به ۷ مورد رسید و از میان آنها شعار زیر انتخاب شد که نشان می‌دهد میزبان با رویی گشاده به مهمانان خود خوش‌آمد می‌گوید و تاریخ پر رمز و راز ایران سفری متفاوت برایشان رقم خواهد زد.

Iran, Open arms, Ancient charms

ایران، آغوشی باز، تاریخی پر رمز و راز

در گروه دیگر گرافیست‌ها لوگوهای مختلفی ارائه داده و نقد می‌کردند. از میان ۱۵ لوگوی ابتدایی، چهار لوگو انتخاب شد تا با تغییراتی لوگوی مورد نظر طراحی شود. گرافیست‌ها در حین کار ایده‌های دیگری به ذهن‌شان رسید، به‌علاوه دوستان گرافیست دیگر از استان‌های مختلف به گروه ملحق شدند. می‌توان گفت انتخاب سخت بود و هیچ کاری رأی قاطع نمی‌آورد. کار باید به نتیجه می‌رسید. گروه انتخاب نهایی لوگو تشکیل شد. چند کار به رأی گذاشته شد تا لوگویی که به هدف نزدیک‌تر است برای تغییرات نهایی انتخاب شود. تغییرات پیشنهادی و نقدها منجر به لوگو کنوانسیون راهنمایان گردشگری تهران شد که حرف‌های بسیار در دل خود دارد. به گفته ویدا ولی‌زاده طراح لوگو:

کمان آن برگرفته از شیشه‌های رنگی در و پنجره و ارسی و نقوش ایرانی و اسلامی است که مانند خورشید در حال طلوع نیز هست.

طرح کلی برگرفته از قوس در معماری و پنجره‌های ایرانی است. مفهوم پنجره خود به باز شدن افق‌های جدید و مهمان‌پذیری اشاره دارد.

دو رنگ آبی فیروزه‌ای و زرد نیز رنگ‌هایی است که در کاشیکاری و بناهای ایرانی بسیار کار شده است.

لوگو کنوانسیون

عکاسی با کوادکوپتر بر فراز دماوند

تصویر بنر که شامل، لوگو و شعار کنوانسیون، و همچنین لوگوی WFTGA (فدراسیون جهانی راهنمایان گردشگری) و لوگوی IFTGA (کانون سراسری انجمن‌های صنفی راهنمایان گردشگری کشور) است.

به این فکر می‌کنم که

جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۹۴

چطور از آفتاب، آب بگیریم.

گردهمایی فعالان محیط زیست در حوزه ورزش

پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴

“وزارت ورزش و جوانان” و “سازمان حفاظت محیط زیست” با همکاری “انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران”، “کانون سراسری انجمن‌های صنفی راهنمایان گردشگری کشور”، “موسسه ارسباران”، “موسسه آوای طبیت پایدار”، “انجمن یوز ایرانی” و حامیان معنوی دیگر، ” آیین تجلیل از پهلوانان طبیعت” را برگزار می‌کنند.

مراسم تجلیل از فعالان محیط زیست در حوزه ورزش همراه با پذیرایی و شام خواهد بود.

محل برگزاری: بزرگراه حکیم شرق به غرب. پارک پردیسان. مرکز همایش‌های سازمان محیط زیست.

زمان برگزاری: دوشنبه ۲۶ مردادماه از ساعت ۱۶:۳۰ الی ۲۰

شرکت در این همایش تنها از طریق ثبت نام امکان پذیر است. بنابراین علاقمندان به حضور در همایش، لطفا سریع‌تر جهت ثبت نام با سرکار خانم “مریم واعظ علایی” ۰۹۳۹۷۸۳۹۳۲۷ تماس بگیرند.

جنبش ورزش و محیط زیست به خوبی راه افتاده

سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۴

امیدوارم همه این کارها نتیجه خوبی داشته باشد، این آرزوی قلبی من و احتمالا همه کسانی است که خبرهای زیر را می‌خوانند.

اما از حق هم نگذریم خوشایند است خبرهای زیر:

…………………………………………………

- ورزشکاران در قلعه حیوانات

http://farheekhtegan.ir/?nid=1724&pid=12&type=0

- رونمایی از “شوکا” نماد زیست محیطی ورزش و جوانان کرمانشاه

http://www.shajie.ir/find.php?item=1.86.222.fa

- یوز ایرانی نماد مسابقات قهرمانی اسکواش آسیا

http://www.shajie.ir/find.php?item=1.86.221.fa

- آغاز فعالیت فدراسیون تنیس برای حمایت از گونه جانوری “شاه روباه”

http://www.shajie.ir/find.php?item=1.86.217.fa

- میش مرغ نماد فدراسیون بدمینتون شد.


http://isna.ir/fa/news/94051105778/-%D9%85%DB%8C%D8%B4-%D9%85%D8%B1%D8%BA-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D9%81%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%AF

- کارگاه حفاظت از محیط زیست فدراسیون اسکیت برگزار شد.

http://www.iranskating.ir/fa/news-archive/1860-1394-05-22-07-26-51.html

گزارش کوتاه از یک سفر

دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴

اواخر تیرماه سال ۹۴ به همراه “وحید نظری” و پسرخاله‌اش، “شهاب” به استان اردبیل سفر کردیم.

قصد از سفر، تشکیل جلسه با هیات مدیره “انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان اردبیل” و برخی از اعضای آن‌ها، و همچنین کمی استراحت و گردش بود.

شما را دعوت می‌کنم به گزارش تصویری از این سفر کوتاه:

ادامه مطلب …

یک آرزو، یک سفر، یک کوه

جمعه ۱۶ مرداد ۱۳۹۴

همیشه می‌گفتم: “بد است کسی اسمش آرش باشد و به زیارت دماوند نرفته باشد”. حالا دیگر این جمله را نمی‌گویم.

آخرین مرتبه‌ای که کوه پیمایی کردم، ۲۲ سال پیش بود. آن موقع هم فقط تا “کلک چال” رفتم.

همان وقت‌ها زانوی راستم هنگام ورزش آسیب دید و مجبور شدم آن را سه مرتبه به تیغ جراحی بسپارم. این اتفاق و تصادف رانندگی که منجر به یک عمل جراحی بر روی کف دست راستم شد، با هم کاری کردند که فاتحه ورزش کردن به صورت جدی را بخوانم.

این است که برای مدت‌ها اصلا ورزش نکردم و بعدش هم تا امروز فقط گاه‌گاهی به یک نرمش ساده اکتفا کردم.

با این وجود، سال قبل آرزو داشتم به مناسبت ۴۰ سالگی‌ام همنشین دماوند شوم، که نشد. آرزویم هرچند کمرنگ شد، از بین نرفت.

اما روزهای میانی (۱۴-۱۵-۱۶) ماه میانی تابستان ۱۳۹۴ را احتمالا فراموش نکنم.

چندی قبل، از طرف دوستان عزیزم تصمیم گرفته شد که به بهانه رونمایی از کمپین “دعوت از راهنمایان گردشگری دنیا برای سفر به ایران همزمان با کنوانسیون ۲۰۱۷″ قله دماوند توسط راهنمایان گردشگری ایرانی (از استان‌های مختلف) صعود شود.

من هم گفتم، “هستم”. حالا که می‌نویسم ثابت کردم که “بودم”.

بدون هیچ تمرینی، با خستگی‌های ناشی از فشار کار، با کمترین امکانات ورزشی کوهنوردی، بدون هیچ تغذیه یا اطلاعات ویژه کوهنوردی همراه دوستان شدم، و شدم و شد.

اما باید سپاسگزار باشم از:

۱- “سعید ایوبی” که هم پیشنهاد صعود را مطرح کرد و هم وقتی در میانه راه به خاطر خستگی از صعود ناامید شدم، پا به پایم آمد تا صعود کنم.

۲- “پرویز شجاعی پارسا” که سرپرستی برنامه را به عهده گرفت و مدیریت کرد. پرویز تا امروز باعث شده دو تا از آرزوهایم محقق شود.

۳- “نعیم آجیل‌فروشان” که با “کوادکوپتر” به جمع ما پیوست و صحنه‌ها و عکس‌های خوبی برایمان گرفت. به زودی فیلم و کلیپ زیبایی از این صعود را نمایش خواهیم داد. و فکر کنم برای اولین مرتبه است که کسی با کوادکوپتر از دماوند و صعود به این قله، عکس و فیلم هوایی تهیه کرده باشد.

۴- همگی هم‌نوردان گرامی که از الف: استان‌های مختلف با هزینه شخصی به ما پیوستند، ب: وسایل کوهنوردی به من قرض دادند، نوشیدنی و خوردنی برایم تامین کردند و واقعا تشویق کردند.

۵- همه دوستان عزیزی که می‌دانستند، دماوند آرزویم است و با این‌که همنورد نبودند، همدل بودند. سپاسگزارم از امیدها، نگرانی‌ها و خوشحالی‌ این همراهان که کم‌یاب‌ترین و اصیل‌ترین داشته‌هایم در زندگانی هستند.

گودی قله دماوند

این عکس را پس از صعود، و در قرارگاه فدراسیون کوهنوردی پلور گرفتم. شعار کمپین، لوگوی کنوانسیون، لوگوی WFTGA و لوگوی IFTGA در این بنر مشخص است.

ادامه مطلب …

رُستمان بوم پاد

سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۴

آیین تجلیل از پهلوانان طبیعت در تاریخ ۲۶ مرداد سال جاری در مکان مرکز همایش‌های سازمان حفاظت محیط زیست برگزار خواهد شد.

در این مراسم، جوایزی با عنوان “بوم‌پاد” به افرادی که برای حفظ طبیعت ایران در زمینه‌های مختلف تلاش کرده‌اند اهدا خواهد شد.

با افتخار، “کانون انجمن‌های صنفی راهنمایان گردشگری سراسر کشور” و “انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران” از حامیان معنوی این مراسم هستند.