شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۰
“خاستگاه آگاهی در فروپاشی ذهن دو جایگاهی” نام کتابی است از “جولیان جینز” Joulian Jaynes که خواندنش را از مدتها قبل شروع کرده بودم و دیشب تمامش کردم. یکی از آن کتابهای فوق العاده است که با سلیقه ام حسابی جور درمی آید.
این کتاب را انتشارات “آگه” چاپ و منتشر کرده و در ترجمه ی آن دکتر خسرو پارسا، دکتر شیوا دولت آبادی، دکتر هوشنگ رهنما، دکتر هما صادقی، دکتر اصلان ضرابی، دکتر احمد محیط، دکتر ع. نجل رحیم و دکتر رضا نیلی پور مشارکت داشته اند.
این کتاب حدود ۵۰۰ صفحه ای، خود شامل ۳ کتاب و هر کتاب شامل ۶ فصل است. برخی از عناوی جالب فصل های این کتاب عبارتند از: آگاهی از آگاهی، ذهن ایلیاد، مغز دوگانه، منشاء تمدن، خدایان گورها و بت ها، تحول ذهنی در بین النهرین، آگاهی خردورزانه ی یونان، درباره ی پیامبران و تسخیر، درباره ی شعر و موسیقی، …
برخی از جملات جالب کتاب را بریتان می نویسم:
- اگر از چراغ قوه بخواهیم که در اتاق تاریک دنبال چیزی بگردد که نوری به آن نمی تابد، چراغ قوه به این نتیجه می رسد که همه جای اتاق روشن است، چه به هرسو که رو کند نور خواهد بود، …
- ماکس مولر، در یکی از مباحث جالب خود در سده ی پیش، این مساله را با پرسشی چنین بیان می کشد که: چه کسی درخت را دیده است؟ “هیچ کس هرگز درختی ندیده است، بلکه تنها این یا آن درخت کاج یا سرو یا سیب را دیده است. بنابراین، درخت یک مفهوم است و بدین لحاظ از راه حواس هرگز نمی توان آن را دید یا درک کرد.” …
- بزرگترین بصیرت های انسانی به گونه ای بسیار مرموز دست داده است… و فیزیک دان معروفی در بریتانیا زمانی به “ولفگانگ کوهلر گفته بود: “ما اغلب درباره ی سه B با هم صحبت می کنیم. Bus, Bath و Bed، سه مکانی هستند که کشفیات بزرگ در علوم ما در آن ها صورت می گیرد.
- اما قبل از اینکه خدایان بتوانند به صحنه درآیند، لازم بود یک گام دیگر دربه وجود آوردن مهم ترین پدیده ی اجتماعی یعنی - نام ها - برداشته شود. تاحدی حیرت انگیز است که بدانیم نام ها به واقع اختراعی بودند که در زمانی خاص به درون زندگی بشر وارد شدند. چه هنگام؟ دانستن این مساله چه تغییری در فرهنگ انسانی ایجاد می کند؟ … به فردی نزدیک به شما که فوت شده بیندیشید و آن گاه تصور کنید که این فرد بی نام باشد. سوگ شما بر چه مبنایی تداوم می یابد؟ این سوگ تا حد ادامه خواهد یافت؟ …
- توهمات شنوایی که احتمالا به عنوان یک عارضه ی جانبی به وجود آمده بودند وارد عمل شدند تا پافشاری افراد را بر وظایف طولانی مدت تر زندگی قبیله ای بیشتر کنند.
- بت پرستی هنوز یک نیروی اجتماعی منسجم کننده است - یعنی همان کارکرد اولیه ی آن. پارک ها و باغ های عمومی ما هنوز خانه های پُر گُل پیکره های عظیم رهبران گذشته است… در سراسر جهان در کلیساها، عبادتگاه ها و مکان های مقدس هنوز تندیس های مذهبی ساخته، نقاشی و نیایش می شوند.
- شگفتا که چگونه عقاید نادرست به زایش یکدیگر کمک می کنند.
- علم با همه ی شکوه و جلال واقعیت گرای خود بی شباهت به ظهور حقارت آمیز پاره ای از گرایش های شبه مذهبی نیست.
مرتبط با كتاب شناخت | ۲ نظر
جمعه ۷ بهمن ۱۳۹۰
ادامه از قبل…
چند روزی پیش از عید به پاکیزه کردن خانهها و “فرشتکانی” میپرذازند. تکاندن فرش فقط یک بار در سال انجام میگیرد، چه در طول سال گرد و غبار گردآمدهی روزانه از طرف خدمه زیر همان فرش مخفی شده است. به هنگام فرشتکانی منزل شاه، وی به یکی از قصرهای خود میرود و تا پایان کار همانجا میماند.
روز قبل از عید همه به حمام میروند و سر را حنا میگذارند و ناخنها را رنگ میکنند. پارسیها حتی تمام بدن خود را – به استثنای صورتشان – حنا میگذارند تا پوستشان به رنگ زرد درآید.
جشن که با نوروز آغاز میگردد سیزده روز دوام دارد. در طول این روزها تقریبا همهی کسب و کارها تعطیل است؛ در این مدت همه منحصرا به تفریح میپردازند، از لذایذ خانوادگی برخوردار میشوند یا به دید و بازدید یکدیگر میروند و به هم تبریک میگویند. اما هرگاه نوروز با ماه رمضان مصادف گردد دیگر شبها را به خوشگذرانی صرف میکنند و روز را روزه نگاه میدارند.؛ زیرا هرچه در طی این جشنها به تسامح و تساهل گرایش دارند باز روزه داشتن را که از اصول اساسی اسلام است حرمت نگه میگذارند و رعایت میکنند.
فقط روز اول سال دارای جنبهی مذهبی است. روز دوم دیگر جشن بزرگ و عمومی همهی ملت به شمار میرود. از صبح خیلی زود جمعیت در تمام کوچهها و میدانهای عمومی در جنب و جوش است، هر کس جامهی نو در بر دارد و از آنجا که رنگهای روشن بیش از همه طرف توجه است گروههایی را میبینید که لباسهای سبز، آبی و سرخ بر تن دارند و در هم میلولند؛ بدیهی است که زنان ناگزیرند جامههای نو خود را زیر چادرهای تیرهرنگشان پنهان دارند. آشنایانی که با هم روبرو میشوند دست یکدیگر را میفشارند و با فریاد “عید مبارک” یکدیگر را در آغوش میکشند. کسی که زیردست است در حالی که با دو دست خود یک دست ارباب یا حامیاش را در دست میگیرد تبریک میگوید و جواب تبریک خود را میگیرد.
باقی این جشن سیزده روزه وقف دید و بازدیدها و تبریک گفتنهاست. ترتیب دید و بازدیدها خود مبتنی بر رعایت قواعدی سخت است. در همهجا شیرینی تعارف میکنند و میخورند.
سرانجام روز سیزدهم یعنی آخرین روز عید فرا میرسد. مطابق با یک رسم کهن گویا تمام خانهها در چنین روزی معروض خطر ویرانی هستند. به همین دلیل همه از دروازههای شهر خارج میشوند و به باغها روی میآورند.
با این روز دیگر شادیهای نوروز پایان میپذیرد. از نظر کشاورز عید مبدا زمانی است که بر محور آن کار آمادهسازی زمین، بذر پاشیدن و محصول برداشتن را تعیین میکند؛ وی میداند که این تخم یا آن تخم را بیست روز پیش یا پس از عید باید افشاند؛ این یا آن درخت را چند روز پیش یا پس از عید باید پیوند زد؛ رویهم رفته نوروز در زیر آسمان شاد و زیبای ایران جشنی است برای شادی و شادکامی؛ معهذا به علت اسراف و تبذیری که در کار برگزاری این جشن میشود آثار نامساعد آن تا مدتی در زندگی خانوادهها باقی میماند.
خلاصهنویسی: آرش نورآقایی
منبع: سفرنامهی پولاک، یاکوب ادوارد پولاک، ترجمهی کیکاووس جهانداری، چاپ دوم، آبان ۱۳۶۸، انتشارات خوارزمی
مرتبط با نوروز در سفرنامه ها | ۴ نظر
چهارشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۰
متاسفانه همین دو ساعت پیش، تقویمی (سررسید) که همه ی برنامه هایم را در آن می نوشتم گم کردم (احتمالا در تاکسی جا گذاشتم). حالا از قرارهای روزهای آینده و جلسات سه شنبه انجمن و … هیچ اطلاعی ندارم.
این مطلب را برای این نوشتم که اگر قراری با کسی دارم، با موبایلم تماس بگیرد و یادآوری کند و از طرفی چون شماره تلفن برخی از دوستان در آن سررسید نوشته شده، ممکن است که یابنده با آن شماره تلفن ها تماس بگیرد.
سپاس
مرتبط با اطلاعرساني و خبر | ۱۹ نظر
سه شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۰
همزمان با برگزاری پنجمین جشن راهنمایان گردشگری در استان خوزستان اتفاق می افتد:
۱- قصد داریم اسامی تمام شرکت کنندگان در جشن امسال را (بدون اشاره به شماره تلفن و ایمیل) در ویژه نامه جشن ذکر کنیم.
۲- دوستانی که تمایل دارند نامشان به عنوان راهنما (به همراه ایمیل و تلفن) در مجله “جهانگردان” ثبت شود، اطلاعات زیر را به آدرس jahangardanmagazine@yahoo.com ایمیل کنند.
اطلاعات لازم: نام - نام خانوادگی - ایمیل - تلفن - عکس پرسنلی - اسکن کارت تورلیدری
مرتبط با روز جهاني راهنمايان گردشگري | ۳ نظر
دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۰
اگر یادتان باشد در سفری که بوکان داشتم با فعالیت های استاد “عثمان رحمان زاده” و بانو “خاتوزین” (که یادش گرامی باد) آشنا شدم و سفرنامه ای هم نوشتم. در آن سفرنامه از اشخاص دیگری هم یاد کردم، یکی از آنها عروس “خاتوزین” است که هم اکنون در شهر مرند زندگی می کند و فعالیت های مادرشوهرش را ادامه می دهد.
“لیلا صبوری” صاحب وبلاگ http://hekayateeaadama.blogfa.com مطلب “پیکرک های سخنگو” را در اینجا http://nooraghayee.com/?p=11304 خوانده و به سراغ “سارا محمدی” (عروس خاتوزین) رفته و از او و آثارش گزارش تهیه کرده است.
ضمن تشکر از این دوست عزیز شما را به خواندن مطلب او در آدرس زیر جلب می کنم: http://hekayateeaadama.blogfa.com/post-299.aspx
پی نوشت: موضوع خوبی برای ساخت فیلم مستنداست.
مرتبط با روز نوشت | ۲ نظر
دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۰
به احتمال زیاد در زمان عید نوروز از طرف آژانس “ایوار” به عنوان راهنما به کشورهای یونان و اسپانیا سفر خواهم کرد.
سفر ۱۰ روز (۹ شب اقامت) طول خواهد کشید و در شهر آتن، جزیره ی زیبای سانتورینی (یکی از جزایر یونان) و بارسلونا اقامت خواهیم داشت.
ابتدا قرار بود که سفرم به برزیل باشد، اما به دلایلی از آن سفر انصراف دادم. خوشحالم که دوباره “سانتورینی” را خواهم دید و در بارسلونا قدم خواهم زد.
اگر علاقمند هستید که در این سفر حضور داشته باشید، لطفا با شماره تلفن ۲۲۰۵۱۵۲۸ تماس بگیرید.
مرتبط با برنامه های سفر | ۴ نظر
یکشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۰
کنترل پروژه آنلاین:
برگزاری مراسم پنجمین جشن راهنمایان گردشگری در استان خوزستان

در سفری که به استان خوزستان داشتم با راهنمایان تور در شهر اهواز جلسه گذاشتیم و برای برگزاری مراسم، بخشی از هماهنگی ها را انجام دادیم.

اردوگاه شهید رجایی: محل اقامت تعدادی از راهنمایان که در سوئیت های ۶ نفره و ۱۲ نفره اقامت خواهند داشت.

همان توضیح بالا

همان توضیح قبلی

سرویس بهداشتی در سوئیت های ۶ نفره در اردوگاه شهید رجایی

نمایی از رود دز که از اردوگاه “شهید رجایی” قابل رویت است.

محل اقامت VIP

اردوگاه “قلعه مختار”: در این اردوگاه و در دو سالن مجزا (برای خانم ها و آقایان) تعداد حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر اقامت خواهند داشت. این سالن با تخت پر خواهد شد. عکس تخت ها را در تصویر بعدی ببینید.

اردوگاه “قلعه مختار”: یکی دیگر از سالن ها و تخت هایش

نمایی از رود دز که از اردوگاه “قلعه مختار” قابل رویت است.

احتمالا در این سالن و یک سالن مشابه بتوانیم کارگاه های آموزشی را برگزار کنیم.

تخت های هتل بزرگ اندیمشک که محل اقامت ۱۵۰ نفر از راهنمایان خواهد بود.
…………………………………..
پی نوشت: معمولا آب و هوای خوزستان در اوایل اسفند بهاری و خوشایند است. امیدوارم همچون سال های گذشته شانس با ما یار باشد و برای لذت بردن از هوای آزاد مشکلی نداشته باشیم.
مرتبط با روز جهاني راهنمايان گردشگري | ۳ نظر
شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۰
اعلامیه
باسلام؛
مفاد این اعلامیه به منظور اطلاعرسانی به همهی عزیزانی است که قصد دارند در پنجمین جشن راهنمایان گردشگری در استان خوزستان شرکت کنند.
۱- برنامهی برگزاری جشن به احتمال زیاد بهاین صورت خواهد بود:
روز اول:
- شروع برنامه جشن در روز ۳۰ بهمن، ساعت ۸ صبح، شهر اندیمشک است. به این معنی که همهی راهنمایان در شهر اندیمشک میزبانان خوزستانی خود را ملاقات خواهند کرد و برنامهها شروع خواهد شد.
- بازدید از سایت میراث جهانی شوشتر
- صرف ناهار در شوشتر
- حرکت به سوی چغازنبیل و بازدید از این سایت میراث جهانی در هنگام غروب
- به احتمال زیاد مراسم شام در سایت چغازنبیل خواهد بود.
روز دوم:
- پیادهروی در بافت قدیم دزفول
- حضور در میان چادر عشایر به همراه تفریحات جانبی
- گردهمایی همهی راهنمایان در اردوگاه “قلعه مختار” و برگزاری کارگاههای آموزشی و مراسم شام
روز سوم:
- بیدارباش در ساعت ۵ صبح
- ترک مراکز اقامتی (اندیمشک و دزفول) در ساعت ۶ صبح و حرکت به سوی اهواز
- برگزاری مراسم روز جهانی راهنمایان گردشگری از ساعت ۸:۳۰ صبح تا ساعت ۱۶
- ترک اهواز به سوی شهرهای مبدا و پایان مراسم.
و اما موارد بسیار مهم…
راهنمایان عزیز باید در نظر داشته باشند که استان خوزستان از لحاظ زیرساختهای گردشگری توسعه یافته نیست و احتمالا رفاه سالهای قبل در جشن امسال کمرنگتر شود.
بنابراین مشکلات مراسم امسال، صادقانه به حضور اعلام میشود تا توقع شرکتکنندگان بر همین اساس شکل بگیرد.
لازم به ذکر است که خواندن این موارد به تمامی مسوولان استانها و هر شرکتکننده در جشن توصیه میشود. بدیهی است اگر عزیزانی باشند که با شرایط موجود تمایل به حضور در جشن ندارند، میتوانند از حضور در جشن انصراف دهند که در اینصورت هزینه ورودی به آنها مسترد خواهد شد.
زمان انصراف از جشن تا تاریخ ۸ بهمن است.
۱- محلهای اقامت در هتلها سه ستاره و اردوگاههای اقامتی است. برخی از ما مجبوریم که در سوئیتهای ۶ نفره، ۱۲ نفره و حتی در سالنهای ۱۰۰ نفره و تختهای دو طبقه اقامت داشته باشیم. در بهترین حالت، در هر اتاق هر یک از هتلها، چهار نفر با هم هستند.
۲- در روز اول (۳۰ بهمن) وقتی که راهنمایان عزیز به خوزستان (اندیمشک) میرسند، تا هنگام شب زمانی برای استراحت ندارند و به محض ورود، برنامهها شروع میشود.
۳- در روز ۲ اسفند ساعت بیداری، ۵ صبح است و احتمالا صرف صبحانه به صورت پکیج خواهد بود.
۴- امکان استفاده از حمام در برخی از اماکن اقامتی با مشکل تعداد مواجه است.
۵- احتمال دارد که وسایل حملونقل در این سه روز، شرایط اتوبوسهای توریستی را نداشته باشد.
۶- از آنجا که همگی دوست و همکار هستیم و با توجه به شرایطی که در بندهای بالا ذکر شد، از هیچ استانی توصیه برای جای بهتر پذیرفته نخواهد بود. مطمئن باشید که در وهلهی اول میزبانان خوزستانی و راهنمایان استان تهران، بدترین شرایط را برای خود قبول میکنند.
آنچه در بالا ذکر شد شرایطی است که در حال حاضر وجود دارد، با این حال تلاش همهی برگزارکنندگان جشن این است که کاستیها از طریقهای دیگر جبران شود و علاوه بر شادی، فضای محبت و دوستی و همکاری در این جشن بیش از سالهای قبل نمود پیدا کند.
با آرزوی موفیت برای همهی شما
آرش نورآقایی
مرتبط با روز جهاني راهنمايان گردشگري | ۱۷ نظر
پنجشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۰
آمده ام خوزستان… اهواز و دزفول… برای پیگیری کارهای پنجمین جشن راهنمایان گردشگری…
گاهی بیم… گاهی امید…
وقتی برگردم، گزارش خواهم داد و اعلامیه ای خواهم نوشت…
کارها آسان نیست…
مرتبط با روز جهاني راهنمايان گردشگري | ۶ نظر
چهارشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۰
قبل از هر چیز مراتب تشکر خودم را از دوست عزیزم، “فریدون نجفیتبار” ابراز میکنم. چراکه با دعوت او وارد فضایی شدم که شاید در ناخودآگاهم سخت به دنبالش بودم.
جریان از این قرار ست:
امشب، دومین شبی بود که در یک جمع کوچک و دوستداشتنی، حضور یک “مرد متفکر متفاوت” را تجربه میکردم.
یک شب قبل از رفتن به سفر استرالیا فیلم “آتش سبز” را با حضور کارگردان آن، “محمدرضا اصلانی” تماشا کردیم. امشب نیز با حضور او از نمایش فیلم “شطرنج باد” لذت بردیم.
در این جمع کوچک (حدود ۲۰ نفر) و در هر دو مرتبه با هم فیلم تماشا کردیم و هرکدام، از ادراکمان سخن گفتیم. در این تحلیلها به اندازهی قابل توجهی، یادگیری خلاق نهفته است.
بنده هم مثل بقیه تحلیلهایم را از فیلمهای این “مرد متفکر متفاوت” ارائه دادهام. امشب گفت: “نکاتی را که به آنها اشاره میکنی، دوست دارم و برایم جالب است.”
“اصلانی” صریح و شفاف است. میداند چه میخواهد بگوید. با اعتماد به نفس است. و هر دو مرتبهای که او را دیدم، آدامس میجوید.
نکتهی دیگری که برایم بسیار خوشایند است، این بود که دانستم، سرکار خانم “سودابه فضائلی” همسر آقای “اصلانی” است. “سودابه فضائلی” مشاور آقای “اصلانی” در فیلم “آتش سبز” و احتمالا فیلمهای دیگرش بوده است.
من برای تمام کردن کتاب “عدد، نماد، اسطوره” که بخش عمدهی آن را نوشته بودم، آنقدر صبر کردم تا هر ۵ جلد کتاب “فرهنگ نمادها”، ترجمهی خانم “سودابه فضائلی” چاپ شود. بعد همهی مدخلهای این دائرهالمعارف نمادشناسی را خواندم و کتاب “عدد، نماد، اسطوره” را به پایان رساندم. یادم نمیرود روزهایی را که به انتشارات “جیحون” سر میزدم و سراغ جلدهای بعدی (در آن موقع تنها دو یا سه جلدش انتشار یافته بود) را میگرفتم و جواب رد میشنیدم.
حالا میتوانم ادعا کنم که حدود ۸۰۰۰ صفحه و همهی مداخل هر ۵ جلد کتاب “فرهنگ نمادها” را خواندهام.
اکنون نیز در حال مطالعهی کتاب دو جلدی “فرهنگ غرائب” اثر ایشان هستم. کتاب دیگری که از خانم “فضائلی” در اختیار دارم و برخی از مقالاتش را خواندهام، “شبرنگ بهزاد” نام دارد. یکی از مقالات این کتاب “نمادگرایی جام و بررسی نمادهای جام حسنلو” است. این مقاله را خواندهام و فیلم “جام حسنلو” آقای “اصلانی” را هم دیدهام. فیلم “جام حسنلو” خلاقانه ارائه شده است. دوستش دارم.
حتی فیلمی که خودم دوست داشتم از نمادهای قبرهای “قلعه شاداب” بسازم (و شاید روزی فرصت کنم که بسازم) تحت تاثیر فیلم “جام حسنلو” بوده است.
به آقای “اصلانی” گفتم دوست دارم خانم “فضائلی” را ببینم. فکر کنم فرصتش پیش بیاید.
درضمن با ایشان در رابطه با برگزاری “جشنواره سفرنامهنویسی ناصرخسرو” و “همایش گردشگری ادبی” حرف زدیم (به اتفاق جعفر باپیری و یلدا شهابی). استقبال کرد و به گونهای قول همکاری داد.
شب معرکهای بود. پر از یادگیری، انرژی و اعتماد به نفس.
مرتبط با روز نوشت | ۱۰ نظر