بایگانی برچسب: افسانه‌هاي گل

اسطوره‌ي گل‌ها

بعد از نوشتن مطلب قبلي (كه حال خودم را هم گرفت) حوصله‌ي نوشتن اين يكي را نداشتم. اما به چند دليل مي‌نويسم: 1- ديدم آن‌قدر در زندگي روزانه‌ي من تضاد هست كه اين يكي اصلا در برابرش هيچ است؛ وقت‌هايي كه دلم تنهايي و سكوت مي‌خواهد چه با تدريس و چه در تور بايد همه‌اش وراجي كنم. …