در سفر قبلی و در شهر کرمانشاه، مسافرانم را به زورخانه بردم. میدانید که ورود خانمها به زورخانه به خاطر مرامهای باقی مانده از مهرپرستی، جایز نیست. اما نه تنها آنها را به زورخانه و نمایش مردان لنگپوش بردم، بلکه آنها را به گود زورخانه هدایت کردم تا با پهلوانان کرمانشاهی عکس بگیرند. خوشحالی این …
برخی از دوستان دربارهی نوشتههای حفاظت شده سوال کردهاند که لازم است جواب دهم. من هم همانند خیلیهای دیگر، در بسیاری از اوقات برای فرار از فشارهای ذهنی و روحی و درونی، مینویسم. قبلا اینگونه مطالب را در دفتری و تنها برای خودم مینوشتم، از آنجا که دیگر از دفتر کمتر استفاده میکنم، اینجا مینویسم. …
۱- ماده مار بیحیا که تحریک شده است، مار نر را تحریک میکند. چنانکه گویی میخواهد با دهان کاملا گشودهاش مار نر را با ولعی سیر نشدنی بنوشد. مار نر سرش را در گلوی همسرش میگذارد و ماده مار داغ چون آتش، نیشزنان بوسه میگیرد. در این جفتگیری دهانی، زهر توالد و تناسل انزال میشود. ۲- مادهی …
امروز هم برای خودش در زندگی من روزی بود. چند اتفاق مهم برایم افتاد که برایتان مینویسم: ۱- با مدیر مسئول مجلهی ایرانا حرف زدم و به او گفتم که فقط تا آخر تابستان امسال با او همکاری مستقیم خواهم داشت. راستش من از اینکه بخواهم خودم را اسیر جایی یا کسی کنم، بیزارم. پس …
به این نتیجه رسیدم که ظاهرا هر چه بیشتر سعی میکنم تا انسان بهتری باشم، نقدها و تهمتهای بیشتری را باید به جان بخرم و کمکم به سمتی پیش میروم که کمتر سخن بگویم و دور شوم و بروم تا یک ناپیدایی. هر روز با یک نیروی تازه شروع میکنم و البته هیچ روزی نیست که زخم …
۲۵ نفر از هموطنان در شهر زاهدان و در مسجد به شهادت رسیدند و سه روز عزای عمومی در استان سیستان و بلوچستان اعلام شد. آیتالله بهجت در بستر پیری فوت کرد و سه روز عزای عمومی در کل کشور اعلام شد. ما که هرگز عقلمان قد نمیدهد تا به ارزش روحانیت پی ببریم، اما علیالحساب فهمیدیم که …
وقتی این عکس را جلوی در “خانهی کرد” (عمارت آصف) در سنندج میگرفتم، ناخودآگاه به این اندیشیدم که “او مادر کیست؟”
من را نقد کن، اما نصیحت نه.
مفهوم دیکتاتوری برای من این است که کسانی در جامعهی ناشاد ایران، برای مرگ یک روحانی سه روز عزای عمومی اعلام کنند. من باید در عزای کسی باشم که نه میدانم کیست و نه میدانم چه کرده. و اگر قرار است که با اعلام عزای عمومی، کسی همچون من بفهمد که چه گرانمایهای از کفمان رفته، سوالم …
سال قبل، گروه تلویزیونی ۴ نفره GETAWAY (شبکه ۹ استرالیا) به ایران آمدند تا از تهران و اصفهان دو فیلم ۱۰ دقیقهای بسازند. من راهنمای آنها بودم. بعد از مدتی یک ایمیل از کارگردان دریافت کردم که نشانی آدرس اینترنتی فیلم ساخته شده در «تهران» را برایم ارسال کرده بود: http://video.msn.com/?mkt=en-au&brand=ninemsn&playlist=videoByUuids:uuids:4284dfc3-a812-4483-97e2-4fa9c9491e8a&showPlaylist=true&from=channelinline&fg=getaway وقتی به این آدرس رفتید، در محل …
چندی است که مقاله یا تحقیق جدیدی ننوشتهام. راستش دل و دماغ نداشتم. اما سه نوشتار کوتاه تحقیقی ناتمام هست به نامهای: ۱- خراسان بزرگ، فرصت فراموش شده، ۲- انگیزههای سفر به ایران، ۳- از ترک فرش تا لمس عرش. سعی دارم به زودی تمامشان کنم. البته این امکان وجود دارد به خاطر فاصلهای که در نوشتن این …
به فرآوران برمیگردم. به افتخار مهدی فتوحی. به افتخار محمد یزدانی. به افتخار همهی شما. احساس پیری میکنم. با این حال به احترام نگاهتان برمیگردم. نمیخواهم مهدی در آن دوردستها احساس تنهایی کند. میخواهم مهدی بنویسد و بسراید. میخواهم وقتی دوباره تابستان به ایران برگشت، او را در آغوش بگیرم. “برخیز، ای ایران” مهدی را بخوانید: …
هر کسی فرشتههای مهربان خودش را دارد. قطعا مادر، یکی از همین فرشتههای مهربان است. اما یکی دیگر از فرشتههای مهربان زندگی من، کسی است که امروز فیلم “دکتر ژیواگو” را برایم آورد تا کمی در این دیوانگی و سردرگمی بیانتها، دوباره اسطورهی تعالی زندگیام را مرور کنم. از او متشکرم. سخن دیگر اینکه، از این طریق …