تئوريهاي مربوط به جهان اكبر و جهان اصغر براساس شباهتهايي كه دو جهان از نظر ساختار و پروسه دارند ، هرچند كه از نظر اندازه با يكديگر متفاوت باشند ،شكل گرفت تا نشان دهند كه جهاني در پي تقليد از جهاني ديگر است و سعي دارد تا خود را هرآنچه بيشتر بدان شبيه نمايد. در اين ميان تئوري انسان به منزله جهان اصغر و كيهان به منزله جهان اكبر اصلي ترين تئوري هاست زيرا كه ارتباط بين انسان و جهان زيربناي تمامي تفكرات فلسفي است.
شباهت ساختاري انسان و كيهان:
آناكسيمنس كه مانند اناكسيمندر انسان را جزئي از جهان (kosmos) ميدانست معتقد بود كه هوا همان كاري را در كيهان انجام ميدهد كه در انسان. پس اولين فردي كه به شباهت ساختاري و پروسه اي انسان و كيهان پرداخت آناكسيمنس (Anaximenes) بود: “همانگونه كه ارواح ما كه همان هوا است ما را به هم متصل نگه داشته پس نَفَس و هوا است كه تمامي جهان را احاطه كرده است.” عملكرد هوا در كيهان در نگه داشتن، محاط كردن و نفوذ كردن است. هوا جهان را كنترل ميكند و تمام اتفاقات نجومي را با حركات كنترل كننده اش تنظيم مينمايد. پس هوا كه ماده المواد عالم است از آن همه آنچه كه هست و بوده است و بايد باشد، خدايان و همه چيزهاي الهي برميخيزند و بقيه چيزها از منشاء آن پديد مي آيند. آناكسيمنس هوا را ما بين سرما و گرما قرار داد زيرا كه براي پديدار شدن بايد در پروسه ترقيق يا تلغيظ باشد پس اگر هوا ترقيق يابد هوا گرمتر ميشود پس به سمت آتش ميرود اما زمانيكه تلغيظ يابد سردتر شده به جامد شدن ميرسد. كه در ابتدا به باد سپس به ابر و زمين و نهايتا به سنگ تبديل ميشود. و مشاهده خود را دليلي بر آن نهاد: هرگاه هوا را از دهان خود بيرون دهيم گرم است و هرگاه در ميان لبهامان متراكمش نمائيم جريان هوا سردتر است. پس تغليظ به سردشدن مي انجامد. پس هوا نه تنها موجود زنده را از مرده متمايز ميسازد بل همانگونه كه جهان را نگه داشته نَفْس انسان نيز بدن او را نگه داشته پس هرگاه از تنفس باز ايستيم بدنهامان نيز به فساد ميرسد.
انسان: جهان اصغر و كيهان: جهان اكبر
دموكريت با اعتقاد به اينكه كائناتي كه دستخوش زايش و فساد شوند ، مانند انسان، حيوان، گياه و مواد معدني، همه جهان اصغر هستند اعلام نمود كه كائنات، و از آن جمله انسانِ تشكيل شده از اتمها ،تجلي گاه جهان به طور كل يا همان جهان اصغرند. در واقع برخورد تخم ها (collision of seeds) ي يك نسل با برخورد اتمهاي جهان را مطابق ميدانست ضمن آنكه در انعكاسي از جهان اكبر، جهان اصغر از هر نوع اتمي تشكيل شده است پس تفكر، خواب، هوشياري، بيماري و حتي مرگ نيز از طريق مشخصه هاي اتمي قابل توضيح هستند. در اين ميان ميتوان به تنفس اشاره نمود كه معتقد بود اتمهاي نَفْسي (soul atoms) متحرك هستند كه چرخه زندگي را ميچرخوانند. اين اتمها حتي در زمان خواب نيز ميخواهند از بدن رها شوند اما جاي خود را به اتمهاي ديگر ميدهند اين كار آنقدر ادامه مي يابد كه نهايتا تنفس باز مي ايستد و روح از بدن جدا ميشود. فيثاغورثيان نتيجه گرفتند كه اگر جهان يك موجود زنده، جاويد و الهي باشد كه با تنفس در هوا يا نفس بيكرانه اطرافش ميزيد و اگر انسان نيز از تنفس زندگي يافته باشد ( و بدانيم كه روح انسان خود همان هوا است) پس ارتباط طبيعي انسان و كيهان، جهان اصغر و جهان اكبر، بايد بسيار نزديك باشد. كيهان يكي است و جاودانه و انسان چندين و مقسم شده و ميرا. اما بخش اصلي انسان روح اوست كه ناميرا است و ناميرايي اش از آنجا كه بخش كوچكي است از روح كيهاني و الهي، از آن جدا شده و در كالبد فاني زنداني. پس روح هارموني بدن است پس اصل نظم و زندگي در بدن است. و چنين گفته شد كه گياهان نيز چونان حيوانات از زندگي برخوردارند هرچند روح ندارند.
فيثاغورث در اصول اعداد شباهتهاي اساسي را در ميان همه چيز يافت و اينكه آسمانها از بدني تشكيل شدند كه خورشيد و ماه و ستارگان و ديگر اجرام آسماني چشمان و ديگر اجزاء بدن انسان را شكل ميدهند.
kosmos
واژه جهان ( kosmos From Greek kosmos “order, universe, ornament” ) كه هم به معناي نظم است و هم زيبايي: پس فيثاغورث براي كيهان اصطلاحات نظم جهاني يا جهان منظم را به كار برد و از آنجا كه به معناي زيور نيز بود اينگونه از كيهان ياد ميكرد: تزئين شده با نظم. اينگونه اصطلاح كيهان منظم زيبا جا گرفت. فيثاغورثيان بر آن بودند كه همه چيز اعداداند يا به اعداد شبيه اند پس قابل اندازه گيري و ذو قياس مشتركند.پس نظم ميان چند مورد نظم يافته را با نسبت عددي ميتوان توضيح داد. . پس در Kosmos ( نظم) هارموني ( پيوند به يكديگر (Greek harmonia “agreement, concord,” from harmozein “to fit together.”] (را ديد.فيثاغورث به معني cosmos و universe پرداخت: به معناي مشابه رسيد با تفاوتي در اصل هارموني و توازن كه در cosmos به آن ميرسيم تا جهان در نظم باشد، نظمي كه در سايه اعداد و نسبت طلايي( عدد گنگ در رياضيات كه در يوناني به صورت τ or ϕ ( في) نشان داده ميشود و معادل 618/1 ميباشد. از آنجا كه فيثاغورثيان در پنج ضلعي منظم 5 قطري را كه ستاره 5 پر را ميسازند كه ميان هر قطر دو نوك ديگر قطرها قرار گرفته اند و هركدام از اين نقاط كل پاره خط را به دو بخش نامساوي تقسيم ميكند پس نسبت قطر كلي به بخش بزرگتر مساوي است با نسبت بخش بزرگتر با بخش كوچكتر يافتند آن را نسبت طلايي ناميدند) ديد. نظمي كه در حركت منظم ستارگان ميتوان ديد. ايده نظم با محدود و نامحدود مرتبط است. جهان نامحدود جهاني بي نهايت است و ناقص اما جهان كليتي كامل است. ميشود اين كليت كامل را در طلوع و غروب، زمستان و تابستان ديد. اين گونه بود كه فيثاغورث واژه نظم (Kosmos) را به جهان اطلاق كرد تا نظمي را تجلي بخشد كه جهان از آن برخوردار است. جهان زنده و الهي كه در ميان اجزاء تشكيل دهنده خود نظمي دارد تا بتوانند زنده بمانند و امور خود را به انجام برسانند محدود است. ارسطو گفته است كه واژه محدود و نامحدود را فيثاغورثيان با خوب و شيطاني آميخته اند. درواقع آنها معتقد بودند كه ” اعداد زوج نامحدود و اعداد فرد محدودند و “يك” از اين دو ناشي ميشود زيرا كه هم فرد است هم زوج و اعداد از يك مي آيند و تمام آسمان اعدادند”. عدد دو از عدد يك پديد مي آيد و آنگونه كه Theon of Smyrna در كتاب رياضيات سودمند در درك افلاطون آورده “نخستين افزايش. نخستين تغيير از مضاعف نمودن وحدت پديد مي آيد تا دو شكل گيرد” و نهايتاً سه پلي است ميان يك و دو. كنفورد نيز در كتاب علم و تصوف در سنت فيثاغورثيان آورده ” فرمول انتزاعي كه در كيهان شناسي اوليه معمول است بدين قرار است: 1) وحدت نامتمايزي وجود دارد 2) از اين وحدت دو قدرت متضاد متمايز ميشود تا نظم جهان را شكل دهند و 3) آن دو متضاد براي زندگي دادن دوباره با يكديگر متحد ميشوند”. آنها از اعداد براي اشاره به فضا نيز استفاده بردند. يك ( كه از نظر فيثاغورثيان هم فرد است و هم زوج و به همين خاطر كل كيهان را يك (the one) ميدانند) نقطه است، دو خط است، سه سطح است و چهار جسم است. پس وقتي ميگويند “همه بدنها (bodies) از نقطه يا واحدهاي از فضا تشكيل شده اند كه در كنار يكديگر عدد را ميسازند” به اين معني است كه ” از كنارهم گذاري چندين نقطه خط پديد مي آيد اين آن چيزي نيست كه صرفا در تصور علمي رياضيداني قرار گيرد بل در واقعيتي بيروني چنين است به همين ترتيب سطح از كنارهم قرار گيري چندين خط به وجود مي آيد و نهايتا يك بدن از پيوند چندين سطح. نقاط، خطوط و سطوح واحدهاي واقعي هستند كه همه بدنها را در طبيعت تشكيل ميدهند پس همه بدنها بايد به صورت اعداد نگاه شوند. در واقع هر بدن مادي تجلي عدد چهار است كه از 3 المان سازنده( نقطه، خط و سطح) به وجود آمده”. اشاره به اعداد و محدود و نامحدود بودن آنها در واقع اشاره به جهان محدود (Limited cosmos ) يا جهاني است كه در احاطه جهان نامحدود ( هوا) اي است كه استنشاق ميكند پس اشياء اين جهان محدود محدوديت محضي ندارند بل با نامحدويت نيز آميخته شدهاند. پس اعداد( فرد و زوج) محصول همين محدوديت و نامحدوديتند. اضداد ، محدود و نامحدود، فرم و ماده، از طريق هارموني در اين جهان(cosmos) در كنار يكديگر(fit together) قرار ميگيرند و محصول آن كيهان پديداري ( phenomenal universe) است: همانگونه كه چيزها از طريق اضداد خود فقط ميتوانند شناخته شوند پس بودن از طريق نبودن شناخته ميشود پس چناچه در آينه “بودن” منعكس شود اين انعكاس همان كيهان پديداري است كه به نسبت سايه از واقعيت بيشتري برخوردار نيست. كه در آن هر فرد از ثابتهاي (Constant) كيهاني و متغييرهاي محلي( local) تشكيل شده اين همان اتفاقي است كه در يك انسان نيز مي افتد.
چنانكه ميگويند”همانگونه كه كيهان از المانهاي مادي تشكيل شده كه از آنجا كه زندگي و منطق الهي در آن نفوذ يافته در يك ساختار منظم تنزل يافته ما نيز جهاني هستيم كوچك با ساختارهاي ارگانيك كه از همان مواد تشكيل شده و همان اصول نظم را دوباره توليد مينمائيم. فقط بايد به صورت دلخواه دوباره توليد شود تا با به عمل آوردن آزادي المان الهي منطق، كه از آن نيز جرقه اي در ماست، و بررسي نظمي كه در اطراف ماست جسم فاني ما ياد گيرد آن را در حركات زندگيمان منعكس سازد.”
مریم جواهری نیا
منابع:
1) مقاله دايره المعارف آنلاين بريتانيكا درباره نسبت طلايي، نوشته استفان سي كارلوس
http://www.britannica.com/EBchecked/topic/237728/golden-ratio
2) مقاله دايره المعارف آنلاين بريتانيكا درباره فيثاغورثيان نوشته هولگر تسه لف
http://www.britannica.com/EBchecked/topic/485235/Pythagoreanism/68377/The-harmony-of-the-cosmos
3) دايره المعارف بريتانيكا: ديكشنري هنر، علم، ادبيات، اطلاعات عموميف جلد 25-26، نوشته هيو كريشولم و جيمز لوئيس گاروين، 1926
4) تاريخ فلسفه نوشته فردريك چارلز كاپلستون، جلد اول، يونان و روم، ويرايش سال 2003، بريتانيا
5) تاريخ علوم طبيعي نوشته لوئيز مگنر، چاپ 2002، توسط شركت مارسل دكر
6) تاريخ فلسفه يونان: سنت پيش از سقراطيان از پارمنيدس تا دموكريت، نوشته دبليو. كي . سي گوتري، چاپ 1965،تجديد چاپ 1996، چاپخانه دانشگاه كمبريج
7) از مذهب تا فلسفه: مطالعه مبداء تفكر غرب نوشته فرانسيس مكدونالد كورنفورد، چاپ 1912، 2009، كوزيمو، نيويورك
8 ) كتاب جامع فيثاغورثيان نوشته ديويد فيدِلِر
http://www.american-buddha.com/cult.pythagsourcebook.intro.htm
9) اولين فيلسوفان يونان باستان
http://classweb.gmu.edu/rcherubi/ancient/intrps.htm
10) كتاب اتمها و كيمياگري: شيمي و منشاء عملي (اكسپرينمنتال) انقلاب علمي نوشته ويليام ر. نيومن، چاپ دانشگاه شيكاگو، آمريكا، 2006
11) كتاب تاريخچه فلسفه باستان از ابتدا تا آگوستين نوشته كريستن فريس يوهانسن ترجمه هنريك روزن ميير، انتشارات راتلج ، انگلستان، 1998
دیدگاهها
arashe sotodani
matne jalebi bud.ama az ghesmati ke kheili bahash ertebat bargharar kardam.ghesmate bud ke neveshte shode pas har gah ke az tanafos baz istim badanhaman niz be fesad miravad.ye lahze tu zehnam umad ke pas nozadan va kudakan ke tedade tanafoseshun bishtare,por az zendegiee bishtari hastano az fesad be dooor.va harvaghtam ke tanafose ma bishtar mishe be har dalili, varzesh, har chize dgi maro be zendegi nazdik tar mikone.mamnunam
…………………………………………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام. آفرین دختر.
جالب توجه بود خصوصا اين قسمت:
پس هوا نه تنها موجود زنده را از مرده متمایز میسازد بل همانگونه که جهان را نگه داشته نَفْس انسان نیز بدن او را نگه داشته پس هرگاه از تنفس باز ایستیم بدنهامان نیز به فساد میرسد.
تا حالا به نفس كشيدن از اين ديدگاه توجه نكرده بودم.
سپاس. تكان دهنده بود.
…………………………………………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام. باید به خانم مریم جواهری نیا تبریک گفت.
درود
افرين بر خانم جواهري و متن خواندنيشان. قلمتان هماره شيوا باد.
از اقاي ارش نيز براي اوردن اين مطلب قابل تامل بينهايت سپاسمندم.
……………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. خانم جواهری نیا یک انسان آرام و در عین حال باسواد و مفید است.
سلام آرش جان.
مي تونم خواهشم كنم لينك سايت زير را به ليست سايتهاي وبلاگت اضافه كني؟
http://www.hoshyardeli.net
و مي تونم بهت پيشنهاد كنم كه چنانچه درگيري ذهني داشتي و به بن بست روحي، شخصيتي و اجتماعي رسيدي،به نظر من موسسه انديشكده تعالي شناخت به شماره تلفنهاي 22742576 و 22742577 كمك و راهنماي خوبي هست.
…………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام لیلا. من کلا از وقتی به دنیا اومدم درگیری ذهنی داشتم و از همون اول به بن بست روحی رسیده بودم. با اینکه ارادت دارم، اما چون به این موسسات اعتقادی ندارم، لینکش نمی کنم. موضوع دیگه اینه که موضوعات وب سایت من گردشگری و میراث فرهنگیه، نه این چیزا.
سلام آرش عزيز
اين موسسه جيزي فراتر از آنچه در ايران تا كنون داشتيم هست. و دغدغه اش ذهن انسانهاي برگزيده اين مرزو بوم هست. اين موسسه قسمتي از آنچه تو در سفرهات بخصوص سفرهاي اروپا به دنبالش بودي رو در تو زنده نگه ميداره. با شناختي كه از اين موسسه پيدا كردم، به اين نتيجه رسيدم كه اگر كاري مي خواهيم در ايران انجام دهيم و دوستان زندانيت چون اصغر فرهادي در ايران باشند و بر سكوي ايران باشند، مي توان از اين موسسه كمك بگيريم.
اين موسسه به تو كمك مي كنه كه منشور دقيقي براي بازتاباندن حقيقتي كه در ك كردي باشي و هنوز باشي.
…………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. سپاس از تو بابت اطلاع رسانی.
اتفاقا يكي از فعاليتهاش ارائه ايرانگردي و طبيعت بهتر است. و تجربيات تو و مطالبت مي تونه كمك كننده باشه.
…………………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام. امیدووارم که همینطور باشه.
سلام
فوق العاده بود . در ترکیب چهار عنصر سازنده طبیعت و سازنده بدن انسان خاک ( استحکام و پیوستگی ) , آب ( سیالیت و روان بودن )
آتش ( گرما و نیرو زایی ) و هوا ( جنبش و تغییر ) را تشکیل می دهند .که در این میان تنفس نقشی ارگانیک و غیر ارگانیک دارد .
چنان که با تغییر حالات روحی انسان شکل تنفس در او تغییر می کند . و به طور کلی با تمرکز بر روی تنفس بر پایه دانش یوگا , به صورت تجربی یافته های علمی مربوط به ارتباط تنفس با تغییر واکنش های شیمیایی و ترشح هورمون ها را در می یابیم . که با تغییر کارکرد مغز و تغییر افکار شکل تنفس و فرایند آن ( تفکرات مادی = فعال بودن بخش چپ مغز و تنفس از حفره ی چپ بینی , تفکرات معنوی و شهودی = فعال بودن بخش راست مغز و تنفس از حفره ی راست بینی ) , تقریبا هر 40 دقیقه یک بار به صورت غیر ارادی تغییر می کند . که خود مبحث عمیق و گسترده ایست که دانش هماهنگی ذهن و جسم ( یوگا ) می تواند این تئوری را به صورت تجربی نمایان سازد .
2 . ” جهانی است که در احاطه جهان نامحدود ( هوا) ای است که استنشاق میکند پس اشیاء این جهان محدود محدودیت محضی ندارند بل با نامحدویت نیز آمیخته شدهاند …. ” و دقیقا بدن انسان نماد محدودیت و روح او نماد نامحدودیت اوست . و در مشاهده
خویشتن و در سیر درون ( مشاهده ادراک ( که از طریق حسها پدید می آید ) , دما پیوستگی و جنبش ) و ادراکات ذهنی و به تبع آن , جسمی , نامحدودیت را در قالب جسم و ذهن خویشتن می توان به وضوح درک کرد .
سپاس از تو و خانم جواهری نیا
…………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. سپاس از تو.
سلام
با پوزش از آرش و خطاب به لیلای عزیز :
به وقت گذاشتن کامنت قبلی , کامنت شما را دیدم و از این سایت بازدید کردم و با آرش موافقم , چون ادراک و ایدالوزی هر شخص
از جهان شخصیت خاص او را می سازد و زندگی یک تجربه شخصی ست . و هیچ کس غیر از خود شخص در حوزه ی ذهن و جسم او نمی تواند به او کمک کند , و هر چیزی که از قالب تجربه ( آن هم تجربه ای که قابلیت وصف ندارد ) بیرون می آید و شکل تئوری به خود می گیرد ایجاد شبههمی کند و جهت گیری و مرز بندی خواهد شد . و اغلب این موسسات اهداف شخصی خود را دنبال می کنند و هر قدر با حسن نیت , اما در طول زمان شکل مکتبی خاص را به خود می گیرند . شخصیت کاوشگر و حقیقت جویت برایم جالب بود که به خود اجازه ی دخالت و اظهارنظر را دادم . شاد باشی و رها .
…………………………………………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام.