آرشیو ‘میراث معنوی’

چند میراث معنوی ثبت شده در سال ۲۰۱۰

یکشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۰

هند - رقص چائو
رقص چائو، سنتی به جای مانده از هند شرقی است که بخش‌هایی از حماسه‌های  مهابهارات و رامایانا، فرهنگ عامه محلی و مضمون‌های انتزاعی را به نمایش می‌گذارد. سه سبک متمایز آن از مناطق سِرایکِلا، پورولیا و مایوربانج می‌آیند که در دو سبک اول از ماسک استفاده می‌شود. چائو ارتباط تنگاتنگی با جشنواره‌های منطقه‌ای به ویژه جشنواره بهار، چایترا پاروا، دارد. ریشه آن نشانی از فرم‌های بومی رقص و تمرین‌های نظامی دارد. حرکات رقص شامل تقلید فنون رزمی، حرکات پرندگان و حیوانات و الگوبرداری از کارهای زنان خانه‌دار روستا است. مردان در خانواده‌های هنرمندان سنتی یا جوامع محلی این رقص را یاد می‌گیرند. نمایش، هنگام شب و در فضای باز اجرا و ملودی‌های سنتی و مردمی با نی‌های ” موری ” و ” شِنای ” نواخته می‌شود. صدای طبل‌ها در موسیقی غالب است. چائو، بخش اصلی فرهنگ این جوامع است و مردم را از طبقات اجتماعی مختلف با رفتارها، باورها، تخصص‌ها و زبان‌های گوناگون پیوند می‌دهد. با این وجود، افزایش صنعتی سازی، فشارهای اقتصادی و رسانه‌های جدید منجر به کاهش مشارکت جمعی جوامعی شده که با ریشه‌های خود قطع ارتباط کرده‌اند.  

فرانسه - کُمپاگنونِج، شبکه‌ای برای انتقال دانش و هویت‌ها
سیستم کمپاگنونج فرانسوی روش منحصر به فرد انتقال دانش و مهارت‌های  مربوط به تجارت‌هایی است که با سنگ، چوب، فلز، چرم، منسوجات و غذا سر و کار دارند. اصالت آن در تلفیق رو‌‌ش‌ها و فرایندهای متعدد انتقال دانش است: سفرهای آموزشی ملی و بین المللی (تور دور فرانسه)، آیین‌های پذیرش، تدریس در مدرسه، یادگیری رایج و کارآموزی فنی. ۴۵۰۰۰ نفر از مردم که متعلق به یکی از سه گروه کمپاگنون هستند در این جنبش شرکت کرده‌اند. ۱۶ ساله‌ها و افراد مُسن‌تر که مایل به یادگیری یا توسعه مهارت‌ها در زمینه حرفه خود هستند، به جامعه کمپاگنونج می پیوندند. آموزش پنج سال طول می‌کشد. در طول این سال‌ها، به منظورکشف انواع دانش و روش‌ها، مکان آموزش در فرانسه به طور منظم از شهری به شهر دیگر و نیز به دیگر شهرهای جهان انتقال می‌یابد. برای اینکه افراد شایستگی انتقال این دانش را پیدا کنند باید دست به ایجاد شاهکاری بزنند که توسط اعضای کمپاگنون بررسی و ارزیابی می‌شود. مردم فرانسه کمپاگنونج را آخرین حرکت برای تمرین و آموزش فنون صنعت باستانی، ارائه مزیت‌ها در آموزش صنعت، تلفیق تنگاتنگ آن با پرورش افراد و آموزش کارگران و در نهایت اجرای آیین‌های پذیرش تجارت می‌دانند.   

کرواسی - آوازخوانی اُیکانیِه
آوازخوانی دو بخشی اُیکانیِه را در مناطق کُروات کرانه‌های دالماسیا می‌توان یافت. دو یا تعداد بیشتری خواننده خانم یا آقا با استفاده از تکنیک متمایز لرزش صدا که به وسیله گلو ایجاد می‌شود، این نوع از آوازخوانی را اجرا می‌کنند. هر آواز تا زمانی ادامه پیدا می‌کند که خواننده اصلی بتواند نفس خود را نگه دارد. ملودی‌ها محدود و بیشتر بر اساس گام‌های کُروماتیک (نیم پرده‌ای) هستند و اشعار غنایی مضامین گوناگونی را از عشق تا مسائل اجتماعی و سیاسی بازگو می‌کنند. اُیکانیِه ماندگاری خود را مدیون گروه‌های سازماندهی شده‌ای از حاملان این سنت محلی است که دانش و مهارت‌های مربوط به آن را انتقال می‌دهند و در جشنواره‌های کرواسی و دیگر کشورهای جهان، نماینده روستاهای خود هستند. اگرچه این سنت به صورت شفاهی انتقال می‌یابد، رسانه‌های صوتی و تصویری و آموزش سازماندهی شده توسط گروه‌های مردمی نقش عمده‌ای را در انتقال آن بازی می‌کنند. با این وجود، ماندگاری تکنیک‌های فردی لرزش صدا و فرم‌های متعدد آوازخوانی دو بخشی تا حد زیادی وابسته به خوانندگان توانا و خبره و قابلیت آن‌ها برای اجرا و انتقال دانش خود به نسل جدید است. کشمکش‌های اخیر، مهاجرت روستاییان به شهر و به دنبال آن کاهش جمعیت منطقه و تغییر سبک‌های زندگی، باعث کاهش شدید اجراکنندگان و در نهایت منجر به از بین رفتن بسیاری از سبک‌های قدیمی و ژانرهای تک‌خوانی شده است.   

ترجمه: سمیه مهدوی نیا

ساعت خوش

شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۰

ساعت خوشی بود زمانی که کتاب به دستم رسید.

خبر این است که امروز بلاخره بعد از همه ی نگرانی ها و دلواپسی ها، کتاب “میراث معنوی”، ترجمه “سمیه مهدوی نیا”، چاپ شد.

این موضوع از چند جهت برای بنده خوشایند است:

۱- تلاش های سمیه به نتیجه رسید.

۲- راهنمایان گردشگری این کتاب را تالیف کردند و به نظرم این برای آنان یک افتخار محسوب می شود.

۳- اعضای “انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران” مسبب چاپ این کتاب بودند. بد نیست بدانید که در سال ۱۳۸۸ کتابچه “روستاهای هدف گردشگری استان تهران” با تلاش پرتو حسنی زاده، ژاله ابراهیمی، فرشاد تهمورثی و محمد حسین یزدانی (که همگی از اعضای انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران هستند) به چاپ رسید که در نوع خودش، کتاب قابل توجهی است. این مرتبه نیز با مدیریت و تلاش سمیه مهدوی نیا و همکاری آزاده عطار، اشکان بروج، حمیدرضا مشیر، وحید نظری، فرشته ابراهیمی، دکتر سید مجید سادات کیائی، پرتو حسنی زاده، مهرک حصارکی (همگی از اعضای انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران هستند) این اثر باارزش منتشر شد.

طرح روی جلد کتاب “میراث معنوی”

این کتاب توسط نشر “شور آفرین” (تلفن: ۷۷۶۰۳۲۱۲) به چاپ رسیده است. کتاب در روز سه شنبه برای اعضای انجمن رونمایی خواهد شد. بعدتر و در یک محفل مفصل تر، یک رونمایی اساسی برای کتاب برگزار خواهیم کرد.

دیگر این که، علاقمندان میراث معنوی روز سه شنبه ۷۵۰۰ تومان پول توی جیبشان داشته باشند.

میراث معنوی چین

شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۹

مِشرِپ
چین
سال ثبت: ۲۰۱۰
مِشرِپ مهمترین رویداد فرهنگی مردمان اویغور و منطقه ناشناخته اویغور شین جیانگ در چین است. این رویداد شامل مجموعه‌ای غنی از سنت‌ها و هنرهای اجرایی از جمله موسیقی، رقص، نمایش‌نامه، هنرهای مردمی، آکروبات‌بازی، ادبیات شفاهی، شیوه‌های پخت غذا و بازی‌ها است. مقام اویغور کامل‌ترین هنر این رویداد و شامل آهنگ، رقص و سرگرمی است. مِشرِپ هم مانند دادگاهی است که اختلاف‌ها را حل و فصل و اصول اخلاقی را رعایت می‌کند و هم به کلاس درسی می‌ماند که مردم می‌توانند آداب و رسوم خود را در آن‌جا فرا گیرند. این رویداد اساسا به وسیله میزبانانی که سنت‌ها و مضامین فرهنگی آن را درک می‌کنند، مجریان بافضیلتی که در آن شرکت می‌کنند و تمام مردم اویغور که در آن حضور دارند، منتقل می‌شود. با این وجود عوامل متعددی قابلیت اجرای این واقعه را به خطر می‌اندازند که می‌توان به تحولات اجتماعی ناشی از شهرنشینی و صنعتی شدن، نفوذ فرهنگ‌های داخلی و خارجی و مهاجرت جوانان اویغور به شهرها برای کسب و کار اشاره کرد. امروزه این مراسم کمتر برگزار می‌شود و تعداد شرکت‌کنندگان در حال کاهش است و نیز تعداد انتقال‌دهندگانی که سنت‌ها و مفاهیم مربوط به این رویداد را درک کرده‌اند، از صدها نفر به ده‌ها نفر رسیده است.  

ترجمه: سمیه مهدوی نیا

میراث معنوی ایران

چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۹

آیین‌های پهلوانی و زورخانه‌ای
ایران
سال ثبت: ۲۰۱۰
پهلوانی یکی از هنرهای رزمی ایرانی و ترکیبی از عناصر اسلام، عرفان و باورهای ایران باستان است. این هنر مجموعه‌ای از حرکات ورزشی و نرمشی است که ۱۰ تا ۲۰ نفر از مردان آن را اجرا می‌کنند و هر کدام ابزارهایی را در دست دارند که نماد سلاح‌های باستانی است. این آیین در زورخانه اتفاق می‌افتد. زورخانه ساختمان گنبدی شکل مقدس با میدان گود هشت ضلعی دارد و دورتادور آن جایگاه‌هایی برای تماشاچیان تعبیه شده است. مرشد با خواندن اشعار حماسی و عرفانی و نواختن ضرب، این آیین پهلوانی را هدایت می‌کند. این اشعار، آموزه‌های اخلاقی و اجتماعی را منتقل می‌کنند و بخشی از ادبیات زورخانه‌ای هستند. شرکت‌کنندگان در آیین پیشینه اجتماعی و مذهبی متفاوتی دارند و هر گروه روابط پایداری با جامعه محلی خود دارد و به نیازمندان یاری می‌رساند. در طول آموزش، شاگردان تحت نظارت پیشکسوتان ارزش‌های اخلاقی و جوانمردی را یاد می‌گیرند. افرادی که در هنرها و مهارت‌های فردی تخصص پیدا می‌کنند، با رعایت اصول مذهبی و طی مراحل اخلاقی و عرفانی ممکن است به مقام مهم پهلوانی دست پیدا کنند و در جامعه نیز کسب اعتبار نمایند. امروزه ۵۰۰ زورخانه در سراسر ایران وجود دارد که هر کدام پایه‌گذاران، اجراکنندگان و تعدادی پیشکسوت دارد.    

ترجمه: سمیه مهدوی نیا 

میراث معنوی ایران

چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۹

فنون سنتی فرش‌بافی در کاشان
ایران
سال ثبت: ۲۰۱۰
مدت‌هاست کاشان، مرکز بافت فرش‌های زیباست و تقریبا از هر سه نفر، یک نفر به این کار مشغول و بیش از دو سوم فرش‌بافان، زنان هستند. فرایند فرش‌بافی با ایجاد یک طرح از میان سبک‌های متفاوت شامل طرح‌‌‌‌‌‌های گل، برگ، شاخه، حیوانات و صحنه‌های تاریخی آغاز می‌شود. تار و پودهای نخی یا ابریشمی بر روی دار بافته ‌می‌شوند. خواب فرش با گره‌زدن پشم یا نخ‌ ابریشمی به تار، با گره مخصوص فارسی ایجاد می‌شود. سپس ردیفی از پودهای بافته شده در یک جا نگه داشته و به وسیله شانه ضربه زده می‌شود. گره فارسی یا گره نامتقارن، با ظرافت بی‌نظیری در کاشان به کار برده می‌شود به طوری که گره‌ها در پشت فرش به زیبایی و به صورت یکنواخت مشخص هستند. تنوع رنگ‌ در فرش کاشان به دلیل تنوع رنگ‌های طبیعی به کار گرفته شده در آن از جمله: ریشه گیاه روناس، پوست گردو، پوست انار و برگ‌ درخت انگور است. فنون سنتی فرش‌بافی کاشان از مادربزرگ‌ها و مادران به دختران انتقال داده می‌شود. همچنین مردان هم فنون طراحی، رنگرزی، پشم زنی، برپا کردن دار و ساخت ابزار فرش‌بافی را یاد می‌گیرند.   

ترجمه: سمیه مهدوی نیا

میراث معنوی ایران

چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۹

فنون سنتی فرش‌بافی در فارس
ایران
سال ثبت: ۲۰۱۰
فرش‌بافی مردم ایران از اعتبار جهانی برخوردار است و برجسته‌ترین فرش‌بافان، در استان فارس، جنوب غربی ایران، هستند. در بهار یا پاییز، مردان محلی پشم گوسفندان را برای فرش‌بافی می‌چینند. سپس دار قالی را برپا می‌کنند و زنان، پشم را با ماشین نخ‌ریسی به نخ تبدیل می‌کنند. رنگ‌ها بیشتر طبیعی هستند: رنگ‌های قرمز، آبی، قهوه‌ای و سفید از مواد رنگی گیاه روناس، گیاه نیل، برگ کاهو، پوست گردو، دم آلبالو و پوست انار تولید می‌شوند. زنان مسئول طراحی، انتخاب رنگ و بافتن فرش هستند و صحنه‌هایی از زندگی عشایری را بر روی فرش‌ها به نمایش می‌گذارند. آن‌ها بدون طرح قبلی شروع به بافتن می‌کنند و هیچ بافنده‌ای اجازه ندارد از یک طرح در دو فرش استفاده کند. با گره‌زدن تار و پودها به یکدیگر، فرش بافته می‌شود. سرانجام، با دوختن کناره‌ها و سوزاندن پشم‌های اضافی، فرش آماده می‌شود. تمام این فنون به صورت شفاهی و هنگام بافتن فرش انتقال می‌یابد. مادران نحوه کاربرد مواد، ابزار و مهارت‌ها را به دختران، و پدران پشم‌زنی و ساختن دار قالی را به پسران یاد می‌دهند.  

ترجمه: سمیه مهدوی نیا

میراث معنوی: موسیقی بخشی‌های خراسان

دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۹

میراث معنوی ایران ثبت شده در فهرست جهانی یونسکو

سال ثبت: ۲۰۱۰
شهرت بخشی‌های خراسان به خاطر مهارت در نواختن ساز دوتار است. آن‌ها اشعار اسلامی و عرفانی و حماسه‌هایی را با محتوای اسطوره‌ای، تاریخی یا افسانه‌ای بازگو می‌کنند. موسیقی آن‌ها معروف به موسیقی مقامی، شامل قطعه‌های سازی و آوازی است و به گویش‌های ترکی، کردی، ترکمنی و فارسی اجرا می‌شود. ” نوایی “، رایج‌ترین مقام آن‌ها، متنوع، آوازی و بدون ریتم و با اشعار عرفانی همراه است. نمونه‌های دیگر شامل مقام‌های ترکی ” تاژنیس ” و ” گِرایلی “، مضمون‌های مذهبی ” شاخَتایی ” و ” لوی ” و مقام عاشقانه قدیمی متعلق به کردهای کُرمانج شمال خراسان هستند. بنابر باور بخشی‌ها، یکی از تارها نماینده مردان و دیگری نماینده زنان است; برای تار مردان ملودی مخصوصی وجود ندارد درحالی که تار زنان برای نواختن ملودی اصلی استفاده می‌شود. موسیقی بخشی با تعلیم استاد به شاگرد انتقال می‌یابد و محدود به مردان خانواده‌ها یا همسایه‌ها شده است. روش دیگر این است که استاد با روش‌های امروزی به تعداد زیادی از دانشجویان دختر و پسر با سوابق متفاوت تعلیم می‌دهد. این موسیقی، تاریخ، فرهنگ و اصول اخلاقی و دینی را انتقال می‌دهد. بنابراین، نقش اجتماعی بخشی‌ها فراتر از یک راوی است و نه تنها قاضی، واسطه و شفادهنده، بلکه پاسداران میراث فرهنگی قومی و منطقه‌ای جامعه خود هستند.

ترجمه: سمیه مهدوی نیا

میراث معنوی: هنر نمایشی و آیینی تعزیه

دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۹

میراث معنوی ایران ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو

سال ثبت: ۲۰۱۰
تعزیه هنری نمایشی و آیینی است که وقایع مذهبی، داستان‌های تاریخی، اساطیر و قصه‌های عامیانه را بازگو می‌کند. هر اجرا دارای چهار عنصر است: شعر، موسیقی، آهنگ و حرکت. بعضی اجراها از صدها نقش مختلف تشکیل شده‌اند که شامل شخصیت‌های تاریخی، مذهبی، سیاسی، اجتماعی، ماوراء طبیعی، واقعی، خیالی و فانتزی می‌باشند. تعزیه انواع مختلف و هر کدام موضوع، لباس و موسیقی مخصوص به خود را دارد. این نمایش‌ها در سکوهایی بدون نورپردازی و تزیین اجرا می‌شوند و سرشار از نمادها، آداب، اصول و نشانه‌هایی هستند که برای تماشاچیان ایرانی قابل درک است. بازیگران تعزیه همواره مرد هستند و نقش‌های زنان را هم بازی می‌کنند و اغلب، افرادی مبتدی هستند که از طریق دیگری امرار معاش می‌کنند و تنها برای برخورداری از اجر معنوی به ایفای نقش می‌پردازند. از آنجایی که تعزیه نقش مهمی در فرهنگ، ادبیات و هنر ایرانی دارد، بسیاری از ضرب المثل‌ها هم ریشه در این نمایش‌های آیینی دارند. این اجراها با حفظ سنت‌های قدیمی، فرهنگ ملی و اساطیر ایرانی، باعث ارتقا و تقویت ارزش‌های دینی و معنوی، ایثار و دوستی می‌شوند. تعزیه همچنین نقش اساسی در حفظ صنایع مربوطه ازجمله دوخت لباس، خوشنویسی و ساخت ابزار دارد. انعطاف این هنر منجر به تبدیل آن به زبان عمومی برای جوامع مختلف، تقویت ارتباطات، وحدت و خلاقیت شده است. هنر تعزیه از استاد به شاگرد منتقل می‌شود.

ترجمه: سمیه مهدوی نیا

میراث معنوی تعزیه

چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۹

تعزیه در میان سنت‌های ایرانی رفتاری است آیینی – نمایشی که با ساخت و پرداختی تاریخی – دینی، ریشه در رفتارها و مناسک آیینی کهن ایرانی دوانده و مایه از اسطوره‌ها و داستان‌های تاریخی ایرانی گرفته است. در واقع داستان‌ واقعه‌های تاریخی هریک از مجالس تعزیه، به صورتی خاص با اسطوره‌ها و قصه‌ها در می‌آمیزد.
هر مجلس از تعزیه نمایشگر نبرد میان گروهی از نیروهای اهورایی و مینوی با گروهی از نیروهای اهریمنی و شریر در قلمرو زندگی دنیوی، و برتابنده‌ی صورت ویژه‌ای از قداست و خباثت آدمیزادگان بر روی زمین است. مسلمانان شیعه در نمایش آیینی – مذهبی تعزیه به سنت تکرار بازمی‌گردند و اعمال و رفتارهای آغازین نیاکان خود را، گویی که در زمان حال روی داده است، تکرار می‌کنند و باز می‌نمایند. تعزیه‌خوانی، صحنه‌هایی از واقعه‌های تاریخی را که حدود یک‌هزار و چهارصد سال پیش از آن‌ها گذشته و زمینه‌ و صبغه‌ی اسطوره‌ای به خود گرفته‌اند، احیا و بازگو می‌کند.
تعزیه به دو شکل هنر کلامی نوشتاری و گفتاری در جامعه و فرهنگ ایران حضور یافته است. شکل کلامی – نوشتاری تعزیه، نسخه‌های تعزیه یا تعزیه‌نامه‌هایی است که به صورت مکتوب به ما رسیده، و شکل کلامی – گفتاری آن تعزیه خوانی است که صورت بیان واقعه‌های تعزیه‌نامه‌ها به شیوه نقالی و نمایش صحنه‌های واقعه‌هاست.
ما از تعزیه به عنوان میراث معنوی ذکر به میان می‌آوریم چرا که زمان پیدایش تعزیه به دوران اسطوره‌های باز می‌گردد. از طرفی تعزیه نه تنها با اسطوره و آیین مرتبط است بلکه با دین و مذهب ایرانیان نیز پیوند خورده است. در تعزیه، هم تکرار تاریخ مدنظر است هم ابعاد ادبی و نمایشی را در آن می توان تسخیص داد.
نقش و کارکرد تعزیه در جامعه بسیار وسیع است. چنان‌که انگاره سازی برای شیوه‌‌ی رفتاری عامه‌ی مردم، ایجاد شور قدسی، تطهیر روح و تزکیه‌ی نفس، تسکین آلام و دردها، تحکیم همبستگی و وحدت، حفظ و استمرار موسیقی سنتی و … از عوامل و آثار تعزیه به شمار می‌روند.
مکان‌هایی که تعزیه از دوران قدیم تا به امروز در ایران برگزار می‌شود، قابل توجه است. تعزیه‌خوانی به دو صورت سیار (روی گاری و تریلی) و ثابت (در تکایا و حسینه‌ها و میدان‌های شهر)  برگزار می‌شده و می‌شود.
دیگر این‌که مجالس تعزیه، انواع مختلف دارد. برخی از آن‌ها وقابع کربلا و برخی دیگر مصائب خاندان پیامبر اسلام را بازگو می‌کنند. برخی از تعزیه‌ها، شاد بعضی دیگر، غم‌انگیز و انواع دیگر، حماسی و عاشقانه و اخلاقی هستند. همچنین تعزیه ها را می‌توان به صورت تعزیه‌های اصلی و تعزیه‌های فرعی و گوشه‌ها تقسیم‌بندی کرد.
کسانی که در تعزیه نقش به عهده می‌گیرند، اولیاخوانان، اشقیاخوانان، اشخاص میانه حال و کسانی که در نقش جانوران در نظر گرفته می‌شوند، دیده می‌شوند.
از طرفی، لباس و اسباب تعزیه نیز اهمیت دارند. در تعزیه لباس امام‌خوان، اولیاخوان، بچه‌خوان، قاصدان و فرستادگان، اشقیا و مخالف‌خوانان، فرنگیان، درویشان، فرشتگان، دیوان و جنیان و پریان، درگذشتگان و مردگان با یکدیگر از لحاظ رنگ و شکل و طرح با یکدیگر متفاوت است. در تعزیه از شمشیر، خنجر، سپر، گرز، چماق، تبرزین، تیرو کمان، نیزه، کلاهخود، پر، زره، چکمه، عصا، مُشک، زنجیر، حجله، نشیمنگاه امیران، چادر، صورتک، علامت، علم و بیرق، شال، کجاوه و هودج، صندوق، اسب، شتر و قاطر و … استفاده می‌شود.
دیگر این‌که، در تعزیه نمی‌توان نقش موسیقی و استفاده از سازهای موسیقی را نادیده گرفت. شیوه‌ی اجرای موسیفی در حین برگزاری تعزیه و استفاده از انواع مختلف آن موضوعی است که به تعزیه غنای بیشتری می‌بخشد.
همچنین، ادبیات مورد استفاده در تعزیه، ویژگی‌های منحصر به فرد خودش را دارد. در تعزیه از زبان شعر و به تبع آن از استعاره و تشبیه و کنایه و تلمیح و بحر طویل و … استفاده می‌شود. شیوه‌ی گفتار در تعزیه نیز حالات و انواع گوناگون دارد. در تعزیه، همه‌ی انواع تک‌خوانی و مناجات و خطابه و رجزخوانی و گفتگو با خود و زبان حال و گفتگو با اشیا و حیوانات و همسرایی و دعای پایانی مجلس دیده می‌شود.
 از مجموعه مطالب بالا می‌توان به ویژگی‌های تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تعزیه پی برد و راز ماندگاری آن را دریافت. به همین سبب است که می‌توان تعزیه را به عنوان میراث معنوی پذیرفت و تلاش کرد که در فهرست میراث معنوی جهانی به ثبت برسد.

منبع: پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی: از آغاز تا پایان دوره‌ی قاجار در تهران، عنایت‌الله شهیدی؛ با همکاری، ویرایش و نظارت علمی علی بلوکباشی، تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی با همکاری کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ۱۳۸۰

نمایش‌های آیینی و سنتی به مثابه‌ی میراث معنوی

سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۸

به بهانه برگزاری دومین سمینار بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی

ادامه مطلب …

هنوز نامی از ایران در فهرست میراث معنوی جهانی یونسکو دیده نمی‌شود

شنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۸

اکنون که در میانه‌ی فصل تابستان سال ۱۳۸۸ هستیم هنوز هیچ خبر خوشایندی مبنی بر ثبت میراث معنوی جهانی از کشورمان به گوش نرسیده است. به نظر می‌رسد که مدیران سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ترجیح می‌دهند فعلا در این‌باره سکوت کنند. اما بد نیست بدانیم که وضعیت کشورها در ثبت میراث معنوی در فهرست یونسکو چگونه است.

ادامه مطلب …

زورخانه میراث معنوی ایرانیان (۲)

یکشنبه ۱ دی ۱۳۸۷

ساختمان زورخانه
شکل و نمای داخلی و خارجی ساختمان زورخانه (به خصوص در قدیم) به تکیه‌ها و تکیه‌ها به خانقاه‌ها و خانقاه‌ها به آتشکده‌های دوره باستان ایران شبیه است.
این شباهت از نظر مسلکی می‌تواند مربوط به تصوف و همچنین پیروان مکتب فتوت (جوانمردان و عیاران) باشد که زاییده فکر ایرانی بوده و از فرهنگ باستانی مردم ایران سرچشمه می‌گیرد.
بعد از ظهور اسلام، خانه‌ها، لنگرگاه‌ها، خانقاه‌ها یا تکیه‌ها مرکز اقطاب اهل تصوف و مرجع پهلوانان و عیاران پیرو اهل فتوت بوده و از این جهت شکل ساختمان زورخانه‌ها به آن مکان‌ها شباهت دارد.
نمای بیرونی زورخانه چهارگوشه است، با گنبد و یا گنبد گلدسته مانند که هوا و روشنایی آفتاب را از دریچه‌ها و شیشه‌ها به درون زورخانه می‌کشاند.
ساختمان زورخانه چنان محترم و مقدس است که ورزشکاران بدون وضو وارد نشده و اولین اقدام آنان پس از ورود، خاک بوسی آن‌جاست. تمامی اجزای این مکان حکایتی داشته و مساحت و محل قرار گرفتن آن‌ها فلسفه‌ای دارد.
ادامه مطلب …

زورخانه؛ میراث معنوی ایرانیان (۱)

یکشنبه ۱ دی ۱۳۸۷

مقدمه
بدون شک، ورزش‌های مختلفی در عهد باستان در ایران وجود داشته، ولی نشانه‌ای از وضعیت زورخانه در آن دوران موجود نیست. از شواهد برمی‌آید ‌که ایرانیان  قبل از اسلام هم محل و مکانی برای ورزش‌های غیرصحرایی خود داشته‌اند، اما دوران صفویه را می‌توان دوره رشد و شکوفایی ورزش و خصوصاً ورزش باستانی دانست. در این دوره هم زمان با شکوفایی در سایر بخش‌های کشور ورزش نیز رشد فراوان کرد و زورخانههای فراونی در نقاط مختلف کشور احداث شد.
 لازم به یادآوری است که نام زورخانه، در طی تاریخ تغییرات زیادی یافته است و از هنگام حمله اعراب تا دوره صفویه به‌ترتیب به نام‌های خانه، لنگرگاه، عبادت‌خانه و ورزش‌خانه خوانده می‌شده است.قدمت ورزشی که امروزه به آن ورزش زورخانه‌ای می‌گویند، تقریباً به اوایل قرن هفتم هجری باز می‌گردد. در این قرن، کشتی گرفتن در حضور «اوکتای قاآن» مرسوم شده و پهلوانان بزرگی در این دوران سربرآوردند.

ادامه مطلب …