این متن دارای دو بخش کاملا مجزاست: دایی از دایی هم مثل عمو، خاطرات فراوانی دارم. خوشمشرب و بسیار زحمتکش بود. 10 تا فرزند دارد، یعنی 10 فرزند زنده ماندند و رشد کردند. عمهام، که همسر دایی است، بچههای بیشتری به دنیا آورده بود که عمرشان به دنیا نبود. ما، خانوادۀ ما، دایی و خانوادهاش …
مرد. عمویم مرد. با رفتنش بسیاری چیزها که تمام شد. زنش چند سال پیش فوت کرده بود. من بعد از فوتش از ماجرا خبردار شدم. همین اتفاق هم برای مرگ عمویم اتفاق افتاد. چند سال اخیر از عمو و خانوادهاش بیخبر بودم. خانوادهام هم چندان خبری نداشتند از او و خانوادهاش. دو پسر دارد. یکیشان …
دو روز (آخرین روز شهریور و اولین روز مهر) به همراه خانواده، برای شرکت در عروسی به تنکابن سفر کردیم. در این میان فرصتی پیش آمد تا به همراه سه نفر از فامیلهایمان در منطقه ی سه هزار پیاده روی کنیم. عکس هایی که در زیر می بینید ماحصل پیاده روی ما در این منطقه …