قلبها میتپیدند، مغزها پردازش و مدیریت میکردند، ششها از هوا پر و خالی میشدند. آدمها راه میرفتند، دستهایشان را حرکت میدادند و از دهانشان اصواتی بیرون میآمد. اما زمانی رسید که چشمها خیره ماندند و گلوها بغض گرفتند. در این زمان وجود اندام و کالبدهای دیگری لازم شد؛ حرفها و واژهها. اندام حرفها، کالبد واژهها …
پیروز از دست رفت، ولی آیا اندوه ناشی از این اتفاق، تنها داشتۀ دوستداران ایران و محیط زیست آن است؟ بد نیست این موضوع را واکاوری کنیم. «پیروز» تنها بازماندۀ سه فرزند «ایران» بود که همگی در اسارت به دنیا آمده بودند. او در روزهایی به دنیا آمد که دمای جغرافیای زندگیاش رو به گرمی …