وقتی به فرودگاه سیدنی رسیدیم، با یک دستگاه اتوبوس و با همراهی یک راهنمای بسیار مودب و حرفه ای به نام “جیمز” به سمت هتل Sofitel که دقیقا در مرکز شهر قرار داشت، حرکت کردیم. قرار بود از ساعت 19 خیابانهای منتهی به مرکز شهر برای برگزاری مراسم آتش بازی سال نوی میلادی بسته شود و ما شانس آوردیم که قبل از این ساعت به هتل رسیدیم.
با راهنمایی “جیمز” دانستیم که یک مرتبه در ساعت 21 آتش بازی مختصری صورت می گیرد ولی مراسم اصلی راس ساعت 24 و همزمان با تحویل سال انجام می شود. اشکان و من و “جیمز” به مسافرانمان توضیح دادیم که باید به محض اینکه اتاقشان را تحویل گرفتند و چمدان هایشان را به آنجا انتقال دادند، برای دیدار از مراسم آتش بازی خودشان را به محل های برگزاری، برسانند. بهترین مکان ها، اطراف Circular Quay، Harbour Bridge، Darling Harbour و هر ساختمان بلندی است که از آنجا به این مکان ها مشرف باشد و یا دید داشته باشد. البته قابل ذکر است که تقریبا همه جا از قبل توسط شهروندان سیدنی و گردشگران پر شده بود. با این حال…
بد نیست بدانید که سیدنی اولین شهر (شرقی ترین شهر) مهمی است (بدون در نظر گرفتن شهرهای نیوزیلند) که هر روز زودتر از هر شهر دیگر به استقبال “روز” می رود و به همین دلیل نیز اولین شهری است که سال میلادی در آن نو می شود.
بخشی از مراسم آتش بازی در ساعت 21: من و اشکان آخرین نفری بودیم که اتاقمان را تحویل گرفتیم. بعد به همراهی چند تن از مسافران، به سمتی رفتیم که احساس می کردیم می توانیم آتش بازی را ببینیم. راستش از مراسم ساعت 21 که چیز قابل توجهی ندیدیم. بنابراین دلمان را خوش کردیم به مراسم اصلی در ساعت 24. دوربین هایمان را دستمان گرفتیم و آماده شدیم تا در سه ساعت باقیمانده به تحویل سال، بهترین مکان را بیابیم و از حال و هوای سال نو بیشتر باخبر شویم.
بعد از مراسم آتش بازی در ساعت 21، با اشکان به سمت Harbour Bridge حرکت کردیم. در مسیر، وقتی به مکانی رسیدیم که در عکس بالا مشاهده می کنید، دیدم یک خانم به سمت همین بنای یادبود رفت و یک آفایی هم از او عکس گرفت. قیافهی آن خانم معلوم نبود و صورت آن آقا هم در تاریکی مشخص نمی شد. اشکان در کنارم ایستاده بود. به او گفتم، فکر میکنم این خانم یکی از مسافرانی است که قبلا با من تور آمده و آن آقا هم پسرش است. به طور شگفت آوری درست حدس زده بودم.
خانم “بوشهری” چند مرتبه با بنده در تورهای داخلی (ایران) همسفر شده بود (با شرکت اکوتور) و در همان سفرها به من گفته بود که پسری دارد که در استرالیا درس می خواند. من هرگز “پوریا” (پسر خانم بوشهری) را ندیده بودم. اتفاق، دور از انتظار و بسیار باورنکردنی رخ داده بود. خانم بوشهری را شب سال نوی میلادی، در آن شب بسیار شلوغ در سیدنی دیده و شناخته بودم. او هم من را شناخت و به سمتم آمد. باورنکردنی بود. واقعا باور نکردنی بود. یکی دیگر از رمزهای افسون وارگی سفر برایم نمایان شد.
از اینجا به بعد ما سه نفر (اشکان و من و یکی دیگر از مسافران) با خانم بوشهری و پسرش همراه شدیم و به سمت Harbour Bridge راه افتادیم. جالب اینکه اشکان برای چند لحظه (برای گرفتن چند عکس) از ما جدا شد و من او را دیگر تا وقتی که به هتل برگشتم، ندیدم. در واقع اشکان در سال 2011 گم شد و در سال 2012 دوباره پیدایش شد. و من در شب سال نو میلادی دوستی را پیدا و دوست دیگری را گم کردم.
همان طور که گفتم همه جا شلوغ بود. شهر پر از نور و صدا و شادی بود. جوان ها و پیرها، دخترها و پسرها، خانواده ها و مجرها، همه و همه داخل خیابان ها بودند. پلیس هم همه جا پرسه می زد. تدابیر امنیتی، رفاهی، بهداشتی، ترافیکی و اورژانسی رعایت شده بود. همه می نوشیدند و خوش بودند و گاهی هم دیوانه بازی درمی آوردند. عشاق با هم می رقصیدند، همدیگر را در آغوش می گرفتند و بوسه هایی بس طولانی نیز در میان بود. در این میان، سه دختر جوان (حدود 20 ساله) را دیدم که با شیطنت و خنده به سمتی که من ایستاده بودم، آمدند. جایی که من ایستاده بودم، نسبتا تاریک بود. آنها در چند قدمی بنده و در کنار دیوار دامن هایشان را بالا زدند، خندیدند و آنجا را به توالت ترجیح دادند.
برای اینکه مسافر آن کشتی هایی باشید که در تصویر بالا می بینید، باید حدود 1500 دلار می پرداختید.
حد فاصل میان Harbour Bridge و Opera House و Circular Quay کشتی ها پشت سر هم در حرکت بودند.
بخشی از ژانگولر بازی های سال نو
آتش بازی در Harbour Bridge
همان
همان
همان
همان
آتش بازی شب سال نو در ساعت 24 و آغاز سال 2012 میلادی در شهر سیدنی
آتش به مثابه ی شکوفه ی درختان بهاری در تابستان سیدنی
آبشار نور از Harbour Bridge
آتش بازی شب سال نو 2012
همان
همان
آرایش شب سال نو
مردم در شب سال نو
برخی از مردم بر روی زمین نشسته بودند و به آسمان چشم دوخته بودند.
جوانان در شب سال نو
جوانان در شب سال نو
همان
همان
همان
همانطور که گفتم پلیس هم حضور داشت.
بعد از مراسم آتش بازی مردم همدیگر را در آغوش گرفتند و بوسیدند و نوشیدند و رقصیدند و شادی کردند.
دقایقی بعد از تحویل سال، از خانم بوشهری و پسرش خداحافظی کردیم و جدا شدیم. در مسیر برگشت آن یک مسافر همراهم را در شلوغی گم کردم. به هتل که برمی گشتم با ایرانی های بسیاری برخورد کردم. خوشحال بودند و شاد. کمی حرف زدیم و نهایتا تنها به هتل برگشتم. اشکان هم چند دقیقه بعد از من رسید.

























دیدگاهها
سلام خسته نباشید خیلی خوب می شد عکسهای سال نو هم در اینجا می دیدیم یازهم ممنونم از توضیحاتتون
…………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. گذاشتم براتون.
سلام و درود
مواظب اشکان باشید ، حیف است گم شود یا هرز برود ، دیشب داشتم نورافشانی استرالیا را نگاه می کردم دنبال تصویر شما بودم ، ندیدم که ندیم
…………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. معلومه که بین نورافشانی و حضور اون همه خانوم و آقا، معلوم که نورآقایی ممکنه پیدا نباشه.
سلام و سپاس از اینکه با تمام خستگی برامون وقت میزارین. من خیلی دوست داشتم اونجا باشم. حتما عکس هم از این مراسم باشکوه دارین. منتظر عکساتون هم هستیم. امیدوارم حالتون بهتر شده باشه و تا این لحظه از سفرتون به شما و همراهانتون خیلی خوش گذشته باشه.
…………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. عکس گذاشتم و سپاس از همراهی شما.
سلام. دوست دارم نو شدن سال میلادی رو. کنار سفره نمینشینند و همه کنار هم حال و حول میکنند و جین و شامپاین میخورند و ماچ و بوسه میکنند. آتیش بازی میکنند و میرقصند و…دیدنی و با حال است. سرخوش باشی.
…………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. بله.
?salam,doosti migoft sale noe miladi be ma che rabti dare
javab:
az oonjaee ke man aasheghe jashno shadiam,pa be paye tamame mardome donya jashnhashoono jashn migiram&azashoon kolli energy daryaft mikonam
pas: sale noe miladitoon mobarak,omidvaram emsal ye mojezeye kheili khoob baratoon etefagh biofte &yeki az behtarino faramooshnashodani tarin sal haye zendegitoon bashe.
🙂
…………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام.
سپاس از این شراکت سفر با ما ، و ارائه لحظات و جزئیات ، خسته نباشی همسفر
…………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. ارادتمندم.
سلام
في الواقع خيلي خوشبحالتون …
جاي تمامي دوستان سفر دوست خالي بوده 🙂
…………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. سپاس. بله همینطوره.
سلام استاد خوش به حالتون.لذت برد.خوش بگذره و در پایان اگه یادت باشه اول سفر هم گفتم مواظب اشکان باش گم و گور نشه من این موجود را می شناسم.چشم ازش بر ندار که لواپسشم.به امید دیدار
…………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. سپاس حسین عزیز. حتما.
aksaye fogholade khoobi bood omidvaram halo havaye behtari peyda karde bashi ,gorashe jalebi bood. sepas(be ghole khodet)
…………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. قربونت.
سلام
بین اینهمه نور و آتیش و رقص و بوسه و شادی و رنگ , چرا خودت گم نشدی ؟
…………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. کلا دو هفته برای گم شدن آمدم اینجا.
عالی 🙂
…………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. ارادت.
آرش ش ش ش ش!!!
من با لباس اماده خود سوزیم. البته میشه بالای سردر! سایتت هم خودمو دار بزنم!
…………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. ارادتمندم و زنده بودنت رو بیشتر می پسندم.
سلام و سپاس فراوان می گن وصف العیش نصف العیش تشکر از این همه عکس های پر شور
…………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. ارادتمندم.
خسته نباشی قشنگ بود واز این همه آزادی غبطه خوردم
……………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. آزادی یعنی تبیین درست قانون. همین. میشه به دستش آورد، ولی آیا ما آماده ایم؟
خوش به حالشون كه اين همه شادي ميكنن موقع نو شدن سالشون.يه لحظه با تحويل سال نوي خودمون مقايسش كردم هر سال فقط بزرگترين تفريحمون اينه كه احسان عليخاني يا براي زياد تكراري نشدن فرزاد حسني بياد تلوزيون و يه بازيگر بياره تو برنامش.اين دلخوشي خيلي بزرگ هم فقط چند ساعت مونده به تحويل عمليه و بعد به صدا در اومدن شيبور و اين چيزا همه چي تموم ميشه و هيچ اتفاق هيجان انگيزي نمي افته.البته؛يادم نبود ،ببخشيد،سريال هاي زيبا وبسيار مهيج تلوزيون واقعا ما رو در طي تعطيلات سر گرم ميكنه.خوش به حالمون كه يه همچين جايي زندگي مي كنيم و اين همه تفريح داريم .واقعا با اين همه تفريح چرا ما افسرده ايم؟
………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام.
سلام …استاد بسیار جالب و هیجان انگیز بود ….
با افتخار لینک شما رو در وبلاگم اضافه کردم اگه وقت کردید یه سر به وبلاگ آماتوری ما بزنید و اگه صلاح دونستید ….خوشحال میشم که در وبلاگ شما لینک بشم ….با تشکر
………………………………………………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام. وبلاگ شما را دیدم و لینک کردم. امیدوارم موفق باشید.
تحویل سال کلا پدیده ی تکراری ِ جذابیه، مخصوصا وقتی با آیین های همیشگی ما نباشه، وجد و شور و نشاطش متفاوت میشه.
شاید همونقدر که ما با تجمع مردم تو خیابونا و اتیش بازی های اونا به وجد میام اونا هم از سفره ی هفت سین و ایین های شب عید ما به وجد بیان( همونجور که در سفرنامه ی ادوارد پولاک تو سایت خودتون درباره ش خوندم).
شاید اینکه ما برای سال نو حتما خودمون رو به خونه هامون می رسونیم و اونا حتما از خونه هاشون بیرون میرن جای تماشا و اندیشه داره.
عکس های آتش بازی ها معرکه شدن، معرکه!
………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. زنده باشید.
ماشالله به آقا آرش؛ امروز برای اولین بار به سایت شما دست پیدا کردم؛ تاسف خوردم چرا شما رو در ذهنم فقط در گیلگمش محصور کرده بودم.
سپاس از طرف تیم پارت لوکس
…………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. محبت دارید. موفق باشید.