من به اين حس و حالت خوشبينم آرش جان
آگاهي از شرايط بخشي از بهبوديه. خودت نميخواستي خار ها رو ببيني!! الان هم ديگه نه كرمه ميتونه به مسير خودش بره و نه خاره چون به حضورشون متوجهي ; ) و همين خيلي خوبه
دلم نمیخواست اینو بگم اما یک جمله از کوروش باعث شد که بخوام اینو براتون بنویسم .
چند ماه پیش یک تحقیقی داشتم راجع به گردشگری تو اون اوان بود که شناختمتون . خلاصه با آدمهایی روبرو شدم که انگار دوست یا همکارتون بودن ولی توی کلاسهاشون و جلوی شاگرداشون ، یا جلوی من که یک محقق تازه وارد بودم شمارو می کوبیدن . یا با تعریف کردن خاطرات بدی که از شما دارن سعی میکردن ذهنیت بقیه رو راجع به شما خراب کنن . و همینطور اشتباهاتتون رو باصدای بلند فریاد بزنن. اگر نوشته هاتون رو نمیخوندم فکر میکردم شما یک آدم مغرور خودخواه مستبد کم ظرفیت که فقط با استفاده از ایده های دیگران به جاهایی دست یافتید . اما دیگران آیا این بهران چحل ثالگی رو نمیبینند ؟!؟! این روحیه و دغدغه ها و مشکلات شمارو ، در حالیکه تااونجا که من متوجه شدم از دوستان و هم دوره ای های جنابعالی هم هستن . منظورم اینه که با داشتن اینهمه مشکلات هنوز هم براشون آرزو هستین و افسوستون رو میخورن . افسوس یک لحظه جای شما بودن رو. پس ” در روزگاری که لبخند آدمها به خاطر زمین خورون توست ، برخیز تا بگریند”
………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. اگر این بدگویی ها و حسادت ها نبود، بهتر می شد کار کرد.
مریم واعظ علائی
خوشحالم که به خودتون توجه می کنید. راستی قرار بود یک ایده ای رو برای مهر ماه اجرایی کنید.
…………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. سپاس. یادم نمیاد! چه کار باید می کردم؟ میشه یادآوری کنی.
مريم
سلام آرش خان
اميدوارم كه اين دوران برايتان براحتي بگذرد .شما خيلي جسور و شجاع هستيد و ميتوانيد راحت با مخاطب ارتباط برقرار كنيد .ناراحتي , خوشي و خلاصه حرف دلتان را بگوييد. و اين ويژگي خاصي است كه همه كس ندارند واقعيت را ميگوييد و حرفي كه از دل برآيد بر دل نيز مينشيند . اين روزها ي من مثل كسي است كه تا 1 قدمي آرزوي 20 ساله اش رفته و ناگهان به اندازه همان 20 سال از آن دور شده است گويي پتكي سنگين بر سرم خورده و توان بلند شدن را ندارم .اميدوارم خدا به همه كمك كند تا دوران سخت را سپري كنيم.
…………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. سپاس از محبت بی دریغتان. اما دوست دارم بدونم، آرزوی 20 ساله شما چی بوده؟
مریم ناوی
سلام استاد
ما بنا به عادتی مألوف هر بامداد پس از تورق چند ایمیل ضروری به دیدار شما می آییم و این روزها هر روز دل نگران تر از دیروز باز می گردیم! توصیه موکد داریم تا قبل از برگ ریزان درمان مناسبی برای این دل خسته بیابید که خدای ناخواسته باد مهرگان که برخیزد این استخوانهای نمور چهل سالگی سخت در برابرش تا اعماق خواهند سوخت! از ما گفتن استاد!
…………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. سعی می کنم درست شم.
فاطمه
سلام آقاي نور آقايي
دلم براي آرش گرفت. اينقدر در حقش بيانصافي نكنيد. اين گونه چهل سال زندگي كردنش را محقرانه نگاه نكنيد. دوست داشته آن گونه زندگي كند و حالا تصميم دارد دگر گونه زندگي كند. اينها با هم در منافات نيستند، لازم نيست براي تغيير روش زندگي در لحظه حال، اينگونه گذشته را مورد بيمهري قرار دهيم. ميشود جشني با شكوه بر پا كرد و گذشته را تنگ در آغوش گرفت و گفت: “دوست خوبم از اينجا به بعد راه ما از هم جدا ميشود، مواظب خودت باش. ممنون بابت اين چهل سال و هر آنچه كه با هم آموختيم. ”
اينگونه با گذشتهيمان و خودمان بيمهري نكنيم.
آقاي نور آقايي لطفا مواظب آرش و چهل سال همگاميش با شما باشيد.
ببخشيد اصلا قصد نصيحت نداشتم. فقط دلم گرفت.
…………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. حرفاتون رو قبول دارم. سپاس برای تذکر.
نعیمه
بلوغ چهل سالگیت مبارک باشه……پیغمبری و کمال مطلق….خوش به حالت
……………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام. سپاس از تو، اما کجا پیغمبر و کجا بلوغ؟ خوش به حال هم نداره آبجی. برای شما هم خواهد بود. ارادتمندیم.
Masi
باید همیشه مست بود! مسئله همین است! برای حس نکردن بار سنگین زمان، که شانههایتان را خرد میکند و به زمینتان میزند، باید مدام مست شوید. اما از چه چیزی؟ از شراب؟ شعر یا زهد؟ هرطور که میل شماست. اما مست شوید…
مست او
شارل بودلر
…………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. سپاس.
دیدگاهها
من به اين حس و حالت خوشبينم آرش جان
آگاهي از شرايط بخشي از بهبوديه. خودت نميخواستي خار ها رو ببيني!! الان هم ديگه نه كرمه ميتونه به مسير خودش بره و نه خاره چون به حضورشون متوجهي ; ) و همين خيلي خوبه
به مهرگان كه برسيم خوب خوبي
باور كن كه فردا روز بهتريه
………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. نمی دونم واقعا. نمی دونم.
دلم نمیخواست اینو بگم اما یک جمله از کوروش باعث شد که بخوام اینو براتون بنویسم .
چند ماه پیش یک تحقیقی داشتم راجع به گردشگری تو اون اوان بود که شناختمتون . خلاصه با آدمهایی روبرو شدم که انگار دوست یا همکارتون بودن ولی توی کلاسهاشون و جلوی شاگرداشون ، یا جلوی من که یک محقق تازه وارد بودم شمارو می کوبیدن . یا با تعریف کردن خاطرات بدی که از شما دارن سعی میکردن ذهنیت بقیه رو راجع به شما خراب کنن . و همینطور اشتباهاتتون رو باصدای بلند فریاد بزنن. اگر نوشته هاتون رو نمیخوندم فکر میکردم شما یک آدم مغرور خودخواه مستبد کم ظرفیت که فقط با استفاده از ایده های دیگران به جاهایی دست یافتید . اما دیگران آیا این بهران چحل ثالگی رو نمیبینند ؟!؟! این روحیه و دغدغه ها و مشکلات شمارو ، در حالیکه تااونجا که من متوجه شدم از دوستان و هم دوره ای های جنابعالی هم هستن . منظورم اینه که با داشتن اینهمه مشکلات هنوز هم براشون آرزو هستین و افسوستون رو میخورن . افسوس یک لحظه جای شما بودن رو. پس ” در روزگاری که لبخند آدمها به خاطر زمین خورون توست ، برخیز تا بگریند”
………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. اگر این بدگویی ها و حسادت ها نبود، بهتر می شد کار کرد.
خوشحالم که به خودتون توجه می کنید. راستی قرار بود یک ایده ای رو برای مهر ماه اجرایی کنید.
…………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. سپاس. یادم نمیاد! چه کار باید می کردم؟ میشه یادآوری کنی.
سلام آرش خان
اميدوارم كه اين دوران برايتان براحتي بگذرد .شما خيلي جسور و شجاع هستيد و ميتوانيد راحت با مخاطب ارتباط برقرار كنيد .ناراحتي , خوشي و خلاصه حرف دلتان را بگوييد. و اين ويژگي خاصي است كه همه كس ندارند واقعيت را ميگوييد و حرفي كه از دل برآيد بر دل نيز مينشيند . اين روزها ي من مثل كسي است كه تا 1 قدمي آرزوي 20 ساله اش رفته و ناگهان به اندازه همان 20 سال از آن دور شده است گويي پتكي سنگين بر سرم خورده و توان بلند شدن را ندارم .اميدوارم خدا به همه كمك كند تا دوران سخت را سپري كنيم.
…………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. سپاس از محبت بی دریغتان. اما دوست دارم بدونم، آرزوی 20 ساله شما چی بوده؟
سلام استاد
ما بنا به عادتی مألوف هر بامداد پس از تورق چند ایمیل ضروری به دیدار شما می آییم و این روزها هر روز دل نگران تر از دیروز باز می گردیم! توصیه موکد داریم تا قبل از برگ ریزان درمان مناسبی برای این دل خسته بیابید که خدای ناخواسته باد مهرگان که برخیزد این استخوانهای نمور چهل سالگی سخت در برابرش تا اعماق خواهند سوخت! از ما گفتن استاد!
…………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. سعی می کنم درست شم.
سلام آقاي نور آقايي
دلم براي آرش گرفت. اينقدر در حقش بيانصافي نكنيد. اين گونه چهل سال زندگي كردنش را محقرانه نگاه نكنيد. دوست داشته آن گونه زندگي كند و حالا تصميم دارد دگر گونه زندگي كند. اينها با هم در منافات نيستند، لازم نيست براي تغيير روش زندگي در لحظه حال، اينگونه گذشته را مورد بيمهري قرار دهيم. ميشود جشني با شكوه بر پا كرد و گذشته را تنگ در آغوش گرفت و گفت: “دوست خوبم از اينجا به بعد راه ما از هم جدا ميشود، مواظب خودت باش. ممنون بابت اين چهل سال و هر آنچه كه با هم آموختيم. ”
اينگونه با گذشتهيمان و خودمان بيمهري نكنيم.
آقاي نور آقايي لطفا مواظب آرش و چهل سال همگاميش با شما باشيد.
ببخشيد اصلا قصد نصيحت نداشتم. فقط دلم گرفت.
…………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. حرفاتون رو قبول دارم. سپاس برای تذکر.
بلوغ چهل سالگیت مبارک باشه……پیغمبری و کمال مطلق….خوش به حالت
……………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام. سپاس از تو، اما کجا پیغمبر و کجا بلوغ؟ خوش به حال هم نداره آبجی. برای شما هم خواهد بود. ارادتمندیم.
باید همیشه مست بود! مسئله همین است! برای حس نکردن بار سنگین زمان، که شانههایتان را خرد میکند و به زمینتان میزند، باید مدام مست شوید. اما از چه چیزی؟ از شراب؟ شعر یا زهد؟ هرطور که میل شماست. اما مست شوید…
مست او
شارل بودلر
…………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. سپاس.