گروه “کبوترنوا”

ساعت ۶:۲۹ با صدای پا و نُک پنج کبوتری بیدار شدم که هیجان‌زده و تند تند قدم‌های کوتاه برمی‌داشتند و در همان حال تکه نان‌هایی را می‌خوردند که دیشب برایشان ریخته بودم.
ترکیب صدای برخورد نُک و چنگالشان با حلبی سایه‌بان تراس خانه همسایه‌ی پایینی که هم‌سطح تراس خانه‌ی ماست و نان‌ها را روی آن پخش کرده بودم، با زمزمه‌‌ی پی در پی برآمده از گلوی کبوترها که شبیه غرولند می‌ماند، موسیقی شروع هر صبح من است در این روزها.
این اجرای گروه ساعت ۶:۳۴ تمام شد، تا فردا که دقیقا همین ساعت همین گروه که اسمشان را گذاشته‌ام گروه «کبوترنوا» بنوازند قبل از آغاز دغدغه‌ی روز.

دیدگاه‌ها

  1. Masi

    محبت می کنین، براشون غذا میریزین، ۵ دقیقه با توانایی هاشون براتون موسیقی اجرا می کنن و ازتون تشکر می کنن تا فردا!🕊
    این نوشته خیلی لطیف و محسوسه صداهاش.
    روزهاتون کم دغدغه 🙏🏻🌹
    …………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام و سپاس از توجه شما.

  2. fati

    خیلی حالم خوب شد از این نوشته بی چشم داشت
    …………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. زنده باشید.

  3. fati

    شاید این گروه داشتن تمرین میکردن تا در روز تولد شما بهتر بنوازند. تولدتون مبارک
    ………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. محبت دارید. سپاس از شما.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *