مازوخیسم جمعی ما

اعتقاد دارم که ما ایرانی‌ها مازوخیسم جمعی داریم. اصلا نمی‌دانم که واژه‌ی «مازوخیسم جمعی» را قبلا کسی استفاده کرده یا نه، اما در عالم واقعیت وجود خارجی دارد.

در ایران و همه‌جای دنیا بعضی‌ها خود آزارند، اما نه همه. با این حال فکر می‌کنم در ایران، هر کدام از ما نخودی در آش «خودآزاری جمعی» می‌اندازیم. برای این ادعا آن‌قدر دلیل وجود دارد که می‌توان برایش یک کتاب نوشت.

به نظر شما وجود این همه مدیر و مسئول بی‌فکر پرحرف در نظام اداری، چه معنایی به غیر ازخودآزاری جمعی می‌تواند داشته باشد؟ یا این ترافیک لعنتی که برای هم درست می‌کنیم؟ یا این‌ رفتار خصمانه با محیط زیستمان؟ این همه فیلم و سریال و کتاب که به نام کالای فرهنگی، بی‌فرهنگی را ترویج می‌کنند چه معنایی به جز خودآزاری جمعی دارند؟

دیدگاه‌ها

  1. sharareh

    مازوخیزم (masochism) و سادیسم (sadism) ——> بیماری های روانیِ مکتب فروید

    روانکاوی: مکتبی که پایه گذار آن “فروید” بود.

    به اعتقاد وی مطالعۀ رفتار انسان میسر نیست مگر آنکه بر مبنای “ضمیر ناخودآگاه” صورت گیرد.

    ضمیر ناخودآگاه:
    ترس ها و تمایلاتی که در ذهن واپس زده شده اند و رفتار انسان را تحت تاثیر قرار میدهند اما انسان از وجود آنها بیخبر است.

    بنا بر دیدگاه فروید آنچه که در رفتار انسان قابل مشاهده است، مثالِ آن قسمت از “کوه یخ شناور” در آب است که قابل رویت میباشد، ولی دلیل اصلی اعمال انسان که کنترل کنندۀ حقیقی آن نیز است مثالِ آن قسمتِ اعظم “کوه یخ شناور” است که داخل آب قرار دارد و هیچگاه نمیتوان به عمق آن پی برد.

    ۱- ذهن:
    آگاه / نیمه آگاه «پل ارتباطی آگاه و ناخودآگاه» / ناخودآگاه

    ۲- انرژی محرک:
    فروید اعتقاد داشت فرآیندهای روانی انسان از یک انرژی بسته ای بنام “لیبیدو” —> سائقۀ جنسی، شکل گرفته است.

    ۳- مراحل روانی-جنسی:
    الف؛ دهانی«سال اول زندگی» / ب؛مقعدی «سالهای دوم و سوم زندگی» / ج؛تناسلی اول «سالهای چهارم، پنجم، و ششم زندگی» / د؛کمون یا نهفتگی «شش سالگی تا بلوغ» / ه؛تناسلی دوم «بلوغ»

    در مرحله دهانی، لیبیدوی کودک در دهان او قرار دارد
    «لذتِ کودک از مکیدن پستانک، سینه مادر حتی اگر گرسنه نباشد، و نزدیک کردنِ هر آنچه که در دستان او قرار میگیرد از این نمونه است»
    در این دوران اگر کودک نتواند به اوج لذت برسد دچار عقده های دهانی خواهد شد
    از آن نمونه است سیگار کشیدن در دوران بعد از بلوغ که با مکیدن آن سعی در ارضای این عقده دارد.

    در مرحله مقعدی، کودک از نگاه داشتن ادرار خود لذت میبرد. از لحاظ روانی این عمل مبنای اعتماد به نفس کودک است یعنی با این روش میزان قدرتش را به خود ثابت خواهد کرد.

    در مرحله تناسلی اول، کودک از جنسیت خود آگاه شده و عقده های اُدیپ—> عقده پسرها و اِلکترا—> عقده دخترها، در او پدید میآید
    «از آن جمله است علاقه شدید کودک به والد غیر همجنس و احساس رقابت، نسبت به والد همجنس» و چنانچه در این دوران سعی در فهماندن خوب و بد بودن کارها و علائق کودک که بیشتر جنبۀ جنسی در آن مشهود است بنمائیم، کودک در آینده دچار عقده های روانی شده با عملکردی همچون شهوترانیِ کنترل نشده سعی در ارضای این عقده دارد.

    در مرحله کمون یا نهفتگی، کودک از لحاظ جنسی خاموش میباشد و رشد جنسی در او فاقد پیشروی است. در این مرحله کودک بیشتر به الگوسازی های بیرونی میپردازد مانند قهرمان گرایی و …

    در مرحله تناسلی دوم یا بلوغ، لیبیدو «سائقه جنسیِ» فرد جهت پایداری به خود میگیرد.

    انواع لیبیدو:
    ۱- اِروس: لیبیدوی اصل زندگی —-> اهـورا
    ۲- تاناتوس: لیبیدوی مرگ —-> اهریمــن

    لیبیدوی زندگی یا اِروس، سائقۀ جنسی است که میتواند انسان را به خلاقیتِ کار، هنر، و تولید مثل بکشاند

    لیبیدوی مرگ یا تاناتوس، لیبیدوی ویرانگر است. لیبیدوئی ست که انسان را در مسیر رشد و تعالی متوقف میسازد و مظاهر بیماریهای روانیِ بسیاری ست.

    بیماریهای اصلی تاناتوس:
    مازوخیزم—> خودآزاری جنسی
    سادیسم—> دیگر آزاری جنسی

    بنا بر تحقیق موسسه روانشناسی “گالوپ” که معتبرترین موسسه زمینه یابی دنیاست «که بدون دخالت عقاید شخصی، فرهنگی، و بازیهای سیاسی، پژوهش های خود را فقط و فقط بر مبنای مطالعات روانشناختی قرار داده است» کشور ایران (((متاسفانه!))) دومین! کشورِ خشونت بار دنیاست (بعد از یکی از کشورهای افریقا) که خشونت و آزار رسانی در آن در فرد فرد افراد اجتماع به نوعی رویت شده است و همچنان آمار آزار در آن رو به فزونی است…!

    و حال آیا بر ما نیست که دیگر اکنون با تفکری جدی به فکر رنسانسی عمیق در افکار، اذهان و اعمال خود باشیم؟! و تا قبل از ایجاد بستری نو در تمامی لایه های وجود و زندگیمان به این باور برسیم که با هیچ سخن و شعاری نمیتوان معجزه ای برای آنچه که دم از دوست داشتنش میزنیم—–> میراث فرهنگی، طبیعی و معنوی چند هزاار ساله مان، به ارمغان بیاوریم!

    بهتر است به خود بیائیم و این رنسانس را ابتدا از خود شروع کنیم:
    قبل از آنکه دیرتر از این شود و قبل از آنکه مجبور شویم، هرآنچه را که برایمان باقی مانده است را به دستان زیبا و پر مهرِ!!! جناب آقای فـــنـــا و نـــابـــودی تقدیم کنیـــم!!!!!…

  2. zarafshan

    باسلام
    م ن مطالب بیشتری در مورد مازوخیزم می خواستم
    لطفا کمکم کنید

    با سپاس
    ……………………………………………………………………………
    جواب: سلام به شما. اطلاعات بیشتری ندارم.

  3. سیما سلمان زاده

    “مازوخیسم جمعی” خیلی عبارت جالبی بود
    اما
    نظام
    مدیر
    مسئول

    یا
    منافع شخصی
    بی تفاوتی
    سرگرم کردن
    خیانت
    ترویج بی فرهنگی

    من
    تو
    او
    ما
    شما
    ایشان

    همه سهم داریم.
    ……………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. احتمالا همینطوره.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *