قالی پاییز

قالی لطیف پاییز را من امروز بافتم؛
پود انگشت اشاره دست راستم را
عبور دادم از تارهای باران.

دیدگاه‌ها

  1. سیما

    تار انگشت سبابهٔ دست راست را با پود سبابهً دست چپ گره زدم تا نقشش از یادم نرود.
    …………………………………………………………………………………………………………..
    سلام. سپاس از توجه شما.

  2. Masi

    شما همیشه بافنده ی قابل و توانمندی بودین.
    مگه داریم ازین تعبیر لطیف تر و دلپذیر تر ؟!

    واقعا زیبا بود…خیلی
    ……………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. محبت دارید.

  3. نگار

    همه عمر دلداده پائیز بودم
    شلاق داغ تابستان را به امید عشق بازی لطیف پائیز و بعد از آن، رخوت شیرین زمستان میگذراندم
    اما امسال..
    عجیب تحمل این محبوب سالیان سخت شده
    پائیز طلایی را تنها میگذرانم که بگذرد
    و غریبه با خودم انتظار تازیانه های تابستان را می کشم، بلکه ضرباتش از دست های سرد آن معشوق قدیم که گلویم را فشار میدهد، مهربانتر باشد.
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    سلام. زیبا بود این متن. سپاس.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *