بعد از ۵ سال

با خیلی ها صحبت می کنم که خود را همکار، همراه، همسفر، هم نورد، هم طناب، همشهری و … “عباس (عباث) جعفری” معرفی می کنند. این افراد بودن با او را جزو افتخاراتشان قلمداد می کنند و از او خاطره هایی دارند.

پیشنهاد می کنم همین افراد جمع شوند و یک صفحه “ویکی پدیا” برای او به وجود بیاورند تا هم یاد و خاطره و فعالیت هایش بعد از چند سال فراموش نشود و هم وقتی عبارت “عباس جعفری” را در اینترنت جستجو می کنی، در سایت www.irandeserts.com  به این جمله (به روز نشده) برخورد نکنی:

… وی در حال حاضر عمدتاً به عنوان راهنمای سفر فعال بوده و نیز دبیر گروه اکوتوریسم خبرگزاری محیط زیست ایران (ایرن) است…

پی نوشت: حتی اگر این دوستان چنین زحمتی را به خود نمی دهند، من همین جا از “شهرام شهریار” درخواست می کنم تا این صفحه را به وجود بیاورد. امیدوارم روزی همه ما به اهمیت مستند کردن اتفاقات و رویدادها پی ببریم.

دیدگاه‌ها

  1. مهدیس

    سلام. مهرماه سال ۸۸. دانشگاه تبریز، مرجع دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، بیست ساله. عکس مردی با دوربین عکاسی، کلاهی بر سر و شالی بر گردن روی جلد مجله طبیعت (؟؟). اولین بار بود با نام عباس جعفری آشنا می شدم. افسوس. بعد از مرگش. چند ماه بعد، جشن راهنمایان تبریز. کلیپی درباره او، آرام و اناهیتا سه راهنمایی که در اثر سانحه کشته شده بودند پخش شد. هنگام ناهار با مادر آرام و اناهیتا بر سر یک میز نشستیم. آنجا درباره همسرش شنیدم. خانم فرخنده صادق. سال ۹۰. دانشگاه علامه. کلاس های طبیعت گردی دکتر ناصر کرمی. کتاب “راه یاب” و عکس های او. تقریباً در اغلب جلسات، دکتر کرمی خاطره ای از او نقل می کرد و او برایم بزرگ و بزرگتر می شد. خیلی جاها به دنبالش گشته ام. البته نه آنقدر که او اهل کنکاش و دانستن بود. چنانکه در جایی گفته بود:
    “وسعت دلتنگی‏هایم به اندازه‏ ی همه‏ ی راه‏ های نرفته و جاهای ندیده است و از همین روست که بخشی از این اندوه را از پس هر سفری از دست می‏دهم اما کو تا پایان دلتنگی؟ … کو تا پایان نوردیدن همه‏ ی راه‏ها و دیدن همه‏ ی جای ها!
    و اگر چه مرگ حقیقتی است تلخ ( تلخ؟ ) و همین حقیقت تلخ یا شیرین به یاد می‏ آورد که فرصت اندک است و جای بسیار ندیده و راه بسیار نرفته مانده، پس تا مجال نفس هست، بایستی در پیچ و خم کوه‏ها و دره‏ ها نفس نفس زد تا آن‏دم که نفس افتاد! ”

    به او احساس دین می کنم، چون ایران را جور دیگری به من شناساند. سر آخر یکی از سفر نوشت هایش. قلمش را واقعاً دوست می دارم:
    http://kalahoo.blogfa.com/post-395.aspx
    ……………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. زنده باشی مهدیس عزیز.

  2. رضا

    سلام.
    این پست با عنوان قبلی که منتشر شد، بیشتر بر دلم نشست.
    و ممنون به خاطر این تلنگر.
    سالم و برقرار باشی.
    ……………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. فکر کردم شاید بعضی ها ناراحت بشن، برای همین عوضش کردم. سپاس از تو.

  3. Asal Allen

    salam
    che jaleb, vaghti baraye porjeyee rafte boodam Nepal, motarjmee ke hamraham bood, modire yek ajans bood ke to bazare iran ham faaliyat mikard. to modati ke Tejendra Khadka hamraham bood az khateratesh baram migft. yeki az khateratesh roozi bood ke abase jafari baraye akharin bar rafte bood rafting, hata akharin jomle ha va amaliyate nejat, peyda kardanesh va etefaghati ke bad az in majara baraye hamsare abas jafari oftade bood. agar niyazi bashe motmaenam ke Tejendra mitooni etelate khoobi ro dar ekhtiyar bezare.
    He is such a lovely enthusiastic guy and so passionate about his business and Iranian tourists.
    ……………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. جالب بود. سپاس از تو.

  4. armin

    با سلام و عرض ادب خدمت استاد نورآقایی
    چرا درباره ی روز جهانی جهانگردی مطلبی ارسال نکردید؟واقعا حرفی ندارین؟
    ……………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. یه مصاحبه با خبرگزاری مهر کردم اما خودم چیزی ننوشتم. راستش این روزها روحیه نوشتن مطلب علمی یا کاربردی در زمینه گردشگری ندارم.

  5. یک آشنا

    سلام
    همه آدمهای اهل گردش و گردشگری در یک جایی با عباس لینک و خاطره مشترک تاثیرگزار دارند. عباس یک عاطفه جاری در فضای گردشگری کشور بود و هست و تمام نشده. پیشنهاد شما هم خیلی جالبه برای جمع آوری تمامی احساسات و لحظات و خاطرات مشترک با این انسان شریف. این کار باید زودتر از اینها انجام می شد … اما چرا این اتفاق برای آنها که همین الان هستند نمی افتد؟ مثلا برای شما! پاسخ شما به این کامنت هم روشن است. احتمالا در پایین این مطلب می نویسید : سلام، سپاس . لطف دارید
    ولی این نه لطفی است و نه نیاز به سپاس دارد . این بخشی اساسی از مستندنگاری گردشگری است که باید حتما و حتما برای شخص شما هم اتفاق بیفتد. و البته امیدوارم که عمری بسیار طولانی پیش رو داشته باشید.
    ……………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. راستش داشتم فکر می کردم چه جوابی بدم که با جواب شما یکی نباشه.
    پس فقط می نویسم: زنده باشید.

  6. هدهد

    آقای نور آقایی می دونم خودت هم دوست نداشتی چنین روزی به یه ستون سترگ سالن اجلاس تکیه بدهی اما بودی و دیدی

    از تک تک راهنماهای عزیزی که خالصانه و مخلصانه تلاش کردند تا همایش هر چه بهتر برگزار گردد تشکر می کنم همه مشکلات امروز ربطی به شما عزیزان ندارد چون یه راهنمای عالی و فوق العاده دلیلی ندارد یه نیروی تشریفاتی عالی همایش هم باشد و همه این مسائل مربوط به برنامه ریزان اصلی همایش است چون جشن های سالانه شما عزیزان را دیده ام

    امروز به مناسبت روز جهانی جهانگردی رفتم به مراسمی که هیچ سر و تهی نداشت تیم تشریفات نداشت و اگر هم داشت این کاره نبودند هر قدر قدرتی که وارد می شد نمی دانست مسئول کیه؟؟؟ کیف ها و گوشی ها رو تحویل گرفتند و ریختند روی زمین و باز هم هیچ کس پاسخگو نبود جالبی ماجرا راهنمایی آقای پورفرج به طبقه بالا در حالی که نیمی از ظرفیت سالن خالی بود و با اعتراض شدید ایشان بالاخره بعد از نیم ساعت به طبقه پایین هدایت شدند و مچاله بودن پرچم مسازمان میراث نبودن آب برای سخنرانان بی نظمی همیشگی خبرنگاران و عکاسان که برای ثبت لحظه ها مجال دیدن به دیگران نمی دهند و آخر کشمکش بر سر پکیج بانک گردشگری و پتوی مسافرتی 🙂 دیدن داشت

    هر سال بدتر از سال قبل به قول یکی از اساتید به نام گردشگری چرا از یک شرکت برگزار کننده همایش دعوت نکردند!!

    انشالله سال بعد نه شعار خنده دار داشته باشیم و نه برنامه های غیر جذاب بلکه ایده و حرفی برای گفتن
    ……………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس از شما که نظرتون رو نوشتید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *