در سال جديد، كتابها و نوشتارهايي هست كه بايد تمامشان كنم يا ادامهاشان بدهم. يكي از اين تحقيقات، “چگونه بشر از هفت به هشت رسيد” است كه در اين روزها به آن ميپردازم. نكتهاي كه در اينجا بايد به آن اشاره كنم اين است كه احتمالا كمتر كساني (به غير از دوستاني كه در اين پروژه با بنده همكاري ميكنند) با خواندن بخشهاي مختلف اين تحقيق كه در سايتم ديده ميشود ميتوانند با عنوان آن (چگونه بشر از هفت به هشت رسيد) ارتباط منطقي برقرار كنند. اين موضوع به اين خاطر است كه بنده عمدا اين كار را انجام ميدهم تا با در كنار هم قرار دادن پازلها، در تمام مدت از لذت نوشتنش برخوردار باشم و هم اينكه كتاب تا قبل از چاپ، همهي ايدهاش را فاش نكند. به هر حال، بخشي از اين تحقيق را در زير مطالعه بفرماييد:
طرحهايي بر اساس عدد هشت
1- هشتضلعي (OCTOGONE/ octagone)
در سنت مسيحي، هشت و هشت ضلعی نمایانگر رستاخیز و نوزایی است، چرا كه مسیح 8 روز پس از ورود به اورشلیم از گور بر خاست. بنابراین عدد 8 تبدیل به نمادهای غسل تعمید و به معني نوزایی معنوي یک فرد شد و بسیاری از ظروف آب تعمیدی baptisteries و baptimal هشت ضلعی هستند.
“حوضچه يا لگن غسل تعميد اغلب بهشكل هشتضلعي ساخته ميشود و يا بر روي هشت ستون قرار ميگيرد. شكل هشتضلعي نماد رستاخيز است، درحالي كه ششضلعي نشانه مرگ است. بنابر نمادپردازي مسيحيِ «آمبروسيوس» قديس [از آباء كليسا 397-340 م.]، هشتضلعي كه از نمادهاي عهد باستان به ارث رسيده است، يادآور زندگي ابدي است و وقتي نومذهب در حوضچهي تعميد غسل ميكند، به آن نايل ميشود (BRIL, 208). از سوي ديگر طرح هشتضلعي خود حوضچه، كه گاه به اين صورت ساخته ميشود، بر وجه ديگر غسل تعميد تأكيد دارد و آن كفن كردن و پوشاندن گناهان شخص در گورش و مقدمهاي براي تولد دوبارهي او بهصورت يك موجود وارسته است.”
2- هشت در «ايچينگ»
ميگويند قدمت «ايچينگ» I Ching به پنج هزار سال قبل برميگردد و يكي از كتابهايي است كه تاريخ افكار و فلسفهي چينيان را به ما ميشناساند. «اي چينگ» كه با ترجمههاي «كتاب تحولات» يا «كتاب تقديرات» معرفي شده است، با دو عبارت «يين» و «يانگ» و ارتباط بين آنها معنا مييابد. شخصي به نام «ون دانگ» اين كتاب عجيب را در زندان به رشتهي تحرير درآورد و بعدها شخصي به نام «كونگ چي يو» كه ما او را به اسم «كنفوسيوس» ميشناسيم، آن را به تعالي رساند. مفاهيم عميقي كه در اين علم وجود دارد باعث شده است كه «كارل گوستاو يونگ» روانشناس سوئيسي، تحقيقات وسيعي را در مورد آن انجام دهد. از طرفي هر دو شاخهي اصلي فلسفهي چيني تائوئيسم و كنفوسيوسيسم، در همين كتاب «اي چينگ» ريشه دارند. اساس اين كتاب بر روي فرضيهي وحدت انسان و جهان است و وجود يك جفت اصلي متضاد و در عين حال مكمل يكديگر به نام «يين» و «يانگ» را بيان ميدارد.
“«يين» (- -) نماد زمين، منفي، منفعل، مونث، دريافتكننده، پايين، شمال، ماده، تاريكي، شب، سرما، نرمي، خيس، زمستان، سايه و … است.
«يانگ» (__) نماد آسمان، مثبت، فعال، مذكر، خلاق، بالا، جنوب، روح، روشني، روز، گرما، سختي، خشك، تابستان، تابش، آفتاب و … است.
تائوئيسمها باور داشتند كه نوعي انرژي به نام «چي» وجود دارد كه بيوقفه ميان اين دو قطب (يين و يانگ) جريان دارد. همه چيز در ميان اين دو قطب در حال چرخش بيوقفه است.
خطهاي «يين» و «يانگ» ميتوانند با هم تركيب شوند و «سه خطي»هايي را به وجود بياورند كه هر كدام تفسير ويژهي مربوط به خود را دارند. «سهخطي»ها نماد كهن چينينان است كه روي بيشتر آثار هنري و صنايع دستي آنان ديده ميشود. اين «سهخطي»ها و معناي آن، اساس شكلگيري «آي چينگ» است.”
جدول سهخطيها و معناي آنها، تصوير برگرفته از كتاب “آي چينگ، اثر ريچارد كريز، ترجمهي فرشيد قهرماني”
همانطور كه در تصوير مشاهده ميشود، تعداد سهخطيها، هشت است. “هشت سهخطي را به صورت يك خانواده، شامل پدر و مادر و شش فرزند پنداشتهاند.”
از تركيب يين و يانگ، ششخطيهايي كه تعدادشان 64 است به وجود ميآيد. اين 64 شش خطي را در يك دايره بيروني و يك مربع دروني ميچينند و به اين ترتيب شكلي از جهان اكبر و جهان اصغر (عالم درون و بيرون) را به وجود ميآورند.
3- عدد هشت در طرح «پاكوا» Pa Kua
عدد هشت در طرح «پاكوا» حضور بارزي دارد. “«پاكوا» طرحي است كه هشت سه خطي و جفتهاي متضاد را نشان ميدهد كه معمولا در دايره قرار گرفتهاند و محيط آن نماد زمان و فضاست.” پاكوا يك دانش قديمي است كه از ديرزمان براي تغيير حالتهاي روحي در زندگي روزمره كاربرد داشته است و امروزه نيز اين روشها در علوم مختلف آموزش داده ميشود. Pa در زبان چيني به معناي «هشت» و Kua به معناي «تغيير» است.
4- دو مار به هم پيچيده caducee
عدد هشت در رسمالخط انگليسي به شكل (8) است، شكلي كه تصوير مشهور “دو مار به هم پيچيده به دور چوب (عصا / درخت غار يا زيتون)” را تداعي ميكند. از آنجا كه عدد هشت، رقم موزوني و هماهنگي كيهان به شمار ميرود با اين تصوير و مفهوم آن كه در زير توضيحش را ميآوريم، در ارتباط است:
“تصوير دو مار به هم پيچيده دور چوبي قائم، يكي از كهنترين رمزهاي جهان است و تقريباً در همه تمدنهاي باستاني وجود دارد. دو مار به هم پيچيده در وهله نخست، نماد تعادل اضداد و دو قطب زندگي و مرگ است. اين رمز، رمز سلامتي است.”
“نزاع دو جانور، نمايشگر قدرتهاي دو سراگراي مار، يعني قواي سودمند و زيانبخش يا سعد و نحس است و هماهنگي قواي پويا و متحرك و متضاد، از جمع و پيوند آنها ناشي ميشود.”
“عصا يا درختي كه دو مار به دورش پيچيدهاند، در بعضي از سنن، نمودار محور جهان و واسطه ميان زمين و آسمان است.” “دو مار به هم پيچيده در هند، تصوير درخت مقدّس هندوان است.”
“دو مار به هم پيچيده دور عصا در سراسر جهان به عنوان علامت حرفه پزشكي برگزيده شده و تعادل و توارن روان و تن را نمايش ميدهد.”

Caducee برگرفته از كتاب «رمزهاي زنده جان»، (از روي نقاشي به قلم Holbein 1593).
اين شكل همچنين بيشباهت به شكل DNA نيست.
5- هشت در شطرنج
تعداد خانههاي شطرنج، 64 و به صورت خانههاي 8*8 است. پياده يا سرباز در ميدان شطرنج، مردان منظمي هستند كه ميكوشند در طي هفت مرحله راز آشنايي برای رسيدن به خانه هشتم كه هدف رازآموز است، صفحه را كه نمادي از جهان پيرامون (سياه و سفيد صفحه شطرنج نمادي از تاريكي و روشنايي، بديها و خوبيها، غمها و شاديهاست) است، بپيمايند. لازم به ذكر است كه وقتي سرباز هفت خانه يا هفت مرحله را پيمود ميتواند به وزير كه خود نمادي از انسان است و بيشترين قدرت حركتي را دارد، تبديل شود.
6- دو مربع متقاطع
اين نماد را بر روي بناها و در طرحها و نقوش ايراني ـ اسلامي با عنوان شمسه هشتپر، مشاهده ميكنيم.
دو مربع روي هم قرار گرفته، نماد “هشت گذرگاه بهشت” را تداعي ميكند و مصریان از روزگاران باستان آن را مورد استفاده قرار ميدادند.
7- مكعب
“مكعب نماد ثبات و پايداري است و برخلاف آن، كره ناپايدار است. در هنر غرب، تكيهگاه ايمان (faith) است ” “چون شش سطح دارد نمايانگر كمال است.” مكعب همانند قانون بيعيب است. در معماري سنتي به عنوان سنگ شالوده بنا در بخش زيرين ساختمان به كار ميرفت.
“در مفهوم عرفاني، مكعب به عنوان نماد فرزانگي، حقيقت و كمال محسوب ميشود. چنانچه در مكاشفات يوحنا وعده داده شده، مكعب الگوي اورشليم آينده است كه در سه بعد خود مساوي است.”
در اسلام، كعبه به شكل مكعب است و “از شواهد برميآيد كه كعبه زماني به عنوان نماد كمال لحاظ ميشده است و تصوير ابديت بود.” ماياييها معتقدند كه درخت حيات از مركز مكعب ميرويد. عبريها آن را قدسالاقداس ميدانند.
8- ماندالا
ماندالا نماد “عالم اصغر” و “از كلمه سانسكريت به معناي دايره است. اساس اين شكل عبارت است از يك دايره كه مربعي با چهار در را در بر ميگيرد و هر كدام از درها، در وسط هر ضلعي است كه در مقابل يكي از چهار جهت اصلي قرار گرفتهاند.”
“ماندالا بر پايه مربعهاي 8 در 8 ساخته ميشود كه مظهر جهان ملكوتي بر روي زمين است يا بر پايه مربعهاي 9 در 9 قرار دارد كه به كيهان منجر ميشود يا عالم را محصور ميكند.”
طرحهاي ماندالايي به صورت گل، صليب يا چرخ است. ماندالا به مفهوم «نقش جهان» در انواع و اقسام گوناگون جلوه ميكند.
نقش ماندالا در خاور دور و كشورهايي همچون “هندوستان، چين، ژاپن و اندونزي يافت ميشود ولي محل اصلي آن در ميان لاماييهاي تبت بوده است.”
“طرح اصلي استوپا و پاگودا (معابدي كه مربوط به اديان تائويي و بودايي ميشوند) از الگوي ماندالا تبعيت ميكند.” “معابد هندو هم به شكل ماندالا ساخته ميشوند و نماد عالم با همهي سطوح مختلف آن است و دروازه يا درهايي در چهار جهت اصلي دارند.”
“در وسط ماندالا ، معمولاً تصوير يك فرد مقدّس يا يك بودا يا “بودهي ستوه” BODHISATTVA)) قرار دارد.”
“دايره ماندالا به هنگام برگزاري مراسم رازآموزي كه آيينهاي مختلفي را در بر ميگيرد، بر زمين ترسيم ميشود. خطوط و تصاوير گوناگون را با بندهايي آغشته به گرد برنج، به رنگهاي مختلف، رسم ميكنند، اين رنگهاي گوناگون بر معاني نمادين بخشهاي مختلف ماندالا دلالت دارد.
درهاي ماندالا با دواير و گلهاي نيلوفر ترسيم ميشوند، درهاي حصار خارجي، نگاهبانان يا برجهاي محافظ دارند و تصاوير و نمادهاي الهي در درون ماندالا نقش شدهاند. رازآموز به تدريج وارد مناطق اين فضاي قدسي ميشود و از بخشهاي عديده كه با مراحل رازآموزي و مراحل گوناگون سير و سلوك معنوي تطبيق ميكنند، يكي پس از ديگري عبور ميكند و تا مركز قدسي كه نماد قلب جهان و اقامتگاه رمزي خدايان است، پيش ميرود.”
“ماندالا الگوي هستي و نظامي است كه بر مبناي تجسم مكاشفهاي استوار است، يك انگاره كيهاني كه از فضاي مقدّس عبور ميكند و به مركز قدسي رسوخ ميكند. ماندالا از نظر كيفي مظهر روح و از نظر كمي مظهر هستي است.”
“مطلبي درباره ماندالاها از سدههاي دوازدهم باقي مانده است كه نشان ميدهد ميان سدههاي ششم و دوازدهم، تعداد زيادي از آنها ساخته ميشده و اين سنتي هنرمندانه بوده است.”
در عرفان قرون وسطاي غرب نيز ماندالا نمايان ميشود و بيشتر ماندالاهاي مسيحي در مركز يك دايره قرار دارند و چهار تن از حواريون را در چهار جهت فضا نشان ميدهند.
خانه كعبه كه در ميان مسلمانان مركز عالم محسوب ميشود يك ماندالاي زنده است، كه در مركزيت خود، كعبه را به عنوان نمادي از تجسم الهي تداعي ميكند و دواير متحدالمركز پيرامون آن، همچون نمادي از گردش آسمان به دور مركز عالم است.
آرش نورآقايي
منابع:
– كريز، ريچارد، آي چينگ، ترجمهي فرشيد قهرماني، تهران، كتاب آوند دانش، 1382.
– شوالیه، ژان و برگر آلن.فرهنگ نمادها، ترجمه و تحقيق سودابه فضايلي، ويراستار فني عليرضا سيد احمديان، تهران، انتشارات جيحون، 1382
– هال، جیمز. فرهنگ نگارهاي نمادها در هنر شرق و غرب، ترجمه دكتر رقيه بهزادي، موسسه فرهنگ معاصر، 1383
– دو بوكور مونيك، رمزهاي زنده جان، ترجمه جلال ستاري، تهران، نشر مركز، 1373
– کوپر،جی.سی. فرهنگ مصور نمادهاي سنتي، ترجمه مليحه كرباسيان، تهران، فرشاد، 1379

دیدگاهها
سلام
چون اجازه داديد ديدگاه هاي خود را مطرح كنيم عرض مي كنم: فكر كنم فصل اول و يا دوم كتاب خود را اگر اختصاص دهيد به ذكر اموري كه بر پايه ي هفت و هشت است بسيار به جا باشد. به برخي از آنها در مقاله هاي قبلي اشاره كرده ايد و شايد هم در مقاله هايي كه هنوز در وب قرار نداده ايد موارد ديگري نيز ذكر شده باشد.
مي خواستم عرض كنم در بحث اعتقادات به عدد هفت توجه شاياني شده است:
– آن را كامل ترين عدد مي دانند.
– “صفات سلبيه” و “صفات ثبوتيه” ي خدا را هفت تا شمرده اند.
– كودك از سن هفت سالگي موظف مي شود كه رويه ي بندگي آموزد.
– مراتب موجودات هفت است: جماد، نبات، حيوان، جن، ملك، انسان و انبياء.
– مراتب يك موجود هفت است: عقل، نفس، روح، طبع، ماده، مثال و جسم.
– در طواف دور خانه خدا، هفت شوط (دور) بايد چرخيد.
– و…..
در كتاب “ارشاد العوام” با بيشتر از آنچه ذكر شد آشنا خواهيد شد. شمه اي از آن را در بخش “هفت اقليم و اقليم هشتم” نگاشته ايد. اگرچه كتاب “ارشاد العوام” كتابي است كه افكار قضاوت هاي گوناگوني درباره ي آن دارد اما مي توان منصفانه به نكته هايي برخورد.
……………………………………………………….
جواب: سپاس
salam ba inke az har zamane digari shadtaram baz ghamginam vosate ettelaate shoma heyratavar ast ghablan tahsinetan mikardam vali hala …che begooyam arezoo mikardam kash shoma adame sadehiy boodid va inhameh safar nemiraftid digar az safar badam miayad chon shoma ra az man door mikonad bedoone shoma khoon be maghzam nemiresad donya dar barabare cheshmam tireh va tar mishavad shayad in mozoe baraye shoma chizi nabashad vali baraye man khoda midanad shoma hame chize man shodehied har nafasi ke mikesham be shoma miandisham hata vaghti name shoma ra mibinam khoone garmi dar raghayam midavad donya doostdashtanist man in donya ra doost daram vali na bedoone shoma -bedoone to rasti man kheyli por harf nistam tazeh kam harf ham hastam kamharftarin dokhtari ke shoma tabehal didehid
……………………………………………………………………………
جواب: سلام. من مجبورم به سفر. اميدوارم كه شاد باشيد.
سلام و تبریک سال نو
امیدوارم در این پزوهش دستاوردهای خوبی داشته باشی. عجاتا چند تا نکته به ذهنم رسید:
1- تطبیقهای پایه ای تری بین زوج و فرد انجام گرفته که احتمالا خودت مطلعی. به هرحال 7و8 فرد و زوج هم هستند. یک مورد که کلی مثال و مصداق توش تلنبار شده: کتاب آبی (سهراب سپهری).
2- معروفه که عرفان سامی مبتنی بر عدد 4 و عرفان ایرانی مبتنی بر عدد 3 هستند (پیامبری زرتشت در 30 سالگی و محمد در 40 سالگی و … ) . عدد 7 هم حاصل جمع این دوست و نوعی عدد کامل و غنی محسوب میشه لااقل در عرفانهای متاخرتر در نواحی متاثر از فرهنگهای ایرنی و سامی. به طور «پیشینی» حدس میزنم که برای فیثاغورثیها همین طوره (اگه نبود بهم نخند!) می دونم بابک عالیخانی (انمن حکمت و فلسفه) خیلی رو این موضوعات کار کرده و البته براش ناموسیه!
3 – از یک دوستم که روانکاو فرویدیه و در آلمان درس خونده و روی اساطیر هم کار کرده راجع به نحوهء عملکرد نمادها یک نکتهء کلی یادگرفته ام: هر نمادی می تواند هر معنایی بدهد بسته به کانتکست. به زبون لری یعنی: هر چیزی میتونه، در وضعیت غیرمنطقی، توسط عده ای از آدما هر معنایی به خودش بگیره. کار سخت یا نشدنی ای نیست که تمام قداست و رموز را فرضا به عدد 5 منتسب کرد — کمی پشتکار میخواد و کمی اقبال.
یه نکتهء متفرقه هم بگم و تمام: 7 و 8 یعنی 7تا و 8تا یک! حالا خود این 7 و 8 که تو عبارت دوم هست یعنی جایگاه 7م و 8م در سلسله اعداد طبیعی! بالاخره این 7 و 8 یعنی چی؟؟؟ اگه جوابش رو فهمیدی گرفتن بورسیهء دانشگاه هاروارد برای رشته فلسفه ریاضی نوش جونت!
قربانت
اگر کمکی ازم بر میاد بگو
سلام،ممنون از اینکه مثل همیشه تحقیق ها و اطلاعاتتون رو در اختیار ما میذارید،امیدوارم همیشه شاد باشید.
سلام
ديرگاهي ست که اعدادو رموز آن من رو به خود مشغول کرده مخصوصا عدد 8 . اما نتايجي که از تحقيقات بدست آمد به نظر شما خيلي نزديک است .
چند روز پيش به کتاب عدد ، نماد واسطوره شما برخوردم. واقعا شما پژوهشگر قابلي هستيد و به نظر مي رسد آنچه مي گوييد فقط از مطالعه و جمع آوري گفتار ديگران بدست نيامده بلکه از تفکر و شهود حاصل شده. در هر صورت چند روز است که شما را تحسين مي کنم و از نظرياتتون بسيار استفاده کردم. رشته تحصيلي من عرفان اسلامي و موضوع پايان نامه ام بازشناسي اعداد 7و8 و جايگاه آن در عرفان اسلامي است.
…………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. سپاس. احتمالا ميدانيد كه بنده براي جواب به يك سوال (چگونه بشر از 7 به 8 رسيد) در حال تحقيق و نوشتن يك كتاب (با همان عنوان) هستم.
سلام
لطفااگه درمورد بناهای هشت ضلعی و تاثیر آنها بر محیط پیرامونشان و افراد و رابطه این بناها با ادیان یا حتی سیاست مطلبی دارین بیان کنید.
با تشکر
……………………………………………………………………………….
جواب: سلام. در حال تحقيق بر روي اين موضوع هستم. به محض به انجام رسيدن در اختيار علاقمندان قرار خواهد گرفت.
با سلام
يه مطلب كوچولو ولي خوب درباره هشت http://www.hamshahrionline.ir/news-71751.aspx
هستش به نظرم جالبه.
…………………………………………………………………..
جواب: سلام. خيلي سپاس از شما.
درود، ستارۀ هشت پر نشانۀ باستانی ایشتار است که در تزئینات معابد او یافت می شود. آناهیتا هم تاجی هشت ضلعی بر سر دارد. ایزد بانو کالی نیز که در آیین هندو مادر همۀ موجودات تلقّی می شود طوقی از هشت سر بریده و شلیته ای از هشت دست بریده پوشیده است.
………………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. سپاس از اطلاعات.
لطفااگه درمورد بناهای هشت ضلعی و تاثیر آنها بر محیط پیرامونشان و افراد و رابطه این بناها با ادیان یا حتی سیاست مطلبی دارین بیان کنید.
………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. در تحقیق “چگونه بشر از هفت به هشت رسید” سعی می کنیم این مطلب رو هم درنظر بگیریم.
tabrik migam,site besyar jaleb va mofidi darid,omidvaram dar gostareshe matalebe an movafagh bashid
……………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. سپاس از شما.
سلام و درو د بر همه دوستان
من به طور اتفاقی مطلب و نظرات دوستان را دیدم و خواندم و استفاده کردم در خصوص بحث میان تقابل عدد 7 و 8
نکته حائز اهمیتی که در دیدگاه ها مطرح نشده عدد 0 است ، همه چیز از 0 آغاز شد ، تقدس عدد هفت از آن است که در جایگاه هشتمین عدد قرار میگیرد . وقتی در فرایند پیدایش اعداد اندیشه میکنیم میبینیم از یک نقطه (عدد0) و اضافه شدن نقطه ای دیگر به یک خط میرسیم تا اینجا به اعداد 0 و 1 رسیدیم ، از پهلوی حضرت آدم ، حوا خلق میشود پس دومین نقطه در سمت چپ قرار میدهیم با اینکار به یک زاویه قائمه میرسیم و اعداد 0 و 1 و 2 و در روز سوم حرکت سیارات آفریده شد پس از اینجا به بعد حرکت دورانی میشود یعنی زاویه ی قائمه مثل حرکت پرگار ضمن اینکه به صورت دو به دو اضافه میشود دور یک محور میچرخد و در چهار بعد تکرار میشود که همان مکعب است .
پیشنهاد میکنم برای درک بهتر اینگونه مطالب با دیدی 4 بعدی نگاه کنید یا ساده تر از آن تصویر اهرام مصر را در نظر بگیرید.
درود بر شما
……………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. سپاس از شما برای ارائه اطلاعات.
با سلام
مطالب جالبی بود و برای شما و دوستانی که در این زمینه تحقیق میکنند آرزوی موفقیت دارم
من در زمینه هنر تذهیب و مینیاتور کار میکنم، کاری که با تمام عشق انجام میدم و با بیشتر مسایلی که بیان میشه درونن در ارتباط هستم و اعداد و اشکال مفهوم عمیقی برای من دارن و خوب میتونم درک کنم که چرا هنگام طراحی تذهیب که تشابه ساختاری بسیاری به ماندالا داره عدد 8 ارجهیت پیدا میکنه و ترکیبات دایره و چهار ظلعی ، طبیعتا پبدایش، برخی از این هنرها ، نمادها و سمبل ها، شهودی بوده و بعدا تفسیر شدند، ولی چیزی که اهمیت زیادی داره حسی است که انسان رو برای ترسیم و تکرار یک عدد یا شکل سوق میده اون هم در دوره خاصی و در فرهنگ های مختلف به صورتهای مشابه.
…………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. بسیار عالی. سپاس از اطلاعات شما.
سلام
واقعا مطلب زیبایی بود
ممنون و سال نو هم مبارک
………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. سال نو شما هم مبارک.
ازينكه اين مطالب رو در سه تا پست خوندم ناراحتم، انسجام و ترتيب درست خوندنشون در يك كتاب قطعا بازي ذهني فوق العاده اييه ، فكر كنم حتما بايد اين كتاب رو تهيه كنم و لذتشو ببرم، الان فقط مشتاق تر و حريص تر شدم .
عجب تمركزي ميخواد جمع آوري و نگارش اين مطالب👌🙌
عالي بود واقعا .
چيزي كه توجه مو جلب كرد در هر سه مطلب اما نقش چين و باورهاشون بود، انگار هميشه ساز خودشونو بدون توجه و ارتباط با جاهاي ديگه دنيا ميزدند، بي اينكه تمايلي به اثرگذاري و صادر كردن فرهنگشون به جاهاي ديگه داشته باشن، اما به شدت پر رنگن در همه جا! ( نميدونم چرا همچين حسي كردم)
……………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. من از اینکه با این دقت مطالب رو میخونید، تشکر میکنم. سپاسگزارم.