آرشیو آبان ۱۳۸۷

اولین زوج‌های بشر در اقوام مختلف

پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۷

پدر و مادر نخستین بشر در اقوام مختلف عبارتند از:

 

قوم فنگ از اهالی گابون:          سه‌کومه + مه‌بونگوه

تانزانیا:                                 کیولا + ئی‌سامبا

کنیا:                                    کیکویو + مومبی

پولینزی:                               کو + هینا

هند:                                    یم + یمه

پولیانوس‌های جنوب کالیفرنیا:    اجونی + آئه

ایران:                                   مشی + مشیانه

عبری:                                  آدم + حوا

اسکاندیناوی:                         اسک + امبلا

بابلی:                                   مردوک + آرورو

چینی:                                  نوگوا + تاین‌لونگ

ژاپنی:                                  ایزاناگی + ایزانامی

زلاندنو:                         انجی + پاپاتوانوکو      

نه + یک

سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۷

کتابی را که با همکاری سرکار خانم «پرتو حسنی‌زاده» در رابطه با آثار ثبت شده در فهرست میراث جهانی نوشته‌ایم، تمام شد. اما هنوز کارهای کوچکی دارد که باید انجامش دهیم.

۹+۱ هم عنوانی است که برای کتاب انتخاب کرده‌ایم. دلیلش هم این است که شرح ۹ اثر ثبتی و ۱ اثری که سال بعد (به احتمال زیاد) به ثبت می‌رسد را در متن کتاب آورده‌ایم.

شما نظر بهتری برای عنوان کتاب دارید؟

دو سفر و چند عکس

سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۷

عکس‌های دو سفر اخیرم را در بخش گالری همین سایت (پایین صفحه، سمت راست) و در آدرس‌های زیر گذاشته‌ام:

۱- گالری - دنیاهای موازی با دنیای ما - مراسم - عروسی در گیلان

۲- گالری - دنیاهای موازی با دنیای ما - قبرستان - لرستان

۳- گالری - دنیاهای موازی با دنیای ما - پاییز ایران

هیچ

یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۷

بعد از چهار روز، از مسافرت برگشتم و چیزی برای نوشتن ندارم و این آزارم می‌دهد.

همه کارهایم بر روی هم تل‌انبار شده و با این حال، از هیچ یک از علاقه‌هایم کاسته نشده.

خروجی ندارم و این یعنی انفجار در ذهن خسته‌ام.

تا خودم را پیدا کنم که شاید نکنم، فرصت می‌خواهم.

روزنامه نگار

سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۷

“هرکسی ممکن است به ملکوت خداوند داخل شود جز یک دسته از انسان‌ها، روزنامه نگاران.”
این سخن «کی یر که گارد»، فیلسوف و نویسنده دانمارکی است.
بدون تفسیر!، دوستان می‌دانند که من یک روزنامه نگارم.

قربانی دوگانگی

یکشنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۷

من در فرهنگ “دو گانگی” زاده شدم.
در دیار من برای خدا سر می‌بُرند و اگر لازم باشد سر خدا را هم می‌بُرند.
در دیار من، آب دهان بنده‌ی خدا مقدس است و اما گاهی خود خدا هم بی ارزش.
در دیار من، اهریمن و اهورامزدا برادران دوقلویند.

من در فرهنگ “قربانی” زاده شدم.
در دیار من هزاران سفره‌ی قربانی برپاست.
در دیار من زن قربانی مرد و مرد قربانی پدر است.
در دیار من همه‌ی مردم قربانی گذشته‌اند.

و این است که من “قربانی دوگانگی”ام.
و این است که در این روزها، هیچ پناهی را بهتر از سکوت نمی‌یابم.
و ای فریادهای خاموش! شما می‌دانید که در دوگانگی وجودم، قربانی می‌کنم خودم را برای خودم.

حافظه جهانی و میراث مستند

یکشنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۷

حافظه جهانی (memory of the world)، معرف بخش وسیعی از میراث فرهنگی دنیا و نمایانگر تکامل اندیشه، اکتشافات و دستاوردهای جامعه‌ی بشری از گذشته تا به امروز است. 

به عبارت دیگر، هویت فرهنگی ملل مختلف جهان موضوع حافظه جهانی است. این حافظه گذشته و حال را به هم گره می‌زند و آینده را نیز ترسیم می‌کند.

حافظه جهانی همچنین در برگیرنده‌ی میراث مستند بشر است. میراث مستند، خود متشکل است از علائم، رمزها، صداها و تصاویر و هر آن‌چه که قابل تکثیر، مهاجرت‌پذیر و قابل نگهداری باشد.
این حافظه بسیار حساس و شکننده است و در پاره‌ای موارد، در معرض فراموشی قرار گرفته است. از طرفی، گاهی اسناد ارزشمند و منحصر به فرد، و در مواردی کل موجودی یک کتابخانه یا بایگانی که جزو میراث مستند و حافظه جهانی محسوب می‌شوند، در اثر حوادث از بین رفته یا می‌رود. حتی بخش دیگری از میراث مستند و حافظه بشری، به عللی از جمله فرسودگی، سهل‌انگاری یا سایر عوامل طبیعی یا مصنوعی در شرایطی قرار دارد که هر لحظه احتمال نابودی آن‌ها می‌رود.
از این‌رو، یونسکو به منظور عمل به مسئولیت خود در حفظ این قبیل میراث، در سطح جهان، به این نتیجه رسید که اجرای یک طرح فوری برای حفظ حافظه مستند جهانی ضروری است و این شد که در سال ۱۹۹۲ برنامه “حافظه جهانی” را اجرا کرد.

برنامه حافظه جهانی به عنوان رهیافتی جدید برای ایجاد تسهیل در حفظ‌ میراث بشری از طریق به کارگیری فن‌آوری‌های مناسب در سطح جهان تدوین شده است.

جالب این است که یونسکو، همچون میراث فرهنگی و میراث طبیعی در خطر، حافظه جهانی و میراث مستند در خطر را هم تعریف کرده است که مقررات مخصوص به خودش را داراست.

آگاهی بخشیدن در زمینه اهمیت و تقویت برنامه حافظه جهانی برای عموم ملت‌ها نیز، از اهداف یونسکو است.

هر دو سال یک بار، هر کشور می‌تواند دو اثر برای ثبت در حافظه جهانی به یونسکو پیشنهاد دهد. ایران نیز تاکنون توانسته است وقف‌نامه ربع رشیدی و شاهنامه بایسنقری را در فهرست حافظه جهانی یونسکو وارد کند.

موضوع حافظه جهانی در سایت اینترنتی یونسکو، در ۵ تقسیم‌بندی آفریقا، ایالات عربی، آسیا و پاسیفیک، آمریکای لاتین و کارائیب، اروپا و آمریکای شمالی، و سازمان‌های بین‌المللی قرار داده شده‌اند.

بد نیست بدانید که «شاهکارهای نقاشی و تذهیب و نگارگری ایرانی» توسط مصر به ثبت رسیده است. مصر همچنین «حافظه‌ی کانال سوئز» را به فهرست حافظه جهانی یونسکو افزوده است. لبنانی‌ها «الواح سنگی یادواره‌ای نهرالکلب»، عربستانی‌ها «خط کوفی»، هندی‌ها «ریگ‌ودا»، فیلیپینی‌ها «برنامه رادیویی انقلاب مردم فیلیپین» را در زمره‌ی حافظه جهانی آورده‌اند.

می‌بینیم که موضوع حافظه جهانی و میراث مستند بسیار متنوع و قابل توجه است. و باید دانست که کشور ایران هم میراث مستند بسیاری برای ثبت دارد و هم احتمالا باید به فکر ثبت حافظه جهانی در خطر باشد.

آرش نورآقایی

«همایش بین‌المللی فرصت‌های سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگری ایران»

شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۷

امروز صبح من هم مثل خیلی‌ها، برای شرکت در «همایش بین‌المللی فرصت‌های سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگری ایران» به سالن همایش برج میلاد رفتم.

شما اگر به اخبار گردشگری علاقه داشته باشید، حتما گزارش‌های گوناگونی از این همایش را خواهید خواند و خواهید شنید. اما روایت من این‌گونه است:

در همایش، یک کتاب کوچک پخش می‌کردند که به زبان انگلیسی بود و نامش Guide Booklet. این دفترچه توسط «معاونت سرمایه‌گذاری و طرح‌ها»، (از جمله معاونت‌های سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری) تدوین شده بود.

وقتی این دفترچه را گرفتم، بازش کردم تا ببینم برای این خارجیانی که قرار است در ایران برای گردشگری سرمایه‌گذاری کنند، چه نوشته‌اند. اولین صفه‌ای که باز شد، عنوانش Culture and tourism بود. ببینید در این صفحه چند غلط پیدا کردم.

۱- تعداد آثار ثبت شده‌ی ایران را به جای ۹ اثر، ۸ اثر نوشته بودند. (کسانی که برای ظرفیت‌های فرهنگی و گردشگری ایران، هزاران دروغ می‌بافند و غلو می‌کنند، آن‌چه را هم که هست خوب نمی‌شناسند و نمی‌دانند.) 

۲- میدان نقش جهان را به عنوان Solar Calendar معرفی کرده بودند. آیا به راستی ارزش فرهنگی و گردشگری میدان نقش جهان این است؟

۳- آدرس تخت سلیمان را نوشته بودند: Nekob in west azarbaijan province…شما می‌دانید Nekob کجاست؟

۴- بیستون BISTOUN، را نوشته بودند: Bisotoon… بیستون را بی‌ستون نوشته‌اند.

۵- در شرح گنبد سلطانیه نوشته بودند: Solar Calendar…این همه ظرافت این گنبد را نادیده گرفته‌اند و به موضوع فرعی پرداخته‌اند.

۶- برای بم نوشته بودند مربوط به دوره Achamenion است. صرف نظر از درستی مطلب، آیا تا به حال Achamenion شنیده‌اید؟

چنان عصبی شدم که از صفحات دیگر گذشتم و نخواندم.

از من است که بر من است

شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۷

با اشتیاق به زندگی‌ام وارد می‌شوند، مدت کوتاهی می‌مانند و بعد از مدتی با نفرت می‌روند، اعتقادی هم ندارند که زخمی زده‌اند.

این یک جمله خبری است. تحلیلی در کار نیست.

ارزشیابی میراث فرهنگی یک مسئله اساسی است

جمعه ۱۷ آبان ۱۳۸۷

امروزه موضوع میراث فرهنگی در کشور ما مهم قلمداد می‌شود، تا جایی‌که‌ ارزش‌های میراث فرهنگی با احساس مردم در هم آمیخته شده است.
 نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورها، چگونگی برخورد با میراث فرهنگی یک مسئله مهم به شمار می‌رود. اما آنچه موضوع این نوشتار را در بر می‌گیرد روند توجه به میراث فرهنگی و چگونگی آن در ایران است. در این رابطه توجه به این نکته ضروری است که هنوز در کشور ما دوره‌های مختلف تاریخی، ارزش متفاوت دارند. به فرض مردم ما دوره هخامنشیان را بهترین دوران تاریخی ایران می‌دانند و آن را ستایش می‌کنند و از طرف دیگر قاجاری‌ها را منفور می‌شمارند.

این دیدگاه در اهمیت میراث فرهنگی متعلق به هر دوی این دوران، اثر فراوان می‌گذارد. یک مثال این است که کمتر کسی روند رو به تخریب قلعه سرداراسعد را مد نظر دارد، اما هر کسی که تنها نام کوروش را شنیده نسبت به آبگیری سدسیوند معترض است. قبلا در کشورهای اروپایی هم این مسئله مشاهده می‌‌‌شد، به‌طوری‌که یک دوره‌ تاریخی مورد تحقیر واقع می‌شد و دوره دیگری مایه افتخار و مباهات بود. برای مثال، قرون وسطی، عصر تاریکی و دوره رنسانس خیلی با ارزش بود اما امروزه آنها برای دوره‌های مختلف تاریخی و آثار فرهنگی و هنری متعلق به هر دوره، ارزش یکسانی قائلند. این مطلب نمایانگر این است که در کشورهای پیشرفته و در پی توجه به میراث فرهنگی، نوع داوری و نگرش نیز تغییر کرده است؛ تغییری که جامعه ایران نیز نیازمند آن است.

می‌توان گفت که ارزشیابی و ارزشگذاری میراث فرهنگی باید به‌طور اصولی و با توجه به فاکتورهای مختلف مورد بررسی قرار گیرد، نه اینکه تنها براساس احساسات و گونه‌ای از میهن‌پرستی رمانتیک با آن ‌برخورد شود. قدم اول برای این تغییر، جواب دادن به این سؤال‌هاست: ۱- چه چیزی را باید میراث فرهنگی دانست؟ ۲- چرا باید آن را حفظ کرد و چه بخشی از آن باید حفاظت شود؟ ۳- چه کسی باید حفظ کند؟ ۴- چگونه باید حفظ شود؟ ۵- چه هزینه‌ای را برای میراث فرهنگی باید پرداخت؟ ۶- چه منافعی از حفاظت میراث فرهنگی شامل حال ما می‌شود؟

میراث فرهنگی و قوانین مربوط به حفظ میراث فرهنگی نه تنها با هم در ارتباط هستند و به یکدیگر مشروعیت می‌بخشند، بلکه اصولا مستقل از یکدیگر قابل تحلیل نیستند.  بنابراین در کشوری همچون ایران که میراث فرهنگی پرشماری دارد و به همین دلیل در دنیا دارای جایگاه ویژه‌ای است، قوانین حفاظت از آثار، نقشی بسیار اساسی دارند. در واقع این قوانین، همان‌هایی هستند که قرار است هویت و غرور ملی ایرانیان را حفظ کنند. حدس می‌زنیم که اگر از مردم ایران در رابطه با ارزش میراث فرهنگی سؤال شود، کمتر کسی آن را از جنبه ارزش مادی مورد بررسی قرار دهد.

حتی در دنیا هم ادبیات منسجمی که زمینه بحث‌ جنبه‌های اقتصادی میراث فرهنگی را مطرح کند، کمتر دیده می‌شود، با این حال مقالاتی ارائه می‌شود که میراث فرهنگی را حتی از مقوله علم اقتصاد، ارزیابی می‌کنند.  سؤالاتی که در این‌جا رخ می‌نماید این است که آیا ما می‌توانیم از میراث فرهنگی استفاده کنیم یا خیر؟ درصورت استفاده از میراث فرهنگی، چه فایده‌ای نصیبمان می‌شود و چه هزینه‌ای باید بپردازیم؟ در ایران و بسیاری از کشورهای دیگر، رابطه اقتصاد با میراث فرهنگی در هم آمیخته شده است، چراکه بیشتر گردشگرانی که به کشور ما سفر می‌کنند، قصدشان دیدار از میراث فرهنگی است و به همین سبب به ایران می‌آیند و پول خرج می‌کنند هر چند که در این میان، دیدار از میراث طبیعی هم نباید نادیده گرفته شود که البته آن هم به همین نحو با اقتصاد گره خورده است.

این چنین است که می‌توانیم بگوییم بخش عظیمی از بازار گردشگری ما مربوط به بازار میراث فرهنگی ماست. با این همه، گاهی شاهد این هستیم که قوانین حفاظت از میراث فرهنگی با سهل‌انگاری روبه‌رو می‌شوند و حتی در راستای منافع گردشگری قرار نمی‌گیرند. طرفه‌تر اینکه در کشور ما سازمانی که متولی گردشگری و همچنین میراث فرهنگی است، یک سازمان واحد است. این ضعف در جامعه امروز ایران کاملا مشخص است. مردم ما از ارزش میراث فرهنگی و میراث طبیعی آن‌طور که باید و به‌طور اصولی آگاه نیستند. هنوز نمی‌دانیم که کدام یک از میراث فرهنگی ارزش نگهداری دارند و کدام یک را می‌توانیم تغییر کاربری دهیم.

اینکه میراث فرهنگی را تنها با لفظ نفیس و غیرنفیس از هم جدا کنیم به‌نظر کافی نیست. به همین دلیل است که گاهی با مهمانسرا کردن قلعه شوش مخالفت می‌کنیم اما ازطرفی در دل تخت جمشید و در نزدیکی کاخ تچر بنایی را می‌سازیم که تنها برای استراحت نگهبانان است و با مجموعه تخت جمشید هیچ سنخیتی ندارد.  برای آن یکی، ده‌ها خبر در خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها درج شد، اما این یکی اصلا به چشم هیچ خبرنگار و منتقدی نیامد.نهایتا باید بگوییم آنچه در مقوله میراث فرهنگی آزاردهنده‌تر است، این است که نه تنها مدیران، بلکه ما منتقدان مسائل میراث فرهنگی نیز با قوانین آشنا نیستیم و یا آنها را در نظر نمی‌گیریم و به همین دلیل است که یکسان و منطقی مشکلات را تحلیل و بررسی نمی‌کنیم.

آرش نورآقایی