آرشیو روزانه: ۲۸ فروردین ۱۳۸۹

4

روبروي رودخانه نشسته‌ام. هوا تاريك است، نمي‌بينمش، اما او آن‌جاست. مطمئنم. پشه‌ها گهگاهي به بدن غريبه‌ي من در حد يك روبوسي خوشامد مي‌گويند. چند نوع ميوه‌ي ناشناس از شهر خريده‌ام و سعي مي‌كنم مزه‌ي لبخند باغبان را در آن‌ها بيابم. به اين مي‌انديشم كه چرا هر وقت به سفري مي‌روم، ديگر دلتنگ نمي‌شوم. حرف‌هاي بسياري …

2

ساعت 1:30 دقيقه بامداد روز شنبه است و من در كنار رودخانه‌ي Serayu در محل كمپينگ Serayu Adventure در نزديكي شهر Banjarnegara از منطقه Central JAVA نشسته‌ام و برايتان مي‌نويسم. قبلا در جايي خوانده‌ام كه دانشمندان و متفكران به سه B مديون هستند؛ Bus, Bath, Bed… احتمالا براي شما هم اتفاق افتاده كه در اين …