«ميراث كشاورزي» فرصتي مناسب براي نمود فرهنگ ايران و رونق گردشگري

قبل از خواندن: اگر طبيعت فقط كمي به من فكر داده باشد، بخشي از آن را براي نوشتن اين مقاله صرف كردم. هرچند آن‌قدر به همه چيز فقط تُك زدم كه شايد كسي متوجه نشود چه مي‌خواستم بگويم. 

به جاي مقدمه
“درختی رسته است – سراسر كشور سورستان – بُنَش، خشك است –  سرش، است تر – برگش به نِی ماند – بَرَش ماند به انگور – شیرین بار آورد برای مردمان – آن درخت بلند با بز، نبرد كرد – كه:من، از تو برترم  – به بسیار گونه چیز – و مرا، به خونیرس زمین – درختی، همتن نیست – چه، شاه از من خورد – چون نوبار آورم – تخته كشتیانم – فرسپ بادبانانم  – جاروب از من كنند – كه كوبند جو و برنج – دم (دمینه) از من كنند – برای آذران – موزه‌ام برزیگران را – كفشم، برهنه پایان را – رسن از من كنند كه پایِ تو را بندند – چوب از من كنند كه گردن تو را مالند – میخ از من كنند كه سر تو را آویزند – هیمه‌ام آذران را كه … تو را بریزند – تابستان سایه‌ام، به سر شهریاران – آشیانم مرغكان را – سایه‌ام رهگذران را …”

متن فوق، بخشي از منظومه‌ي «درخت آسوريك» و گفتگوي درخت نخل و بز است. در سطرهاي بالا، درخت نخل كه نماد دوران كشاورزي است به بز كه نماد سبك زندگي دامداري است، فخر مي‌فروشد و از مزاياي خود و عيب‌هاي بز سخن مي‌راند.

شعار سال 2010 ايكوموس
از طرف سازمان يونسكو و از سال 1983 به اين طرف، روز 18 آوريل به نام “روز بين‌المللي آثار تاريخي و سايت‌ها” به منظور برآورده شدن اهداف ايكوموس (موسسه حفاظت از بناها و محوطه‌های تاریخی ICOMOS)، نام‌گذاري شده است. فلسفه‌ي وجودي چنين روزي اين است كه عموم مردم فرصت داشته باشند تا از تنوع ميراث جهاني و لزوم حفظ و نگهداري آن‌ها آگاهي يابند. اكنون چندين سال است كه ايكوموس با برجسته كردن يك هدف در قالب يك عنوان و شعار، فعاليت‌هاي متنوعي انجام مي‌دهد و به تبع آن، نماينده‌هاي ايكوموس در هر كشور نيز، سمينارها، جلسات و برنامه‌هايي را براي اطلاع‌رساني به مردم مديريت مي‌كنند.
 
ايكوموس شعار (Theme) سال 2010 را، «ميراث كشاورزي» The Heritage of Agriculture انتخاب كرد. اين در حالي است كه در چند سال گذشته، ايكوموس شعارهايي را انتخاب مي‌كند كه بتواند اهدافش را با اهداف سازمان‌هاي بين‌المللي ديگر، و از جمله «يونسكو» هم‌جهت كند.
به طور مثال، شعار ايكوموس در سال 2007، “چشم‌اندازهاي فرهنگي و آثار طبيعي” در سال 2008، “ميراث مذهبي و اماكن مقدس” و در سال 2009، “علم و ميراث” بوده است. از اين‌رو، بسياري از كشورها و از جمله ايران، هنگامي كه تصميم مي‌گرفتند كه پرونده‌اي را براي ثبت در فهرست «ميراث جهاني» (فرهنگي و طبيعي) يونسكو ارسال كنند، به شعار و اهداف ايكوموس توجه نشان مي‌دادند. 
در سال 2008 هم‌زمان با سال “ميراث مذهبي و اماكن مقدس”، ايران پرونده “بناها و محوطه‌هاي مقدس ارمنيان ايران” و در سال 2009 هم‌گام با شعار “علم و ميراث”، پرونده “سيستم هيدروليكي شوشتر” كه از نظر علمي بسيار حائز اهميت است را براي ثبت به يونسكو ارسال كرد كه هر دو با موفقيت روبرو شدند و در فهرست ميراث جهاني يونسكو قرار گرفتند.

تغيير نگاه به مفهوم «ميراث»
به نظر مي‌رسد، سازمان‌ها و موسسات بين‌المللي، همچون يونسكو و ايكوموس كه در زمينه حفظ و احياي «ميراث» فعاليت مي‌كنند، در پي اين هستند كه مفهوم آن را در نگاه مردم همه‌ي جهان تغيير دهند و انواع مختلف «ميراث» را يادآوري كنند. چنين است كه اين روزها، علاوه بر «ميراث فرهنگي» و «ميراث طبيعي»، به عناويني همچون «ميراث در خطر»، «ميراث زير دريا»، «ميراث معنوي»، «ميراث الكترونيك» يا «ميراث ديجيتال»، «ميراث فرهنگي آب»، «ميراث كشاورزي» و … مواجه مي‌شويم.

«ميراث كشاورزي»
ظهور كشاورزي قطعا نقطه‌ي عطفي در تاريخ بشريت است كه توانست ساختارهاي اجتماعي را تغيير دهد، ارزش‌هاي فرهنگي را تعريف كند و فرصت‌هاي مختلف اقتصادي را به وجود بياورد.
«ميراث كشاورزي» كه ايكوموس آن را مورد توجه قرار داده است، در واقع بخشي از قصه‌ي آدميان و ميراث پيشينيان است كه در چشم‌اندازها، باغ‌ها، مزرعه‌ها، محصولات كشاورزي، گونه‌هاي بومي، روش‌هاي آبياري و كشاورزي، ابزارها، علم تغذيه، فستيوال‌هاي سنتي، سبك زندگي و … نمود پيدا كرده است.

اما اين‌كه چرا كشاورزي تحت عنوان «ميراث» مورد توجه قرار گرفته است، شايد به تحقيقي كه در فوريه سال 2004 از طرف «ايكوموس» با عنوان “فهرست ميراث جهاني: پر كردن شكاف‌ها – يك طرح كاربردي براي آينده” منتشر شد، مربوط بشود. در آن تحقيق موضوع اصلي مورد بحث اين بود كه اگر قرار است به ميراث توجه شود بايد انواع مختلف آن مورد عنايت قرار گيرد تا تعادل بر‌قرار شود.

«ميراث كشاورزي» و ارتباط آن با انواع ديگر ميراث
همان‌طور كه از عناوين مرتبط به «ميراث كشاورزي» (كه در بالا ذكر كرديم) مشخص است، اين نوع از ميراث مي‌تواند با ميراث فرهنگي (بناهاي مربوط به كشاورزي)، ميراث طبيعي (باغ‌ها و چشم‌اندازها)، ميراث معنوي (سنت‌ها و فستيوال‌ها)، ميراث صنعتي (آسياب‌ها و آسبادها و بناهاي زادبومي)، مرتبط باشد.
همان‌طور كه متوجه مي‌شويم شايد كه واژه‌ي «ميراث كشاورزي»، واژه‌اي باشد كه كمتر آن را شنيده‌ايم اما مفهوم عجيب و غريبي نيست، بلكه آبشخور آن از همه‌ي مفاهيمي است كه قبلا با آن‌ها آشنايي داشته‌ايم.
 
اتفاقا «ميراث كشاورزي» براي همه‌ي ايرانيان يك مفهوم كاملا آشناست، چراكه هر فرد ايراني قنات و كبوترخانه و سد و سيستم‌هاي آبرساني را در شهرهاي مختلف ايران مشاهده كرده است. و هر يك از اهالي شهر و روستا در ايران، از وجود جشن‌ها و سنت‌هاي مربوط به كشاورزي و باغباني باخبر است.   

ميراث كشاورزي به عنوان يك فرصت
با توجه به آن‌چه در اين نوشتار مطرح شد، نگارنده معتقدم كه «ميراث كشاورزي» از جنبه‌هاي مختلف مي‌تواند نقش مهمي در ارائه فرهنگ و همچنين رونق گردشگري در ايران داشته باشد. در اين مورد به چند مثال توجه كنيد:
–  وجود منظومه‌ي «درخت آسوريك» كه در بالا به آن اشاره شد و همچنين توجه به حماسه‌ي «گيل‌گمش» از حضور فرهنگ كشاورزي و ادبيات مربوط به آن در ايران سخن مي‌گويد كه جاي تامل بسيار دارد و از منظر «ميراث كشاورزي» قابل توجه است.
– وجود سفالينه‌هاي متعدد با نقوش مختلف گياهي كه از فرهنگ كشاورزي در ايران سخن مي‌گويند. از اين جمله سفالينه معروف منقوش به بز است كه در شهر سوخته پيدا شده و به نظر برخي از كارشناسان (رجوع شود به تحقيق سركار خانم دلارام كي‌منش، كارشناس ارشد فرهنگ و زبان‌هاي باستاني با عنوان “درخت آسوريك نخستين پويانمايي جهان در شهر سوخته”) پويانمايي داستان درخت نخل و بز در منظومه‌ي «درخت آسوريك» است.
– حضور «باغ» در فرهنگ ديرين ايراني از عناصر بسيار مهم كشاورزي است كه هم به ادبيات اين سرزمين راه يافته و هم در باور‌هاي عميق مذهبي ايرانيان ريشه دوانيده. از طرفي بد نيست بدانيم كه باغ ايراني يكي از سبك‌هاي منحصر به فرد باغ‌آرايي در جهان است.
– وجود جشن‌ها و فستيوال‌هاي مختلف در ايران كه همگي از سنت‌هاي باستاني و ميراث معنوي اين سرزمين سخن مي‌گويند. اولين مورد و مهم‌ترين آن‌ها جشن «نوروز» است كه با فرهنگ كشاورزي درآميخته و اتفاقا به عنوان اولين ميراث معنوي ايران در فهرست يونسكو به ثبت رسيده است.
ديگر اين‌كه در استان‌ها و شهرهاي مختلف ايران جشن برداشت محصولاتي از جمله، گيلاس (استان اردبيل)، انار (استان اصفهان)، پنبه (استان گلستان)، زعفران (استان خراسان جنوبي)، پسته و خربزه (استان سمنان)، خرما (استان كرمان)، توت‌فرنگي (استان كردستان)، فندق و انگور و زيتون (استان قزوين)، جشن خرمن (استان گيلان) و …برگزار مي‌شود كه علاوه بر ارزشمند بودن به عنوان ميراث، قابليت جذب گردشگر را نيز دارند.
– ايران با اين‌كه سرزمين خشكي قلمداد مي‌شود اما از گل و گياه كم ندارد. جشنواره گلابگيري در كاشان، وجود گل منحصر به فرد «سوسن چلچراغ» در دامنه‌هاي البرز در روستاي داماش جيرنده‌، حضور گل «لاله واژگون» در دامنه‌هاي زاگرس در استان‌هاي كرمانشاه، چهارمحال و بختياري و اصفهان، باغ گل نرگس در بهبهان و … هم براي اجراي تورهاي گردشگري مورد توجه هستند و هم اين‌كه در زندگي مردم دياري كه اين‌ گل‌ها در آن‌ها مي‌رويند، حضور چشمگيري دارند. به طور مثال، نقش گل «لاله واژگون» را مي‌توان در سرستون‌هاي ساساني در تاق بستان كرمانشاه، يعني در نزديكي مكاني اين گل در آن‌جا مي‌رويد، مشاهده كرد. اين موضوع نيز در فرهنگ كشاورزي و «ميراث كشاورزيم مي‌تواند گوياي مطالب فراواني باشد.

پيشنهاد ثبت ميراث جهاني
با توجه به اين‌كه يونسكو و ايكوموس به انواع مختلف ميراث توجه نشان مي‌دهند و امسال نيز از طرف ايكوموس سال «ميراث كشاورزي» نام‌گذاري شده و از آن‌جا كه ايران تاكنون فقط ميراث فرهنگي (صحبت از حافظه جهاني و ميراث معنوي نمي‌كنيم) در فهرست يونسكو به ثبت رسانده، پيشنهاد مي‌شود كه به منظور ايجاد تعادل براي ثبت ميراث و توجه براي حفظ آن (آن چنان‌كه از اهداف سازمان‌هاي بين‌المللي مربوطه است)، براي سال جاري پرونده «ميراث طبيعي چشم‌انداز و جنگل‌هاي هيركاني» يا «باغ‌هاي ايراني» براي ثبت به يونسكو فرستاده شود.

آرش نورآقايي

دیدگاه ها

  1. ا گ

    سلام! آيا تو هم جزو كساني هستي كه معتقدند نقش بز و درختچه سفال شهر سوخته ( نخستين انيميشن جهان ) همان روايت بز و درخت آسوريك است؟
    …………………………………………………………………………
    جواب: در اين مورد اطلاعاتم كافي نيست. در اين نوشتار آن‌چه برايم اهميت دارد، رابطه‌ي است كه ميان ميراث كشاورزي و منظومه‌ي درخت آسوريك وجود دارد. ربط دادن اين دو با هم برايم بسيار هيجان‌انگيز بود و اگر وقت كنم باز هم در موردش مي‌نويسم.

  2. شراره

    با سپاس؛
    با توجه به اینکه در مناظرۀ بز و درخت نخل، بز پیروز می شود،
    اگر چنانچه درخت نخل را نماد دوران کشاورزی به حساب آوریم و بز را نماد سبک زندگی دامداری،
    چه رابطه ای می توان میان پیروزی ِ بز و زندگی دامداری، در برابر
    شکست درخت نخل و دوران کشاورزی و آغاز یکجانشینی و شهرنشینی بیابیم؟
    انگار رابطه عکس است به جای مستقیم بودن!
    کجا اشتباه کردم؟
    ……………………………………………………………………….
    جواب: اصلا قرار نيست كه به اين موضوع اين‌جوري نگاه كنيم. اگر بز پيروز شد، به پيشرفت تمدن مربوط مي‌شود، نه چيز ديگر. ببين وقتي تلويزيون آمد، راديو شايد شكست خورد، اما هنوز راديو هست. در اين مناظره، نخل اگر بگوييم شكست خورد، اما از بين نرفت و فقط الويت‌ها عوض شد و شايد امروزه باز هم الويت‌ها در حال عوض شدن هستند. هميشه همين‌جور بوده. اصلا رابطه عكس و مستقيم در اين‌جا وجود ندارد و كلا اين‌كه موضوع نوشتار من چيز ديگري بود. اين نوشتار يك واسطه است براي ارتباط ميان مفاهيم اقتصادي و معنوي، همين.

  3. شراره

    آها! متوجه شدم،
    موضوع نوشتار را که واقعاً زیبا بود رو که کاملاً متوجه شده بودم.
    دربارۀ درخت آسوریک و بز -در حالت کلی- اون سوال برام بوجود آمد.
    ممنون از جواب.

  4. pooriya

    khoob bod. darbare miras kshavarzy ye maghale toop mifresty?
    ………………………………………………..
    جواب: سلام. منظورت رو نفهميدم.

  5. سیما سلمان‌زاده

    عالی بود
    مقدمه هدفمند بی‌نظیری بود.
    لزوم توجه به میراث کشاورزی حالا بعد از ۹ سال با شعار rural landscapes دوباره جان خواهد گرفت.
    …………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس که مطالعه کردید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *