قصد کردم از سمت راست بالای دفتر چهارگوش کشورم، درست از سر سرخس، برقصانم قلم را و بنگارم این نگار را.ولی دیدم در انتهای سمت چپ صفحه، باید بنویسم آبادان.با خودم گفتم راست نمیشود سطرهایم.
لذت خاطراتمان را با هیچ پدیدهای نمیتوانم بسنجم، جز گم و پیدا شدن سرخوشانهی تو در تاقهای پی درپی پل خواجو، در هنگامهی غروب زاینده رود.ودرد زخمهایمان را با هیچ واقعهای نمیتوانم شرح دهم، جز صدای چکاچک شمشیرهای آخته، در جنگهای نقاشی شده بر دیوارهای کاخ چهلستون. ………………………………………………………………… ملالی نیست جز لالینه در دوری، در …
شاید عکس چندان زیبایی نباشد ولی برای من اهمیت دارد. ۴۰ سال است که هر سال در ماههای اردیبهشت و خرداد با چنین صحنهای مواجه میشوم.و سالهاست که در چنین روزهایی، بعد از اینکه درخت بار داد و اولین باد اردیبهشت وزید، من اولین توت نوبر را از روی زمین برمیدارم و در دهانم میگذارم. …
خیالهایم را وقف تو کردهام. «منحصرا صرف امر خیر خاطره بشود.»
رویارویی با رویاهایت یعنی کاوش ایکاشهایت
این اتومبیلها هر کدام نماد یکی از ما هستند. همگی در یک مسیریم و در این مسیر اندکی فرصت داریم که گهگاهی در کنار هم برانیم، از هم سبقت بگیریم، نگاهی به یکدیگر بیندازیم، نزدیک شویم، توقف کنیم یا … همگی در نگاه کلان شبیهیم. تنها اندکی در سن و رنگ و اندازه و کیفیت …
رخسار خوانسار را در سرچشمهی فرخندهاش شستهاند و با سرخی لالههایش در شکوه کوه گلستان آراستهاند.در سرای این عروس چنارهایی چه بلند کاشتهاند و به دهانش انگبین مالیدهاند.
غم دل در انتهای بازار دراز روز ابتدای باغ راز شب منتظر است. آن زمان «د» دل خم میشود و «غ» غم میپیچد در آن. «ا» ایستادهی آدم اینگونه داغ میبیند. …………………………………….. چهار عنصر باد موهایت خاک در چشمانم کرد. آتش لبانت دلم را آب کرد.
۷ سال است که در اینستاگرام فعالیت میکنم و ۱۴ سال است که وبلاگ دارم. در این مدت هزاران مطلب نوشتهام.گهگاهی از روی بازخوردها و واکنشهای مخاطبین نسبت به متنها، تحلیلهایی در سطح و اندازهی دانش و بینش خودم انجام دادهام و فرضهایی دستگیرم شده است.تا امروز متوجه شدهام که مردمان وطنم با روح خسته …
نشستم روبروی گل و از او پرسیدم:مانند تو چیست؟وانگاه لالهی نشسته در دامان «گلستان کوه»، به سوی «اورامان» اشاره کرد…با نگاه به رخسار گل و اندکی تأمل، تصویری در ذهنم نقش بست از سر چرخان درویش و ذکرهای پی در پی او که در میان آن کوه بلند میپیچید.چه عجیب!نیمهی اردیبهشت است و این سرخ …
در همهی جهان تنها چشمان تو جزایر مسکون منند. آن منطقهی خوش منظر بالاتر از استوای مرطوب لبانت را میگویم.
۱- نقشهی ایران را شبیه گربه میدانند، نام بسیاری از بانوان این مرز جغرافیایی، ایران است و امروز یک بانوی گربهسان به نام «ایران» مادر شد. ۲- یوز، جهنده و جوینده است به مصداق معنای لغویاش. به تصویر این سه فرزند ایران که نگاه میکنم، این سوال برایم پیش میآید که این امیدهای نحیف چگونه …
نام بنا: کاخ سبز بهشت مصالح: درخت، ستون و برگ، خشت پیمانکار: ماه اردیبهشت