۸) تراژدی

هرچند که سفرنامه ی “جغرافیای مرد کلیدری” به پایان رسیده است، اما نکته ی آخر این سفرنامه هنوز باقی است.

بعد از اتمام کار تحقیق تهیه ی نقشه ی ادبی کلیدر، من در نیشابور ماندم تا پیگیر موارد اجرایی همایش گردشگری ادبی در نیشابور و مشهد باشم. اما سه همسفرم از نیشابور به سمت تهران برگشتند.

از دوستان درخواست کردم که در مسیر برگشت و در نزدیکی سبزوار به روستای دولت آباد بروند و طبق درخواست فرهاد دولت آبادی (فرزند استاد محمود دولت آبادی) از خانه ی پدری استاد دولت آبادی عکس بگیرند. دوستان رفتند و عکس گرفتند و دیدند آنچه را که شایسته نبود.

در زیر عکسهای نسیم اعتمادی را از خانه ی پدری استاد محمود دولت آبادی ملاحظه بفرمایید:

این است تراژدی خالق کلیدر.

این یعنی ویرانی ادبیات ما،

یعنی ویرانی میراث ما،

یعنی ویرانی گردشگری ادبی، قبل از اینکه پا بگیرد.

لعنت به خوابی که در آن فرو رفته ایم.

پی نوشت: طبق مدرکی که دوست عزیزم، شهرام شهریاری در اختیار بنده قرار داده است، اثر فرهنگی – تاریخی به قدمت پهلوی با عنوان خانه ی “محمود دولت آبادی”، واقع در روستای دولت آباد سبزوار به شماره ی ۹۳۲۰ در تاریخ ۷/۵/ ۸۲ ثبت شده بود.

بسیار بسیار بسیار متاسفم

دیدگاه‌ها

  1. مريم

    سلام آرش جان
    تور ایران گردی خوب شما کجا رو پیشنهاد می کنین؟
    ……………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. الان اطلاعاتم در این زمینه خوب نیست. متاسفم.

  2. شهریار

    سلام و درود
    خدا قوت ، دست تنها نیستید استاد ، کلی انرژی مثبت پشت سر شماست ، نمی شود مقداری از هزینه ها را کم کرد!! توصیه می کنم با صادق خرازی مذاکره ای بکنید ، فکر می کنم دلمشغولی هایی در ارتباط با گردشگری ادبی دارد و دستی در آتش
    البته شاید
    ……………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. بهتره در این مورد با هم حرف بزنیم. سپاس از لطف تو.

  3. شهریار

    سلام مجدد
    خیر سرشان این اثر در سال ۱۳۸۲ به شماره ۹۳۲۰ ثبت ملی هم شده بود
    ……………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از این اطلاعات.

  4. اسکندری

    سلام آرش جان
    چه انتظاری میشه داشت
    باز این توی یک روستا بوده
    همین ۲-۳ روز پیش بود که تو سایتای خبری خوندم ۲تا خونه تاریخی زمان قاجار تو همین تهران رو جلو چشم همه خراب کردن
    اونا هم مثلا ثبت ملی شده بودن
    ……………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. بله، متاسفم.

  5. زهره سادات

    سلام بر شما جناب نورآقایی

    کلی اینجا مطلب نوشتم و بعد فکر کردم شاید برای شما دردسر ساز باشد، پاکش کردم. دلم خون ست از این همه درد بی درمان…
    …………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. میتونم درک کنم. بنده هم حرف های زیادی هست که اینجا ننوشتم. سپاس.

  6. حمیدرضا

    سلام آقای نورآقایی
    درمورد مطلب بالا و عکس، با هم همدردیم. الان یه روشی رو یاد گرفتن و اینه که آثار رو بی صاحب ول می کنن تا چوپان ها یا رهگذرها به قصد گنج یابی یا (معذرت میخام که این جمله رو بکار می برم) طویله برای گوسفندان استفاده می کنند.
    امیدوارم در آینده همکاری با هم داشته باشیم. ایمیل من در بالا نوشتم. لطفاً یه ایمیل برای من بفرست تا باهات در ارتباط باشم. آدرس سایت ما بالا نوشتم، وقت کردی یه سر به سایت ما بزن.
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از شما. ایمیل بنده اینه: nooraghayee@gmail.com

  7. احمدرضاسالم

    با سلام
    یک بار دیگر شرمنده شدم .
    عکس های این پست را با دکر منبع در وبلاگم قراردادم .
    با ارادت – نیشابور – سالم
    …………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. کار خوبی کردید. خوشحالم.

  8. مهتاب

    سلام.تصاویر بسیار تکان دهنده بودند.یادم می آید یک شب از شبهایی که معدنکاران شیلیایی در معدن گرفتار شده بودند،نویسنده مشهور کشورشان ایزابل آلنده برای ابراز همدردی و قوت قلب با آنان شب را در جوار معدن به صبح رسانده بود بعد از نجات، وقتی از آنها راجع به ایزابل آلنده و آثارش پرسیدند همه آنها به طور متوسط یک یا دو کتاب از وی را خوانده بودند و با او و آثارش آشنایی کامل داشتند حالا معدنکاران ما سهل است گمان نمیکنم حتی در صد ناچیزی از تحصیل کرده های جامعه ما نیز کلیدر را خوانده باشند به گمانم اگر امثال دولت آبادی ها در شیلی یا کلمبیا به دنیا آمده بودند اوضاع به مراتب بهتری داشتند.
    ……………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. موافقم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *