۷: به سوی آمستردام

امروز صبح به همراه حدود ۱۱۴ مسافر از آلمان به سمت هلند حرکت کردیم. ساعت ۹:۳۰ از هتل دوسلدورف حرکت کردیم و ساعت ۱۷:۳۰ در هتل آمستردام بودیم. تمام روز باران می بارید و ما وقت  زیادی را در مسیر از دست دادیم. خیلی سعی کردم تا بتوانم پاییز جاده را در درونم حل کنم و یک متن ادبی کوتاه بنویسم. نشد که نشد. گاهی باید برای مسافران صحبت می کردم و گاهی باید ناز می کشیدم که کاستی ها را ببخشند. به هرحال نتوانستم.

برای رسیدن به آمستردام از شهری به نام “هارلم” گذشتیم. زیبا بود. در ساحل دریای آتلانتیک شمالی (ساحل “سندفورت”) از اتوبوس ها پیاده شدیم تا زیر باران ناز پاییزی، ایستاده ماهی و میگو بخوریم. خوردیم و بعضی این هوای تازه ولی کمی خنک را دوست نداشتند. مثل همیشه نیمی راضی و برخی ناراضی بودند.

اینکه دوربین عکاسی ندارم، اذیتم می کند. اینکه نمی توانم به نوشته هایم روح بدهم، اذیتم می کند. اینکه نمی توانم در خودم فرو بروم، اذیتم می کند.

تنها چیزی که کمی برایم خوشایند است، احساس خوب مسافران از صحبت هایی است که در اتوبوس برایشان می کنم. می گویند دوست دارند و من هنوز بخشی از تیرهای ترکش را پرانده ام.

چند تجربه در این سفر به دست آوردم: ۱- وقتی با مردان سفر می کنی و خانواده همراهشان نیست، مدیریت تور آسان تر است. دلیلش را می دانم ولی ترجیح نمی دهم بنویسم. ۲- دیگر اینکه ترکیب مسافران دستم آمده. یعنی اگر یک اتوبوس پر از مسافر داشته باشم، می دانم که در میانشان حتما یکی هست که فلان اخلاق را دارد و دیگری بهمان جور است. این ترکیب را دو سال هست که تشخیص داده ام، اما حالا دیگر تقریبا تمام داستان را می توانم پیش بینی کنم. ۳- احساسم این است که در سفرها با مردم مهربان تر شده ام. البته این به معنای خوب بودن قضییه نیست، شاید به این دلیل است که از آرمان ها و ایده آل ها کمی کوتاه آمده ام. شاید این نشان خستگی یا دورشدن از شور اولیه ی جوانی باشد. نمی دانم.

ساحل “سندفورت” Zaandvort: همان جایی که ماهی خوردیم.

همان ساحل: در یک هوای بی نظیر ماه اکتبر

دیدگاه‌ها

  1. یاشار

    پاراگراف آخر عالی بود،
    ……………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. نمی دونم. خودم که اینطور فکر نمی کنم.

  2. نازي

    سلام خسته نباشی درمورد مسافران که همیشه یک ویا ….چندتا ناراضی از هوا وزمین وآب وهتل و خودشون و……همه هستندامااکسیر صبر برای این موقع هاست اما فکر میکنم شما به یک سفر تنها بدون استرس وبرای استراحت روح وجسمت احتیاج داری برای اینکه رها بشی در وقتت وراحت باشی تا با همه چیز که دور وبرت ارتباط بدون اضطراب داشته باشی مخصوصا توی این پاییز زیبا به عنوان دوست یه پیشنهاد کوچولو کردم موفق وسلامت باشی.
    ……………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از شما.

  3. مريم

    با سلام خدمت شما
    من تازه با وبلاگتون آشنا شدم و بسیار لذت بردم و واقعا تحسینتون می کنم که در سفر خاطراتتون می نویسید. یکی از آرزوهام اینه که تمام دنیا را ببینم ازتون خواهش می کنم برنامه های داخلی و خارجیتون به من هم اطلاع بدین خیلی ممنون می شم
    ……………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. اگر از قبل بدونم توی همین سایت اطلاع رسانی می کنم.

  4. نفیسه

    وقتی در یک سفر،در یک میهمانی یا یک دورهمی کوچک به من خوش نمی گذرد،پدرم می گوید تو ایده آل طلبی و این باعث ان است که خیلی نتوانی از اتفاقات اطرافت لذت ببری،پدر هم به من پیشنهاد می کند که کمی کوتاه بیایم و من هنوز درگیر این سوال هستم که آیا واقعا باید از ایده آل ها کوتاه آمد؟
    ……………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سوال همیشگی.

  5. hossein_mn

    سلام ارش جان دیروز یه سفر نیمروزی به تهران داشتم نبودی خیلی دلم گرفت.صبح که برگشتم تا الان سردرد شدید مرا در برگرفته هر چند فضای کویر سکوتی آرام بخش دارد برایم ولی شهری با این همه الودگی و ترافیک خدایی داشتم می مردم.دوست عزیزی را دیدم به دیدار بستگان رفتم توی مترو صحنه های درداور اجتماعی را دیدم.خرابی مترو و سردرگمی مردم و بد و بیراههای مردم به مسئولین.تعداد زیاد دستفروش و …که از زشتی های جامعه ما و از معضلان شهررا به رخ می کشید.نمی دانم چه طوری مردم می توانند این زندگی را در این شهر شلوغ باهاش کنار بیایند.
    ……………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام حسین.

  6. مریم ثانی

    خیلی جالبه
    کاش دلایلشو به ما هم می گفتین
    موفق باشید
    ……………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. در جایی دیگر و در وقتی دیگر، شاید.

  7. fariba

    سلام
    چقدر این سفرنامه متفاوته و چقدر قشنگه البته قبلی ها هم بود ولی این خاص هست، حقیقتا بدون متن ادبی کوتاه پاییزی هم پر حسه ، پاییز جاده رو میشه تصور کرد بخوبی.
    نوروز سال قبل، یکی از این خارجیها بهم تبریک پراحساسی داده بود ویک جمله هم داشت:
    ” basically it is always the relationship between the people that gives a sense to life ” وقتی خوندمش حس کردم بهش اعتقاد داشته اما اینکه برای ما تا چه حد ریلیستیک باشه، نمیدونم.
    امیدوارم تا پایان سفر بهتون خوش بگذره
    ……………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس.

  8. پگاه

    سلام. مثه اینکه با خانومها رابطه خوبی نداری داداش آرش. حسابی به آدم میچسبه در این هوا خوردن ماهی و میگو. شاد باشی
    ……………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس.

  9. حامی

    سلام

    لازمه ی ایده آلیست بودن خشونت نیست , مهربانی ست .

    کوتاه نیامده ای …. , رشد کرده ای .
    ……………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. جدی؟

  10. ebrahim

    سلام به خاطر دوربین حق داری وما هم از عکسهای خوبت محروم میشویم .برگشتی اگر دوست داشتی ای میل بزن ودوربین مارا با خودت برای سفر بعدی به امانت ببر چندماهی است گوشه خونه مانده وبه دلیل مشغله زیاد باهاش عکسی نگرفته ام کانن D7 است وکار باهاش راحت .امید که خوش بگذرد
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس فراوان از شما.

  11. saber

    سلام نکته های آخرش واقعانکته بودن.مرسی
    مخصوصا وقتی یه بچه هم باشه که باید همش بغل شوهره باشه

    روزگارتون خوش
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. زنده باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *