ميخواهم بنويسم، اما نميتوانم. نه اينكه چيزي براي گفتن نباشد، بلكه فقط نميدانم چه چيزي را بايد گفت. شايد دلم سكوت ميخواهد. شايد كمي كمرنگ شدن و گم شدن را بايد در اين ابتداي فصل تجربه كنم.
پاييز كه آمد خودم را ديدم كه بر چمن سرد و زير نور ماه تنها ماندهام و آن كسي كه بايد ميبود، رفته بود. ياد فروغ افتادم. …در آستانهي فصلي سرد…
امروز صبح باد ميآيد و من دلم ميخواست كه فقط راه بروم. اما مجبورم كه بنشينم. بايد با مردم باشم و با آنها حرف بزنم. اما اين آن چيزي نيست كه امروز ميخواهم.
لعنتي، بد جوري دلم تنگ است و نميتوانم دلتنگ بمانم، بايد با مردم باشم…لعنتي.
دیدگاهها
از دلتنگی نگو …که مسریست
از عشق به پاییزی بگو که مردم بسیاری از نقاط دنیا نمیتوانند آنرا تجربه کنند
و از قدم زدن در طبیعت خزان زنده
یک نفس عمیق …
باد پاییز دلتنگیهایت را با خود خواهد برد، امیدوارم.
پاییز بهاری است که عاشق شده است. شاید شما هم …..
دلتنگی حس غریبی است………………..یک حس ناخوشایند ناخواسته.
اما گاهی با ماست……………..درست زمانیکه حوصله اش را نداریم.
همیشه در همین زمان است که ما پوست می اندازیم و وارد مرحله ای دیگر می شویم.
http://eistgah.blogfa.com/ اینم یه وبلاگ .
می خواهم آنقدر نگاه کنم که بمیرم…
دلم سکوت می خواهد
و اندکی ترس تنهایی.
خاک را عاشقانه دوست می دارم
و درخت را…
دلم بهار می خواهد…
تو را دوست می دارم
مثل درخت و خاک
دلم تو را می خواهد اینجا
که نگاه هست
که سکوت هست
اینجا که زمین آرام زیر پای من نشسته است
و باد قصه سرگردانیش را به گوش می خواند
اینجا که ابرها می رقصند و کوهها نظاره گرند
اینجا که زندگی هست…
تنها کمی از تو کافیست
تا ستاره باران لحظه ها…
کمی از تو را به من ببخش
به رسم خاک بخشنده …
نمی خواهم بنویسم.اتفاقا خوب میدانم چه چیزی را نباید نوشت. گاهی باید حرمت نانوشتهها را همچنان در دل نگه داشت.
اما
میدانم
پاییز چند رنگ دارد
و هر سال
یک رنگش را به رخ میکشد…
دل من پاییزی هم اغلب سکوت میخواهد!
……………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام.
سلام
پاییز، فصل مردان و زنان چهل ساله است
فصل آرزوهای باران خورده، رویاهای بر زمین افتاده
فصل حقیقت عریان زندگی، بدون برگهای سبز، شکوفه های زود گذر، بدون دلخوشیهای بچه گانه.
پاییز فصل زنان چهل ساله است
فصل حقیقت ناب زندگی، تنه ی بر جا مانده از سرماهای استخوان سوز، دوستت دارم های حک شده با نیش تیز چاقو روی پوست نازک درخت ریشه های در خاک فرو رفته
پاییز فصل سر خوشی انسانهای سرد و گرم چشیده است
فصل آدمهای از اسب افتاده، دوباره ایستاده آدمهای زنده، آدمهای ریشه در خاک دوانده، پاییز فصل ماست.
……………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. سپاس.