رخوت

رخوت من…

بعد از عشقبازی با صبح بهاری…

دیدگاه‌ها

  1. طوبا

    ای نفرین بر این بهار
    که من در بهار
    همیشه در بهار
    عاشق بوده ام
    بسان پرنده، بسان نسیم، بسان شکوفه و درخت
    بسان هر ذره که در جستجوی جفت خویش…
    من در بهار…
    همیشه در بهار
    عاشق بوده ام…
    ای نفرین بر این بهار …

  2. سحر

    و من در بهار در آغوش ستاره ها، سیاره ها، سیاهچاله ها…

    بر بستر کهکشان،

    عشق بازیها داشتم .

    چه بسیار فرزندانی که با ستاره چشمم، با شیر جانم..

    تغذیه شان خواهم کرد.

  3. Masi

    این رخوت، رخوتی از جنس طراوت بهاره….
    از قدیم برای بهار سفارشی و نغز و زیبا می نوشتین.
    …………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. زنده باد.

  4. لیلا

    سلام
    اشکال از بهار هست
    بهار جوری است که احساس سستی و بی حالی میکنی
    ………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. احتمالا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *