در آستانه‎ی یک ش ک س ت

چندین سال است که گاه و بیگاه به گردشگری ادبی می‎اندیشم و چندین ماه است که در فکر برگزاری همایش آن هستم.
در این مدت بسیاری از دوستان درگیر موضوع شده‎اند و فعالیت‎های بسیاری انجام شده.
با این حال، هرچه به زمان برگزاری همایش نزدیک‎تر می‎شویم فشار روانی و حتی جسمی بیشتری را تحمل می‎کنم. با این فشارها بیگانه نیستم، سال‎هاست که در عرصه‎ی گردشگری، تحت استرس قرار داشته‎ام. اما این مرتبه، روزها عصبی‎ام و شب‎ها کابوس می‎بینم.
از جهتی به این‎گونه از گردشگری، علاقه خاصی پیدا کرده‎ام و حس می‎کنم می‎تواند یک نقطه عطف واقعی باشد. اما از طرفی با عدم حمایت‎ برای اجرای همایش روبرو هستیم.
بدتر از این گاهی دچار تردید اساسی می‎شوم که آیا اصلا در این شرایطی که کشور با آن روبرو است، اجرای چنین طرحی درست و صحیح است یا خیر. لحظه‎ای دیگر با خودم می‎اندیشم که اتفاقا در همین شرایط باید پایداری نشان داد.
از دوستانی که در این مدت با بنده همکاری کرده‎اند شرم دارم و کوشش می‎کنم به هر صورت شده، این همایش برگزار شود. از سوی دیگر هرچه فکر می‎کنم، متوجه می‎شوم توانایی پرداخت هزینه‎های پیشِ رو را ندارم.
دست تنها نیستم، اما دست تنهاییم.
نمی‎دانم چه باید بکنم…

پی‎نوشت‎ها:
۱: این پی‎نوشت‎ها در پی تماس تلفنی و ارسال پیامک‎ها‎ از طرف چند تن از دوستان به متن فوق اضافه شده است.
۲: متن فوق بیانگر عدم برگزاری همایش نیست، بلکه یک درد دل دوستانه است.
۳: به این می‎اندیشم که آیا اگر از طریق همین سایت برای برگزاری همایش طلب حمایت مالی کنم، کار درستی انجام داده‎ام یا خیر؟

دیدگاه‌ها

  1. ......

    سلام من فقط یک بار شمارو دیدم،بیشتر با خوندن مطالب سایتتون با شما آشنا شدم و هستم،راستش از خوندن این مطلب کمی تعجب کردم،به نظرم شما یک انسان پر انرژی و صادق هستید و همیشه هدفهای بزرگی داریدو با نا امیدی بیگانه….شما همیشه یه راهی پیدامی کنید،این مشکلم مثل مشکلات دیگه حل می کنید انشا الله.
    ……………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از اظهار لطف شما.

  2. زهره سادات

    این مملکت همین چیزهایی را که دارد هم مرهون وطن پرستان و زحمت کشانی چون شماست که تا آخرین لحظه ایستادگی کرده اند…
    نمی شود به این همایشتان یک کلمه ی اسلامی، یا چه می دانم بیداری و این جور چیزها اضافه کنید؟ همچین کارتان راه بیافتد که نگو!!!

    این هم می تواند یک شوخی باشد و هم یک پیشنهاد…
    ……………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. قیمت مهم است. مهم است که چه قیمتی می پردازیم، نه؟

  3. الهۀ معروضي

    هر گام سنجیده خود رسیدن است و هر درنگ بجا بازنگری آرمان. هدفمان را به دست زمانه داده تا چون گوهری آن را صیقل بزند و خود را به امواج زمان می سپاریم تا ما را به گوهر مقصود برساند. این اولین بار است. پس هر صرف وقت و هزینه ای که انجام شده برای معرّفی کار مفید و لازم بوده است. شما سفارشتان را به کائنات داده اید و اکنون در نوبت هستید. انتظارتان را با سرخوشی توأم کنید. و البتّه شما در آستانۀ شکست صخره های پیش رو هستید تا از آنها پلّه بسازید. شکست عادت و چشم انداز همیشگی دردناک است. امّا افقهای جدید در انتظار است. به خود مهلتی بدهید تا برای پذیرش آن آماده شوید و دوباره از سر بگیرید. پیروزی در انتظار شماست.
    ……………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از لطف و اظهار نظر شما.

  4. اکبر رضوانیان

    سلام خوشحال میشدم همراه دوستتون تو کاشون همدیگه رو میدیدیم وصحبت میکردیم واما برخی پیشنهادات من ۱ اگه بشه لیست هزینه ها رو ارایه بدی وبخوای که هرکسی یه بخشی رو به عهده بگیره ۲ مکان وهزینه ها رو کاهش بدی مثلا بیاد تو جایی نزدیکای تهران وبا شفاف سازی هایی مثل جشن خوزستان مطمینم یعنی مطمینیم که باید بشه حتی فوقش تودوره ی اول با چاپ کتاب مجموعه مقالات / چیزی که مهمتره همه ی ایناس خود ارش نوراقاییه مراقب خودت باش / همین الان دوستت رسید کاش خودتم بودی / به امید دیدار
    ……………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. مخلصیم استاد و به امید دیدار.

  5. امير روستا

    سلام آرش جان . خسته نباشید میگم به همه دوستان و خودت که در این عرصه بی دریغانه فعالیت انجام می دین . به هر حال این فشارها اذیت کننده است اما نتیجه اش زیباست . چند روزی هست که داریم برای اجلاس سران غیر متعهد ها برای اولین بار در ایران فعالیت می کنیم برای ورود هشت هزار نفر خودت فشاری که روی ما هست رو می تونی تصور کنی که چطوریه امیدوارم هممون زحماتمون بی نتیجه نمونه و بتونیم در عرصه گردشگری و نشان دادن وجه ایران عزیزمان تلاش کنیم .
    ……………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از محبت شما. امیدوارم که موفق و پیروز باشی.

  6. Masi

    می دونم که هنوزم به این موضوع فکر می کنین و هرگز از گوشه ی ذهنتون نرفته
    بگمانم اگر بعد از این سری کارهای در دست انجامتون یک برنامه ی مدون بریزین، و خواهان کمک از همه برای این مسئله بشیم جواب بگیریم….باور بفرمایید در خیلی از موارد همین مردم عادی حمایتگران بی منت تری از دولت و دست اندرکاران هستن.

    فکر کنم فقط خودمون نباید خودمون رو تنها بذاریم!

    خود شما با تجربه ترینین…فقط خواستم نظرم رو عرض کنم.
    ………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. موافقم با شما. زنده باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *