نام نامی ایران

۷ سال است که در اینستاگرام فعالیت می‌کنم و ۱۴ سال است که وبلاگ دارم. در این مدت هزاران مطلب نوشته‌ام.
گهگاهی از روی بازخوردها و واکنش‌های مخاطبین نسبت به متن‌ها، تحلیل‌هایی در سطح و اندازه‌ی دانش و بینش خودم انجام داده‌ام و فرض‌هایی دستگیرم شده است.
تا امروز متوجه شده‌ام که مردمان وطنم با روح خسته و پر از جراحتشان، به روزنه‌هایی برای امید نیاز دارند. به یک سمبل، اسطوره، اتفاق، هدف یا هر چه که می‌توان بر آن نام نهاد، نیاز دارند که قدم بردارند.

ولی قصه‌ی پر درد این است که گاهی زخم‌ها و صدمات وارد شده بر روح جمعی هم‌میهنان چنان عمیق و کاری بوده که توان حرکت را از بیخ و بن می‌گیرد.
در این نوشتار کوتاه نه در پی این هستم که بگویم مقصر کیست و نه در فکر جدا کردن پیکره‌ی ایران به دو بخش مردم و حکومت. کار من این نیست. و معتقدم نتیجه‌ی امروز ایران، برآیندی است از افکار و گفتار و کردار همه‌ی ما.

القصه، متنی که در رابطه با سه یوزپلنگ نوزاد (درسه پست قبلی با عنوان «مام میهن») نوشته‌ام، تاکنون ۷۸۰ بار در اینستاگرام به اشتراک گذاشته شده است. در تمام این سال‌ها چنین بازخوردی در رابطه با متن‌هایم سابقه نداشته است. یک بار دیگر وقتی متنی که توأمان برای استاد شجریان و پروفسور میرزاخانی منتشر کردم به اندازه‌ی کمتر از نصف این تعداد، به اشتراک گذاشته شد. (قطعا من نسبت به تعداد مخاطبان خودم سخن می‌گویم)
سوال این است که چرا؟

در یک کلام، فهمیده‌ام آنچه که به هویت و اصالت یا به فخر و مباهات گره خورده باشد، می‌تواند عامل انگیزش و امید باشد، حتی برای روح و جسم نه‌چندان آماده‌ی ما.

«ایران» واژه‌ی عزیز و مهمی است. چه ایران نام آن یوزپلنگ آزار دیده‌ و رنجور نجات یافته از مرگ باشد که حالا در اسارت برایمان سه فرزند زاییده، یا ایران نام نامی کشوری باشد که تنها جغرافیا برای تابیدن کورسوی امید بقای هم‌جنسان آن ایران دیگر باشد.

خلاصه‌ی کلام اینکه، ایران در هر مصداقش به هم‌جنس و همراه و همدل نیاز دارد.
ما آشکارا زخم داریم، توانمان اندک است و امیدمان کم. ولی نام ایران به ما جسارت و انگیزه می‌دهد.
دریابیم این را، وگرنه بیم دریا همیشه هست.

دیدگاه‌ها

  1. ماریا

    جسم و جانتان پر توان که هم همدل هستی و هم یک دل ،شما خودت بارقه امیدی آرش جان که مطمن هستم کم زخم نداری از جفای روزگار.ایران عزیز، جانت روشن نگه دارد.
    ………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس.

  2. لیلا

    سلام
    این متنی که نوشته بودی خیلی جالب توجه بودو تلنگری زیبا به همه مون زد.
    سپاس که هستی آرش عزیز
    ما دوستانت ی دونه از تو را داریم مراقب خودت باش.

    بهرام رادان تو فیلم بارکد یه دیالوگ قشنگی داشت میگفت:
    «آدما بدون غذا بیست روز دووم میارن بدون، آب دو روز، بدون اکسیژن چند دقیقه، اما بدون امید لحظه‌ای هم دووم نمیارن»
    میخوام بگم درسته سخته، درسته فکر میکنی مسیر طولانیه ولی بخاطر چیزی که تو قلبته، داری میجنگی و اونه که زنده نگه ات داشته! پس حتما ارزششو داره.

    ولی نمیدونم چرا من امیدی درونم نیست اصلا دچار یاُس درونی شدم.
    همه مون که با هم دشمن شدیم فقط بهم فحش و ناسزا می دهیم.
    به جای تخم دوستی درون مان انگار تخم دشمنی و کینه کاشته شده است.
    ……………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. لیلا جان حالت رو درک می‌کنم چون حال همه‌ی ما همینه. مراقب خودت باش لطفا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *