تاكنون بيش از 100 روز در خوزستان سفر كردهام، بيش از 200 جاذبه فرهنگي و تاريخي و طبيعي و مردمشناسي خوزستان را ديدهام، راهنماي بيش از 300 نفر در خوزستان بودهام، اما اينمرتبه خوزستان باز هم حرفهاي تازهتري داشت. اين شما و اين شيوهي جديد من در سفرنامهنويسي…
به قصد سه روز، به خوزستان سفر كرده بودم. روز اول را در اهواز سپري كردم تا براي دانشجويان جديد مدير فني خوزستان، كتاب “برنامهريزي و سرپرستي گشتها” را تدريس كنم. اما براي دو روز بعدي، برنامهاي براي سفر در چند شهر خوزستان مد نظر داشتم تا ايدهي نوشتن كتاب “راهنماي گردشگري استان خوزستان” را بررسي كنم. براي اين سفر از قبل با يكي از دوستان برنامهريزي كرده بودم كه سفر را با او به انجام برسانيم. اما از آنجا كه موبايلش خاموش بود و هيچ خبري از او نشد و هيچ تماسي هم نگرفت، پا در هوا ماندم. بنابراين در شك و دودلي بودم برنامه را لغو كنم و همان شب به تهران برگردم، كه «محمد شماليزاده»، يكي ديگر از دوستان زحمت همراهي با بنده و در اختيار گذاشتن اتومبيل را پذيرفت. ما شب را به منزل او رفتيم تا براي سفر دو روز آينده آماده شويم. در همين حين «مجتبي گهستوني»، يكي ديگر از دوستان روزنامهنگار بنده، براي همراهي در اين سفر اعلام آمادگي و خوشحالم كرد.
روز شنبه 3/11/88 ساعت 7 صبح، مجتبي و محمد و من از اهواز به مقصد روستاي «كارتا» N32 13-E49 46 (از طريق راه مسجد سليمان) حركت كرديم تا از “امامزاده سلطان ابراهيم” بازديد كنيم.
درياچهي پشت سد شهيد عباسپور (كارون 1). براي رفتن به روستاي «كارتا» بايد از جايي كه با رنگ زرد نوشته شده سوار قايق ميشديم و تا محل آخرين پرچم ميرفتيم.
در مسير از روستاي «درب خزينه» N31 53-E48 59 (در مسير اهواز – مسجد سليمان و بعد از ملاثاني) و قلعهي قاجاري نيمهمخروبهي آن بازديد كرديم. جلوتر كه رفتيم در كنار جاده، چهارتاقيهاي روستاي «بَتوند» N37 00-E49 07 نظرمان را جلب كرد. به آن سمت رانديم، عكس گرفتيم، چاي نوشيديم و دوباره به راهمان ادامه داديم.
چهارتاقيهاي روستاي «بَتوند» كه گونهاي از بناهاي آرامگاهي منطقه هستند.
قرار نبود كه از شهر مسجد سليمان ديدار كنيم، بنابراين جادهي سد كارون 1 (شهيد عباسپور) را پيش گرفتيم و در راه از بقاياي آتشكده و بردنشانده عكاسي كرديم.
اين «بردنشانده» (برد به معناي سنگ است) در محل آتشكدهاي N32 02-E49 19 قرار دارد كه امروزه تنها بقايايي از آن را ميبينيم.
اين چوپان بختياري را در نزديكي آتشكده ديديم و كمي با او گپ زديم.
براي رسيدن به “امامزاده سلطان ابراهيم” ميبايستي خودمان را به دوراهي روستاي «كٍوٍشك» N32 03-E49 33 ميرسانديم و كمي جلوتر از آنجا، سوار بر قايق ميشديم. كرايهي قايق نفري 2500 تومان است و قايقرانان 10 نفر را در هر قايق سوار ميكنند. زمان قايقسواري هم حدود 1 ساعت تا 1:15 دقيقه است. ما چون وقت نداشتيم يك قايق با قيمت 20000 تومان كرايه كرديم و خودمان را به روستاي «كارتا»، جايي كه امامزاده در آنجا واقع است رسانديم.
وقتي سوار قايق بوديم اين عكس را گرفتم. آن كوهي كه برف دارد، زردكوه بختياري است و پشت آن شهر چلگرد است.
وقتي از قايق پياده شديم و به داخل روستا رفتيم، در همان ابتدا ديديم كه اين بچهها بر روي تخته سنگي نشستهاند و درس ميخوانند.
اين آقا (احتمالا پدربزرگ همان بچهها) هم در نزديكي همان بچهها در داخل حياط خانهاش نشسته بود و قرآن ميخواند. با او چند دقيقهاي همكلام شديم، نشاني امامزاده را پرسيديم و سپس از او دور شديم. در اين هنگام “مجتبي گهستوني” گفت كه يك دايي ناتني در اين روستا دارد كه نميداند، كيست و در كدام خانه زندگي ميكند. موقع برگشت متوجه شديم كه اتفاقا همين آقا، همان دايي ناتني گمشدهي اوست كه تا به حال همديگر را نديده بودند.
اين عكس را موقع برگشت گرفتهام، موقعي كه مجتبي متوجه شد اين آقا همان دايي ناديدهاش است و نشاني ميدهد كه: “به پير و به پيغمبر، من خواهرزادهي تو هستم.”
كدبانوي بختياري در حال پخت نهار براي خانواده در روستاي «كارتا»
سنگمزارهاي روستا
گونهاي از سبك زندگي در اين روستا
مقبرهي امامزاده سلطانابراهيم كه در تمام خوزستان شهرت دارد و به قول دايي مجتبي، برادر امام رضاست.
هر كجاي روستا باشيد، اين نقش كه بر كوه ميبينيد، جلب نظر ميكند. مردم محلي ميگويند: “گاوي از كمر كوه پايين ميآمده كه شيري بر آن حمله ميكند. امامزاده آن شير را در همانجا طلسم ميكند و اين نقش همان شير است (سر و دست و پا و دمش را ميتوان تصور كرد).”
از اين خانواده تقاضا كرديم كه به ما نهار بدهند. برايمان قطعاتي از مرغ كباب كردند و به اتفاق خورديم.
سگي با دو رنگ متفاوت در چشمهايش: اين سگ همان خانوادهاي است كه در حياط خانهاشان غذا خورديم.
وقتي غذا خورديم، قايق ديگري با همان قيمت كرايه كرديم و از روستا برگشتيم. صحنههايي در راه ديديم كه اين عكس و سه عكس بعدي نمايانگر آن زيباييها هستند.
بدون شرح
بدون شرح
بدون شرح
آن جزيرهاي كه ميبينيد، در نزديكي همان جايي است كه بايد سوار قايق بشويم و به سمت روستاي «كارتا» برويم. در اين جزيره تفريحي ويلاهاي يكخوابه و دو خوابه و سهخوابه براي اجاره گردشگران وجود دارد. طبق اطلاعات مجتبي گهستوني، اتاقها به ترتيب شبي 100000، 120000 و 150000 تومان كرايه داده ميشوند.
از آبهاي نيلگون كارون خداحافظي ميكنيم و به سمتي ميرويم كه من حدس ميزنم (فقط يك حدس جسورانه است) محل تولد كوروش باشد. نامش «قلعه بردي» N32 08-E49 31 است و به نظر ميرسد كه بناهايي از دوران هخامنشيان در اين منطقه وجود داشته است.
در تصوير موقعيت «قلعه بردي» نسبت به درياچه پشت سد كارون 1 و قلعه خواجه مشخص است.
تصوير ماهوارهاي منطقه
بقاياي آثاري از دورانهاي گذشته (احتمالا هخامنشيان)
نقشهايي كه بر روي برخي از سنگهاي روستاي «قلعه بردي» ميتوان ديد.
با ديدار از روستاي «قلعهبردي» برنامهي روز اول به پايان رسيد و ما به سمت اهواز حركت كرديم. همچون شب قبل، به منزل محمد شماليزاده رفتم و تا صبح استراحت كرديم.
روز دوم از خانه بيرون آمديم و رفتيم داخل شهر اهواز تا براي صبحانه از حليمفروشي معروف «حاجخدايي» حليم بخريم.
بدون شرح
قبل از اينكه اهواز را به مقصد «رامهرمز» ترك كنيم، به محل عبادت «صابئين مندائي» رفتيم و از آنها عكاسي كرديم. آنها روزهاي يكشنبه براي اجراي مراسم در شهر اهواز به كنار رود كارون ميروند. مشكلي براي عكاسي نداشتيم و در واقع با رعايت فاصله ميشود از آنها عكس گرفت. مهربانند و معتقد به دين خود. مندائيها لباس سفيد ميپوشند و من قبلا يك متن در مورد اين قوم خلاصهنويسي كردهام. براي اطلاعات بيشتر دربارهي اين قوم به لينك زير مراجعه كنيد:
http://www.chn.ir/news/?section=1&id=24966
اهواز – كارون – مندائيها – 7 صبح – يك شنبه
همان توضيح بالا
اين پيرمرد يكي از مقامهاي روحاني مندائيان اهواز است.
رو به آب در حال خواندن كتاب مقدس مندائيان (گنزا ربٌا؟)
بخشي از اجراي مراسم ديني: شاخهي زيتون را به صليبي ميبندند.
بعد از عكاسي از مندائيان، اهواز را به مقصد رامهرمز N31 15-E49 36 ترك كرديم. از اهواز تا رامهرمز حدود 1 ساعت و 20 دقيقه راه در پيش داريم. با هماهنگي قبلي توسط مجتبي با دوستي به نام «حشمتالله دهقان»، نايب رئيس انجمن دوستداران تاشار رامهرمز آشنا شديم و او ما را به ديدار از چند شگفتي در اطراف رامهرمز رهنمون شد.
مسيري كه ما از رامهرمز براي ديدار از «تشكوه» و «درهقير» پيموديم.
تصوير ماهوارهاي رامهرمز
تصوير ماهوارهاي از روستا و رودخانهي «ماماتٍين عليا»: تشكوه و درهقير در نزديكي اين روستا واقع شدهاند.
مجتبي كار داشت و در اين روز (يكشنبه) ما را همراهي نكرد، اما همهي ارتباطات را براي راحتي كار ما برقرار كرد. محمد و من به سمت رامهرمز رفتيم، آقاي حشمتالله دهقان را سوار كرديم و يكراست به سوي روستاي «ماماتين عليا» N31 18-E49 45 رفتيم. قرار بود تا از «تشكوه» N31 16-E49 48 و «درهقير» N31 19-E49 44 به عنوان دو شگفتي رامهرمز ديدار كنيم. از رامهرمز تا ماماتين حدود 30 دقيق راه است. «تشكوه» در فاصلهي حدود 5 كيلومتري روستاي «ماماتين عليا» قرار گرفته و «درهقير» نيز در نزديكي اين روستاست.
بياغراق يكي از شگفتيهاي ايران همينجاست. اين حفرهها همچون چشمههايي هستند كه به جاي آب سرد از آنها آتش گرم بيرون ميجهد. اينجا «تشكوه» است. «تش» همان آتش است كه نام اين بخش از تپهي اطراف جاده را بر آن گذاشتهاند. به خاطر خروج گاز از اين حفرهها همواره از آنها آتش به بيرون ميجهد. با خودم فكر ميكنم كه در صورت معرفي و ساخت زيرساخت براي اين منطقه، چقدر ميتوان به رونق گردشگري و وضعيت اقتصادي مردم منطقه كمك كرد.
اينهم نماي «تشكوه» از كنار جاده: فاصلهي اين آتشها از جاده حدود 50 متر است و به سادگي ديده ميشود، اما هيچ تابلويي براي معرفي اين پديدهي جالب وجود ندارد. فقط حواستان بايد باشد كه وقتي در جادهي قديم رامهرمز به ايذه (هفتكل) ميرويد بايد به تابلوي «ابوالفارس» دقت كنيد و آن راه را در پيش بگيريد و بعد از عبور از پل آهني، به سمت چپ جاده نظر كنيد تا اين صحنه را از دست ندهيد.
روستاي «ماماتين» اولين مكاني است كه طبق اطلاعات محليها، در سال 1907 ميلادي اولين چاههاي نفت خاورميانه در آنها حفر شد. اما به دلايل اقتصادي از اين چاههاي نفت بهرهبرداري نشد و نهايتا در مسجد سليمان استخراج نفت در ايران و خاورميانه شروع شد. تصوير بالا مربوط به برخي از بناهاي اداري و اقامتي در روستاي «ماماتين» است كه توسط انگليسيها با مصالح بومي در آن زمانها ساخته شده. امروزه مردم در اين خانه زندگي ميكنند.
ايشان آقاي «روحالله كلاهكج»است كه ما را براي ديدار از درهقير همراهي كرد. درهقير در نزديكي روستاي «ماماتين عليا» واقع است. از كف و ديوارهي رودخانه قير ميتراود.
بدون شرح
تراوش قير از ديوارهي رودخانه
چاه نفتي كه ذكرش رفت: امروزه از استحكامات چندين چاه نفتي كه در منطقه وجود داشتهاند خبري نيست اما در اطراف روستا نشانههايي از بقاياي بناها و قلعههاي انگليسيها باقي مانده است.
ما بعد از ديدار از روستاي «ماماتين» به رامهرمز برگشتيم و در منزل آقاي دهقان غذا خورديم. بعد گشت كوتاهي در شهر زديم و از محل «جوبَجي» (همان جايي كه چند سال گذشته تعدادي اشياء قيمتي از آن به دست آمده بود) مطلع شديم. سپس راهمان را به سمت بهبهان ادامه داديم.
در راه بهبهان: هرچه بگويم برعليه خودم استفاده خواهد شد!
مسلما بهبهان N31 19-E49 44 آثاري براي بازديد گردشگران دارد، اما قصد ما ديدار از اتفاقاتي بود كه كمي ناشنيدهتر و منحصر به فردتر باشند. بنابراين فقط به بازديد از باغ نرگس N30 37-E50 16 كه تنها در اين زمان گل داشت قناعت كرديم.
مسير حركت ما از رامهرمز به بهبهان و موقعيت باغ نرگس در شهر بهبهان
نقشه هوايي شهر بهبهان و موقعيت باغ نرگس در نزديكي شهر
ايستگاه نرگس بهبهان
و ما دشت نرگسي ديديم كه نگو!
باغ نرگس بهبهان
بعد از پايان بازديد، به اهواز برگشتيم. در منزل محمد شام خورديم و به همراهي او به فرودگاه رفتم تا به تهران برگردم. سفرم به پايان رسيده بود.














































دیدگاهها
سلام این سفرنامه هم عالی بود
من مثل آدمهایی که از کاروان جا مانده اند و به دنبال قافله می دوند مطالب سایت شما را دنبال می کنم .
سر شب اتفاقی این لینک را در سایت انسان شناسی و فرهنگ دیدم فکر کنم به تحقیقات کتابخانه ای شما کمک کند البته اگر شما زودتر ندیده باشیدش . این لینک و سرشاخه های ان مطالب خوبی داشتند.
http://anthropology.ir/node/12417
……………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. بله، این سایت رو می شناسم. سپاس.
سلام، لطفا اگر امکان دارد آدرس ومسیر دقیق دسترسی به جزیره کوشک وجمالی اندیکا را برای من ایمیل کنید.ممنون
…………………………………………………………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام. باید به مسجد سلیمان بروید و از اونجا راه سد شهید عباسپور را در پیش بگیرید. برای ادامه مسیر هم می تونید از مردم کمک بگیرید و هم به نقشه راه های ایران مراجعه بفرمایید.
سلام
خواب از سرم پرید با دیدن این همه نرگس زار و قیر و نفت و تش کوه وووووو
این فقط بخش کوچکی از ایرانه که این همه جاذبه فرهنگی تاریخی طبیعی داره
وای خدا ما چقدر خوشبخت و بدبختیم این همه ثروت این همه فقر
ممنون که از سفرنانه ای که نوشتید
لذت برم
……………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. قابل نداشت.
از اون مدل ارامگاه که شبیه اتاقه و گنبدی من چند جای دیگه هم دیدم مثلا شهرستان خنج به سمت قیرو کارزین روستای سیف اباد – استان فارس-
میگن مال گبراست
…………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. سپاس.
آقا حال کردیم
……………………………………………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام. ارادتمندیم.
سلام، آقای نورآقایی بنده پژوهشگری هستم که روی بناهای باستانی کار می کنم، آیا از «چهارتاقیهای روستای بَتوند» عکس دیگری دارید؟ به شدت بهش نیاز دارم. ممنون می شم کمکم کنید.
سلامت باشید.
………………………………………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام. راستش نمی دونم عکس های دیگری هم دارم یا خیر. از دوست عزیزم، جناب آقای مجتبی گهستونی بخواهید که عکس بهتون بده. شاید داشته باشه.
سلام . آیا دیدن این دشت نرگس برای همه آزاده یا نیاز به مجوز یا نامه داره؟ ما قصد سفر به این منطقه رو داریم. اگه عمومی نیست جای دیگه ای رو می شناسین که اجازه بازدید داشته باشیم؟ ممنون
………………………………………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام. به مجوز نیاز ندارید. فقط باید هماهنگ کنید و داخل شوید.
سلام خسته نباشید میتونید بهم زمان رفتن به دشت نرگس بهبهان بگید؟ دشت لالی واقعا گل داره؟ چه فصلی؟ ممنون از تصاویر و مطالب زیباتون
……………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. 1- بهترین زمان برای دشت نرگس بهبهان، اواخر بهمن، اوایل اسفند ماهه. با این حال، تاریخ دقیق رو باید از اخبار محلی پی بگیرید. 2- بخش هایی از لالی در اسفند تا اواسط بهار گل داره.
موفق باشید.
سلام چطوری میتونم به جزیره کوشک برم بصورت تور
ممنون میشم لطفا دقیق بگین چطوری میشه رفت خیلی علاقه ن
مندم برای دیدن این منطقه
با تشکر از شما
……………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. واقعا نمی دونم برای اونجا تور برگزار میشه یا نه. ولی خودتون میتونید برید.
آقای نورآقایی نمیدونم ازچه جمله ای برا تشکرکردن ازجنابعالی باید استفاده کنم خودم خوزستانی ام تمام امکانات سفرکردن وهم دارم فقط اون مایه ی کارو که همون “همت”باشه رو کم دارم به خاطرهمین لازم میدونم ازشما که بااین عشق وعلاقه وصدالبته تلاش فراوانی که درمعرفی زیبایی های استانم به سایرهموطنای عزیز به کار گرفتیدتشکروقدردانی کنم واقعا دستتون دردنکنه
………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. سپاس از محبت و توجهی که دارید. هر چه کردم، اگر قابل باشه، وظیفه ای بوده که در قبال کشورم احساس می کردم.
سلام. ممنون از اطلاعات جالبتون. برای رفتن به جزیره کوشک ماشین رو باید کجا گذاشت؟ آیا مواد غذایی توی جزیره پیدا میشه یا باید همراه ببریم؟ اقامت در جزیره رو برای چند شب توصیه می کنید؟
…………………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. متاسفانه اطلاعات من برای جواب به سوالهای شما خیلی قدیمی است و کاربرد نداره احتمالا.
در آرزوی انتشار کتاب خوزستانم
نمیتونم حدس بزنم چقدر اعجابانگیز میشه
………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. در زمان خودش میتونست کتاب خوبی بشه. اما که نشد که بشه.
از اين همه كشف و كنجكاويتون هميشه لذت ميبرم
و چه دشت نرگسي
بوي گلها تا اينجا رسيد!🙏🏻
عالي بود واقعا .
…………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. محبت دارید.
سلام روستای کارتا خیلی جاهای دیدنی و جذابی دارد که در اینجا ذکر نشده
………………………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام. سپاس از شما. امیدوارم در سفرهای بعدی بتونم بخش دیگری از این منطقه و در کل خوزستان زیبا را ببینم.