امشب (۲۵ مارچ) آخرین شبی است که در بارسلون هستیم و فردا به سمت پاریس می رویم. امروز هم با وجود خستگی ناشی از کم خوابی، با چند تن از مسافران در بافت قدیمی شهر قدم زدیم. احساس می کردم که بارسلون را درمی کشم. در یک کلام، بارسلون در روحم نفوذ کرد. در هنگام …
روز: فروردین ۶, ۱۳۹۱
قبل از شروع: ۱- من اگر آهنگساز بودم یکی از اشعار مولانا را برای موسیقی و رقص “فلامنکو” تنطیم می کردم. جواب می دهد، مطمئنم. ۲- جاده خانه من است، سفر وطنم. می روم و این شعر پیشکش به شما: سفر: مادری پا به ماه پدر: ماجرا و نوزادشان: راه متن فوق را سرکار خانم “عرفان …