اي نشئه‌ي شيرين تلخ انگار

در ذهنم طنابي بسته شده از اين سر تا آن سر،

و او آويزان است‌ از آن،

هر انديشه‌اي كه مي‌وزد، جان مي‌گيرد و مي‌آيد به سويم.

من در او محصور شده‌ام.

دیدگاه ها

  1. nashenas

    salam man emshab ta sahar khabam nakhahad bord hameh andisheam andisheye fardast vojoodam az tamanaye to sarshar ast cheraghe mah larzanaz nasime sarde paeez ast dele bitabo biarame man az shogh labriz ast be har soo cheshme man roo mikonad fardast negaham baz heyrane to khahad mand sarapa cheshm khaham shod sereshke eshtiagham shabname golbarge rokhsare to khahad shod

  2. پسر ایران

    تصور میکنم حکمتت در لیدری عمیقتر از شاعری است.. اگر دعوام نمیکنی بگو اگر با قطار نزدیک چغا زنبیل پیاده بشوم ایا امکانات ترابری انجا پیدا میشود تا از ایستگاه به ان مجموعه تاریخی رسید.. یا اصلا مسیر ریلی را پیشنهاد نمیکنی ؟؟ در ان اطراف میشود چادر زد یا حتما باید به هتل رفت؟؟… سخن دیکر انکه از اینکه در خاکی نفس میکشی که من هم میکشم احساس غرور میکنم و به شما افتخار میکنم.. در این حرمسرا را به روی ما باز کردی و میز بانی میکنی ولی من اداب مهمانی را در اینجا نمیدانم.در قسمت ارسال نظر فقط باید نظر داد یا میتوان سخن دیگری گفت یا سوال کرد؟؟/.. به اندازه دل یک مسافر غریب در هر جای عالم سپاس
    ……………………………………………………….
    جواب: سلام. با قطار به انديمشك برو و از آن‌جا خودت را به شوش برسان و از آن‌جا براي ديدار از چغازنبيل برو. فكر كنم مي‌شود در اطراف چغازنبيل چادر زد. تو هر چه دل تنگت مي‌خواهد با قسمت ارسال نظر انجام بده و غم راه نده.

  3. سیما سلمان‌زاده

    انگار برای همین امروز
    ۸ فرپردین ۱۳۹۸
    منتظر چنین متنی بودم!
    ……………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. زنده باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *