روزنوشت سفر توسط آرش نورآقائی در سه شنبه, تیر 17, 1399 خواب دیدم با سعید و ستاره میرویم سفر. سعید ۱۴ سال است که مرده. و ساعت ستاره شکسته بود. نوشتهی قبلی نوشتهی بعدی نوشتههای مرتبط روزنوشت آن چای که سرد شد روزنوشت حافظ به گفتۀ بیضایی روزنوشت جاده و واژه
لیلا ۲۸ آذر ۱۳۹۹ در ۱۱:۱۲ ب٫ظ آخی یادم هست بهم گفتی بهترین دوستت بود با هم درس میخواندید….. روحش شاد بچه اش بزرگ شده دیگه …………………………………………………………………………………………………… جواب: سلام. بله، پسرش بزرگ شده. بهترین دوستم بود.
دیدگاهها
آخی
یادم هست بهم گفتی بهترین دوستت بود با هم درس میخواندید…..
روحش شاد
بچه اش بزرگ شده دیگه
……………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. بله، پسرش بزرگ شده. بهترین دوستم بود.