ماه: اردیبهشت ۱۳۹۹

اسطوره‌‌های‌ آسمانی

در حوزه‌ی عقیدتی، برخی کشورها «تاریخی» می‌اندیشند و برخی «اسطوره‌ای»، کشورهای گروه اول دیدگاه «ملی» دارند و دیگری دیدگاه «آسمانی». به اعتقاد من، برآیند جمع جبری اعتقاد در ایران، اسطوره‌ای-آسمانی است.

کالبد رنگی ما

با خودم فکر کردم که اگر لب یک پرتگاه ایستاده باشیم و همزمان بتوانیم ته درّه و اوج آسمان را ببینیم، و در این حال سوالی را مطرح کنیم که جایگاه خاطرات و رویاها کجاست در این مناظرِ پیش رو؟ به احتمال بسیار، پاسخ این می‌شود: رویاها در اوج جای می‌گیرند و خاطرات در آن …

قبرستان هزاره سوم (یک داستان دیجیتالی)

وقتی مُرد در یک گوشی موبایل دفن شد. چند ساعت از مردنش که گذشت، فهمید چه بسیار کسانی که قبل از او در همین قبرستان، به خاک که نه، به موج سپرده شده‌اند. پس او هم به زودی به شبکه‌ی موج‌سواران پیوست، درواقع راهی جز این نداشت. این‌جا همه در فضای قبرشان تنها بودند، اما …

آلوده‌گی

این سوال برایم مطرح شده که چرا وقتی آنچه که زمانی جزئی از بدن ما بوده، بعد از جدا شدن (حتی در نگاه خود ما) آلوده انگاشته می‌شود، مثل: خون، مو، ناخن، ادرار، مدفوع، … اما چرا فرض نمی‌کنیم آنچه که مربوط می‌شود به اندیشه و گفتار و کرداری که از ما ساطع می‌شود، نیز …

فرمول اسارت

انسان همواره از آزادی می‌گوید، اما به نظر می‌رسد خودش همه‌ی موجودات اعم از بی‌جان و جاندار را در قفس یا به عبارت بهتر، در ابعاد قابل دسترسی گیر می‌اندازد تا احتمالا از این روش، آنها یا شاید خویشتن خویش را بفهمد؛ اشیای ارزشمند را در قفسه‌های موزه، گیاه را در گلدان، پرنده را در …

دن کیشوت در سفر

تیرهایِ برقِ جادهْ، در نگاهِ دن کیشوت گونه‌ی من، بسانِ همان برج‌های قلعه‌هایی هستند که از قضا، شهرهایِ خیالیِ پشتِ دیوارهایِ نامرئیِ آن‌ها، کاملا پیدایند. زنبورخوارهایِ (پرندگان) نگهبانْ، بین برج‌ها، روی سیم‌ها که راه میان برج‌هاست، نشسته‌اند و به نوبت پاس می‌دهند.

ایده‌ای برای سده نو (سده ۱۵ هجری شمسی)

با توجه به وضعیت بد محیط زیست در ایران و با عنایت به یکی از اهداف #تحول_برای_سده_نو، شاید بد نباشد که در آستانه‌ی نوروز و نوروزهای آینده بر مبنای اسطوره‌ی جمشید، یک جریانی را ساماندهی کنیم. «جمشید به درخواست اهورامزدا، می‌بایستی تخمه‌ی بزرگ‌ترین و زیباترین جانوران را، و همچنین بلندترین و خوشبوترین گیاهان و درخت‌ها …

مَجاز و مُجاز

به این (حقیقت) رسیدم که انسان به «مَجاز» محتاج است. با مَجاز تایید می‌کند خود را. به عبارتی با مَجاز، مُجاز می‌شود واقعیتش. خط مَجاز، همان خط موازی وجود انسان است. دوش به دوش با هم پیش می‌روند. گویی انسان تنها با ساخت و در ساحت این دنیای قرینه می‌تواند خود را تعریف کند. و …

من

کوه با پژواکش، صدای «من» را به گوشم رساند. زمین با سایه‌اش، ابعاد «من» را برایم نمایان کرد. آب با انعکاسش، صورت «من» را نمایش داد. و ایزدانی که برایشان آفریدم، ایزدان «من» بودند. هنوز هم، خدا، خدای «من» است. جهان در نگاه «من» چیزی نیست جز امتداد «من». بنابراین جسارتا در جواب حضرت مولانا …