روزنوشت شبنوشت توسط آرش نورآقائی در چهارشنبه, دی 4, 1387 چندان عشرت نکردم، که چنین حسرت میخورم. اما پاییز که وقت گل نیست. نوشتهی قبلی نوشتهی بعدی نوشتههای مرتبط روزنوشت آن چای که سرد شد روزنوشت حافظ به گفتۀ بیضایی روزنوشت جاده و واژه
محجوب ۵ دی ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۴ ق٫ظ عشرت کنیم ورنه به حسرت کشندمان روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم «حافظ» تا چند به غمخانه حسرت بنشینیم وقتست که با یار به عشرت بنشینیم «وحشی بافقی»
سیما سلمان زاده ۲۴ مهر ۱۳۹۷ در ۱۱:۱۳ ق٫ظ ۸۴/۰۸/۱۸ نیمه پاییز وقت گل بود پاییز رو باور کن ………………………………………………………………………………………………………………………………… جواب: سلام. سپاس.
لیلا ۲۹ مرداد ۱۴۰۰ در ۵:۰۷ ب٫ظ سلام پاییز بهار دوم است که هر برگش یک گل می باشد. ………………………………………………………………………………………………………. جواب: سلام. موافقم. عالی.
دیدگاهها
عشرت کنیم ورنه به حسرت کشندمان
روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم «حافظ»
تا چند به غمخانه حسرت بنشینیم
وقتست که با یار به عشرت بنشینیم «وحشی بافقی»
اما وقت نفس کشیدن که هست.
۸۴/۰۸/۱۸
نیمه پاییز
وقت گل بود
پاییز رو باور کن
…………………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. سپاس.
سلام
پاییز بهار دوم است که هر برگش یک گل می باشد.
……………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. موافقم. عالی.