گذر ترِ چشمی بر این خانه، انگشتی را از حادثهٔ نگارش سبز کرد؛ آخر کسی هم باید برای تنهای تفتیدهٔ کویر بنویسد! اکبر رضوانیان، او که آوارهٔ جُستن راههای نرفته بود، روزگاری در خم کوچههای کاهگلی، عطر باران و غلغلهٔ همسایگان را در خیال، با خاطرهٔ طعم سنگک مزهمزه میکرد که رفیقی او را به …
اکبر رضوانیان هم از جامعۀ نخبهکش ضربه خورد. او را از سال ۸۶ میشناسم. بدون هیچ اغراقی، رضوانیان یکی از اثرگذارترین افراد در بخشهای مختلف گردشگری-فرهنگی بوده است. تلاشهای او برای احیای بخشی از بافت تاریخی کاشان، فعالیت مستمر و پیگر برای تأسیس صنف بومگردی کشور، آموزش در عرصۀ گردشگری، ایدهپردازی برای ارتباط بین صنعت …