جشن سده، نمادي از مقاومت انسان در برابر طبيعت

آتش به همراه آب و خاك و هوا، يكي از چهار عنصر مقدس در طبيعت است كه در بسياري از فرهنگ‌ها و از جمله در فرهنگ آريايي مورد احترام و تكريم واقع شده‌است و برايش جشن‌ها و آدابي برگزار مي‌شود.

اصول دهگانه توسعه پايدار در گردشگري

مادام كه واژه توسعه، جايش را با توسعه پايدار عوض كرده، به نظر مي‌رسد كه يك نوع ايدئولوژي در دنياي امروزي درحال شكل‌گيري است. در اين مقاله به ده اصل توسعه پايدار در گردشگري پرداخته شده است. 

مسير گردشگري از خمين تا تهران

براي جذب گردشگران داخلي و خارجي نيازمند طراحي مسيرهاي نو با ويژگي خاص هستيم. يكي از اين مسيرها، مي‌تواند مسير اقامتگاه‌هاي امام خميني در ايران باشد. 

باز هم کتاب خریدی پسر!

“باز هم کتاب خریدی پسر!”…این حرف همیشگی مادرم است، وقتی که شب‌ها درب خانه را به رویم باز می‌کند و می‌بيند که من با پلاستیکی پر از کتاب به خانه آمده‌ام. خیلی وقت‌ها که فقط یکی دو جلد کتاب می‌خرم متوجه نمی‌شود، چون آن‌ها را در کیفم قرار می‌دهم. امشب باز هم جمله‌ی “باز هم …

فرهنگ رانندگی

به نظرم رسيد که کتابی با عنوان “فرهنگ رانندگی و ترافیک در ایران” بنویسیم. از خیلی جهات می‌توان به این موضوع پرداخت که هر کدامشان بخشی از وجود جامعه‌ی خوشگلمان را نمایان می‌کند. خودتان ببینید: 1- خلاف راننده‌ها: دنده عقب رفتن، چراغ قرمز رد کردن، در پیاده رو پارک کردن، سبقت غیر مجاز گرفتن، … 2- …

تقويم گردشگري

ببينيد علاقمندان به تاريخ، سينما و ورزش براي خودشان تقويم دارند. بد نيست كه ما هم براي خودمان تقويم گردشگري داشته باشيم. منظورم تقويمي نيست كه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري آماده كرده و جشن‌ها و رويدادها را در آن آورده. نه منظورم اين است كه تيمي تشكيل دهيم و هر كداممان سفرنامه‌هاي ايراني‌ها (مثل ناصر …

حلقه‌اي در گوش

در نقش بار عام كه در موزه ايران باستان ديده مي‌شود، برخي از افراد حلقه‌اي در گوش دارند. در نقش‌هاي ديگر هم اين حلقه‌ در گوش برخي از افراد ـ اگر اشتباه نكنم هم در زمان هخامنشيان و هم در زمان ساسانيان ـ ديده مي‌شود. به موزه مردان نمكي زنجان هم كه برويد، يكي از اين مردان …

فرهنگ‌نامه كودكان: دیالوگ فرضی یک مادر با پسر دو ساله‌اش

ساعت 7 صبح: مادر بر بالین بچه حاضر می‌شود و می‌گوید: بلند شو عزیزم، بیا “ماما” بهت “مه مه” بده. ساعت 8 صبح: مادر بچه را بغل می‌کند و می‌گوید: عزیزم بیا بریم “جیش” کن. آهان،… به “دودولت” دست نزن (در حالي كه خودش دست مي‌زند)… آفرین گل پسرم، تاج سرم. ساعت 9 صبح: مادر …

بخور و نمير، بخور و بمير

شنيده‌ايد كه مي‌گويند: نان بخور و نمير خوب حالا شايد برايتان جالب باشد اگر بدانيد كه نان بخور و بمير هم داشتيم. در آن زماني كه گيلانيان عادت به خوردن نان نداشتند و برنج غذاي اصلي‌اشان بود، ضرب المثلي داشتد كه مي‌گفت: نان بخور و بمير.