ماه: اکتبر 2020

تعبیری از زندگی

هر چند ساعت در همۀ سال‌ها و در طول سالیان، دیده‌ام که شیفتشان عوض می‌شود به نوبت، همۀ آن فضاهای سیاه، همۀ آن فضاهای سفید، پشت پنجرۀ اتاقم. درختان سلام نظامی می‌دهند. گنجشک‌ها مارش می‌نوازند. برف و باران و برگ، پا می‌کوبند با یک ریتم منظم. و من هر فصل یک درجه می‌گیرم از هوا، …

بر فراز سیلک

گیراترین باده‌ی غروب را امروز بر فرازِ بلندترین نقطه‌ی یکی از قدیمی‌ترین شهرهای دنیا از سفالینه‌ای با نقش هندسی، از دستِ آن ساقیِ ۷۰۰۰ ساله نوشیدم که آشیانش بر باد رفته بود.هر خشتِ رها شده، انگار اختیار دلی است از دست رفتهْ که در همه‌ی این اطرافْ بر این خاکِ داغ‌دیدهْ، افتاده.همه‌ی حواسِ روانِ خفتگانِ …

چند دلنوشته برای استاد

مرغ سحر به سوگ سیاوش نشستآوازش که اوج می‌گرفت همچون بانگِ عنقا بیداد می‌کرد و ما همه در هر گوشه، پردۀ شوق می‌دریدیم.پهلوان، آرام به تختِ تاقدیس می‌نشست و ترانه و ترنم به جام همگان می‌ریخت و ما جامه‌دران بودیم.جان‌افزا، جان‌افزارمان می‌شد چکاوک‌وار، و ما بودیم که چنگ می‌زدیم انگار.حصار که می‌شکست، حیران می‌شدیم.خجستۀ خراسان …