مكان: چين، زمان: تابستان 1389 چند نفر از مسافرانم در يك اتاق هتل جمع شده بودند و ميخواستند در يك كنسرو را باز كنند اما دربازكن نداشتند. هرچه در اتاق هتل به دنبال دربازكن يا هر چيزي كه بتوانند با آن در كنسرو را باز كنند، پيدا نكردند. بنابراين در حاليكه فقط كمي زبان انگليسي …
ماه: آگوست 2010
زمان: تابستان 1389، مكان: كشور چين در يكي از هتلهاي شهر شانگهاي اقامت داريم و در روزهايي كه برنامهي بازديد داريم wake up call (زنگ بيداري) براي مسافران گذاشتهام. جريان از اين قرار است كه به صورت خودكار شمارهي تلفن اتاقها گرفته ميشود و زنگ ميخورد. مسافران گوشي را برميدارند و به اين ترتيب از خواب بيدار ميشوند. من …
دارم سعي ميكنم كه «سفر» اتفاق بيفتد، در خودم و در آنهايي كه همراهم ميشوند. شيشهي اتوبوس: اين تبليغ خود پراكندهي من است كه ميدانم ممتد شده است براي ويراني محتوم. روغن شناور در كف خيابان نانجينگ شهر شانگهاي: و مسافران چقدر غبطه ميخورند به زندگي من و نميدانند. مرد سر و گردنش را در سطل زباله كرده و …
و اكنون 12 اثر ثبتي در فهرست ميراث جهاني داريم. خوشحالم. اما نميدانم چطور شده كه امسال دو اثر از ايران را پذيرفتهاند. بعدا بايد از اين قضييه سردربياورم. چند روز پيش در اين آدرس چيزي نوشته نشده بود ولي حالا ببينيد: http://whc.unesco.org/en/newproperties مجموعهي بازار تبريز و بقعهي شيخ صفيالدين اردبيلي به ده اثر قبلي …