در همهي سفرهاي هوايي داخلي يك جملهي نفرتانگيز به شدت آزارم ميدهد: “از اينكه پرواز شما با تاخير انجام ميشود، پوزش ميخواهيم.” بگذريم…
ماه: فوریه 2010
شور خرد(م) كجا رفت و اسطوره(ام) چه شد، تو بگو… تو بگو، من گرفتار افسون شهرزاد(م) يا دربند سوگ سياوش… نميدانم در پي شاخ زرين(ام) يا به نوروز جمشيد دلخوشم… اما ميدانم، نه فلسفهي جغرافيا را خواندهام نه از امپراطوري نشانهها خبر دارم… و ميدانم كه مرد ديدارهاي دور نيستم، و تنها به سيري در سفرنامهها قانعم… وااسفا، كه در روزگاران اين كهنديار غرقم …
خيلي ساده، دو نفر از دوستان همكار خبرنگارم را گرفتهاند و بردهاند. حالٍ كسي را دارم كه پارچه در حلقومش فرو كردهاند و نميتواند حتي با صداي بلند بگريد.
گردشگران خارجي وقتي به شهر شيراز سفر ميكنند از ازدحام مردم بر سر مزار حافظ و سعدي و وقتگذراني و شعرخوانيشان در اين مكانها تعجب ميكنند. درست است كه در همهجاي دنيا مردم بسياري براي ديدار از مزار مردان و زنان مذهبي و سياسي ميروند، اما شايد بتوان گفت كه در هيچ كجاي دنيا همچون …
یک بیل، یک مزرعه و فراموشی… آرزویش را دارم.
همه از دهکده جهانی حرف میزنند. قرار است روزی بیاید که همه چیز نزدیک و در دسترس باشد. من با این موضوع خیلی هم موافق نیستم. اگر همه چیز نزدیک باشد، مفهوم «دوری» از بین خواهد رفت. یک احساس بشری منهدم میشود. یک سبک زندگی فراموش میشود. شعر و ادبیات دچار نقصان خواهد شد…
به جرات ميتوانم بگويم تاكنون با هيچ بشر ايراني برخورد نكردهام كه رگههايي از توطئهچيني در وجودش نباشد. و حالا اين سوال برايم مطرح است: “چگونه ميشود آدم ايراني باشد و توطئهگر نباشد؟”
از آنجا كه ميدانم طيف وسيعي از خوانندگان اين سايت را راهنمايان گردشگري تشكيل ميدهند، و همچنين از آنجايي كه بسياري سوالها دربارهي برگزاري «جشن روز جهاني راهنمايان گردشگري» وجود دارد، چند خطي را در زير يادآور ميشوم. ايدهي برگزاري اين جشن را بنده براي اولين مرتبه در سال 1386 مطرح كردم، بعد به كمك محمدحسين يزداني اين ايده …
به همراه فرشاد تهمورثي به تبريز رفتيم تا پيشرفت امور براي برگزاري جشن روز جهاني راهنمايان گردشگري در تاريخ يكم و دوم اسفندماه سال جاري را بررسي كنيم. اين شما و اين هم گزارش كوتاهي از مراسمي كه قرار است در روزهاي آينده برگزار شود. مديران سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري از برگزاري …
قبلا نوشته بودم كه اگر اتفاق غيرمترقبهاي نيفتد، كتاب “راهنماي گردشگري موزه ملي” را تا تاريخ 28 ارديبهشت سال 1389 (روز جهاني موزه) به پايان ميرسانم. اما غيرمترقبه اتفاق افتاد تا جاييكه فعلا تمام فعاليتهايم در موزه متوقف شده است و اين كتاب اگر هم روزي تمام شود و به چاپ برسد بسيار ديرتر از آن تاريخي خواهد …
چند روز پيش فرصتي دست داد تا با معاون گردشگري كشور جلسهاي داشته باشم. در ميان بقيهي صحبتها، پيشنهاد «فرهنگسراي بينالمللي گردشگري» را پيش كشيدم. حرفم تمام نشده بود كه گفت: “ما هستيم، بيا جلو” من هم يك طرح كوچك نوشتم كه در زير ميبينيد. تقاضايم اين است كه اگر شما هم ايدهاي داريد، اضافه …
وقتي من دورههاي راهنماي طبيعتگردي را سپري ميكردم، مرتضي دزفولي استاد درس “آشنايي با كوهها” بود و من شاگرد ايشان بودم. بعدتر دوستيام را با او ادامه دادم تا به امروز. در سفر اخيري كه تحت مديريت او به يزد رفته بودم متوجه شدم كه براي شركت در مراسم جشن سده، تورهاي بسياري به يزد …
امروزم سرد، فردايم تهي، كماكان حقير، حقير.