در آخرين سفرم، بيش از هر مرتبهي ديگري، به دوربين عكاسي نزديك شدم. همين موضوع بهانهاي شد تا به مضمون اين نوشتار كوتاه بينديشم: به نظر ميرسد كه اگر دوربين با گردشگر همسفر است و ما اين دو را در اغلب موارد با هم ميبينيم به اين خاطر است كه سنخيت متناسب با هم دارند، در واقع هر …
ماه: نوامبر 2009
1- همانطور كه قبلا گفتم سهشنبه 26 آبانماه در جلسهي “انجمن راهنمايان گردشگري استان تهران” در مورد انگيزههاي سفر به اروپا و دستاوردها صحبت ميكنم. در اين جلسه كمتر به محتويات سفر ميپردازم، بلكه از حواشي، دركها و برنامهي آينده خواهم گفت. ورود براي همهي دوستان آزاد است و به اميد ديدار. 2- نميدانم شما كه …
يادي از همسفران: عكاس فيلمبردار صدابردار
در حالي اين نوشته را مينويسم كه در درونم اشك ميريزم و نيم ساعت بيشتر نيست كه به خانه برگشتهام. ساعت 8:10 صبح روز شنبه است. اين نوشته ميتوانست عنوان «اروپا 83» را داشته باشد و من در آن از رسيدنم به خانه بگويم و بنويسم كه خوشحالم. اما خوشحال نيستم و اشكهايم به خاطر تمام شدن سفر نيست …
تنها چند ساعت ديگر به پروازم باقي است. شايد هم فقط چند ساعت مانده به فرودم. به كجا ميبردم اين طرح بلند آرزوها، تا به آن لحظه كه ميرسد از راه… به كجا ميبردم اين طرح بلند آرزوها، تا به آن لحظه كه ميرسد از راه… در اين سفر: در آتش عشق هر شهري سوختم …
گزارش كوتاه و خلاصه از سفر: سفرم از 24 شهریور (15 سپتامبر) شروع شد و تا 23 آبان (14 نوامبر) ادامه يافت (ادامه دارد). در واقع 60 روز در سفر بودم و 58 شب در شهرهاي اروپايي اقامت كردم. در اين مدت (با احتساب «واتيكان» به عنوان شهر- كشور) از 34 شهر و 10 كشور …
ادامه از نوشتهي قبل:
باز «جكي» بيترانه، اما با گوهرهاي فراوان… امروز (يازدهم نوامبر) با «جكي» در بروكسل و اطراف آن قدم زديم و مثل هميشه اطلاعات فراواني را از او دريافت كردم. 11/11، يعني امروز، براي مردم بلژيك روز مهمي است، چراكه در چنين روزي جنگ جهاني اول به پايان رسيد و براي همين، اين روز تعطيل رسمي …
هر طوري كه بود من توانستم 40 ساعت را با 5 يورو سركنم و خودم را به بروكسل، جايي كه «جكي» منتظرم بود برسانم. به اين ترتيب وارد كشوري شدم كه 30000 كيلومتر مربع مساحت و حدود ده و نيم ميليون جمعيت دارد و زبانهاي رسمي كه در آن صحبت ميشود عبارتند از: «فلميش»، «فرانسوي» …
امروز صبح (دوشنبه 9 نوامبر) متوجه شدم كه بر خلاف تصور من، موزههاي آمستردام روزهاي دوشنبه تعطيل نيستند، بنابراين فرصت داشتم تا جايي كه زمان دارم از چند موزهي انتخابي بازديد كنم. سه موزه مد نظرم بود. يكي از آنها به خاطر تعميرات، تعطيل بود، اما دو موزهي ديگر را ديدم. (البته براي بعد از …
در مسافرخانهاي كه اتاق گرفتهام، مثل سگ بوي حشيش ميآيد و اين يعني اينكه، من به كشوري آمدهام كه به آزادي و تساهل معروف است و نامش «هلند» است. در كم ارتفاعترين كشور اروپايي هستم، هممرز با «درياي شمال». از عصر روزي كه وارد «آخن» شدم تا صبح امروز همواره مورد لطف دوست مهربانم «شهرزاد» قرار گرفتم. امروز هم، …
امروز دوباره با لطف «شهرزاد» به اطراف «آخن» رفتيم و از پارك ملي «آيفل» ديدار كرديم. براي بعداز ظهر هم به شهر مرزي «كركراده» KERKRADE (از شهرهاي هلند) رفتيم. براي شام هم مهمان يك هموطن بسيار نازنين به نام «حميرا» بوديم. شب بسيار خوبي را با حميرا، همسر آلمانياش (توماس) و پسرهايشان (نيما و ميلاد) …
امروز « شهرزاد» تومبيل «بيامو» خودشان را برداشت و با هم به «كلن» و بعد هم به «بن» رفتيم. كلن را براي اين انتخاب كرديم كه بزرگترين DOM آلمان (كليساي جامع) و البته يكي از زيباترينها، در اين شهر واقع است. بن را هم به اين خاطر انتخاب كرديم كه بتوانيم از منزل «لوودويك بتهوون» ديدار …