فلورانس…فلورانس…فلورانس چنان شعورم را بارور كردهاي كه ميتوانم شعر بگويم. اما نه امشب… ما صبح امروز (يكشنبه) رم را به مقصد فلورانس ترك كرديم. با ترن درجه دو، 1 ساعت و 40 دقيقه زمان لازم است و 42 يورو پول.
ماه: اکتبر 2009
متاسفانه شرايط من در ايتاليا همچون يونان نيست. در بسياري از سايتهاي تاريخي كارت روزنامهنگاري را قبول نميكنند و از طرفي وروديها بسيار گران است. اكنون كه اين متن را مينويسم در فلورانس هستم و در هتلي كه اقامت داريم 5 ساعت اينترنت را 30000 تومان خريدم تا سايت را بهروز كنم. بنابراين شرايط ماليام خيلي جاي شكر كردن ندارد. فعلا …
امروز هم تمام شد. هنوز يك روز ديگر در رم خواهيم بود و اين در حالي است كه بيشتر موزهها و مكانهاي ديدني را ديدهايم. هنوز رم در من همچون آتن نفوذ نكرده. رم شهري است كه روح معماري فوقالعادهاي دارد اما من روح مردم را نديدم، درك نكردم. اين مورد شايد مربوط به اين باشد كه به …
گزارش تصويري:
در اين دو روز، فقط راه رفتهايم. مهدي فتوحي دستكمي از جكي ندارد. آنقدر ما را راه ميبرد كه از پا و كمر افتادهايم. به هر حال، توضيحاتي را به عكسهاي عنوان (رم 1: اروپا 46) اضافه كردهام كه ميتوانيد ببينيد و اما:
اگر تا آخر سفر ديوانه نشوم شانس آوردهام. مجبورم خودم را به اندكي بيخيالي بزنم تا بتوانم دوام بياورم. دو راه دارم براي اينكه از زير اين فشار بيرون بيايم. يا بايد تا دو روز مدام براي اين يك روزي كه در رم بودم برايتان حرف بزنم و يا هيچ نگويم. راه دوم را انتخاب ميكنم. …
«جكي» ساعت 8 صبح، مسافرخانهاي كه در آن اقامت داشتيم را به مقصد ژنو ترك كرد و من ماندم تنها. در اين يك ماه باران در شهرهايي كه ما سفر كرديم، نباريد. اما همين امروز كه ميبايستي هتل را ساعت 12 تخليه ميكردم و جايي براي ماندن نداشتم، باريد. به هر حال اتاق را تخليه كردم، كولهپشتيهايم را …
خوب، سفرم به نيمه رسيد، چنانكه پولم و احتمالا عمرم. اما يونان را چگونه يافتم؟ در يك كلام دوستش دارم. من اكنون Philellenos (دوستدار يونان) هستم. همانطور كه قبلا هم گفتم امروز به «رم» پرواز ميكنم. «جَكي» امروز صبح به ژنو پرواز كرد و من از اين به بعد با دوستان ديگري همسفر خواهم بود كه …
اگر يادتان باشد، عكسهايي كه قبلا از آتن گرفتم و در اين سايت گذاشتم، مربوط به موزهها و آثار باستاني و سبك زندگي شهروندان آتني و بازار و … بود. در اين دو روز آخري كه در آتن سپري كردم، وقت داشتم تا شهر آتن را مرور كنم و چند عكس ديگر بگيرم…
حالا، تازه، بعد از 20 روز، يونان كمي در من تهنشين ميشود. حالا، تازه، هنگاميكه تاريخ و طبيعت، تنها الويتهاي من نيستند، يونان را ميبينم. وقتي به اين نميانديشم كه كدام رستوران ارزانتر است، وقتيكه نه بر صندلي كافه، بلكه بر روي جدول كنار پيادهرو نشستهام، وقتيكه به تماشاي فوتبال جوانان و تاببازي بچهها در پارك …
قبلا دربارهي موزههاي پاريس و همچنين آتن صحبت كردهام، اما از آنجا كه فرهنگ موزه و ديدار از موزه بايد بسيار بيشتر از اين كه فعلا هست، در كشور ما مورد توجه قرار بگيرد، كمي بيشتر در اين مورد مينويسم.
آكروپليس در ميان حلقهاي تابناك، نه در دوردست، اما كمي بالا، آنجاست. سالهاست كه آنجاست. و امشب يكشنبه شب آتن است. همهي شهر از خانه آمدهاند بيرون. همه. گويي هيچ مرد و زن اهل آتن در خانه نمانده و هيچ صندلي در هيچ رستوران در هيچ كوچه خالي نيست. من در اين انديشهام كه آتن به اندازهي همهي شهروندانش صندلي …
امروز دلفي را ديديم و به آتن برگشتيم. مسير آتن – دلفي با اتوبوس سه ساعت است و براي ديدار از سايت تاريخي و همچنين موزه دلفي حدود 4 ساعت وقت لازم داريم.