ارزش خوابيدن چيست، وقتي تنها بلندي كه با آن سر و كار داري، بالش است.
ماه: آگوست 2009
اين بار من تهي نيستم، اما يك تهي معلق چنبره زده بر من. احساس حواسپرتي ميكنم. كسي آيا دروغ ميگويد اين اطراف؟ وقتهايم منبسط شده، اضافه ميآيند. شايد اتفاق بيفتد، اما انگار آرام است و سوگي ندارد به همراه.
سفرنامهها اغلب حاوی مطالب بسیار جالبی هستند که ذهنیت و تصاویر مفید و قابل توجهی از مکانها و مردمان روزگاران ارائه میدهند. از اینرو بنده سعی میکنم سفرنامههای کسانی که به ایران سفر کردهاند و حتی ایرانیانی که به کشورهای دیگر سفر کردهاند را جمعآوری کنم. برخی از این کتابها را که در کتابخانهام دارم معرفی میکنم …
خواب ديدم كه به سفري دو ماهه خواهم رفت. و ميدانم كه وقتي برگردم، نه كاري دارم، نه پولي. فقط بدهكاري ميماند برايم و كمي تجربه. البته تجربه بدهكاري از قبل دارم و بدهيها را ميپردازم. اما، خُب دوباره از صفر، دوباره از هيچ، دوباره به دنبال يك فلسفهي جديد و يك علاقهي نو و … …
دعوت شده بوديم تا به غار «سهولان» برويم و رفتيم، حميدرضا مشير، وحيد نظري و من. و اين گزارش سفر ماست:
خانهاش در انتهاي روستاست. به داخل خانه كه داخل ميشوي، هم او اولين نفري است كه از زير خروارها خاك نظرت را جلب ميكند. بر روي سنگ مزارش نوشته شده:
انگار جادهي ذهنم سربالايي است. ميفهمم كه افكارم عرقريزان و نفسزنان كمي راه ميروند و بيشتر ميايستند. و لحظاتي بعد، ديگر نميفهمم…ايست مطلق… دستهايم در هوا معلق ميمانند و چشمهايم به پهلو چپ ميشوند و دهانم نيمه باز ميماند و در خودم نيست ميشوم. همهي وجودم در بُعدي از فضا كه خارج از طول و عرض و …
بر پيشانيام مينويسم: “لطفا با پيچيدگيهاي روابط انساني آزارم نكنيد.”
به سياهكل رسيديم و قصد داشتيم به ديلمان برويم. اين كه از كجا آمده بوديم، بماند، اما اينكه چرا به ديلمان ميرفتيم، قصهاي است كه بايد گفته شود.
اين متن اشاره كوتاهي است به يك سفر
قبل از هر چيز، عرض كنم كه كتاب «عدد، نماد، اسطوره» از ارشاد مجوز گرفت. كمي، فقط كمي شاد شدم. ديگر اينكه رفته بودم سفر. ساوه و همدان و ديلمان و بابل. خودتان عكسها را ببينيد:
پينوشت: اين متن را به درخواست دوستان عزيزي كه وجود و حضورشان برايم بسيار عزيز است مينويسم: شايد شما قبول داشته باشيد كه بنده در ارائه اطلاعات خسيس نيستم. اما اگر نام مكاني را كه عكسهاي زير را از آنجا گرفتهام، عنوان نكردهام به اين خاطر بود كه اينجا، بر خلاف تصور يك مكان براي حضور گردشگران …
مهدي فتوحي يك ايده دارد. متن او را كه براي من ايميل كرده بخوانيد و اگر ميتوانيم، دست به دست هم كمكش كنيم: “يك نقاش حرفهاي ميخواهم براي تكميل يك نقش… ما مجسمهي داريوش را بدون سر در ايران داريم و چهرهي او را در بيستون. اگر كسي بتواند اين دو را با هم تركيب …