ماه: جولای 2009

نكته‌اي در رابطه با برخي از نقوش تخت جمشيد

به نظر مي‌رسد برخي از نقوشي كه در ورودي‌هاي كاخ‌هاي تخت جمشيد و همچنين مقابر شاهان هخامنشي در تخت جمشيد و نقش رستم ديده مي‌شوند داراي معاني خاصي هستند و به نوعي با نمونه‌هاي نقوش مصري همانندي دارند. براي تحقيق در مورد اين گفته آن‌ها را مورد بررسي قرار مي‌دهيم. خلاصه‌اي از اسطوره ازيريس: «ازيريس» …

بررسي واژه‌هاي «شاخ» و «سرور» و ارتباط ميان آن‌ها؛ در ادامه‌ي “جستاري درباره‌ي كنگره‌هاي تخت جمشيد”

رابطه‌ي ميان «سر» و «شاخ» از آن‌جا كه شاخ بر روي سر قرار دارد نيازي به توضيح ندارد. اما پاسخي كه در اين‌جا به دنبال آن هستيم از اين پرسش است كه آيا رابطه‌اي ميان «سرور» به معناي «بزرگ»، و «شاخ» وجود دارد يا خير. لازم به ذكر است اين سوال در ادامه‌ي تحقيق «كنگره‌هاي …

ذهني كه مرا تا ناكجا آباد مي‌برد

باز هم يك روز در خانه ماندم و خودم را به دست ذهنم سپردم و او برد مرا تا آن‌جا كه سوال‌هاي زير برايم پيش آمد. 1- چه رابطه‌اي هست ميان واژه «سرور» و «شاخ»… در اين رابطه مستنداتي دارم كه به زودي ارائه مي‌دهم. 2- آيا مي‌توان هيچ رابطه‌اي ميان YAM (همان جمشيد خودمان) با YHWH …

دنيا آبستن يك اتفاق است

شايد گفتنش زود باشد و يا شايد من در حد و اندازه‌ي اين پيش‌بيني نباشم. با اين حال وسوسه مي‌شوم تا بگويم كه “دنيا آبستن يك اتفاق است.” به حوادث اخير ايران و چين و هندوراس كه نگاه مي‌كنم، يك سري شباهت‌ها را مي‌بينم. اين شباهت‌ها عبارتند از راه‌پيمايي مسالمت آميز مردمي، سركوبي حكومتي، آرزوهاي به …

سنگ افراشته‌هاي مزارها در ايران

نگارنده چند سالي است كه از قبرستان‌هاي قديمي ايران بازديد مي‌كنم و در اين مدت سعي كرده‌ام چگونگي ساخت مقبره‌ها و نمادهاي حك شده بر روي آن‌ها را از جنبه مردم‌شناسي بررسي كنم. اما آن‌چه در اين نوشتار مي‌آيد مربوط مي‌شود به بخشي از اين قبرستان‌ها كه مزارهايي به شكل سنگ‌افراشته دارند.

پهلوان

“پهلوان در صورت لزوم مكان امني را كه به آن انس گرفته رها مي‌كند. پرواز مي‌كند، مي‌رود.” جمله‌ي بالا را به مناسبت اين روزها كه يادآور پهلواني آرش است، نوشتم. و يادم آمد كه سال قبل عكس زير را در مسير آرامگاه خالد نبي گرفته‌ام كه با حال و هواي جمله‌ي بالا جور در مي‌آيد.

آن لحظه‌هاي آخر غريق

نه، موضوع به همين سادگي نيست. من احساس عميقي دارم از وقوع يك متلاشي شدن از درون. من لحظه‌هاي دهشتناك يك غريق را مي‌بينم. من اين روزها گريه‌ام، فرياد است. فريادم سكوت. سكوتم خشم. خشمم تحقير…و مي‌بينم كه تحقيرم مسخ‌شدگي‌ام را به دنبال دارد. مسخ‌شدگي‌ام تداوم دارد. اين تداوم مرا بي‌هويت مي‌كند. بي‌هويت. بي‌هويت. بي‌هويت. من ديگر انسان نيستم. من …