۳) روز اول سفر

تابستان است و رمضان. ما اما باید سفر کنیم. فرصت دیگری نیست…

چهار نفریم که در روز چهارشنبه (۴ مرداد) از تهران به سمت سبزوار حرکت می کنیم. صبحانه را در میانه ی راه خوردیم. برای ناهار خودمان را به مهمانسرای ایرانگردی و جهانگردی سبزوار رساندیم.

خسته بودیم اما با خودمان قرار گذاشتیم که فرصت را از دست ندهیم. بنابراین برای دیدار از اولین مکانی که مد نظرمان بود راهی شدیم.

از میان ما چهار نفر، من حدود ۱۰ سال پیش کلیدر را خوانده ام، حسین جندقی در حال خواندن است، نسیم اعتمادی نخوانده و نسرین احمدی به تازگی آن را تمام کرده. نسرین راهنمای ما در انتخاب نقاطی است که باید ببینیم.

از سبزوار به مسیر سلطان آباد می رویم. قصدمان سوزن ده است. با خودمان فکر می کنیم که این همان مسیری است که مارال پیموده. از همین ابتدا نسرین در داخل اتومبیل کلیدر را برایمان روایت می کند و ما شروع می کنیم به نیوشیدن و نوشیدن قصه.

هنوز به سلطان آباد نرسیده ایم که متوجه می شویم، کشاورزان در کنار خیابان، انگورهایشان را می فروشند. این صحنه را که در کنار خیابان دیدم، ترمز کردم و پیاده شدیم.

پیرمرد ۷۰ ساله به نظر می رسید، پس از داستان گل محمد خبر دارد. با او حرف زدیم. می دانست و برایمان تعریف کرد. به مکان هایی اشاره کرد که باید می دیدیدم. از همین لحظه شور و هیجان ما برای دیدار از مکان ها و سخن گفتن با آدم ها، فزونی گرفت و تا پایان سفر به طرز شگفت آوری ادامه داشت.

صحبت هایش را که شنیدیم، کمی انگور از او خریدیم و رفتیم.

حدود سه کیلومتر آنطرف تر از سلطان آباد به سوزن ده رسیدیم. جایی که هنوز برخی از افراد طایفه گل محمد زندگی می کنند.

این پسرک بعد از مسابقه سختی که انجام داد، اولین راهنمای ما در سوزن ده بود.

اولین فامیل گل محمد که با او آشنا شدیم، این خانم بود. او برادرزاده گل محمد است. دختر همان برادری که در آخرین مبارزه گل محمد کشته نشد و بعدا انتقام گرفت.

به خانه اش رفتیم و با او و چند تن دیگر سخن گفتیم. همه ی این صحبت ها ثبت و ضبط شده که بعد در همایش گردشگری ادبی شنیده خواهد شد.

به خانه یکی دیگر از برادرزاده های گل محمد (برادر خانم قبلی) رفتیم. در این خانه عکسی از برادر گل محمد (خان محمد در داستان کلیدر) دیدیم.

نفر پنجم از سمت چپ و ایستاده در ردیف جلو (یا نفر هشتم در کل تصویر از چپ) برادر گل محمد یا همان خان محمد است. او بعد از مرگ گل محمد به کربلا می رود و وقتی برمی گردد انتقام می گیرد.

برادرزاده گل محمد جایی را نشانمان می دهد که قبلا خانه گل محمد در آنجا قرار داشته. در آن زمان در این روستا فقط چند خانه وجود داشته و بقیه چادرنشین بوده اند.

در همین سوزن ده بود که با معصومه، نوه ی گل محمد آشنا شدیم. او دختر پری است. پری تنها دختر لیلا و گل محمد بوده.

این هم پسر معصومه، نتیجه ی گل محمد است.

این عکس را هم در خانه ی دوستداران گل محمد می توان یافت و هم در خانه ی دشمنان گل محمد. عکس مربوط به زمانی است که گل محمد، دو تن از برادرانش و عمویش کشته می شوند. سر بریده شده عموی گل محمد در تصویر مشخص است. باز هم به این عکس رجوع خواهیم کرد.

گل محمد بعد از مرگ

این عکس را در حیاط خانه ی معصومه گرفتم. خروسی را در میان گوسفندان نشان می دهد.

سوزن ده را به این امید ترک کردیم که برای شب به منزل معصومه برگردیم که البته اینطور نشد. آدمیان مهمان نوازی بودند. کلا همه ی افرادی که در این سفر در روستاها ملاقات کردیم به اندازه ی شگفت آوری مهمان نواز بودند و این مطلب عشق من را به خراسان چند برابر کرد. از سوزن ده به سمت سلطان آباد برگشتیم و به سمت شمال رفتیم و خودمان را به روستای برکشاهی رساندیم.

در برکشاهی سراغ کسی را گرفتیم که بتواند از گل محمد برایمان نقل کند. راهنمایی شدیم به منزل پیرمرد و پیرزنی. با آنها پر و شیرین سخن گفتیم و شنفتیم. برای شام آبگوشت بهمان دادند و شب را در خانه اشان خوابیدیم. خیلی خوب و مهربان و نازنین بودند اما هنوز که هنوز است از خارش کَک ها در عذابم.

زمانی که آسمان رو به تاریکی می رفت با پیرمرد به دو قبرستان در نزدیکی روستای برکشاهی رفتیم. در داستان کلیدر در همین نزدیکی می بایستی قبر مدیار باشد.

دیدگاه‌ها

  1. سمیه

    سلام
    این بار از آخر اومدی به اول. جالب بود
    …………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام.

  2. سمیه

    حالا کجاشو دیدی! با خوندن کتابی که بهت بدم عشقت به خراسان بیشتر از پیش میشه
    …………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. بله قربان. حتما.

  3. علی میرفتاح

    زیبا بود ، ممنون .
    …………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. قربانت.

  4. لاله

    فوق العاده است.سفرنامه ای پر از هیجان.
    موفق باشید.
    …………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از شما.

  5. انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان مرکزی

    سلام جناب آقای نورآقایی
    خوشحال می شویم به ما هم سری بزنید و یاری گر ما باشید.
    آدرس ما : mtga.blogfa.com
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. چشم. با کمال میل.

  6. Banafsheh

    خیلی عالیه بزرگ مرد!
    ما هم همسفریم با شما…..

    سپاس از این همه شور….
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. ارادتمندم.

  7. نیما

    درود
    راستش من به دنیای شما حسودیممممممم می شه…………..
    چرا از خودتون عکسی نیست ؟ که ما استایله خودتونو تو سفرا ببینیم ؟
    منظورم یکی دو تاست
    بازم ممنون….
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. خیلی دوست ندارم از خودم عکس بزارم، به ندرت اینکارو می کنم.

  8. فرزاد

    سلام
    مطالب و عکسها مثل همیشه عالی
    تبریک میگم
    ضمنا کلبه درویشی ما هم بروز شد …
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. موفق باشید عزیز.

  9. مسعود

    سلام جناب نور آقایی
    خسته نباشید.
    همیشه مطلبی برای غافلگیر کردن خواننده هاتون دارید! واقعا دست مریزاد!
    پایدار باشید و موفق.
    ……………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. قربان شما.

  10. محمد مسلمانزاده

    باسلام ٰ زیر تصویر کشته شدگان نوشته شده دو برادر گل محمد ولی درواقع یک برادر کشته شده که همان بیک محمده. تصویر سمت راست گل محمد صبرو داماد خان عموست. و اینکه آیا در سفرتان حرفی از مدگل پسر گل محمد به میان نیومد؟ نکنه پسری در کار نبوده و مثل بلقیس که در زمان بالا گرفتن کار گل محمدها زنده نبودهٰ به داستان اضافه شده؟
    در خاتمه میخوام خواهش کنم اگه براتون ممکنه درباره اسامی درست تصویر تحقیقی بکنیدٰ البته اگه مثل من و امثال من عاشق شخصیت ها و در کل داستان کلیدر هستید. سپاسگزارم
    ………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. آقای محمد عزیز، اگر شما و امثال شما عاشق شخصیت ها و خود کتاب کلیدر هستید، پس چرا من تحقیق بکنم؟ شما عاشقید و از من می خواهید که تحقیق بکنم؟ فکر نمی کنی که من کارم رو انجام دادم و شاید حالا نوبت خود شما باشه؟

  11. سعیده

    سلام
    سفرنامتون محشره محشر ، من احساس میکنم در سفر همراه تیم شما هستم .
    …………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. خوشحالم.

  12. سعیده

    سفرنامتون محشره
    …………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. قابل نداره.

  13. فیروزه

    هر وقت بیام سایتتون حتما سری به کلیدر هم می زنم ! من هیچوقت نمی تونم سوزن ده و کلیدر و … بدون دولت آبادی فرض کنم یعنی واقعیت داستان برایم همان است که استاد نوشته ! واقعیت بدون مارال ٰ‌بدون بلقیس و … برایم دوست داشتنی نیست ! زنده باد دولت آبادی عزیز .
    …………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. خیلی هم خوب.

  14. نرگس

    سلام.ببخشید مگه گل محمد جز مارال و زیور زن دیگه ای هم داشته؟لیلا الان از کجا اومد؟
    …………………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. بسیاری از اسامی و حتی کاراکترها در رمان با اسامی و کاراکترهای واقعی تفاوت جزیی یا عمده دارند.

  15. محسن عسگري

    دست مریزاد هرچند مختصر بود اما مطمئنم باعث طپش قلب کلیدر خوانها شد من که رفتم برای چند مین بار بخوانم و زندگی کنم با ان
    با ارزوی دلی خرم برای استاد دولت آبادی بزرگ و عزیز و سپاس إز شما
    ………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. زنده باشید.

  16. زکیه حسینی

    سلام آقای نور آقایی
    وقتتون بخیر
    خوشا بحالتون که رفتید از نزدیک دیدید
    و چه حیف که دولت ما آثار باستانی را قدر نمیدانند
    من الان جلد ۵ کلیدر را دارم میخانم
    استاد دولت آبادی عالی هستند
    اگر توصیف های ایشان نبود که کتابی خسته کننده بود
    کار شما هم عالی هست و روایتتان
    و همچنین ترانه قدیمی گل محمد و جسارتا اگر زحمتی نیست محبت بفرمایید و اصل ترانه را که حدودا ۲۰ سال پیش از رادیو پخش میشده را در سایتتان بگذارید
    متشکرم
    …………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از شما. من هم ترانه را ندارم.

  17. عليرضا

    سلام . حرفه من عکاسی است در کانادا بصورت حرفه ای عکاسی میکنم امشب داشتم دنبال عکسی از گل محمد یا هر چه مربوط به او میگشتم که مطالب شما و عکسهاتون رو دیدم ، خسته نباشید و خوشحال میشم اگر بازهم در این باره عکس یا مطلبی هست ببینم با تشکر فراوان.
    ………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از توجه و محبتتون. گلچین عکس ها همین ها بود که اینجا گذاشتم.

  18. Masi

    جزئیات و دیدنی های ماجرا دیوانه کننده بود….عااالی بود
    واقعا گل کاشتین.
    من هنوز بعد از خوندن این همه نوشته و گزارش از شما….شگفت زده میشم و غرق لذت .
    دستمریزاد.
    من مطمئنم با پیشینه و تجربه های شما میشه گردشگری ادبی رو سرو سامان اساسی داد.
    مرسی ازین گزارش ها…واقعا مررررسی ازتون.کیف کردم.
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس. گردشگری ادبی ظرفیت شگفت‌انگیزی داره که بهش پرداخته نمیشه.

  19. مهدی پرنیانی

    سلام و عرض احترام
    خیلی خوب بود. لذت بردم. احساستون کاملا برام قابل درکه چون خودم قبلا تجربه کردم زیستن در میان مردمی که روزی داستانشون رو در کتاب خوندید. زیستن در میان مردم رمان کلیدر.
    من نیز سالها پیش بعد از خواندن رمان کلیدر، مطالبی در وبلاگم نوشتم که یکی از آنها هنوز هم از نظرات افراد مختلف داغه!
    خوشحال میشم سر بزنید و مطالعه کنید.
    https://dibacheh.blogsky.com/1389/02/24/post-8/
    ………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از لطف و توجه شما. چشم. سر میزنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *