مردم مذهبي:
بسياري عقيده دارند كه ژاپن مذهبيترين كشور دنياست كه اتفاقا همسايه بيدينترين كشور دنيا، چين است.
اگر شما در ژاپن از ده نفر بپرسید که دین شما چیست؟ نه نفر از آنها بدون هیچ تردیدی جواب ميدهند که به هیچ دینی اعتقاد ندارند. ولی شما میتوانید برگزاري مراسمهای مذهبی را در جايجای این کشور صنعتي و در رفتار مردم آن ببینید.
این حقیقت را میتوان در زیارت میلیونی از معابد در شب سال نو به راحتی تشخیص داد، و يا با رفتن به خانه يك ژاپنی میتوان وجود خدایان مختلف (خدای آتش در آشپزخانه، خاکستر اجداد در مقام خدا در بهترین اتاق خانه و…) را در هر كنجي از خانه لمس کرد.
ژاپنيها حتي براي ويروسهاي كامپيوتري هم دعا ساختهاند. دانشآموزان ژاپني هم قبل از امتحان كنكور به معبد «كيتانوي» كيوتو ميروند و براي موفقيت در امتحانات خود دعا ميكنند.
شاید دیدن این رفتار در زندگی مردم عادی چندان جای شگفتی نداشته باشد. ولی نفوذ مذهب در جامعه ژاپنی به زندگی خصوصی آنها خلاصه نمیشود و میتوان آن را در زندگی اجتماعی و سیاسی هم مشاهده كرد.
به عنوان مثال به خبری که چندي پیش درباره پرتاب موشك ماهواره به فضا و در پربینندهترین ساعت از يكي از شبكههاي تلويزيوني پخش شد، توجه كنيد:
موضوع خبر از این قرار بود که در شب قبل از پرتاب موشک، دانشمندان و متخصصان این پروژه برای دعا کردن به منظور موفقیت در این پرتاب به زیارت 3 معبد موجود در جزیرهای که پایگاه هوایی در آن قرار داشت رفتند. و مهمترین نکته خبر این بود که برای اینکه شکستهای گذشته (تا قبل از این پرتاب ژاپن چند مرتبه سعی در پرتاب ماهواره داشت که همه با شکست مواجه شده بودند.) تکرار نشود، دانشمندان مسیر و نوبت زیارت از معابد را تغییر دادند.
یکی از مراحل مهم در ساخت بنا که هرگز حذف نميشود این است که در آغار هر ساخت و سازی، خدای امنیت را از یک معبد به سر زمین میبرند و در مراسم مذهبی به نام «جی چین سای»، تمام دستاندرکاران جمع شده و با حضور مسئول معبد «شینتو»، برای امنیت ساخت و ساز دعا میکنند. اين اولین کاری است که قبل از هر عملیات ساخت و سازی انجام میشود.
در مرحله بعد مسئول و مجری طرح با در دست داشتن هدیه به در خانه یکایک اهالی محل میرود و آنها را از مشخصات ساختمان جدیدی که قرار است ساخته شود آگاه کرده و از مزاحمتهای احتمالي پیشاپیش عذرخواهي ميكند.
مردم ژاپن در معابد و عبادتگاههاي بسيار خود براي كسب موفقيت در زندگيشان دعا ميكنند، براي نيل به سلامتي آب مينوشند و براي رسيدن به عشق روشهاي كاملا ويژهاي دارند.
كسانيكه براي رسيدن به عشق وارد عبادتگاه «جيشوجينجا» در شرق كيوتو ميشوند، ميبايست با چشماني بسته در محوطه عبادتگاه به شيوه «اسلالوم» (مارپيچ) بدوند. اين معبد به «اوكانيشي» خداي عشق ژاپن تعلق دارد. وي بازديدكنندگان جوياي عشق را ملزم به انجام آزموني ساده ميكند. بر اين اساس هر كس موفق شود با چشماني بسته از ميان دو سنگ واقع در محوطه عبادتگاه كه به «سنگ عشق» شهرت دارد عبور كند عشق حقيقي را خواهد يافت. خداي معبد براي اين آزمون محدوديتهاي چنداني قرار نداده است لذا جويندگان عشق اجازه دارند هنگام برگزاري آزمون به كمك يك قلاب مورد راهنمايي قرار گيرند.
مردم ژاپن طبق يك اصل مبني بر اينكه بايد هواي خدايان خود را داشته باشيم، عملا از خدايان خود مراقبت ميكنند. براي مثال بسياري از مردم ژاپن با پرداخت مبلغي پول از روحانيون خود ميخواهند كه براي خدايانشان برنامه موسيقي اجرا كنند و يا به مانند عبادتگاه «جيشو جينجا» براي خدايان خود انواع و اقسام نذورات را هديه ميبرند
موضوع ديگري كه جنبه مذهبي مردم ژاپن را نمايش ميدهد در رابطه با شهر كيوتو است. بيش از يك هزار معبد و عبادتگاه در شهر كيوتوي ژاپن وجود دارد. برخي از اين بناها به مانند ساختمانهاي عادي در گوشهاي از خيابان واقع شده و برخي ديگر در فهرست مكانهاي ديدني بزرگ ژاپن قرار دارند.
كيوتو يكي از مهمترين شهرهاي ژاپن محسوب ميشود كه از سال 794 اين شهر پايتخت ژاپن بوده و اين موقعيت را با وقفه تا قرن نوزدهم حفظ كرده است. امروزه نيز بسياري از ساختمانهاي كيوتو يادآور اهميت اين شهر در طول زمان هستند. جالب اينكه، به طور كلي 17 مكان در اين شهر وجود دارد كه در فهرست ميراث جهاني به ثبت رسيدهاند و 16 مورد از اين مكانها، معبد يا عبادتگاه هستند.
شينتو:
شينتو (راه خدايان) دين باستاني ژاپنيهاست. در اين دين، طبيعت خداست. بايد بدانيم كه براي ژاپنيها جهان نامريي به اندازه خود جهان واقعي، واقعي است. اين مردمان همواره از نيروهاي نامريي طبيعت هراس داشتند و بر اين باورند كه جهان ميان آنان و نيروهاي نامريي مشترك است و از اينرو با اهداي پيشكشها و برگزاري آيينهاي جادويي سعي داشتند كه آن نيروها را آرام كنند.
بر اساس اساطير ژاپني، ژاپنيان از تبار الههي خورشيدند. از اين گذشته سرزمين ژاپن مقدس و آسماني به شمار ميرود. اساطير ژاپني با پيدايش زوج نخستين، يعني ايزاناگي و ايزانامي آغاز ميشود. شينتو مبتني بر پرستشكاميهاست كه آفريدهي همين زوج هستند.
به نظر ميرسد كه از قرن سوم به بعد شكل ابتدايي دين شينتو كمكم پديد آمد. از آنجا كه اين دين با كشت برنج در ارتباط بود در آغاز آيين خاص يا پرستشگاه نداشت، بلكه مستقيما از اسطورهها و زندگي انسانها در همزيستي با طبيعت نمودار شد.
شينتو در طول قرنها نماد هويت و بقاي مردم ژاپن شده است. توفانها، فورانهاي آتشفشاني و قدرت صخرهها و آبها هميشه اين باور را به ژاپنيها القا كرده است كه جهان نيروي خاص خود را دارد.
دين بودا:
علاوه بر دين شينتو، دين بودا نيز در ژاپن پيروان بسياري دارد. دين بودا در هند پديد آمد و در قرن ششم راهبان سيار از راه چين و كره آن را به ژاپن آوردند. پس از يكدورهي كشاكش ميان آيين بودا و شينتو، نوعي تلفيق پديد آمد و بدين ترتيب اولين معبد بزرگ بودايي، يعني «هوكو- جي» در پايتخت قرن هفتمي آسوكا ساخته شد.
معابد زيادي براي ستايش بودا در ژاپن وجود دارد، البته سبك جديد معماري با وارد شدن مذهب از چين و كره در قرن ششم به اين كشور جاي خود را باز كرد. اين معابد به سه دسته تقسيم ميشوند؛ وايو (كه سبك ژاپني در ساخت آنها به كار رفته است)، دايبوتسويو (سبك بودا) و كارايو (سبك چيني).
تقدس معابد شينتو:
در ژاپن هر خانهاي يك محراب شينتو دارد كه ارواح نياكان يا «كامي» خانواده را آنجا ميپرستند و به گونهاي آييني، برنج، ميوه يا عود به آنان پيشكش ميكنند.
ژاپنيها همچنين، كاميها را در ايزدكدهها ميپرستند. آنها شكل بامهاي اين ايزدكدهها را به گونهاي نامتعارف طراحي ميكردند تا با طبيعت هماهنگي داشته باشد. «توري» (دروازهها)ي بزرگ با رنگ سرخ روشن را در مدخل ايزدكدهها يا به شكل رديفهاي طولاني كه به درون جنگل كشيده ميشدند، علم ميكردند.
قديميترين شكل شناخته شده براي مكانهاي مقدس ژاپن، محوطهاي مستطيل شكل است كه با ريگ پوشانده شده و پيرامونش را سنگچين كردهاند و چهار ستون در در چهار طرف آن قرار دادهاند كه با ريسماني به هم متصلند. در وسط اين محوطه نيز يك سنگ يا يك ستون و يا يك درخت وجود دارد. اين حالت سادهترين صورتي است كه براي تطهير مكان استفاده ميشد تا به اين وسيله، اين مكان براي به جا آوردن آيين كاميها و ياري خواستن از آنها آماده شود.
اين مكانهاي مقدس كه «كانجو» نام دارند، عموما در ميان بيشهزار مقدس قرار داشتند كه از حضور يك ايزدكده خبر ميداد.
ايزدكده در انتهاي دشت و در دامنه كوه، نزديك به سرچشمه رودي قرار ميگرفت تا مانند محوري ميان منطقه كوهستاني و دشت قرار گيرد. از ديدگاه پيروان شينتو، منطقه كوهستاني نماد مرگ و نوزايي بود و فعاليت عادي مردم فقط در دشتها، كه قابليت كشت محصول را دارند، در جريان بود.
انسانها در روستاهايي زندگي ميكردند كه اطراف ايزدكدهها ساخته ميشد و متناسب با گردش فصول سال به پرستش كامي ميپرداختند.
از نكات مهمي كه در زمينه ايزدكدههاي شينتو ذكر شدني است، اين مساله است كه مقصود اوليه از ساخت يك ايزدكده فراهم آوردن مكاني براي سكونت گزيدن يا جاي گرفتن يك شيء مقدس (شينتاي)، به عنوان نمادي ازحضور كامي، در نهانگاه (خداي خانه) ايزدكده است. حضور اين نماد در هر بنايي آن را به خدايخانه تبديل ميكند و به آن تقدسي ميبخشد كه ساختمان ايزدكده و محوطهي اطراف و بناهاي جانبي نيز تا حدي در اين تقدس سهيم ميشوند.
ساختمان ايزدكده در سادهترين شكل آن شامل يك بخش دروني يا قدسالاقداس براي قرار گرفتن نماد مقدس و ميز فضايي در جلوي آن براي قرار دادن پيشكشهاست كه بسته به بزرگي يا كوچكي اندازهي خدايخانه، ميتواند در داخل يا خارج ساختمان قرار گرفته شود.
نماد مقدس كه در بخش دروني و به صورت اتاقي است و درهاي آن به جز در هنگام برگزاري آيينهاي خاص، هميشه قفل است و از دسترس ديگران دور نگه داشته ميشود. حتي زماني كه درها باز است نيز با آويزان شدن پردهي نازكي از چوب خيزران، آن را از ديد شركتكنندگان در مراسم پنهان ميكنند. جلوي بخش دروني، ميزي چيده ميشود كه پيشكشها را روي آن ميگذارند و معمولا در وسط ميز يا پشت آن يك چوب عمودي قرار ميدهند كه از اطراف آن نوارهاي كاغذي تاشدهاي به رنگ سفيد آويزان شده است. اين چوب عمودي كه «گوهي» نام دارد، پيشكشي نمادين و در عين حال بيانگر حضور كامي در خدايخانه است. در ايزدكدههايي كه به چند كامي تعلق دارد به تعداد كاميهاي درون ايزدكده، گوهيهايي با رنگ مختلف وجود دارد.
گاهي نيز در ميان ميز پيشكش و درهاي اتاق داخلي، آينهاي قرار ميدهند كه نمادي از پاكي و بيآلايشي دل كامي و همچنين تجسم وفاداري زيارتكنندگان نسبت به كامي است. البته اين آينه از آينهاي كه به عنوان شيء مقدس در كنار شمشير و گوهر در ايزدكده قرار ميگيرد، متفاوت است. زيرا آن آينهي مقدس در بخش دروني جاي ميگيرد و براي هيچ يك از زائران، قابل مشاهده نيست.
ايزدكدههايي كه به چند كامي اختصاص داشته باشند، عموماً به تعداد كاميها، بخشهاي دروني جداگانهاي دارند و در هر كدام نمادهاي مقدس متعلق به آن كامي قرار ميگيرد.
بناي ايزدكده عموماً از يك يا چند خدايخانه تشكيل شده است كه در محوطه آن ساختمانهاي جانبي ديگري مانند نمازخانه، تالار پيشكش، تالاري براي رقصهاي مقدس و كلاهفرنگي غسل قرار گرفتهاند و بسته به بزرگي و كوچكي يا اهميت ايزدكده، ساختمانهاي ديگري نيز به آنها اضافه ميشود، با وجود اين در ژاپن ايزدكدههاي تكبنايي كوچك از همه انواع ديگر فراوانترند.
در ايزدكدههاي بزرگ ممكن است يك ميدان، پل مقدس، الواح يادبود و فانوسهاي سنگي يا فلزي نيز وجود داشته باشد و گاهي نيز گورستاني كه به درگذشتگان جنگها تعلق دارد به مجموعه ايزدكده متصل است.
محل قرارگيري ايزدكده نيز با محيط طبيعي اطراف آن در ارتباط است و گاهي وجود يك ايزدكده در يك محل به دليل قرار گرفتن درخت، بيشه، صخره، غار، كوه، رود و يا ساحل خاصي در آن مكان ميباشد كه تجليگاه كامي نيز بوده است.
گاهي نيز كه محوطه اطراف ايزدكده فاقد هرگونه طبيعت زيبا و تأثيرگذاري است، سعي ميشود تا به طور مصنوعي زيبائيهاي آفريده شود تا بتواند حس عارفانه و نزديكي به طبيعت را القا كند.
ورودي ايزدكدهها با دروازهاي بهنام «توري» تعريف ميشود كه نمادي از خارج شدن از جهان مادي و ورود به جهان معنوي يا جهان كامي است. اين دروازه اصولاً مسدود شدني، نيست و صرفاً به عنوان نمادي از گذار از يك مرحله به مرحله ديگر بهشمار ميرود.
توري معمولاً از ستونهاي چوبي كه بر بالاي آن دو تير افقي قرار گرفته، ساخته ميشود. اما در ايزدكدههاي مهم چوبهاي تراشيدهتر و همراه با تزئينات بيشتري است. مسير رسيدن به دروازه توري به خدايخانه با جاده سنگفرش شدهاي مشخص ميشود كه «ساندو» نام دارد و در عين اينكه راه ورود به مجموعه را تعريف ميكند، احساسي از حضور در طبيعت را نيز در زيارتكنندگان ايجاد ميكند.
كلاهفرنگي غسل هم در طول را ه ورودي و در نزديكي نمازخانه قرار دارد كه از آن براي تطهير (شستوشو دادن دهان و آب ريختن روي انگشتان) استفاده ميشود و بهصورت كلاهفرنگي روبازي است كه حوضچهاي سنگي پر از آب زلال در زير آن ساخته شده است.
اغلب حصاري بهدور مجموعه ايزدكده كشيده ميشود كه حريم ايزدكده را تعريف ميكند و در مورد ايزدكدههاي بزرگ، اين حصار در ميان خود حصارهاي دوم و سومي را دربرميگيرد و بدينسان سلسله مراتبي را از نظر دسترسي به خدايخانه و بخش دروني ايجاد ميكند. عمل محصور كردن در بناي ايزدكدهها بر خلاف آنچه در غرب رايج است، صرفاً بهمعناي امكاني براي ايجاد موانع فيزيكي و بصري نيست بلكه به صورتي نمادين براي جدا كردن فضاي مقدس از فضاي غير مقدس بهكار ميرود و همانطور كه اشاره شد، در سادهترين صورت آن، شامل ريسماني پيچيده شده به دورچارچوبهاي عمودي اطراف محوطه مقدس ميشود.
نحوه رسيدن به ايزدكده نيز از جمله عواملي است كه در جهت تقويت احساس تقدس و فاصله گرفتن از دنياي مادي، بسيار موثر واقع ميشود.
برخي از معابد ژاپن:
در «فوشي مي» كه نزديك كيوتو است، مجموعهاي از ايزدكدهها، توري و نمازخانهها وقف «ايناري» روباه – خدا و پيامآورانش يعني روباههاي «كيتسونه» شده است. زائران به آنجا ميروند تا پيشكشهايشان را به تنديسهاي سنگي روباه – خدا تقديم كنند و در عوض خوشبختي درخواست نمايند.
در شهر «نارا»ي ژاپن، معبدي به نام «توداي – جي» وجود دارد كه توسط «شومو»، امپراطوري كه در قرن هشتم در ژاپن فرمان ميراند، بنا شده است. اين معبد بودايي كه بزرگترين بناي چوبي جهان است، نماد عالم بود در مركز يك گل نيلوفر هزار گلبرگي.
ايزدكدهي «ايسه» كه به «آماتارا سوامي»، الههي خورشيد تعلق دارد و ابتدا فقط از يك فضاي باز محصور، تشكيل شده بود. بناي امروزي اين ايزدكده در نيمه دوم قرن هفتم ساخته شده و از آن هنگام تاكنون، به استثناي يك مورد، هر بيست سال يك بار به طور مرتب و به تناوب ساختمان ايزدكده را خراب كرده و بر روي جايگاه ديگري كه كنار هم ساخته شده است، از نو بنا ميكنند. از آن زمان تا كنون سبك نظم حاكم بر ساختمان تغييري نكرده است، زيرا روح ايزدكده يك تيرك چوبي مدفون است كه به آن «قلب» ميگويند و ساختمان بر روي آن ساخته ميشود.
اين ايزدكده بر خلاف ايزدكدههاي محلي از ايزدكدههاي مهم در سراسر ژاپن است و به نوعي آن را «نگهبان ملت» ميدانند، تا جايي كه پرستش در آن چيزي بيش از بيان ايمان به كامي آن است. اين پرستش والاترين تجلي احترام به امپراتور و همچنين به تمام چيزهايي است كه در فرهنگ و تاريخ مردم ژاپن، بهترين است.
آرش نورآقايي
منابع:
كالبد خدايان، مروري بر چگونگي تجسم امر قدسي در معماري تمدنها و فرهنگهاي گوناگون، پژمان شقاقي، تهران، قصيدهسرا، 1384
ژاپن روح گريزان، نلي ديلي، ترجمه ع. پاشايي و نسترن پاشايي، تهران، روزنه، 1381
مقاله “معماری در ژاپن و رسوم مذهبی اجتماعی مرتبط با آن”
مقاله “عبادتگاهها جاذبه گردشگری ژاپن”، ترجمه زهرا صابري
مقاله “معماري ژاپني، نمونهاي از توجه به اقليم است”
دیدگاهها
از نوشته شما پیداست که مردم ژاپن واقعا به طبیعت به عنوان خدا احترام می گذارند . من کسانی را دیده ام که ادعا می کردند خدا همین طبیعت است اما هیچ احترامی برای آن قائل نبودند. شاخه را می شکستند، روی سبزه ها آشغال می ریختند، گلها را می کندند و … آنها ذهنشان را از یافتن خدا به دلیل تنبلی فکری رها کرده بودند. درست مثل مذهبی هایی که حاضر نیستند به خدا و یافتن او فکر کنند . به عبارت دیگر مادی گرا ها و مذهبی ها در یک چیز مشترکند آن اینکه حاضر نیستند فکر کنند ، جستجو کنند ، خودشان بفهمند . هر یک به دلیلی، مادی گرا ها آنقدر خدا را پست و عادی می کنند که ارزش فکر کردن و جستجو کردن را برایشان ندارد و مذهبی ها هم آنقدر آن را مقدس و دور از دسترس می کنند که جرات اندیشیدن و طبیدن را از دست می دهند.
متن های بسیار زیبا و خاندنی و قابل فهم بود فقط کاش در کنار متن های خود جایی برای تصویر می گذاشتید.
باتشکر
……………………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. به این موضوع توجه خواهم کرد. سپاس.
من به ژاپن ، فرهنگش و مردم کوشا، هدفمند و متفکرش بسیار علاقمندم .مطالب بسیار ارزنده ای بود . از شما سپاسگزارم .اگر از تصاویر نیز استفاده میشد خیلی جالبتر میشد .
…………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. متاسفانه عکس نداشتم. سپاس از اظهار نظر.
درود
این متن هم آرامش داشت و هم هیجان
هم ساده بود هم جالب
هم کوتاه بود هم کامل
مثل ژاپن
مثل طبیعت
سپاس
……………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام. سپاس از اینکه خواندید.
جامع و کامل و پر از اطلاعاتی که تا حالا هیج جا نخونده بودم
واقعا ممنون، چقدر همه چیز توی این سایت دقیق، با رفرنس و خوندنیه.
دستمریزاد
لذت بردم ازین متن و کلی یاد گرفتم.
……………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. زنده باشید.