قصد داريم از «امنيت»، «امنيت گردشگري» و نهايتا «امنيت گردشگري در ايران» سخن بگوييم. بنابراين براي روشن شدن موضوع و به منظور مهيا كردن ابزارهاي مناسب براي تحليل نهايي، در همين ابتدا از تعريف «امنيت» آغاز ميكنيم و پيش ميرويم.
تعريف امنيت:
مفهوم امنيت همچون بسياري از مفاهيم ديگر، در طول تاريخ تغيير يافته و روندي رو به رشد داشته است. شك نيست كه مفهوم «امنيت» همسان و موازي با مفهوم «بشر» تعالي يافته، تا امروزه ما تعريفي بسيار متفاوت از تعريف اوليه آن داشته باشيم. چنانكه در دوران ماقبل از تاريخ، امنيت، تنها مربوط به حفظ بقا بود و بس. بعدتر امنيت را نبود تهديد نظامي تعريف كردند. اما امروزه كارشناسان فن، مؤلفههاي امنيت را در تمامي ابعاد سياسي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي پيگيري ميكنند. و حتي بيش از آنها، ميبينيم كه عباراتي همچون «امنيت در رسانه»، «امنيت در فضاي مجازي»، «امنيت دادهها»، «امنيت در گردشگري» و … به وجود آمدهاند.
به طور كلي، هنگامي كه در جامعهاي بستر مناسبي فراهم است، به گونهاي كه فعاليتهاي مختلف در ابعاد گوناگون، به طور عادي و بدون مشكلي خاص جريان پيدا كنند، آن جامعه را امن فرض ميكنيم.
و اما، وقتي با وجود بسياري از تمهيدات دستيابي به امنيت، افراد جامعه باز هم احساس ناامني ميكنند بايد اين نكته را به ياد آورد كه مردم خود را در امان نخواهند ديد مگر اينكه به گونهاي، احساس امنيت به ايشان القا شود.
در اين ميان، وجود نظم اجتماعي و اجراي عادلانه قانون از مواردي هستند كه احساس امنيت را در جامعه به وجود ميآورند.
و نهايتا بايد دانست و به اين موضوع اعتقاد داشت كه ملاك امنيت، احساس امنيت در ميان اقشار مختلف مردم است.
امنيت در گردشگري:
اصولا تا امنيت برقرار نباشد، سفري شكل نخواهد گرفت و سخن گفتن از گردشگري، بيهوده خواهد بود.
بر اساس آنچه قبلا كفتيم، هرگاه در سطح جامعه جهاني بستر مناسبي فراهم باشد، افراد سفر ميكنند و در پي آن است كه فعاليتهاي مربوط به گردشگري رونق مييابند. و اگر گردشگران نسبت به مقصدي احساس ناامني داشته باشند، هرگز به آنجا سفر نميكنند.
امنيت و گردشگري، پارامترهاي يك معادله هستند كه نسبتي مستقيم با هم دارند. در واقع همانطور كه یکی از عوامل مهم توسعه گردشگری وجود امنیت است، رونق گردشگري در یک منطقه و تردد گردشگران در یک مقصد، موجب به وجود آمدن امنیت میشود. البته نبايد فراموش كرد كه این قضیه همیشه هم صادق نیست، چرا كه در برخی مواقع، وجود پدیده گردشگری و رفت و آمد گردشگران باعث ناامنی شده است. با این وجود، صنعت گردشگری و مقوله امنیت ارتباط تنگاتنگی با هم دارند.
در اين مورد هم بايد دانست و اعتقاد داشت كه ملاك امنيت در گردشگري، احساس امنيت توسط گردشگران است.
از طرفي اين مساله بسيار حائز اهميت است كه بدانيم امنيت را در چه مقولههايي بايد به وجود بياوريم، مسالهاي كه براي حل آن نيازمند شناخت تهديدها هستيم. اين موضوعات را در «امنيت در گردشگري ايران» بررسي ميكنيم.
امنيت در گردشگري ايران:
كارشناسان معتقدند كه امنيت با احساس امنيت متفاوت است. به گونهاي كه ممكن است در جامعهاي امنيت باشد ولي اين امنيت احساس نشود. بنابراين در ابتدا بايد بدانيم كه آيا ما در كشورمان امنيت نداريم و يا احساس امنيت نميكنيم (نميكنند). و اصولا در صورت وجود، اين عدم امنيت و يا احساس عدم امنيت، مربوط به چه مقولاتي ميشوند و چقدر واقعي هستند.
يكي از عواقب مثبت سفر اين است كه گردشگر متوجه ميشود، چقدر از نگرانيها و ترسهايش قابل اعتنا هستند و چه مقدار تحت تاثير تبليغات و پيشفرضهاي ذهني خود قرار دارد.
تجربه دستاندركاران صنعت گردشگري در ايران حاكي از اين است كه بيشتر گردشگراني كه به ايران سفر ميكنند، در ابتداي ورود احساس عدم امنيت دارند ولي در انتهاي سفر، ايران را امن تلقي ميكنند.
اين كه چرا آنها قبل از ديدار، ايران را كشوري امن نميدانند، دلايل بسياري دارد. براي مثال برای هر کشوری که به عنوان مقصد گردشگری مطرح میشود، توصیههایی وجود دارد. بد نیست بدانیم که برخي از توصیههای سفر به ایران، از نگاه دفتر کشورهای مشترکالمنافع با انگلستان آنچنان که در سایت www.worldtravelguide.net آمده، چيست:
“به گردشگران قویا توصیه میشود که فاصله ۱۰۰ کیلومتری خود را با مرز ایران و افغانستان و ۱۰ کیلومتری مرز ایران و عراق، حفظ کنند. مرز ایران و پاکستان هم ناامن است. همچنین بهتر است گردشگران در جاده کرمان به بندرعباس و بم تردد نکنند.
جرائم خیابانی در تهران و شهرهای دیگر کم است و حوادث دزدی از خارجیان گزارش نشده است. اما تعدادی دزدی توسط مردان جوان با اتومبیلهای متفرقه و کیف قاپی با موتورسیکلت دیده شده است.
تاکسیها از اتومبیلهای متفرقه مطمئنترند. برخی از افراد با لباس شخصی و غیرنظامی خود را پلیس معرفی میکنند، از این جهت گردشگران باید از کسانی که خودشان را پلیس معرفی میکنند، کارت شناسایی درخواست کنند یا اینکه اتومبیلهای دولتی ویژه ماموریت آنها را تشخیص دهند.
از آنجا که تنشهای سیاسی میان ایران و جوامع بینالمللی وجود دارد، به گردشگران توصیه میشود که برای برنامهریزی سفر به ایران، اخبار رسانهها و توصیههای سفر را جدی بگیرند. چرا كه ایران به عنوان یک کشور تروریست مطرح است.
گردشگران میبایستی از اجتماعات بزرگ دوری کنند. عکسبرداری از مناطق نظامی و دولتی ممنوع است.
ایران کشوری زلزلهخیز است. از کارت اعتباری نمیتوان استفاده کرد. قوانین اسلامی در این کشور به شدت رعایت میشود، نوشیدن نوشیدنیهای الکلدار ممنوع است، و خانمهای بالای ۹ سال باید حجاب اسلامی را رعایت کنند.
گردشگران باید در تمام مدت، کارتهای شناسایی خود را به همراه داشته باشند.”
حال متوجه شديم كه از نقطه نظر توصيههاي سفر به ايران به چه موضوعاتي اشاره شده است، بنابراين براي رونق گردشگري بايد بتوانيم در حل مشكل عدم «احساس امنيت در ايران» بكوشيم.
در موارد ذكر شده به عنوان توصيههاي سفر به ايران، برخي واقعيت دارند و برخي نه. برخي مربوط به قوانين كشورمان ميشوند و جزو اصول هستند و تغيير ناپذير، ولي برخي را ميتوانيم تغيير دهيم.
در اين ميان وظيفهي ما تغيير انديشههاي ناصحيح و تغيير مواردي است كه امكان تغييرشان وجود دارد. براي تغيير انديشههاي ناصحيح، دانستن داشتهها و تواناييهاست.
مرزهاي كشور ما چنانكه ذكر شده، ناامن نيستند ولي به خاطر دوري شهرها از هم و مناطق وسيع بدون سكنه، و البته چند مورد گروگان گيري و حمله مسلحانه، ناخودآگاه اين شبهه ايجاد ميشود كه شهرها و مسيرهاي مرزي از امنيت لازم برخوردار نيستند. اما اين موضوع، مشكلي نيست كه قابل حل نباشد.
نگارنده به عنوان راهنماي تور گروهي از هموطنان را در فروردين سال 1388 در سفر برزيل همراهي ميكردم. در كمتر از 12 ساعت، سه مرتبه، سه نفر از مسافران ما در ساحل شهر پر از گردشگر ريو دو ژانيرو مورد تهاجم واقع شدند. اما در كشور ما چنين اتفاقاتي كمتر ديده ميشود. چرا كه اصولا ايرانيها گردشگر دوست هستند. با اين حال ما در جامعه جهاني خود را به عنوان مردمي ديگرپذير و اهل تساهل معرفي نكردهايم، در صورتيكه به واقع چنين هستيم. عدم شناخت جامعه جهاني از ايران، باعث شده كه از يكي از مهمترين ويژگي ايرانيان سوء برداشت شود و عكس قضييه اتفاق بيفتد. هرگاه به تاريخ گذشته و زندگي امروزي ايرانيان نظر كنيم متوجه ميشويم كه هميشه در ايران مردمان بسيار با نژادهاي مختلف و اديان گوناگون در كنار هم زندگي كردهاند. هماكنون در كشور ما زرتشتيان، يهوديان، مسيحيان و مسلمانان در كنار هم زندگي ميكنند كه اين موضوع خود از امنيت اجتماعي در اين كشور سخن ميگويد. هرگز در اين كشور نسلكشي اتفاق نيفتاده است و اتفاقا جالب اين است كه در قرن گذشته، دو نسلكشي بزرگ بر ضد ارامنه (توسط كشور تركيه) و يهوديان (توسط نازيها) رخ داده است و در هر دو مرتبه ايران كشور امن مظلومان آن رخدادها بوده است.
يكي از افتخارات و جاذبههاي گردشگري كشور سنگاپور به عنوان يكي از كشورهاي موفق در عرصه صنعت گردشگري، خياباني است كه در آن معبد هندوها و كليساي مسيحيان و مسجد مسلمانان در كنار هم واقع شدهاند. اما با كمي دقت متوجه ميشويم كه تقريبا در تمامي شهرهاي ايران، كليميها و زرتشتيان و مسيحيان و مسلمانان بناهاي مقدس خود را دارند و با هم زندگي ميكنند. اين گفته حاكي اين است كه امنيت اجتماعي در ايران ريشه دارد و اين در كنار هم زندگي كردن، ميتواند خيال راحتي را براي گردشگران ايجاد كند.
واقعيت امنيت گردشگري در ايران را به جهانيان بشناسانيم:
چندي پيش سخن از طرح ايجاد پليس گردشگري بود. اين طرح ميتواند به امنيت گردشگري در ايران كمك كند، ولي اكنون و در حال حاضر مشكل ما، احساس عدم امنيت است. مشكل ما اين است كه به گردشگران القا كنيم كه ايران امن است و البته بعد از اين كه آنها به اين كشور سفر كردند بايد امنيتجاني و مالي و رواني اشان را تامين كنيم.
براي اين كه گردشگران تمايل پيدا كنند كه به ايران سفر كنند، ميبايستي كه منطق برخوردهاي سياسي و مذهبيامان برايشان روشن و شفاف باشد. معمولا بازتاب اخباري كه از ايران در رسانههاي دنيا منتشر ميشود چندان به سود ما نيست و اين واقعيتي است كه نبايد انكارش كنيم. از طرفي برخي از تهديدهاي سفر به ايران مربوط ميشود به همسايگان ايران. در سالهاي اخير دو اتفاق بزرگ ناخوشايند در مرزهاي شرقي و غربي ايران رخ داده است كه اتفاقا همان مرزهاي پرخطري هستند كه در گزارش بالا به آنها اشاره شد.
گردشگران بايد بدانند كه ايران به دنبال جنگ نيست و دوستانهترين برخوردي كه يك گردشگر ميتواند در ذهن خود تصور كند را در ايران و در واقعيت خواهد ديد.
رونق گردشگري داخلي و گردشگري زنان كه امروزه به واقع شاهدش هستيم هم ميتواند دليلي باشد براي وجود امنيت گردشگري در ايران كه بايد به گوش جهانيان برسد.
از نقطه نظر ديگر بايد در انديشه امنيت رواني گردشگر باشيم. در سفرنامههاي گردشگران خارجي كه به ايران سفر ميكنند، ترس رد شدن از خيابان مشاهده ميشود. صداي بوق اتومبيلها و نحوه رانندگي رانندگان و وجود موتورسواران امنيت خاطر آنها را دچار تزلزل ميكند. هنگامي كه گردشگر در خيابانهاي شهر دائم با صداي دزدگير اتومبيلها مواجه ميشود، فكر ميكند كه همهي اين كشور پر از دزد است.
وجود هتل مطمئن و رستوران بهداشتي نيز بر احساس امنيت او موثر است. حتي، با اين كه شايد به نظر نيايد ولي در كشورهايي كه پول تقلبي در آنها فراوان است، عدم اعتماد در گردشگران ديده ميشود كه اين موضوع خود به امنيت رواني گردشگر صدمه وارد ميكند و البته در كشور ما چنين موضوعي مشكل حادي نيست.
پاكيزگي شهر، حفاظت از ميراث فرهنگي و طبيعي و احترام به محيط زيست، از جمله ديگر مواردي هستند كه ناخودآگاه گردشگر را براي احساس امنيت يا عدم احساس امنيت تحت تاثير قرار ميدهند.
اكنون متوجه ميشويم كه ايجاد امنيت و ايجاد احساس امنيت تنها به يك مقوله عدم تهديد نظامي و كمبود جرائم خياباني بستگي ندارد، بلكه موضوع فراتر از اينهاست و برايشان بايد چارهاي مناسب انديشيد.
ما براي اينكه بتوانيم از امنيت گردشگري در ايران براي جهانيان سخن بگوييم، بايد از همهي زوايا به آن توجه كنيم. از نقش تبادلات فرهنگي و معادلات سياسي و تفكرات اقتصادي، تا نقش نيروي انتظامي و دستاندركاران گردشگري و مردم كوچه و بازار در اين ميان مهم و قابل بررسي است.
آرش نورآقايي
دیدگاهها
سلام
نیمی از نوشته هاتون قبلا نوشته بودید و تکراری بود. آخر مطلبتون مثل اینکه ناقص است.
پس به نظر شما ایران دارای امنیت است برای گردشگر جالبه
ادامه……؟
با سلام.
ای آقا، هنوز خیلی از خارجیها ایران رو با افغانستان که پایتختش 20% برق داره یا با عراق یا پاکستان برابر میدونن. اصلآ ایران رو برهوت فرض میکنن. این هم نشانۀ تبلیغاتی است که از ایران در دنیا انجام میشه (به حق یا نا بحق). به نظر من این موارد، رسالت راهنمایان رو دشوار تر میکنه.
با آرزوی سلامتی و موفقیت
با سلام و خسته نباشید.
من دانشجوی ترم آخر رشته مدیریت گردشگری هستم.
مطالب فوق نسبتا درست هست اما انتقاد شدیدی که بر سیستم تبلیغاتی ایران، اعم از دولتی و خصوصی، وجود داره اینه که عملا ما در این رابطه هیچ کاری نکردیم.
صنعت گردشگری یک صنعت بین رشته ای و به اصطلاح تخصصی یک صنعت چتری است و ما نمیتونیم فقط به گفته های بسیار زیبا تکیه کنیم!!!! بلکه باید در سطح بین المللی برای تبلیغات عملی هزینه کنیم مثل فوتبال، صنایع مادر، نفت و … .
…………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام.
با سلام
بنده در حال حاضر مشغول نوشتن مقاله ای باموضوع عوامل اجتماعی موثر در تقاضای گردشگری هستم .
ممنون میشم اگهدر این زممینه مقاله یا کتابی دارین معرفی کنید .
با تشکر
…………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. متاسفانه ندارم.
زندهباد
به نظر میاد هنوز تقریبا همه ای نوشتار معتبر هست و چقدر به این محتوا نیاز داریم.
عالی بود
سپاس
………………………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام. سپاس از شما.