شايد تا به حال عبارت “جلوههاي ويژه در گردشگري”، نه در ايران و نه در هيچ كجاي دنيا به كار گرفته نشده باشد، اما نبود اين عبارت، به معناي اين نيست كه مفهوم آن نيز وجود ندارد. از طرفي ما براي رشد و گسترش گردشگري به ادبيات جديدي از اين دست نياز داريم.
جلوههاي ويژه در گردشگري چه نقشي را ميتوانند ايفا كنند، يا اينكه مفهوم جلوههاي ويژه در گردشگري چيست، موضوعي است كه سعي داريم در اين نوشتار به آن بپردازيم.
مفهوم جلوههاي ويژه در هنر سينما، به مجموعه عملياتي اطلاق ميشود كه براي ايجاد وهم، فريب دادن، به كار بستن حقه و حيله زدن، براي بيان موضوعات و دسترسي به اهداف متعدد، به كار ميروند. به بيان ديگر در هنر سينما، القائ بهتر، تاكيد بيشتر و ايجاد هيجان مفرط با روشهاي متنوع جلوههاي بصري و گرافيكي و افكتهاي تصويري همراه است.
در يك كلام با جلوههاي ويژه، خيال مخاطبان به پرواز در ميآيد و برايشان دنيايي فانتزي و مجازي ساخته ميشود و گذشته با آينده پيوند ميخورد. با اين روش، مكاني تاريخي بازسازي ميشود، حماسهاي خلق ميگردد، ايدهآلي به واقعيت ميپيوندد، واقعهاي شبيهسازي ميشود، موجودي فضايي به نمايش در ميآيد و …
با اين توضيحات، قبل از هر چيز عنوان ميكنيم، ما از اين جهت به جلوههاي ويژه ميپردازيم تا از اهداف و نتايج مفهومي آن، در گردشگري نيز بهرهمند شويم. يعني اگر جلوههاي ويژه در سينما، ميتواند موجودات دوره ژوراسيك را به بهترين وجهي براي ما تداعي كند، يا صحنههاي نبرد تروا را برايمان قابل لمس سازد، چگونه اين مفهوم ميتواند در گردشگري، تاكيد و بزرگنمايي بيشتري براي معرفي يك طبيعت خاص و يا يك رويداد ويژه داشته باشد.
فكر كنيد خيل گردشگران در محوطه معبد چغازنبيل هستند و به سوي آن خيره شدهاند، كه در اين هنگام با اسفاده از نور و رنگ و تكنيكهاي انيميشن، معبد به صورت سهبعدي بازسازي ميشود و اونتاشگال(پادشاهي كه معبد را ساخت) و اطرافيانش نمايان ميشوند و به اينشوشيناك( خدايي كه معبد به او اهدا شد) اداي احترام ميكنند.
يا تصور كنيد كه در يك شب پاييزي در كوير لوت و در محوطه كلوتها نشستهايد كه يكي از افسانههاي هيجان انگيز كويري با حضور جن و پري و موجودات ماورايي برايتان نمايش داده ميشود. يا اينكه در يك كاروانسراي شاه عباسي، كارواني از مسافران جاده ابريشم را ميبينيد كه به گپ و گفت و تيمار چارپايانشان مشغولند.
آيا نميتوان در همه آن غروبهايي كه مسافران براي ديدار از نماي كشتي يوناني در غروب جزيره كيش به آن بخش از جزيره ميروند، نمايشي را ترتيب داد كه احساس كنيم كشتي سالم است و ناخدا در حال هدايت آن به سمت ساحل است يا در ميان مه و طوفان گرفتار شده و …
يا جالب نيست اگر در محوطه هر يك از باغهاي ايراني موجود در شيراز و اصفهان، داستانهاي هزار و يك شب با حضور شهرزاد قصهگو و قصرهاي آنچناني كه نمونهاش همان عاليقاپو و كاخ چهلستون هستند، به نمايش در بيايد.
مثالهاي بسياري را در اين زمينه ميتوان مطرح كرد. در واقع اين ايده همان كاري است كه در اجراي نمايشهاي(Performance) بسياري از كشورها ديده ميشود. چينيها براي معرفي تاريخ كشورشان، روايت افسانههايشان، آشنايي با سبك زندگي مردمانشان و نشان دادن بناهاي تاريخي كشورشان، از همين روشها در سالنها( سالن بسته يا در هواي آزاد) استفاده ميكنند.
آنها با اجراي نمايش و آكروبات و استفاده از نور و رنگ و دود و آب چنان شور و هيجاني در مخاطب ايجاد ميكنند كه براي گردشگراني كه به اين كشور سفر ميكنند، رفتن به اين اجراها به اندازه ديدار از شهر ممنوعه و ديوار چين شگفت انگيز و جالب توجه است.
در فرانسه، داستانهاي معروف ادبيات كودكان كه توسط نويسندگان بزرگ نوشته شدهاند، به همراه نمايش آب و با استفاده از نور و ايجاد رنگهاي جذاب، در محوطههاي روباز در حجم وسيع به نمايش در ميآيد.
كشورهاي ديگري هم هستند كه در اين زمينه كارهاي فوقالعادهاي انجام ميدهند.
از آن جا كه جلوههاي ويژه حتي در دوربينهاي عكاسي و در برنامههاي كامپيوتري راه پيدا كردهاند و هر روز هم بيشتر نمود پيدا ميكنند، معتقديم كه ميتوانند كاركرد وسيعي هم در گردشگري داشته باشند.
از طرفي شايد ما در كشور خودمان به خودمان اميدواري بدهيم كه بهترين جاذبههاي تاريخي و طبيعي را داريم، كه البته اين سخن كاملا درست نيست. زيرا ما منابع گردشگري داريم و نه جاذبه. و اگر جاذبه هم داريم آن اندازهاي نيست كه قابل رقابت با جاذبههاي كشورهاي پيش رو در عرصه گردشگري باشد كه قرار است ما با آنها كوس رقابت بزنيم.
بنابراين براي معرفي منابع گردشگريامان بايد آنها را به جاذبه تبديل كنيم و براي اين جاذبهها بايد جاذبههاي مضاعف ايجاد نماييم و امروزه ايجاد جاذبه و مضاعف ساختن جاذبهها با چنين روشهايي است كه ذكر كرديم يا به شيوههايي همانند اينها.
اگر در دنيا نام ايران را با عراق اشتباه ميگيرند، اگر تمدن ايران و زندگي ايرانيان ناشناخته مانده است، اگر در تمام سايتهاي معتبر گردشگري و در بخش “بهترين جاذبهها”، حتي يك اثر از ايران ديده نميشود، اگر در سايتي كه 18 رويداد ساليانه( از قبيل جشن و كارناوال و فستيوال و…) از تركيه و 88 رويداد از چين معرفي شدهاند و در همين حال نتيجه جستجو براي تعداد رويدادهاي فرهنگي و مذهبي و شادماني در ايران، صفر است، يعني اينكه اين فقط خودمان هستيم كه خودمان را ميشناسيم، كه حتي اين هم جاي تامل دارد.
در صحنه گردشگري دنيا، روشهاي متنوعي براي جذب گردشگران و به وجود آوردن احساس رضايت در آنها وجود دارد، كه ما از آن ميان ميتوانيم به سمت آنهايي برويم كه هم منافعمان را تامين ميكنند و هم با ارزشهايمان مغايرت ندارند. و در عين حال ميتوانند در معرفي كشور و مردم ايران بسيار موثر باشند.
با استفاده از تكنيكهاي جلوههاي ويژه و بهرهگيري از مفهوم آن ميتوان: موضوعي را مورد توجه بيشتر قرار داد، تخيل مخاطبان را به سويي كه ميخواهيم سوق داد، مخاطب يا همان گردشگر را مستقيما وارد موضوع كرد و با او رابطه دوطرفه برقرار كرد و …
در ضمن ارائه و معرفي ملموس تاريخ و ادبيات و اسطورهها و مشاهير، ايجاد فضايي براي گذراندن شب گردشگران به بهترين نحو (Night life)، انجام فعاليتي جديد كه ميتواند اشتغالزايي جديد و درآمد زايي جديدي را به همراه داشته باشد، از جمله نتايج استفاده از مفهوم جلوههاي ويژه در گردشگري است.
آرش نورآقايي
دیدگاهها
سلامو درود از آبادانم
استاد زیاد داشتم شما هم شاگرد زیاد عجیب در خاطرمید و تو خواب ازتون الهام میگیرم اما نمی دونم چرا
این دل زخم خورده تو سایتتون به اون قیافه جدی اصلا نمیاد
میدونم از همراهی خانمها تو سفر استقبال نمیکنید
دلم کمی گرفت سایتتون رو خوندم اما خدایی اطلاعات توش توپ بوده هست و خواهد بود
پاینده باشید
ما که هنوز با همکاری میراث غلطی اینجا نکرده اییییییییم
پاینده باشید خودمم نفهمیدم چی نوشتم منم کمی قاطی بودم
یاد بازی نور و رنگ و صدا در تخت جمشید افتادم😐
کاش به کشورمون بیشتر علاقمند بشیم
……………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. من هم امیدوارم.