صبح چهارشنبه 21 اكتبر آخرين روز اقامتمان در فلورانس زيبا بود. قبل از ترك شهر، از قصر-موزه PALAZZO PITTI بازديد كرديم. بخشهاي مختلف اين قصر-موزه عبارتند از: گالري PALATINA، موزه نقره (ARGENTI)، گالري هنر مدرن، گالري پوشاك و باغ BOBOLI.
بد نيست بدانيد كه براي هر كدام از بخشها، بايد جداگانه وروديه بپردازيم. ما ديدار از گالري «پالاتينا»، گالري هنر مدرن و باغ «بوبولي» را ترجيح داديم. طبق معمول اجازهي عكاسي از هيچ يك از گالريها را نداشتيم و من فقط چند عكس از باغ «بوبولي» گرفتم كه به همراه آخرين عكسها از فلورانس، تقديمتان ميكنم.
اين سه نفر همزمان يك طرح را نقاشي ميكنند و مردم بهاشان پول ميدهند.
سرديس «پيرو د لورنزو د مديچي»، مشهور به «لورنزوي باشكوه». اين مرد هماني است كه «ماكياولي» كتاب «شهريار» خود را به او تقديم كرد.
باغ «بوبولي»
باغ «بوبولي»
قصر -موزه PALAZZO PITTI
باغ «بوبولي»
باغ «بوبولي»
فلورانس
مرغ دريايي بر فراز آب و فلورانس در آب
مرغان دريايي در فلورانس (پرندگان سياه، انعكاس مرغان دريايي سفيدرنگ در آب هستند)
همان توضيح بالا
همان توضيح بالا
فلورانس را ترك كرديم. «مهدي فتوحي» به مقصد Trieste بليط گرفت تا به سر خانه و زندگياش برگردد و من براي «ورونا». بليط از فلورانس تا ورونا 25 يورو است و حدود 2 ساعت و 40 دقيقه با ترن راه در پيش.
به ورونا كه رسيدم سراغ Tourist Information را گرفتم. آنها نقشه، اطلاعات شهر و آدرس هتلي كه با توجه به ارزان بودنش به آن نياز داشتم را در اختيارم قرار دادند.
وقتي به برگههايي كه دفتر اطلاعات توريستي داده بود نگاه كردم، متوجه شدم كه تا چه اندازه اطلاعات مورد نياز يك گردشگر را در آن گنجاندهاند. به طور مثال در يكي از برگهها اطلاعات زير ذكر شده بود: آدرسهاي دفاتر اطلاعات توريستي در سطح شهر، دفاتر رزرو هتل، چگونگي دسترسي به شهر «ورونا» (اتوبوس، هواپيما، راهآهن،…)، مسيرهاي گردش در شهر، محل پاركينگها و گاراژها، خطوط اتوبوس، ديدنيهاي شهر، محل انجمن راهنمايان گردشگري و اينكه چگونه راهنماي گردشگري متخصص پيدا كنيم، محلهاي پيكنيك، محلهاي خريد، زمان رويدادها و فستيوالها، سالنهاي سينما و تئاتر و كنسرت، اورژانس و خدمات اضطراري، محل اشياي گمشده و پيدا شده، دفاتر پستي و توالتهاي عمومي.
خلاصه خودم را به يكي از ارزانترين و البته زيباترين مهمانپذيرهاي شهر رساندم و براي هر شب اقامت با صبحانه، 19 يورو پرداخت كردم. نام اين اقامتگاه Ostello Villa Francesetti است و باور كنيد كه محوطهاش به اندازهي يك هتل 5 ستاره زيباست. آنقدر محيط خوبي دارد كه ميتوانم توصيه كنم نه تنها براي ديدار از شهر زيباي «ورونا» بلكه براي درك فضاي اين اقامتگاه، به «ورونا» سفر كنيد. تا جايي كه من فهميدم مكان اين اقامتگاه (Youth Hostel)، متعلق به يك فرد ثروتمند بوده و بعد از مرگش به وصيت خودش آن را در اختيار مسافران قرار دادهاند. يك موضوع جالب در مورد اين اقامتگاه اين است كه در هنگام صبحانه مجبوريد چاي يا قهوه را در پيالههايي كه معمولا از آنها سوپ ميخوريم، بنوشيد.
ورونا ادامه دارد…












دیدگاهها
مي بيني چقدر عكاسيت هم عالي شده؟
آره منم محیط این هستالها رو خیلی دوست دارم. آدمایی هم که میان اونجا همه تقریبا هم تیپ خود آدمن و گاهاً دوستای خیلی خوبی هم تو همون چند دقیقه صرف صبحانه پیدا میکنی. آدمایی با مطالعه و فکر باز و بدون هیچگونه پیشداوری درباره مردم سایر نقاط دنیا (مشکلی که ما ایرانیها بیشتر از هر قومی دچارش هستیم)
…………………………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. دقیقا.