از شمارهي 1، مجلهي «ايرانا» را ميشناسم. آن موقع دانشآموز راهنماي گردشگري در موسسهي آواي جلب سياحان بودم كه توسط يكي از اساتيد (جمال انصاري) با اين مجله آشنا شدم. با راهنمايي او به دفتر مجله رفتم و شمارهي 1 آن را خريدم و بعد هم ارتباطم را با مجله حفظ كردم، تا اينكه از شمارهي 8 (اگر اشتباه نكنم) جزو هيئت تحريريه مجله و يكي از نويسندگان آن شدم.
چند روز پيش شمارهي 26 مجله چاپ شد و من اكنون 1 سال است كه دبير تحريريه هستم (بودم). اينها را براي اين نوشتم كه رضايت خودم را از شمارهي 26 ابراز كنم. در شش شمارهي قبلي همهي تلاش من بر چند چيز متمركز بود:
1- از راهنمايان گردشگري براي نوشتن مقالات استفاده كنم و تنها مجلهي گردشگري را دربياورم كه راهنمايان مهمترين ركن اصلي آن باشند.
2- به ميراث معنوي بهاي بيشتري بدهم و براي اولين مرتبه، بخش ميراث معنوي را به مجلات ايراني وارد كنم. چنانكه بعدا نيز پيشنهاد اين بخش را به سايت «خبرگزاري مستقل محيط زيست ايران» WWW.IREN.IR دادم. دكتر ناصر كرمي (سردبير) اين پيشنهاد را پذيرفت و اكنون بخش ميراث معنوي در اين سايت به كار خود ادامه ميدهد.
3- هيئت تحريريه خلٌاقي به وجود بياورم و با كمك دوستانم، ايدههاي نو را عملي كنيم.
اكنون خوشحالم. در اين شماره (26) ما مقالات خوبي ارائه كرديم، مسيرهاي گردشگري استان فارس را به طور كامل (هفت مسير به علاوهي يك مسير پيادهروي) پيادهسازي كرديم و گامي نو در طراحي مسيرهاي گردشگري و نحوهي ارائه آن در مجلات، برداشتيم.
اكنون راهنمايان گردشگري قلم به دست گرفتهاند و مينويسند. احساس ميكنم كه بخش ديگري از رسالتم را به انجام رساندم.
تشكر ميكنم از راهنمايان گردشگري نويسنده كه با من در اين راه همراه بودند: ژاله ابراهيمي، وحيد نظري، حميدرضا مشير، اشكان بروج، فرشاد طهمورثي، پرتو حسنيزاده، دينا چراغوند، مليحه نظري، ليلا ملا، ناهيد سعادتيان، علي علياسلام، زهرا كوچكي مطلق، مهرك حصاركي، …
اينها كه نام بردم، همه راهنماي گردشگري و بيشترشان از اعضاي هيئت مديره «ايرانا» هستند. اما برخي ديگر از جمله: آزاده عطار، م. مشيرينژاد، فرشيد ابراهيمي و … كساني هستند كه براي اين مجله نوشتند و من افتخار همكاري با آنان را داشتم.
حالا كه ديگر مسئوليتم را در اين مجله وانهادم، وقتش است كه از همهي دوستان تشكر كنم و دست مريزاد بگويم به آنان. تقاضا دارم، اگر نام كسي را فراموش كردم، بنده را ببخشايند.
دست همه را ميبوسم.

دیدگاهها
سلام
اگر بنا به تشکر باشد ، وظیفه ی ماست که چون شمایی جسارت ابراز وجود را به ما بخشید و اگر رسم به دست بوسی است ، حقی است مسلم که شما بر گردن ما دارید .
و خوش حال هستم که حداقل در آخرین شماره و پیش از سفر ، ثمره زحماتتان را دیدید و مجله مطابق میل اِتان بود .
سفری خوش را برایتان آرزو می کنم .
به امید دیدار .