كليات لايحه تشكيل سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با حضور 205 نفر از نمايندگان مجلس در جلسه مورخ 26/10/1380 مورد بررسي قرار گرفت و تصويب شد. سوال اين است كه امروز چه چيزي تغيير كرده است كه قرار است سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري را دوباره از هم منفك كنند؟
در سالهاي نه چندان دور، دولت وقت به دليل اهميت هر دو مقوله ميراث فرهنگي و گردشگري تصميم گرفت كه لايحه تشكيل سازمان “ميراث فرهنگي و گردشگري” را به تصويب برساند و از اين طريق ساختار سازماني و جايگاه تشكيلاتي ميراث فرهنگي و صنايع دستي را در سازمان اداري كشور ارتقا دهد.
توجيه تصويب لايحه به اين دليل بود كه: “در طول ساليان گذشته به دليل حجم برنامهها، ماموريتها، وظايف و فعاليتهاي بسيار متنوع و متعدد تخصصي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به طور شايسته به ميراث فرهنگي كشور توجه نشده است. بنابراين اين بخش در زير سايه سنگين فعاليتهاي فرهنگي و هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مورد غفلت واقع شده بود… بنابراين پاسداري از ميراث تمدني و زمينهسازي براي بازديد بينالمللي از اين ميراث، ايجاب ميكرد تا يك سازمان جديد در سطح معاونت رياست جمهوري فراهم شود تا مسئوليتها و ماموريتهاي زمين مانده به اين سازمان واگذار شود.”
دز آن زمان، به نظر نمايندگان موافق تصويب لايحه، “تشكيل سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري يك وظيفه ملي، ديني و فرهنگي بود.”
موافقان تصويب لايحه بر اين عقيده بودند كه: “مگر ميشود براي فصل فرهنگ و هنر و گردشگري كه جزو موضوعات درجه اول هستند، يك سازمان درجه 3 بگذاريم، بايد متناسب با شان ميراث فرهنگي و نيازهاي گردشگري يك سازمان قوي با يك مديريت ممتاز در كشور ايجاد كنيم.”
موضوع ديگر اين است كه اين لايحه وقتي از طرف دولت به مجلس فرستاده شد با عنوان “سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري” بود ولي بعد از اين كه بحثهاي مفصلي در كميسيون مشترك بررسي لايحه صورت گرفت، نهايتا با دولت مشورت شد و دولت پيشنهاد تشكيل وزارت ميراث فرهنگي و گردشگري را مطرح كرد.
وزارت ميراث فرهنگي و گردشگري تشكيل نشد اما اكنون سازماني با نام “ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري وجود دارد كه با وجود نقصها، براي انجام ماموريتهايش تلاشهاي قابل توجهي انجام داده است و ميدهد.
سوال اين است كه آيا نسبت به هفت سال پيش، اهميت ميراث فرهنگي و گردشگري كم شده است كه دوباره قرار است اين سازمان نوپا را به سطح پايينتري انتقال دهيم؟ آيا امروز وظايف و فعاليتهاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كمتر از پيش شده است كه ميتواند سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري را زير پوشش بگيرد و در پيشبرد اهداف آن موثر واقع شود؟ آيا امروزه در ذهن مردم و نمايندگان مجلس، ميراث فرهنگي و گردشگري و صنايع دستي، ديگر جزو موضوعات درجه اول قلمداد نميشوند؟
و سخن آخر اينكه، آيا اين درست است در دنيايي كه مباحثي همچون ميراث جهاني (كه خود شامل ميراث طبيعي و ميراث فرهنگي و ميراث در خطر ميشود)، ميراث معنوي و حافظه جهاني براي اهميت دادن به ميراث بشري مطرح است و سفر كردن جزو حقوق بشر محسوب ميشود، ما به جاي اينكه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري را تا سطح وزارتخانه بالا ببريم، آن را ناديده بينگاريم و به سالهاي گذشته رجعت كنيم؟
آرش نورآقايي
دیدگاهها
سلام
مشابه این نقد قطعا این روزها هم جذابیت داره
اما واقعا وزارتخونه متولی مسئولیتهای بالاتر از یک سازمانه یا فقط جیب بزرگتری داره؟…
…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام. سپاس از ارائه نظر.